🌹نماز شب بیست و دوم #ماه_شعبان
🌱رسول خدا صلیاللهعلیهوآله
فرمودند :
🔷کسی که در شب بیست و دوم ماه شعبان 2 رکعت نماز بگزارد که در
هر رکعتی سوره های حمد و جحد ( کافرون ) را 1 بار و اخلاص را 15 بار بخواند
🔶خداوند تعالی نام او را در نام های
راستگویان می نویسد و در روز قیامت با گروه مرسلین می آید در حالی که او در پوشش خداوند تعالی است
📕 اقبال الاعمال سید ابن طاووس جلد دوم ص 946 ترجمه محمد روحی
13.78M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞این نماهنگ زیبا تقدیم به همه سربازان گمنام امام زمان (عج) ♥️
#گاندو🇮🇷
#نهبهتوقفگاندو
هدایت شده از الحقنی بالصالحین«یرتجی»
✨ا ﷽ ا✨
#چله_بیستونهم
جوانان انقلابی ؛ یاران مهدی عج
مراقبتهای معنوی 👇👇
تلاوت قرآن و ذکر هدیه به شهدای روز
درماه شعبان 👈 مناجات شعبانیه
درماه رمضان 👈 دعای افتتاح و ابوحمزه ثمالی
✅ مرور ویژگیهای جوانان انقلابی و مطالبات حضرت آقا از جوانان
الحقنی بالصالحین«یرتجی»
✨ا ﷽ ا✨ #چله_بیستونهم جوانان انقلابی ؛ یاران مهدی عج مراقبتهای معنوی 👇👇 تلاوت قرآن و ذکر هدیه
دوازدهمین روز از 🌟💫چله ( بیست و نهم) 🌟💫 مهمان سفره شهید 🌷 امید اکبری 🌷 هستیم.
شهید امید اکبری یکی از شهدای حادثه تروریستی سیستان و بلوچستان است که چهره و صدای او برای بسیاری از اهالی اصفهان آشنا است...
خادم الحسین ، ذاکر اهل بیت و ذاکر هیئت فدائیان حسین اصفهان بود که همراه رفیقانش در ۲۴ بهمن ۱۳۹۷ دو روز بعد از چهل سالگی انقلاب غریبانه در جاده خاش_زاهدان پر کشید و جزء اولین شهدای چلّه ی دوم انقلاب نام گرفت.
میگن رفیق شهید شهیدت میکنه..🤔
با دیدن این عکس فهمیدم واقعا اینجوریه😊
اگه با یکی خیلی مانوس بشی همه چیزت شبیهش میشه🙃
حتی مدل مو و لباسات..⚘
حالا چه برسه به مدل مرگ و سعادت..🌷
چه برسه به شهادت..😢😭
#رفیق_شهیدم
11.33M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 #کلیپ/ به مناسبت سالگرد شهید امید اکبری
امید بود...
و شهادت، امید هر روزش....
پدر شهید: در سپاه که استخدام شد برای برگزاری یک روضه در دهه فاطمیه به نزد من آمد و اجازه خواست تا خانه را با کمک بچههای مسجد برای این کار آماده کند و من و مادرش هم بلافاصله استقبال کردیم، چند روزی گذشت، اما خبری از بچه های مسجد که قرار بود بیایند و منزل را برای برگزاری روضه آماده کنند نشد! به امید گفتم امید جان مشکلی هست با صدای مظلومانه اش آرام در گوشم و بدون آنکه مادرش بفهمد گفت: نمی توانم هزینه روضه را بدهم پول زیادی جمع نکرده ام.
پدر شهید ادامه می دهد: آن زمان از این کارت های عابر که با آن پول دریافت می کردند، نیامده بود و من دفترچه حسابم را به امید دادم تا صبح روز بعد برای گرفتن پول به بانک برود.
علاقه امید به من و مادرش باعث می شد تا همیشه با ما با احترام و ادب رفتار کند و نه تنها خودش به ما احترام می گذاشت، بلکه به برادرش هم توصیه می کرد که مبادا پدر و مادر از دست ما رنجیده شوند، همیشه با بچه های فامیل بازی می کرد و بچه ها با دیدنش متوجه می شدند که یک بازی دیگر با عمو امید به زودی آغاز می شود...