شادی روح مطهر و علو درجات
شهید شیخ علی فومنی🌷
صلوات
🌺 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🌺
هدایت شده از دیدهبانهوشیار
امروز سالروز رحلت حضرت آیت الله امینی صاحب کتاب الغدیر است، روحش شاد، راهش مستدام باد
@didebanehoshyar
هدایت شده از دیدهبانهوشیار
علامه امینی رضوان الله تعالی علیه:
:
هرکس پس از صلوات بر پیامبر (اللهم صل علی محمد و آل محمد) با اخلاص ، برای سلامتی و تعجیل درظهورامام زمان (عج) دعا کند و عبارت ( عجل فرجهم ) را بگوید ، او را در ثواب نوشتن کتاب الغدیر شریک می نمایم
(یادنامه علامه امینی ص345)
@didebanehoshyar
@didebanehoshyar
هدایت شده از مهردین کانال ✓ 💎
در ایتا عکس استیکر کلیپ تبلیغات گسترده پروفایل مذهبی برای اهنگ پیج عاشقانه جدید شاد
♦#منافقین جلوی چشم مادر #سعید_نوری را به جرم دفاع از میهن در ماه #رمضان سال ۶۱ به رگبار بستند.
سعید نوری یکی از هزاران #شهید بزرگواریست که به دست منافقین مزدور مظلومانه به شهادت رسید
🆔 @didebann
هدایت شده از ذاکرین
🔆علامه امینی (قده)
🔅مرحوم حجة الاسلام دكتر محمّد هادى امينى فرزند علاّمه امينى رحمه الله نقل مى كند: وقتى پدرم را دفن كرديم مرحوم علاّمه بحرالعلوم آمد و به من تسليت گفت و معانقه نمود.سپس فرمود:
🌕((من در اين فكر بودم ببينم مولا اميرالمؤ منين عليه السلام چه مرحمتى در مقابل زحمات و خدمات مرحوم امينى مى نمايند.
در عالم خواب ديدم : حوضى است آقا اميرالمؤ منان عليه السلام بر لب آن ايستاده اند. افراد مى آيند و مولا از آن حوض آب به آنها مى دهند.
گفتند: اين حوض كوثر است .
◀️در اين حال آقاى امينى به نزديك حوض رسيدن ظرف را گذاشتند، آستينها را بالا زده و دستان مباركشان را پر از آب كردند و به علامه آب خورانيدند و خطاب به او فرمودند:
بَيّضَ اللّه وَجهك كما بَيَّضت وجهى (پروردگار رو سفيد كند تو را كما اينكه مرا رو سفيد كرد)).
🌕مولا در اين عبارت دو حقيقت را بيان كردند.
🔅علامه نسبت به حضرات معصومين عليهم السلام بسيار ادب داشت . وقتى وارد حرم مطّهر حضرت امير عليه السلام مى شد از پايين به بالاى سر نمى رفت. روبروى حضرت مى ايستاد و گريه شديدى مى نمود.
⏺خود ايشان به من فرمودند: ((از آن وقتى كه در نجف هستم از سمت بالاى سر حرم نرفته ام .)) از پايين وارد شده و از همان سمت خارج مى شدند.
احياگر حماسه غدير: ص ۶۰
❤️ @zakerin1
سلام علیکم
اعمال امروزمان را از طرف عالم شهید🌷
سید حسین بحرالعلوم رشتی🌷
تقدیم می کنیم به ساحت مقدس آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام
«آیت الله سید حسین بحرالعلوم» معروف به «حاجی آقامیر بحرالعلوم رشتی» بود. پدرش حاج میرعبدالباقی ملقب به «شریف العلمای رشتی» بود. شرف العلما از علمای نامی عصر خویش و معروف به «حجه الاسلام» بود. او به نجف اشرف هجرت کرده تحصیلاتش را نزد شیخ حسن کاشف الغطاء و مؤلف «جواهر» و دیگر استادان بکمال رسانده و اجازه نامه دریافت داشته بود و در شهر قم درگذشت. همسرش دختر فقیه عالیمقام سیدعلی آل بحرالعلوم ـ نویسنده کتاب البرهان القاطع ـ بود. از این وصلت فرخنده، سید حسین در نجف اشرف حوالی سال ۱۲۶۷ق به دنیا آمد، و لقب بحرالعلوم را به همین مناسبت گرفت. نامش سید حسین بحرالعلوم بود ولی در گیلان به حاج آقا میر بحرالعلوم رشتی مشهور بود. در کودکی همراه پدر به رشت رفت.
تحصیل
در حدود سال ۱۲۸۱ه به نجف اشرف برگشت و با دختر سیدحسین بحرالعلوم ازدواج کرد. دروس مقدمات حوزوی را نزد استاد خراسانی آموخت و دروس عالی را در خدمت میرزا حبیب الله رشتی و شیخ هادی تهرانی به اتمام رسانید .
بازگشت به وطن
خودش رهبری معنوی و پیشوایی علوی بود که از هر خرمن فضیلت دسته گلی چیده بود و علم و عمل را مقرون داشت و از علم و ادب نصیبی تمام. در سال ۱۳۱۱ق به رشت برگشت در حالی که در همه رشته های علوم دینی استاد گشته و بسیاری از تقریرات درس استادش را بر نوشته بود. در آنجا رهبری مذهبی مردم را به دست گرفت و هیچ گاه حق را بر ناروا و ناراستی ترجیح نداد و به جای دین و یقین بیراهه باطل برنگزید.
مشروطه
او نماینده علمای گیلان در مجلس دوره اول شورای ملی بود. برای انتخاب نماینده روحانیون رشت، علماء در منزل شریف العلماء جمع شدند، آقامیر بحرالعلوم را انتخاب نمودند. این انتخاب مورد اعتراض عده ای از طلاب قرار گرفت. آنان معتقد بودند که این انتخابات از روی نظامنامه مجلس صورت نگرفته است. این موضوع توسط میرزا صالح خان آصف الدوله حاکم رشت به مجلس گزارش شد. گزارش مغرضانه آصف الدله باعث شد که در تهران برای حاجی بحرالعلوم مشکلاتی ایجاد شود.
نمایندگان مجلس پیشنهاد دادند که چگونگی امر انتخاب وی از حاجی ملامحمد خمامی روحانی متنفذ گیلان سوال شود و سید محمد طباطبایی در جواب پاسخ داد که «بدواً» نوشته شده و بعضی جواب دادند که انتخاب او بر خلاف نظامنامه است. علمای گیلان در تلگرافی به سید محمد طباطبایی و سید عبدالله بهبهانی، انتخاب آقامیر بحرالعلوم رشتی را تأیید نمودند. از امضاکنندگان این تلگراف حاجی ملامحمد خمامی و امام جمعه بودند.
بحرالعلوم ۱۵ ذیقعده ۱۳۲۴ هـ.ق به رغم وجود مخالفت های مردم شبانه به تهران حرکت نمود و ۱۸ ذیقعده ۱۳۲۴ به مجلس شورای ملی رفت و اعتبارنامه اش تأیید شد.
در صفر ۱۳۲۵ هـ.ق ملامحمد خمامی و عده دیگر از علماء به علامت نارضایتی از عملکرد انجمن رشت و مخالفت با مشروطیت، از رشت خارج شد و در صحرای ناصریه چادر زد. در تلگرافی به مجلس اعلام کرد که «تا از طرف دولت و مجلس تکلیفی برای انجمن های رشت معین نشود به شهر باز نخواهد گشت» مجلس شورای ملی در تلگرافی از او تقاضای همراهی با مشروطه را نمود و قول رسیدگی و اعزام مأمور را داد.
در همین زمان مشخص شد که حاجی آقامیر بحرالعلوم رشتی تلگرافی به یکی دیگر از روحانیون همراه ملامحمد خمامی، آقا سیدمحمد زده است به این شرح: «حرکت حجت الاسلام به موقع مراجعت صحیح نیست گوش به آن تلگراف نفرمایید. تلگراف به مجلس که تمام انجمن های رشت موقوف و دو نفر مفسد ]سیدعبدالله بهبهانی و سیدمحمد طباطبایی[ از طهران خارج نتیجه گرفته می شود و بهتر این است».
این مسأله باعث خشم دیگر نمایندگان مجلس شد و در نتیجه در ۴ ربیع الاول ۱۳۲۵ هـ.ق با ورود بحرالعلوم به جلسه مجلس، هشت تن از نمایندگان به اعتراض از مجلس خارج شدند و نایب رییس وقت، وثوق الدوله از بحرالعلوم خواست تا به اتاق دیگری برود تا به این موضوع رسیدگی شود
با خروج بحرالعلوم نمایندگان معترض بازگشتند. عده ای از وکلای دیگر به این حرکت خروج نمایندگان اعتراض نمودند و عقیده داشتند که بهتر بود مجلس به بحرالعلوم اخطاری می داد که تا زمانی که صحت این تلگراف مشخص نشده و مجلس به آن رسیدگی نکرده است از آمدن به مجلس بپرهیزد.
سید محمد طباطبایی نیز پس از گفت وگو با بحرالعلوم اعلام کرد که او خود به صحت این تلگراف اقرار کرده است. عده ای از نمایندگان خواستار اخراج او از مجلس شدند ولی ترتیب اثری داده نشد.
آقامیر بحرالعلوم رشتی به گروه مشروعه خواه پیوست. در شوال ۱۳۲۶ هـ.ق او به همراه چند روحانی دیگر به عتبات رفتند. یکی از همراهان وی آقاشیخ ضیاء فرزند شیخ فضل الله نوری بود. این سفر وی این گونه تعبیر شد که بنا به دستور محمد علی شاه به عتبات رفته است تا همراهی مراجع تقلید را با شاه جلب کند.
شهادت
در رمضان ۱۳۲۶ حاج میرزاحسین حاجی میرزا خلیل برای اعتکاف به مسجد سهله در نجف رفت. حاجی آقامیر بحرالعلوم رشتی نیز به همراه یاران خود برای ملاقات با وی به این مسجد رفتند. هم زمان با حضور حاجی آقامیر رشتی در مسجد سهله بود که حاجی میرزاحسین حاجی میرزا خلیل درگذشت.
شایعه مسموم شدن وی توسط آقامیررشتی بحرالعلوم پخش شد. این شایعه دشمنی مشروطه خواهان را نسبت به وی تشدید نمود، تا این که قزوین در ۱۴ ربیع الثانی ۱۳۲۶ هـ.ق توسط مشروطه خواهان تصرف شد. اولین اقدام مشروطه خواهان قلع و قمع مخالفان بود.
حاجی آقامیر بحرالعلوم رشتی و پسر بزرگش سید جواد نیز از عتبات بازگشته بودند و در قزوین بودند. آنان توسط گروه مشروطه خواه در ۱۸ ربیع الثانی ۱۳۲۷ق (مصادف با اردیبهشت ۱۲۸۸ ش) دستگیر و در عمارت رکنی تیرباران کردند و در همانجا به خاک سپرده شدند. بعد معلوم شد که این شایعه هیچ اساسی نداشته است. مزارحاجی میر بحرالعلوم هم اکنون در آن منطقه معروف است.
فرزندی دیگر و مجاهدی دیگر
آیت الله بحرالعلوم یک پسر دیگر به نام «سید حسن» نیز داشت که سالها بعد در دهه ۴۰ تا پیروزی انقلاب اسلامی این پسر جزء علمای طراز اول گیلان به حساب می آمد. در نهضت امام خمینی در سال ۱۳۴۲ نیز از طرفداران پروپا قرص امام خمینی بود که در اعتراض به دستگیری امام خمینی دستگیر و مدتها در زندان های رژیم به سر برد.
—————————————
اشاره: علامه عبالحسین امینی صاحب کتاب وزین الغدیر در پایان عمر با رکت خود کتابی با عنوان «شهداء الفضیلت» نگاشت. این کتاب سرگذشت ۱۳۰ تن از فقهای شیعه در طول تاریخ است که به شهادت رسیده اند. در این کتاب زندگینامه آیت الله سید حسین بحرالعلوم رشتی و شهادت ایشان در قضیه مشروطه را نقل کرده است.