علی رغم اینکه درسش خوب بود تا دیپلم بیشتر ادامه نداد چون جنگ شروع شده بود دانشگاه هم قبول شد اما نرفت. خاله اش آمد خانه ما و با مادرش چمدان غلامعلی را بستند تا راهی دانشگاه شود ولی او نپذیرفت و می گفت: تا جنگ است وظیفه ما جنگیدن است! بسیار هم مطالعه می کرد، از مطالعات مذهبی گرفته تا مطالعه درباره کار تخصصی در جبهه یعنی فیلم برداری و عکس برداری حرفه ای، کتابخانه اش پر از کتابهای مختلف بود.
(راوی: خانواده شهید)
بعد از عملیات والفجر مقدماتی بود که در خواب دیدم در کنار رودخانه ای هستم و همه در حال شنا می باشند ناگهان آب غلامعلی را با خود برد. فریاد کمک سر می دادم که دیدم مرد بلند قامتی از میان آب پسرم را بیرون آورد و محکم با سر در مقابل من به زمین کوبید که من ناراحت شدم و گفتم: حالا که او را نجات دادی چرا او را با سر به زمین کوبیدی؟ صبح خبر شهادت او به ما رسید ولی من بر اساس خوابی که دیده بودم می دانستم که او زنده است، پس از چند روز به ما اطلاع دادند که او در تهران در بیمارستان پارس بستری شده و از ناحیه سر به شدت مجروح شده بود بطوری تا چند روز قدرت تکلم و تحرک خود را از دست داده بود.
(راوی: مادر شهید)
شهید زنده
در چند روزی که در بیمارستان بستری بود چند بار برای تکمیل فرم و تشکیل پرونده جانبازی به ما مراجعه کردند اما غلامعلی زیر بار نمی رفت و علی رغم اینکه به سختی می توانست سخن بگوید به ما و آنها فهماند که اجازه تشکیل پرونده ندارید، حالش که بهتر شد دوباره راهی جبهه شد هم ما و هم دوستانش به او می گفتیم که تو شهید زنده ای لازم نیست جبهه بیایی اما گوشش به این حرفها بدهکار نبود.
(راوی: خانواده شهید)
پس از تولد اولین فرزندمان پدرش عکس او را با قیچی بریده بود تا در کیف جیبی اش جا بگیرد و مدت ها این عکس را همراه خود داشت تا اینکه اندکی قبل از شهادت عکس را از جیبش در آورده و در کمد منزل قرار داده، خیلی حساس نشدم که علت این کار او چیست؟ تا اینکه چند روز بعد خبر شهادتش را برای ما آوردند، و من متوجه شدم که علت این کار او چه بوده است.
(راوی: همسر شهید)
از همسرش تشکر میکرد
غلامعلی مهربان بود و هر دو سه هفته یک بار برای دیدار خانواده از جبهه میآمد، هر بار که به خانه میرسید، پس از سلام و احوال پرسی میگفت: «اجرتان با امام حسین» حتی فرصت نمیداد تا به او خسته نباشی بگوییم. با گفتن این جمله گویی تحمل رنج و سختی دوری او بر ما آسانتر میشد.
راوی: همسر شهید
کلافه شده بودم که چطور او را دور از خط نگه دارم، تا قرار شد برای کاری به خرمشهر برویم و برگردیم، سه نفر جلو و بقیه عقب وانت نشستند. برای رفتن غلامعلی جلو نشست و برای برگشت هنگام غروب من جلو نشستم و به او گفتم بیا جلو، گفت:نوبت من است عقب بنشینم گفتم: بیا با تو کار دارم. تقریبا تمام مسیر خرمشهر تا پادگان حمید با هم صحبت کردیم ۷،۸ کیلومتر مانده به محل استقرارمان گفت: صبر کن من می روم عقب. گفتم:رسیدیم، نمی خواهد. گفت:نه اینطور درست نیست نوبت من است که عقب بنشینم، رفت و عقب نشست. رادیو را روشن کردم نزدیک اذان عربستان بود داشتم رادیو را گوش می کردم و سرم پایین بود، یکدفعه صدای مهیبی بلند شد، نگاه کردم، سقف ماشین پرتاب شده بود، راننده هم زخمی بود فرمان را از دستش گرفتم و گفتم: اگر میشنوی پایت را روی ترمز بگذار، آرام ماشین را کنار زدم، سریع به عقب رفتم تا ببینم حال مهران زاده چطور است، دیدم جای جراحت قبلی سرش به لبه ماشین خورده و کف ماشین افتاده، خودم هم بیحال شدم، بیش از ده ساعت بیهوش بود و در همان حالت به شهادت رسید.
قسمتی از دستنوشته شهید مهران زاده:
زندگی در اسلام هدف دارد، این نیست که فقط خوردن و زندگی را گذراندن باشد بلکه این است که انسان به کمال برسد و بتواند مسئولیت خود را که همان خلیفه الله شدن در این دنیا و پیش خدا جا داشتن در آن دنیا را انجام دهد.
2.98M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸 یکی از بهـترین دعـاها و هـدیهها بـرای
اهلبیـت (علیهمالسلام) و امـوات ...
#یاد_اموات
25.43M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 اسوه خوبان
▫️ اگر فضیلتی برای #فاطمه_معصومه_سلام_الله_علیها ذکر شد، ما هم می توانیم و هم #موظفیم که این راه را طی کنیم. آن وقت زیارت کردن این بی بی به این معناست که از خدا بخواهیم تا اوصاف کمالی که خدا به او داد به ما هم بدهد، راهش را هم به ما بدهد.
تنها ثواب نیست، تعلّم هم است، تدرّس هم است، #لقای_الهی هم است؛ زیارت این بی بی این خاصیت ها را هم دارد... .
در اقدامی کم سابقه هر ۴ فرزند ذکور رهبر انقلاب در یک مراسم تشییع جنازه حضور یافتند
🔺هر ۴ پسر رهبر انقلاب در مراسم تشییع فرزند آیت الله استادی در تهران شرکت کردند
🔸محسن استادی، جانباز شیمیایی جنگ تحمیلی فرزند آیت الله رضا استادی مقدم بود که به لقاء الله پیوست و رهبر معظم انقلاب نیز طی پیامی به آیت الله استادی و همسر و دیگر اعضای خانواده ایشان، تسلیت گفتند و همچنین هر ۴ فرزند ذکور خود را جهت شرکت در مراسم تشییع در تهران فرستادند.
🔸مراسم تدفین مرحوم محسن استادی، پنجشنبه چهارم آبان در قم، ساعت ۱۰ صبح از مقابل مسجد مصطفی خمینی (خیابان بسیج) به سمت امامزاده علی ابن جعفر علیهماالسلام برگزار میگردد.
https://eitaa.com/joinchat/1943797967C7cf4bb6c3d
.
آیتالله حاجآقا مرتضی تهرانی:
♻️مرحوم پدرم، به من گفت: من به امامزاده ابوالحسن میرفتم و از شب تا به صبح ذکر میگفتم و مناجات میکردم و گریه میکردم. مادرم هم خبر نداشت. من چهل روز ترک حیوانی کردم. نان و سیبزمینی میخوردم. نان و سرکهشیره میخوردم. نگذاشتم مادرم متوجه شود.
ما در منزل خدمتکاری که به ما کمک کند نداشتیم و من خودم از مادرم پذیرایی میکردم.
♻️در آن چهل روز، شبها هم تا به صبح ریاضت و دعا و تضرع و التماس و مناجات داشتم و از خدا فهم میخواستم.
➰چهل روز من تمام شد. متوجه شدم که رنگ مادرم پریده است. به بازار رفتم و یک مقداری گوشت خریدم. گوشت را شُستم و سیخ کردم و روی ذغال، کباب کردم و آن کباب چنجه را جلوی مادرم گذاشتم. به مادر گفتم که من متوجه ضعف شما شدم. این کباب را بخورید تا ضعف شما برطرف شود.
♻️مادر نگاه کرد و گفت خودت هم بخور. حالا روز چهلم است و من تا غروب باید صبر کنم تا از ترک حیوانی، با آن همه کارهایی که در طی چهل شب تا صبح کردهام نتیجه بگیرم.
♻️باطنم یک تکانی خورد که خدایا چه کنم؟ تمام زحماتم از بین میرود. ابتدا سعی کردم مادر را قانع کنم که من بعداً میخورم. پیش خودم گفتم که مثلاً من هم شب کباب درست میکنم و برای شام یا افطار میخورم. ماه رمضان هم نبود که روزهٔ واجب باشد.
♻️مادر قبول نکرد و لقمهای از گوشت برداشت و گفت: تا تو این را نخوری من هم نمیخورم.
♻️یک لحظه خدا نهیبی به دل من زد که عبدالعلی، تو نورانیت و عبودیت و سعادت را از غیرخدا میخواهی یا از خدا؟ از اربعینیات میخواهی یا از خدای اربعینیات؟ اگر خدا نخواهد، صدتا اربعین هم که بگیری به تو نورانیت نمیدهند. اگر از خدا اطاعت کنی، او بدون اربعینیات به تو نورانیت میدهد..
♻️ایشان گفت: همین که گوشت را در دهان گذاشتم، چشم دلم باز شد. همه چیز را میبینم؛ همه چیز را میگویم؛ نه فقط حرفهای مردم را، بلکه روایات و آیات و فرمایشات معصومین صلواتاللهعلیهماجمعین را بیان میکنم.
♻️این قدرت، نتیجه همان است که خدا با شکستن اربعین و خوردن گوشت در روز آخر به او داده است. چرا؟ چون اطاعت از مادر کرده است. «اَلْجَنَّهُ تَحْتَ اَقْدامِ الْاُمَّهات».
.
📚 برگرفته از کتاب سفر چهارم، صفحات ۱۹۹ تا ۲۰۳.
#میرزا_عبدالعلی_تهرانی
#حاج_آقا_مرتضی_تهرانی
https://eitaa.com/joinchat/1943797967C7cf4bb6c3d