eitaa logo
الحقنی بالصالحین«یرتجی»
2.7هزار دنبال‌کننده
20هزار عکس
10.4هزار ویدیو
259 فایل
انس با شهداء برای همنشینی با امام زمان«ع» ومرافقةالشهداء من خلصائک اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفِیقَ الشَّهادَةِ فِی سَبِیلِکَ تَحْتَ رایَةِ وَلِیِّکَ الْمَهْدِیّ(عجل الله) السلام علیک یا من بزیارته ثواب زیارت سیدالشهداء یرتجی
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام علیکم اعمال امروزمان را از طرف عالم شهید🌷 شهید شیخ فضل الله نوری🌷 تقدیم می کنیم به ساحت مقدس آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام
نام کاملفضل الله نوري زادروزدوم ذي الحجه سال 1259 قمری زادگاهروستاي «له شک» در منطقه کجور مازندران وفاتسیزده رجب 1327 قمری مدفنقم، یکی از اتاق‌های صحن مطهر حرم حضرت معصومه علیهاالسلام اساتید میرزای شیرازی بزرگ، میرزا حبیب الله رشتی، شیخ راضی شاگردان حاج شیخ عبدالكریم حائری، حاج آقا حسین قمی، سید محمود مرعشی،...
ولادت[ویرایش] شيخ فضل الله نوري روز دوم ذي الحجه سال 1259 (هـ. ق) در روستاي «له شک» در منطقه کجور مازندران چشم به جهان گشود.[۲] وی فرزند ملا عباس کجوری از روحانيان صالح و معتمد آن روزگار بود. تحصیلات[ویرایش] فضل‌الله پس از پشت سر گذاشتن دوران كودكی به تحصیل علوم اسلامی روی آورد. تحصیلات ابتدایی را در «بَلَده» (مركز منطقه نور) آغاز كرد.[۳] پس از آن به تهران مهاجرت كرد و تحصیلات خویش را تا پایان دوره سطح در آن جا ادامه داد. اساتید[ویرایش] وی برای تكمیل دانش خویش به نجف هجرت كرد و نزد استادان بزرگ حوزه نجف میرزا حبیب الله رشتی و شیخ راضی به تحصیل پرداخت و بعد از مدتی در درس میرزای شیرازی بزرگ شركت كرد. با هجرت میرزای شیرازی به سامرا وی نیز حوزه نجف را رها كرد و راهی سامرا شد. حضور مستمر در درس میرزای بزرگ و هشت سال حضور در درس شیخ راضی و میرزا حبیب الله رشتی به همراه پشتكار و مداومت در درس و تحصیل، از شیخ فضل الله مجتهدی برجسته و فقیهی نامدار ساخت. شاگردان[ویرایش] از چنین حوزه تعلیم و تدریسی شخصیت های بزرگواری برخاسته‌اند، از آن جمله‌اند: حاج شیخ عبدالكریم حائری مؤسس حوزه علمیه قم، حاج آقا حسین قمی، آقا سید محمود مرعشی (پدر آیت الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی، سید اسماعیل مرعشی، ملا علی مدرس، میرزا ابوالقاسم قمی، شیخ حسن تهرانی، علامه محمد قزوینی و...[۱۳] آثار[ویرایش] شیخ فضل الله علاوه بر فعالیت‌های اجتمای و سیاسی و تدریس و تبلیغ دارای آثار علمی ارزنده‌ی است كه برخی را تألیف كرده و بر بعضی كتاب‌ها شرح و توضیح نوشته است، قسمتی از این آثار عبارتند از: رساله منظوم فقهی «الدرر التنظیم» به عربی. بیاض (كتاب دعا). رساله فقهی فی قاعده ضمان الید. رساله فی المشتق. صحیفه قائمیه (صحیفه مهدویه). ضمایمی بر كتاب تحفه الزائر از مرحوم مجلسی (در پایان كتاب). اقبال سید بن طاووس با توضیحات شیخ. رساله تحریم استطراق حاجیان از راه جبل به مكه معظمه. روزنامه شیخ (لوایح آقا شیخ فضل‌الله). تحریم مشروطیت. حاشیه بر كتاب شواهد الرُّبوبیه ملاصدرا. حاشیه بر كتاب فرائد الاصول شیخ انصاری.[۱
بازگشت به تهران[ویرایش] موقعیت حساس سیاسی و اجتماعی ایران موجب شد تا شیخ فضل‌الله با اشاره میرزای شیرازی و برای هدایت و پیشوایی جامعه ایران در سال 1303 ق. روانه تهران شود.[۱۵] شیخ فضل‌الله پس از مهاجرت به تهران، با اقامه جماعت و تألیف و تدریس علوم اسلامی و حوزوی پرداخت. مهارت او در فقه و اصول و سایر علوم اسلامی و شناختش از مسائل روز جامعه موجب شد تا خیلی زود مورد استقبال و توجه طلاب و روحانیان قرار گیرد. «مجلس درس شیخ در تهران دارای اعتبار و اهمیت فوق‌العاده بود و بسیاری از روحانیان به شركت در درس او مباهات داشتند و مجتهدان بسیاری در حوزه درس او حاضر و اغلب علمای تهران از افادات علمی او بهره‌ می‌بردند».[۱۶] در نهضت تنباكو[ویرایش] شیخ فضل‌الله در نهضت تنباكو كه نخستین قیام فراگیر به رهبری روحانیت بود، نقش فعالی داشت. او نخستین عالمی بود كه به حمایت از میرزای آشتیانی برخاست.[۱۷] وی به عنوان نماینده میرزای شیرازی در تهران مورد توجه مردم و روحانیان بود. به طوری كه پس از لغو قرارداد تا وقتی كه میرزای شیرازی به وسیله شیخ فضل‌الله از لغو قرارداد اطمینان حاصل نكرد، حكم حرمت استعمال توتون و تنباكو را لغو ننمود.[
آخرین روزها[ویرایش] مشروطه‌خواهان پس از برقراری حكومت به تصفیه حساب با مخالفان مشروطه پرداختند. طرفداران استبداد یعنی شاه و درباریان وحشت زده هر كدام به جایی پناه بردند. اما مشروطه مشروعه به رهبری شیخ فضل‌الله چون كوه مقاوم و استوار بودند. پیشنهادهای مختلفی به شیخ فضل‌الله رسید تا به جایی پناهنده شود. سعدالدوله برای او پیام فرستاد كه با وزیر مختار روس و انگلیس گفتگو كردم و برای شما جای مناسبی در سفارتخانه تهیه كرده‌ام تا از خطر محفوظ باشید. یاران شیخ فضل الله خوشحال شدند اما شیخ بدون عكس العمل در مقابل این پیام «لاحول و لاقوه الاّ بالله» می‌گفت.[۳۰] پیشنهاد شد كه اجازه بدهید پرچم هلند را كه كشور بی‌طرفی است بر بام خانه نصب كنیم تا در امان باشید. شیخ با تبسمی استهزا گونه فرمودند: باید پرچم ما را روی سفارتخانه بیگانه نصب كنند. چطور ممكن است كه صاحب شریعت به من كه از مبلغین احكام هستم اجازه فرماید، پناهنده به خارج از شریعت شوم.[۳۱] وی در پاسخ پیشنهاد دیگری این چنین فرمود: آیا رواست كه من پس از هفتاد سال كه محاسنم را برای اسلام سفید كرده‌ام حالا بیایم و زیر پرچم بیگانه بروم! سرانجام مشروطه طلبان برای انتقام از شیخ فضل‌الله به منزل وی حمله كردند و شیخ را به شهربانی بردند. شیخ فضل‌الله چند روزی در شهربانی بود و در روز سیزدهم رجب برای محاكمه او را به عمارت گلستان بردند. «مدیر نظام نوابی» از مأموران شهربانی و از محافظان شیخ فضل‌الله ماجرای محاكمه شیخ را این گونه نقل می‌كند. اعضای دادگاه شش نفر بودند كه مقابل آقا روی نیمكت نشستند. شیخ ابراهیم زنجانی به عنوان دادستان دادگاه از آقا سئوال می‌كرد. او در موقع محاكمه به آقا حمله و بی‌احترامی می‌كرد و یك بار نیز گفت: شیخ! من از تو عالمترم. از مخارج تحصن سؤال شد و آقا برایشان توضیح داد و گفت دیگر پول نداشتیم وگرنه ادامه می‌دادیم. در بین محاكمه آقا اجازه نماز خواندن خواست و آن ها هم اجازه دادند. آقا عبایش را همان نزدیكی روی كف تالار پهن كرد و نماز ظهرش را خواند. اما اجازه ندادند كه نماز عصرش را هم بخواند. دوباره از تحصن سؤال كردند. در بین محاكمه یپرم‌خان از در پایین آهسته وارد تالار شد و پشت سر آقا روی صندلی نشست. آقا متوجه او نشد. ولی چند دقیقه‌ای كه گذشت حادثه‌ای پیش آمد كه وضع تالار تغییر كرد. من در این وقت از آقا قدرت و شجاعتی دیدم كه در تمام عمر ندیده بودم و آن وقتی بود كه آقا از افراد محاكمه كننده پرسید: «یپرم» كدامیك از شما هستید؟ همه به احترام یپرم از سر جایشان بلند شدند و یكی از آن ها با احترام «یپرم» را كه پشت سر آقا نشسته بود نشان داد و گفت یپرم خان ایشان هستند! آقا همان طور كه روی صندلی نشسته بود و دو دستش را روی عصا تكیه داده بود به طرف چپ نصفه دوری زد و سرش را برگرداند و با حالت خشم و تندی گفت: یپرم تویی؟ یپرم گفت بله و بلافاصله گفت: شیخ فضل‌الله تویی؟ آقا جواب داد: بله منم! یپرم گفت: تو بودی كه مشروطه را حرام كردی؟ آقا جواب داد: بله من بودم و تا ابدالدهر هم حرام خواهد بود. مؤسسان این مشروطه همه بی‌دین هستند و مردم را فریب داده‌اند. پس از آن رویش را برگرداند. در آن موقع كه این كلمات با هیبت مخصوصی از دهان آقا بیرون می‌آمد نفس از در و دیوار بیرون نمی‌آمد و همه ساكت و سراپا گوش بودند. تماشاچیان حاضر در تالار وحشت كرده بودند. من می‌لرزیدم و با خود می‌گفتم این چه كار خطرناكی است كه آقا در این موقع انجام می‌دهد! یپرم رئیس شهربانی و فرمانده نیروهای انتظامی است. موضوع محاكمه شیخ فضل‌الله همین چند سؤال پیرامون تحصن بود.
شهادت[ویرایش] بساز دار و مقدمات اعدام از شب قبل در میدان توپخانه فراهم شده بود. هنگامی كه آقا به طرف میدان توپخانه می‌رفت نگاهی به جمعیت و بعد رو به آسمان كرد و گفت: «أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَی اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ».[۳۲] دست حق در دست می‌آمد روان بر پای دارتا بلندآوازه سازد بعد از این آوای دار                        آنكه در آیینه اندیشه می‌بیند خدایكی كند اندیشه از رنج توانفرسای دار میدان توپخانه از جمعیت موج می‌زد. نیروهای دولتی مردم را كنار می‌زدند تا راه باز شود. در این لحظه آقا به عقب برگشت و در میان جمعیت خادم باوفایش را دید و گفت نادعلی! او هم بلافاصله خود را به آقا رساند. مردم همه سراپا گوش بودند. می‌خواستند بدانند او در لحظه آخر چه كاری دارد. در این وقت آقا دست در جیب كرد و كیسه‌ای بیرون آورد و به نادعلی داد و گفت این مُهرها را خُرد كن. او در این لحظه حساس هم دوراندیش و تیزهوش است و برای این كه پس از مرگش مشروطه طلبان سندسازی نكنند و از مهرها سوء استفاده نكنند، دستور خُردكردن آن ها را داده است. پس از آن آقا را روی چهارپایه قرار دادند و او از آن جا آخرین سخنان خویش را بیان كرد. سخنان او تأكیدی بر موضع اصولی و مكتبی گذشته‌اش بود. وی خطاب به جمعیت تماشاچی فرمود: خدایا! تو خودت شاهد باش كه من برای این مردم به قرآن تو قسم یاد كردم. خدایا! تو خودت شاهد باش كه در این دم آخر باز هم به این مردم می‌گویم كه مؤسسان این اساس بی‌دین هستند و مردم را فریب داده‌اند. این اساس مخالف اسلام است. محاكمه من و شما بماند پیش پیامبر اسلام. او با وجود ضعف و پیری و بیماری آخرین سخنان خویش را با شجاعت و شهامت كم‌نظیری بیان كرد و تنها ایمان و عشق به یك هدف مقدس است كه موجب می‌شود شخصی این چنین در مقابل مرگ و شهادت ایستادگی كند. او در پای دار چنان شجاع بود كه گویی دار از هیبت و عظمت او می‌لرزید.[ قبل از این كه ریسمان دار را به گردن وی بیندازند یكی از مشروطه‌خواهان برای او پیغام آورد كه شما مشروطه را امضا كنید و خود را از كشتن رها سازید! شیخ فضل الله گفت: من دیشب پیامبر صلی الله علیه و آله را در خواب دیدم و به من فرمود كه فردا شب مهمان من هستی و من چنین امضایی نخواهم كرد.[۳۵] و بعد از چند لحظه طناب دار را به گردن او انداختند و چهارپایه را از زیر پای وی عقب راندند و طناب را بالا كشیدند. در پای دار مشروطه طلبان شادی می‌كردند. شیخ فضل‌الله در راه حمایت از شریعت، سر و جان فدا كرد. او با شهادت خویش درس سرافرازی و جانبازی را تعلیم داد. پس از شهادت[ویرایش] پس از اعدام جسد شیخ شهید را به حیاط شهربانی منتقل كردند و در وسط حیاط بر روی یك نیمكت قرار دادند. مشروطه طلبان و دیگر افرادی كه نسبت به دین كینه و عداوت داشتند به جسد نیز حمله كردند. نیروهای مسلح با قنداق تفنگ، دیگران با لگد و... به طوری كه خونابه از جسد سرازیر شد. ابتدا از تحویل جسد به خانواده شیخ جلوگیری كردند و بعد از مدتی جسد را تحویل خانواده وی دادند. آنان نیز جسد را در خانه مخفی كرده، پس از حدود هیجده ماه آن را به قم بردند و در یكی از اتاق‌های صحن مطهر حرم حضرت معصومه علیهاالسلام به خاك سپردند. اعدام شیخ شهید نقاب از چهره مدعیان دروغین آزادی و عدالت برداشت و مردم فهمیدند كه مشروطیت سرابی بیش نبوده است. كم‌كم روحانیان دیگر نیز از مجلس و دولت كنار گذاشته شدند و زمینه جدایی دین از سیاست فراهم شد. آیات عظام نایینی، آخوند خراسانی، طباطبایی، بهبهانی و طباطبایی یزدی همگی از شهادت شیخ فضل‌الله متأثر شدند و دریافتند كه واقعیت‌های تلخی در پشت ظواهر فریبنده پنهان بوده است. اما دیگر دیر شده بود.
امام خمینی و مشروطیت[ویرایش] حضرت امام خمینی با تأیید نظر شیخ شهید در مورد مشروطه مشروعه و تجلیل از تلاش او در راه تصویب قانون اساسی موافق با قوانین اسلامی، انحراف نهضت مشروطیت از مسیر صحیح و اعدام شیخ شهید را كار بیگانگان و عمال داخلی آن ها می‌دانست كه به موجب ترس از قدرت اسلام و روحانیان به این كار دست زدند. او در این مورد فرمود: «لكن راجع به همین مشروطه و این كه مرحوم شیخ فضل الله رَحِمهُ الله ایستاد كه مشروطه باید مشروعه باشد، باید قوانین موافق اسلام باشد، در همان وقت كه ایشان این امر را فرمود و متمم قانون اساسی هم از كوشش ایشان بود، مخالفین، خارجی‌ها كه یك همچو قدرتی را در روحانیت می‌دیدند، كاری كردند در ایران كه شیخ فضل‌الله مجاهد مجتهد دارای مقامات عالیه را، یك دادگاه درست كردند و یك نفر منحرف روحانی نما او را محاكمه كرد و در میدان توپخانه شیخ فضل‌الله را در حضور جمعیت به دار كشیدند».[
شادی روح مطهر و علو درجات شهید شیخ فضل الله نوری🌷 صلوات 🌺 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🌺
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام علیکم اعمال امروزمان را از طرف عالم شهید🌷 شهید محمد مفتح🌷 تقدیم می کنیم به محضر آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام