بارزترین تفکّر شهید محمّد حسین فهمیده
بارزترین تفکّر محمّد حسین فهمیده، حفظ حجاب بود به ما که خواهرهای او بودیم با اینکه در دوران کودکی به سر می بردیم می گفت:باید در مقابل نامحرم چادر سر کنید.
حجاب را برای زن چادر می دانست . من کلاس اول دبستان را در شهر قم گذراندم که رژیم طاغوت حاکم بود و اوّلین روزی که به مدرسه می رفتم، روسری سرم گذاشتند و من را راهی مدرسه کردند. مدیر مدرسه روسری من را برداشت و به سطل آشغال انداخت. من بدون روسری به منزل برگشتم و روز بعد باز هم روسری سر من گذاشتند و من را راهی مدرسه کردند. مدیر، این بار با عصبانیّت، روسریم را برداشت. روز سوم که به مدرسه می آمدم ، محمّد حسین، با من به مدرسه آمد و همین که مدیر خواست روسری من را بر دارد، جلو آمد و گفت:به روسری خواهر من دست نزن.
مدیر با دیدن چهره ی جدّی محمّد حسین من را به کلاس فرستاد و بعد از آن با حجاب در مدرسه ظاهر می شدم.
روز هشتم آبان ۱۳۵۹ او به اتّفاق دوست شهیدش محمّد رضا شمس، در یک سنگر قرار داشتند. همان زمان عراقی ها به خرّمشهر حمله کرده و آن ها را محاصره می کنند. محمّد رضا شمس، زخمی می شود و محمّد حسین با سختی و زحمت زیاد، او را به پشت خط، می رساند و به سنگر خود بر می گردد و می بیند که تانک های عراقی به طرف رزمندگان اسلام هجوم آورده و در صدد محاصره و قتل عام آن ها هستند.
محمّد حسین، در حالی که تعدادی نارنجک به کمرخود بسته و در دستش گرفته بود، به طرف تانک ها حرکت می کند. تیری به پای او می خورد و از ناحیه ی پا مجروح می شود، امّا زخم گلوله، نمی تواند از اراده ی محکم و عزم پولادین او جلوگیری نماید. بدون هیچ دغدغه و تردیدی تصمیم خود را عملی می کند و از لا به لای امواج تیر که از هر سو به طرف او می آمد، خود را به تانک پیشرو می رساند و آن را منفجر می کند و خود نیز تکّه تکّه می شود.
افراد دشمن گمان می کنند که حمله ای از سوی نیروهای ایرانی صورت گرفته است، همگی روحیه ی خود را می بازند و با سرعت تانک ها را، رها کرده و فرار می کنند. در نتیجه، حلقه ی محاصره شکسته می شود و نیروهای کمکی هم می رسند و آن قسمت را از وجود متجاوزان پاک سازی می کنند.