23.96M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپفوقویژه
قلمت بشکند تاریخ اگر ننویسی ..
🌹اگر از سردار بی سر و دست ننویسی
#سردار_دلها #حاج_قاسم_سلیمانی
🌺واقعا زیبا است
👌حتما ببینید
حرف دل همه .....تا آخر ببینید
🌅 پوستر اختصاصی | یلدا شده هجران تو آقا، برگرد
🔸آقا جان، در شب میلاد دخت مولایمان حضرت زینب سلامالله علیها، فراقت را یلدا گرفتیم. دستمان را بگیر تا مانند شهیدان حق، روز موعود شما را اقامه کنیم.
🔸 تهیه شده در گروه هنری مؤسسه مصاف
@Modafeaneharaam
🔴 یلدای فراق
در بلندترین شب سال برای بزرگترین آرزوی هستی دست به دعا برداریم و دلها را با نام و یاد مولایمان مهدی زهرا سلاماللهعلیهما زنده کنیم.
💠عزیزانی که تمایل دارند در این طرح شرکت کنند آنچه از اعمال زیر برایشان مقدور هست انجام دهند و محافلشان را با یاد حضرت مهدیعجلاللهتعالیفرجه زینت دهند
۱. یک مرتبه الهی عظم البلا
۲. چهارده مرتبه دعای سلامتی
۳.زیارت آلیس
۴.نماز استغاثه
۵.صدقه
۶.صلوات
👈برای شرکت در طرح"یلدای فراق" عبارت "یا مهدی" را به آیدی زیر در ایتا ارسال کنید
👇👇👇
@Mahdaviidea
🎁به رسم یاد بود هدیه ای ناقابل به قید قرعه تقدیم عزیزان خواهد شد.
#الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَالْفَـــرَج
هدایت شده از الحقنی بالصالحین«یرتجی»
#مراقبتهای_چله_بیست_هفتم
✅ صلوات خاصه حضرت زهرا سلام الله علیها به نیابت از سردار حاج قاسم سلیمانی
✅ خواندن زیارت عاشورا از طرف شهید آنروز به حضرت زینب سلام الله علیها
✅ خواندن وصیت نامه سردار که هر روز بخشی از آن گذاشته می شود
تطبیق گام دوم انقلاب با آیات قرآن
#مراقبتهای_عملی👇👇
✅ احسان والدین بیش از پیش ویژه👈 برای مجردها
✅ علاوه بر احسان والدین ، ( قاعده حسن التبعل )خوب شوهر داری کردن ویژه 👈 متاهلین
الحقنی بالصالحین«یرتجی»
#مراقبتهای_چله_بیست_هفتم ✅ صلوات خاصه حضرت زهرا سلام الله علیها به نیابت از سردار حاج قاسم سلیمانی
یازدهمین شب از 🌟💫چله ( بیست و هفتم ) 🌟💫 مهمان سفره شهید 🌷 مهدی عزیزی 🌷 هستیم.
خوابی که خبر از شهادت مهدی داد
دو روز مانده به شهادت مهدی عزیزی مادر بزرگش خوابی می بیند. وی در این خواب می بیند که از یک زیر زمین تاریک و غبار آلود آقایی نورانی بیرون آمد. از آن اقا پرسید که اینجا کجاست؟ وی پاسخ داد " آمده ام سرباز خسته دمشقم را ببرم "
این خواب دو روز بعد با خبر شهادت مهدی تعبیر شد و با صحنه هایی که خانواده شهید در معراج شهدا دیدند مطابقت پیدا کرد.
مادر شهید می گوید: صد در صد از راهی که انتخاب کردم راضی هستم و این باعث افتخار من است. اگر برای مهدی غیر از این پیش می آمد من باید شک می کردم. شهادت لیاقتش بود. مهدی حالت خاصی داشت. هیچ وقت نمی توانستم وی را با دل سیر نگاه کنم . برای همین هر وقت می آمد جلوی پایم می نشست سریع بلند می شدم یا می آمد جلویم می ایستاد سرم را پایین می انداختم گویی قلبم کنده می شد. این حالت را از کودکی نسبت به مهدی داشتم. هر وقت در نماز می نشست ساعت ها دست به دعا بود وگردنش کج. من میگفتم خدا من که نمی دانم این چه می خواهد هر چه می خواهد حاجت روایش کن.
یکم مهر 1361 ، دومین فرزند خانواده عزیزی به دنیا آمد. پسری زیبا و درشت اندام. پدرش نظامی بود و در شهرک توحید که مخصوص نظامی ها بود زندگی می کردند. کامش را با تربت سید الشهدا باز کردند. در آن ایام جنگ، مهدی یک بچه چند ماهه و پدرش دائم در مأموریت بود. می ترسیدم که نکند شاید نتوانم از مهدی نگهداری کنم ولی مثل اینکه مهدی شرایط را خیلی خوب درک کرده بود. در آغوشم که بود به من آرامش می داد. آنقدر ساکت و مظلوم بود که پدرش او را مظلوم مهدی صدا می زد.
سعیدم من، شهیدم من
آن روزها تلویزیون رزمنده ها و جنگ را خیلی نشان می داد. مهدی که تازه راه افتاده بود جلوی تلویزیون می ایستاد و می گفت: « سعیدم من، سعیدم من ..... » دقت کردم، دیدم منظورش(شهیدم من) است. سرودی که آن ایام از تلویزیون پخش می شد این بود: شهیدم من ... شهیدم من .... به کام خود رسیدم من ...
حالا که فکر می کنم، می بینم چقدر به هم نزدیک اند کلمات سعید و شهید. آیت الله حق شناس( رحمة الله علیه) یک روز با مهدی و چند نفر از بچه ها برای دیدن آیت الله حق شناس(ره) رفتیم. ایشان به مهدی نگاه معناداری کردند و گفتند: شما به این آقا مهدی خیلی احترام بگذارید ..... ما خیلی تعجب کردیم.
یک روز هم به اتفاق مهدی برای عیادت آیت الله حق شناس به بیمارستان رفتیم. یکی یکی برای دست بوسی به سمت ایشان می رفتیم. نوبت مهدی که رسید حاج آقا گریه کردند. باز هم ما تعجب کردیم. در مسیر برگشت به شوخی به مهدی گفتم: اهل سر بودی و ما نمی دانستیم ....! بعد از شهادتش همه یقین کردیم که واقعاً اهل سر بود.