شوروی از خاتمه دادن به جنبش جنگل اجرای موافقتها با دولت انگلستان بوده است.
با ادامه اختلاف میان اعضای دولت جدید، در ۶ مهر ۱۳۰۰ تنی چند از طرفداران میرزا (بدون اطلاع میرزا) به جلسه اعضای دولت حمله کردند. این واقعه موجب بروز برخوردهای مسلحانه میان نیروهای نهضت شد و به قوای دولت مرکزی، که با حمایت تسلیحاتی و شرکت افسران انگلیسی به سوی رشت حرکت میکردند، امکان داد تا به سهولت گیلان را به تصرف درآورد. با میانجیگری کلانتر اف (وابسته نظامی سفارت شوروی) و محمودخان میرپنج، که همراه نیروهای دولت مرکزی به فرماندهی رضاخان، سردار سپه، بودند، خالوقربان تسلیم قوای دولتی شد و رشت را تحویل داد و احساناللّهخان نیز به همراه عدهای از مجاهدان قفقازی به باکو اعزام شدند رشت به تصرف نیروهای دولتی در آمد، ولی میرزا با وجود خیانت عدهای از یارانش، به جنگ و گریز در جنگلهای گیلان ادامه داد.
میرزا کوچک خان پس از حدود هفت سال مبارزه و جنگ و گریز با تعداد اندکی از یاران خود برای جمع آوری قوا به طرف خلخال حرکت کرد که در برف و بوران اسیر گشت و جان خود را از دست داد. با درگذشت وی در روز دوشنبه یازدهم آذر ۱۳۰۰ هجری خورشیدی نهضت جنگل به نقطه پایان خود رسید.
جسد کوچک خان در گیلوان با مراقبت احترام آمیز آقا سید نصرالله گیلوانی به خاک سپرده شد. در گیلوان جسد کوچک خان به دست افراد سالار شجاع برادر سردار مقتدر طالشی افتاد. یکی از آنان سر وی را جدا کرد که به نشانه پایان روزگار او به تهران منتقل و به سردار سپه(رضاخان) ارائه شد. در نهایت سرش در گورستان حسنآباد تهران در نقطه نامعلومی دفن شد که بعداً از جانب یاران جنگلی محل دفن شناسایی شد.
چند سال پس از این واقعه که گورستان حسنآباد شبانه زیر و رو میشد تا مؤسسات آتشنشانی در آنجا مستقر شود، سر کوچک خان به وسیله آزادیخواهان که در لباس کارگران شب درآمده بودند ربوده شد و به وسیله میرزاخان سیگاری به رشت انتقال یافت و در اختیار کربلایی کاس آقا (حسام) معروف به خیاط که از وفاداران به آزادی بود، قرار گرفت که در جلسهای شبانه مورد شناسایی و تأیید یاران جنگلی حاضر قرار گرفت. سپس در ایوان مرقد سلیمان داراب به امانت سپرده شد. به سال ۱۳۲۱ خورشیدی جسد کوچک خان بنا به وصیتی که کرده بود با اجازه مجتهدان زمان از گیلوان به رشت انتقال یافت و بر زیر تپهای مقابل بقعه سلیمان داراب به خاک سپرده شد. بعداً بر آن بارگاهی ساخته شد.[
شادی روح مطهر و علو درجات
شهید میرزا کوچک خان جنگلی🌷
صلوات
🌺 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🌺
🔰 چهار تجربه از #هزینه_سازش
🔻رهبر انقلاب امروز در دانشگاه امام حسین بار دیگر به تشریح این مسئله که "هزینههای سازش بهمراتب بیشتر از هزینهی ایستادگی است" پرداختند. از این رو، یادداشت زیر به چهار تجربه در این مورد میپردازد:
🔷️.... اما لیبی یک نمونه دیگر است... با اجرای کامل تعهدات لیبی، همگی منتظر برداشته شدن تحریمهای غرب ضد لیبی بودند. اما سفیر آمریکا در سازمان اعلام کرد که اگرچه آمریکا مانع برداشته شدن تحریمهای سازمان ملل ضد لیبی نمیشود، اما تحریمهای آمریکا ضد لیبی به خاطر نقض حقوق بشر در این کشور و نقش لیبی در منازعات منطقهای در آفریقا سر جای خود باقی خواهد ماند.
لیبی که به امید برداشته شدن تحریمها با غربیها سازش کرده بود، نهتنها به هدف خود نرسید، بلکه چند میلیارد دلار غرامت پرداخت کرد و برنامه هستهای و بالستیکی خود را نیز از بین برد. چندین سال بعد، نه نامی از معمر قذافی باقی بود، نه دیگر لیبی کشوری بود امن و پایدار برای مردمان خود....
اعمال امروزمان را از طرف عالم شهید🌷
شهید ملامحمد خمامی🌷
تقدیم می کنیم به محضر آقا علی بن موسی الرضا علیه
نام شهید :آیتالله ملامحمد خمامی
نام پدر :حاج اسدالله
تاریخ تولد :1200
محل تولد :خمام
یگان خدمت :حوزه علمیه نجف اشرف
تاریخ شهادت :1298
محل شهادت :رشت
گلزار شهید :قم یا نجف
حاج ملا محمد خمامی (متولد ۱۲۰۰ شمسی در خمام، گیلان - درگذشته بهمن ۱۲۸۷ شمسی (۲۹ ذی الحجه ۱۳۲۶ق)) مرجع تقلید و رهبر دینی مردم گیلان در عصر مشروطه بود و حتی به اجرای حدود و تعزیرات میپرداخت. او از پیشگامان مشروطیت بود که به شیخ فضلالله نوری پیوست و از مشروطهٔ مشروعه دفاع کرد و فتوایی در رد مشروطهٔ سکولار صادر کرد. ایشان چند ماه قبل از شیخ فضلالله نوری در رشت ترور شد. او آخرین نفر از علمایی بود که دارای مرجعیت واحد و مقتدر در گیلان بود یعنی تا امروز که 110 سال از قتل او میگذرد دیگر مرجعیت واحد و با اقتدار به وجود نیامدهاست.
خمامی ابتدا بعد از مهاجرت علما به قم و صدور حکم مشروطه، از طرفداران و حامیان اصلی آن به حساب میآمد، چنانکه حتی در ذی القعده الحرام ۱۳۲۴. ق فتوایی در تأیید مشروطه و وجوب شرکت در انتخاب نماینده، صادر کرد: «بسم الله تعالی. بر کافه عبادالله واجب و لازم است اهتمام در امر مشروطه. شک نیست که هرکس اخلال کند در امر مشروطه، داخل در جیش یزیدبن معاویهاست لعنهٔ الله علیهم اجمعین. الله الله الله العجل العجل العجل منتخبین را زودتر بفرستید که طولش اسباب سفک دماء و نهب اموال است. والسلام علی من اتبع الهدی.» در دوران مشروطه اول، منزل او یکی از مکانهایی بود که در آن بعضی از مجالس مشروطه خواهان تشکیل میشد. رابینو مینویسد: «برای انتخاب نماینده، در مکانهای متعدد، از جمله در خانه حاجی خمامی مجالس متعدده تشکیل شده و سرانجام آقامحمد وکیل التجار به نمایندگی انتخاب شدند.» خمامی، پس از انتخابات، با فرستادن تلگرافی به سیدین آقاسیدمحمد طباطبائی و سیدعبدالله بهبهانی از خداوند برای ایشان و وکلاء مجلس ملی مرکزی طلب توفیق و تأیید نمود و اعلام کرد که بحرالعلوم یکی از علمای رشت را به عنوان نماینده مجلس شورای ملی به تهران فرستاده
او با مشروطه خواهانی که در کنسولگری انگلیس تحصن کرده بودند مخالفت کرد و کار آنها را تقبیح نمود. کارهای مشروطه خواهان او را آزار میداد. وی تلاش بسیاری در جلوگیری از انحراف مشروطه انجام داد.
در اواخر شعبان ۱۳۲۵ حاجی خمامی رشتی، که ملکالمتکلمین را تکفیر کرده بود، شخصاً در مجلس حضور یافت و بر وفاداری خود به مشروطه با قید قسم به قرآن تأکید کرد. آیت الله بهبهانی رئیس مجلس شورای ملی و از رهبران مشروطه در همان جلسه گفت: «آقای حاجی خمامی یکی از علمای بزرگ و اول ساعی و مجاهد در پیشرفت اساس مشروطیت هستند.»
او به همراه شیخ فضلالله نوری و شیخ میرزاحسن تبریزی به عنوان رهبران جریان مشروطه مشروعه تلاش بسیاری کردند و موفق شدند که قانون متمم قانون اساسی را به تصویب مجلس برسانند. وقتی حاجی خمامی حضور در تهران را بی ثمر دید به رشت بازگشت. او در رشت به مخالفت با مشروطه خواهان پرداخت و خواهان مشروطه مشروعه شد. حاجی حتی فتوایی در مخالفت با مشروطه صادر کرد. مشروطه خواهان که حضور مؤثر حاجی را برنمیتابیدند دست به ترور حاجی زدند ولی موفق نشدند. چندی بعد در روزی که مشروطه خواهان رشت را به تصرف خود درآوردند دست به کشتار مخالفان زدند. در این بین در بهمن ۱۲۸۷ ش (۲۹ ذی الحجه ۱۳۲۶ق) حاجی خمامی به دست مشروطه خواهان ترور شد. مزار ایشان در قبرستان وادی السلام نجف واقع است.