eitaa logo
الحقنی بالصالحین«یرتجی»
2.7هزار دنبال‌کننده
20هزار عکس
10.4هزار ویدیو
259 فایل
انس با شهداء برای همنشینی با امام زمان«ع» ومرافقةالشهداء من خلصائک اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفِیقَ الشَّهادَةِ فِی سَبِیلِکَ تَحْتَ رایَةِ وَلِیِّکَ الْمَهْدِیّ(عجل الله) السلام علیک یا من بزیارته ثواب زیارت سیدالشهداء یرتجی
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔴 سخنرانی رهبر انقلاب به مناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) 🔹بیانات رهبر انقلاب به مناسبت سی و یکمین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) چهارشنبه ۱۴ خرداد ساعت ۱۱ از شبکه‌های یک و خبر سیما و رادیو ایران به صورت زنده پخش می‌شود.
💔🍃🌺🍂🍂🍂🍂🍂 🍃🌺🍂🍂🍂🍂 🌺🍂🍂🍂🍂 📜روایت خاکسپاری غریبانه سر بی‌پیکر شهید فاطمیون ✨از اینجا شروع می‌کنم، یکی دو هفته پیش پیکر مطهر شهید اصغر پاشاپور که بهمن سال گذشته در سوریه به شهادت رسیده بود در خاک آرام گرفت. 💔شهید اصغر وقتی در خانه قبر قرار گرفت، سری در بدن نداشت. تکفیری‌های کافر به خاطر کینه‌ای که از مدافعان حرم داشتند سر و دست او را جدا کردند. وقتی برای این شهید ذکر تلقین را می‌خواندم دوستانی که در اطراف قبر بودند مدام یاد می‌کردند از بدن بی‌سر سیدالشهدا علیه السلام. 🔻پنجشنبه هفتم خرداد دوستان خبر دادند که پیکر یکی از شهدای فاطمیون برای دفن در قطعه ۵۰ به گلزار شهدای بهشت زهرا (س) آمده. سوال کردم تازه شهید شده و یا اینکه از شهدایی است که پیکرش بعد از ماه‌ها تفحص شده؟ جواز دفن را دیدم. 🕊تاریخ شهادت بهمن ۹۸ ذکر شده بود، یعنی اینکه بیش از چهار ماه از شهادتش می‌گذشت؛ اما شنیدم که در تابوت فقط راس شهید را تشییع می‌کنند. تابوت شهید را مقابل قبر قرار دادند. حرف از مادر و خواهر شهید نبود. فقط نام برادرش را می‌بردند تا برای آخرین بار با برادرش وداع کند. من هم کفش‌ها را کندم و آستین‌ها را بالا زدم تا شهید مدافع حرم دیگری را در خاک بخوابانم. به توفیق الهی و لطف شهدا، پیکر مطهر تعداد زیادی از شهدای مدافع حرمی که در گلزار شهدای بهشت زهرا (س) دفن شدند را در خاک گذاشتم. خیلی از آن‌ها بی‌سر بودند و رگ‌های گردنشان روی خاک قرار گرفت، اما این شهید با همه آن‌ها فرق داشت. 😔این شهید پیکرش بی‌سر نبود بلکه سرش بی‌پیکر بود. وقتی بند‌های کفن را باز کردم با وسواس خاصی سراغ سرش رفتم. سرش را داخل پارچه‌ای سفید پیچیده بودند. تصورم این بود که جمجمه‌اش در پارچه پیچیده شد، اما سیاهی موی پرپشت و یک دست مشکی این جوان ۲۲ ساله‌ شهید متحیرم کرد. بیش از چهار ماه از شهادتش گذشته بود. مقداری خاک آغشته به تربت کربلا و مهر کربلا زیر گونه شکسته‌اش قرار دادم و تلفین خوانده شد. دست راستم را پشت سرش گذاشته بودم و با ذکر تلقین تکان می‌دادم. حالم دست خودم نبود. چند وقت قبل بدن بی‌سر شهید اصغر پاشاپور و این بار سر بی‌بدن شهید محمد ناطقی. بعد از تلقین هم کفن کربلا رسید و سر بی‌بدن در آن پیچیده شد. حکایت عجیبی بود.... 💫شما هم اگر توفیق پیدا کردید و گلزار شهدای تهران رفتید فاتحه‌ای بر مزار شهید بی‌سر «اصغر پاشاپور» و مزار شهید بی‌بدن «محمد ناطقی» بخوانید. ان‌شاءالله در روز حشر شفیع ما باشند...
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
4.01M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥صحبت‌های شنیدنی دکتر مهشید صحابی، همسر شهید دکتر حمیدرضا مهینی (شهید خدمت) درباره حضور حضرت زهرا(س) بر بالین همسرش، لحظاتی قبل از شهادت... هدیه به روحشان 3تا صلوات 🌟🌟🌟
فردا شب صدایی از سلول طیب آمد. فهمیدم دارن می‌برندشون برای اعدام. وقتی می‌رفتن، طیب زد به میله سلول من و گفت: محمد آقا اگه یه روز خمینی رو دیدی سلام من رو بهش برسون و بگو خیلی ها شما رو دیدن و خریدن؛ . نیم ساعت بعد صدای رگبار اومد و معلوم شد رو تیربارون کردن.🍃 ❤️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
بخش دوم از مراقبت‌های چله بیست و دوم 👇👇👇 ✅ 1 - نماز استغاثه به امام زمان عج ✅ 2- تلاوت قرآن، حداقل سوره یس شبی یکبار ✅ 3- مراقبت به بیداری بین الطلوعین ✅ 4- خواندن دعای اللهم الرزقنا توفیق الطاعه ✅ 5- سجده طولانی سلام علیکم سی و نهمین روز از 💫 چله بیست و دوم 💫 مهمان سفره شهید 🌷حشمت الله طاهری 🌷هستیم.
حشمت الله طاهری نام: حشمت الله نام خانوادگی: طاهری نام پدر: حبیب تاریخ تولد: 1328-01-06 محل تولد: آمل تاریخ شهادت: 1365-03-12
زمانی که مادر حشمت برای خواستگاری به منزل ما آمد من در تهران و خانواده حشمت در شهرستان ساکن بودند. به علت دوری مسافت و غربت تصميم گرفتم جواب منفی بدهم. اما همان شب خوابی ديدم که مرا منصرف کرد؛ در خواب جمعيت عظيمی را ديدم که با پرچم های سبز و قرمز به دست در حالی که فرياد يا محمد و يا حسين می دادند در حرکت بودند. سوال کردم اينان کيستند ؟ جواب دادند اين ها کاروان محمد (ص) هستند. خيلی خوشحال شدم چرا که با شروع جنگ هميشه غبطه می خوردم چرا نمی توانم به جبهه بروم. اما ناگهان يکی از بين جمعيت فرياد زد تو که سرباز ما را قبول نداری از ما نيستی. روز بعد قبل از دادن جواب به خانواده حشمت برای يکی ازدوستانم خوابم را تعريف کردم و او پيشنهاد استخاره داد. متوسل به قرآن شدم و اين آيه آمد : ازدواج و تقوا را پيشه کنيد تا رستگارشوید. جواب مثبت دادم و با مهريه ای شامل يک جلد کلام اللّه مجيد و يک جلد نهج البلاغه به عقد ايشان در آمدم. روز عقد بعد از صرف ناهار، حشمت ميهمانان را که از آمل آمده بودند، به ملاقات امام خمينی (ره) برد. آيت اللّه جوادی آملی در سخنرانی روز نيمه شعبان همان سال درباره ازدواج او چنين گفت : بعضی می گويندنمی شود زندگی علی (ع) را پياده کرد ولی من امروز به عينه ديدم که بخشی از زندگی علی (ع) پياده شده است.