: سه دستور از حضرت بقیة الله علیه السلام
سه دستور که حضرت بقیة الله علیه السلام در مکاشفۀ سید احمد رشتی که در مسیر حج راه را گم کرده بود،فرمودند.سالک باید از این سه گوهر قیمتی استفاده کند:
1. نافلۀ شب:
در باره نافلۀ شب همین بس که خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:و پاسی از شب را (از خواب بر خیز) و قرآن و نماز بخوان.این یک وظیفۀ اضافی برای توست. امید است پروردگارت تو را به مقامی در خور ستایش بر انگیزد.
2. زیارت عاشورا:
در ارزش زیارت عاشورا همین بس که اگر کسی چهل شبانه روز با اذن استاد این زیارت را برای هر حاجتی بخواند(با صد لعن و صد سلام)چه مادی چه معنوی نتیجه می گیرد.
3. زیارت جامعه کبیره:
در اهمیت زیارت جامعۀ کبیره همین بس که حضرت امام علی النقی علیه السلام یک دوره فضائل خَلقی و نوری ائمۀ اطهار را در آن گنجانیده است. بر ماست که با شناختن این صفات و خصایص و اتصّاف خویش به آن ، زینت امامان معصوم گردیم.
مرحوم آیت الله ، سیّد شهاب الدین مرعشی نجفی به بنده و دیگر شاگردانش سفارش فرمود:هفته ای یک مرتبه زیارت جامعۀ کبیره را بخوانید.
🔵با صد هزار جلوه
حکیم متأله آیت الله جوادی آملی- دام ظله- در کتاب «ادب فنای مقربان» (شرح زیارت جامعه) بیان بسیار مفیدی دارد:«وزان زیارت جامعۀ کبیره، وزان دعای جوشن کبیر است.یعنی همان گونه که در دعای جوشن کبیر، اسماء و صفات فراوانی از خدا ذکر شده و خدا با هزار جلوه در این دعا برون آمده تا دعا کننده او را با هزار دیده تماشا کند،معرفتش به او بیشتر شود و خود را بدان صفت متّصف گرداند؛ امام هادی علیه السلام نیز در این زیارت، ائمۀ اطهار علیه السلام را به جلوه های گوناگون معرفی کرده تا زائر،ائمه را از دریچه های مختلف تماشا کند و سپس آنان را الگو و اسوۀ خویش قرار دهد و با تأسی به آنها بر تعالی و تکامل خود همت گمارد.
به بیان دیگر، دعای جوشن کبیر سفره ای است که میهمانان آن با هزار نوع غذای توحیدی پذیرایی می شوند،زیارت جامعه نیز سفره ای است که میهمانان آن با انواع گوناگون غذاهای امام شناسی، مورد تکریم قرار می گیرند.بدین ترتیب دعای جوشن کبیر در مقام الوهیت و ربوبیت به انسان می فهماند که سراسر نظام هستی را اسماء حسنای الهی اداره می کند و جای خالی وجود ندارد تا غیر خدای سبحان اداره آن قسمت رابر عهده بگیرد.از این رو باید چشم طمع از غیر خدا فرو بست و به کسی جز او امیدی نداشت.
زیارت جامعه نیز در مقام خلافت الهی و امامت،جای خالی باقی نمی گذارد تا دیگران آن را پر کنند.پس باید دست از دیگران کوتاه کرد و دیدۀ امید به خانۀ اهل بیت علیه السلام دوخت.چنان که دیگران باید چنگال طمع از چنگ اندازی به خلافت، کوتاه کنند؛زیرا با بودن افضل،نوبت به مفضول نمی رسد و با وجود معصوم مجالی برای غیر معصوم نخواهد بود.
#چ_مثل_چادر :
آن گاه ڪه پر چادرت را
محڪم میفشاری و از میدان مین گذر می ڪنی!
خط شکستہ ای
و از صدای تیرهای ڪور نمیترسی
#چ_مثل_چمران ! 🌷
آن گاه ڪه پاوه را با دست های خالی
نگہ داشت و توامروز استقامت را از او آموختی ڪه یڪ شهر هم نمیتواند از راه حق منصرف ات ڪند !
#چ_مثل_چفیه .. ❤️
آن گاه ڪه بسیجی
گوشیه چشم دختر ڪوچڪش را با پر چفیه اش پاڪ ڪرد و گفت:
دستور امام است! می شود زمین بماند!
و تو یاد گرفتی ڪه حرف امام زمین ماندنی نیست حتی اگر همہ می گویند نمی شود!
و #چ_مثل_چشماݩے ڪه هر لحظه
تو را می بیند ..
تو با آزادگی جهاد می ڪنی نہ یواشڪی ...
آشڪارا در مقابل
#چشمان_خدا !
#چ_مثل_همہ_چراغ_های_روشن_این_شهر ...
#چادر_آداب_دارد، آدابش را ڪه شناختی،وابستہ اش میشوی
#چشمتون_روشن_به_جمال_شهدا🌷
#التماس_دعای_فرج
✨ اللهم احفظ قائدنا الامام الخامنه ای✨
🌹الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّد وعَجِّل فَرَجَهم 🌹
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
تلاوت ❤️
#شهیدمحسن_حاجی_حسنی_کارگر🌷
🌹الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّد وعَجِّل فَرَجَهم
الحقنی بالصالحین«یرتجی»
شهید «حاج رضا محمدزاده» از شهدای این حج خونین است که حدود یک سال قبل (1365) پسرش «امیرمسعود» در جزیر
«نیمه شب بود، خودم را به بیمارستان الزاهر درشارع حجون رساندم. پلیس ها بیمارستان را محاصره کرده بودند و من از غفلت آن استفاده کردم و خودم را به پشت دیوارهای بیمارستان رساندم. از دیوار که بالا رفتم، دیدم شانه به شانه هم در حیاط جنازه خوابانده اند. از دیوار دوم که بالا رفتم، ترسیدم و با خود گفتم «نکند پدرم در بین اجساد باشد!؟» دیوار سوم را که بالا رفتم دیدم مرحوم پدرم کنار دیوار خوابیده و صورتش را دیدم. روی پیکر ایشان شما 344 را گذاشته بودند.» این سطرها روایتی از فرزند شهید «حاج رضا محمدزاده» از شهدای حج خونین سال 1366 است که در کمال ناباوری با پیکر بی جان پدر روبرو می شود.
نهم مرداد 1366 برابر با ششم ذی الحجه 1407 هجری قمری، صدها تن از زائران ایرانی که در مراسم برائت از مشرکین شرکت کرده بودند، هدف تیر کین سعودی ها قرار گرفته و به شهادت می رسند. شهید «حاج رضا محمدزاده» از شهدای این حج خونین است که حدود یک سال قبل (1365) پسرش «امیرمسعود» در جزیره مجنون مفقود الاثر شده بود و حاج رضا به نیابت از فرزند شهیدش عازم حج می شود اما حجش ناتمام می ماند.
از لسان فرزند شهید محمدزاده👇👇
برادرم «امیرمسعود» سال 1365 در جزیزه مجنون مفقودالجسد شد. دوستانش شاهد شهادت ایشان بودند اما به دلیل موقعیت منطقه امکان به عقب آوردن پیکر شهید وجود نداشت. خوشبختانه چهار سال پیش با تلاش ستودنی کمیته تفحص پیکر امیرمسعود با شهدای غواص به کشور بازگشت. ایشان در بخش اطلاعات عملیات فعالیت داشت و درباره فعالیت هایش به ما که خانواده اش بودیم، چیزی نمی گفت. او مانند یک بسیجی گمنام فعالیت می می کرد.
پدرم هم از شهدای حج 1366 است که آن سال به نیابت از «امیرمسعود» به حج مشرف شد که متاسفانه به همراه تعداد زیادی از حجاج به شهادت رسید.
الحقنی بالصالحین«یرتجی»
نهم مرداد 1366 برابر با ششم ذی الحجه 1407 هجری قمری، صدها تن از زائران ایرانی که در مراسم برائت از م
پدرم در بین فامیل و آشنایان به «داداشی» معروف بود زیرا محبت بی حد و حسابی به دیگران داشت و برای همه مانند برادر بود. ما هم ایشان را «داداشی» صدا می زدیم. بسیار دستگیر بود و رفع مشکلات مردم، دغده اش بود. بعد از شهادت، جمعی از طلبه های حوزه مرحوم آیت الله دامغانی از علمای برجسته همدان به مغازه پدر آمدند و می گفتند که ایشان هزینه تحصیلی آنها را پرداخت می کرده است.
ایشان در روز عاشورا، سفره احسان عظیمی پهن می کرد. همیشه به ما توصیه می کرد «اگر می خواهید برای اهل بیت هدیه دهید، بهترین را هدیه بدهید.» اعتقادشان این بود که اگر خوب در راه اهل بیت احسان کنیم، ائمه (علیهم السلام) نیز بهترین ها را به ما می دهند.