eitaa logo
الحقنی بالصالحین«یرتجی»
2.7هزار دنبال‌کننده
20هزار عکس
10.4هزار ویدیو
259 فایل
انس با شهداء برای همنشینی با امام زمان«ع» ومرافقةالشهداء من خلصائک اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفِیقَ الشَّهادَةِ فِی سَبِیلِکَ تَحْتَ رایَةِ وَلِیِّکَ الْمَهْدِیّ(عجل الله) السلام علیک یا من بزیارته ثواب زیارت سیدالشهداء یرتجی
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از طریق عرفان
‌ 💢آیت الله بهجت : 🔅قبور علما ، حکم کیمیا را دارد ؛ 💫اگر مردم می دانستند چه می گذرد ، سینه خیز به آنجا می رفتند @tareagheerfan
هدایت شده از طریق عرفان
4_204144262344867874.mp3
زمان: حجم: 303.9K
وصف تخت فولاد اصفهان توسط حجت الاسلام انصاریان حتما گوش بدید
هدایت شده از  کلاس عاشقان حسینی استاد گرامی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام علیکم اعمال امروزمان را از طرف عالم شهید🌷 شهید سید عبدالکریم هاشمی نژاد🌷 تقدیم می کنیم به ساحت مقدس آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام
نام کامل: سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد تاریخ تولد:۵ مرداد ۱۳۱۱ش زادگاه: بهشهر محل زندگی:مشهد تاریخ وفات:۷ مهر ۱۳۶۰ش محل دفن:حرم امام رضا(ع) استادان: آیت اللّه کوهستانی، سید رضا صدر، آیتالله بروجردی، امام خمینی تألیفات: مناظرۀ دکتر و پیر، درسی که حسین علیه‌السلام به انسان‌ها آموخت سیاسی: عضو خبرگان قانون اساسی، دبیر حزب جمهوری اسلامی مشهد اجتماعی: راهاندازی کانون بحث و انتقاد دینی
سید عبد الکریم هاشمی نژاد فرزند سید حسن، متولد پنجم مرداد ماه سال ۱۳۱۱ش در شهرستان بهشهر استان مازندران. مادر وی ساره نام داشت که تربیت ابتدایی عبدالکریم را عهده‌دار بود. پدرش مغازه نفتفروشی داشته و در میان مردم به تقوا و ایمان مشهور بود. هاشمی نژاد تحصیلات ابتدایی را تا چهارده سالگی در همان محل سکونت پدری گذراند و پس از آن برای تحصیلات بیشتر به حوزه علمیه آیت اللّه کوهستانی واقع در روستای کوهستان (شش کیلومتری شهرستان بهشهر) در استان مازندران رفت. این دوران همزمان با حکومت رضاخان در ایران بود. پس از آغاز نهضت انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی در ۱۳۴۱، هاشمی نژاد نیز به جریان فعال انقلابیون پیوست و با سخنرانی‌های تند خود در مبارزه مشارکت داشت. وی در نیمه شب ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، به همراه تعدادی از علما و فضلا و وعاظ در تهران دستگیر شد و به مدت چهل و یک روز زندانی گردید. پس از آزادی بار دیگر به دلیل سخنرانی انقلابی و حملة صریح به شاه در مسجد فیل مشهد، دستگیر و روانه زندان شد که بر اثر اعتراضات مردمی و تلاش علما،‌ سرانجام پس از گذشت بیش از سه ماه حبس آزاد گردید. [۴] وی در کنار آیت الله خامنه‌ای و آیت الله واعظ طبسی، سه قطب رهبری مبارزات بر علیه رژیم پهلوی را در مشهد شکل داده بود. [۵] هاشمی نژاد در دوران مبارزه بارها بازداشت و زندانی گردید؛ در سال ۱۳۵۰ دستگیر و برای همیشه ممنوع‌المنبر شد، در ۲۴ خرداد ۱۳۵۳ و به مناسبت سالگرد قیام ۱۵ خرداد، ‌راهپیمایی اعتراضآمیزی در مشهد ترتیب داد و بار دیگر دستگیر شد و روانه زندان گردید و در سال ۱۳۵۴ با ایراد سخنرانی پرشور دیگری علیه رژیم توسط ساواک دستگیر و به ۲ سال زندان محکوم گردید. در آبان ماه ۵۶ با درگذشت مصطفی خمینی، هاشمی نژاد یکی از رهبران اصلی حرکت بر علیه رژیم در مشهد بود. اعلامیه‌ای که وی به همراه دو تن دیگر از روحانیون برجستة مشهد انتشار داد و در آن به شخص شاه حمله شده بود، موجب دستگیری مجدد او گردید اما به دلیل خشم و تظاهرات مردم مشهد پس از یک شبانه روز آزاد شد؛ مدتی بعد به قصد ترور وی به منزل مسکونیش مواد منفجره پرتاب شد. در جریان پیروزی انقلاب اسلامی، ‌وی به همراه تنی چند از روحانیون سرشناس مانع از حمله به پادگان شهر و مصادره اسلحه آن گردید.
پس از انقلاب هاشمی نژاد از بدو پیروزی انقلاب، ‌مبارزه خود را با منافقین و لیبرالها را آغاز کرد. وی در سال ۱۳۵۸ دبیر حزب جمهوری اسلامی خراسان گردید.[۸] او در همان دوران با رأی قاطع مردم استان مازندران به مجلس خبرگان راه یافت [۹] و در تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، نقش برجسته‌ای داشت. [۱۰] در قضایای جنگ تحمیلی چند بار به همراه آیت اللّه خامنه‌ای به مناطق جنگی رفت و هم چنین در افشای اعمال بنی صدر و جبهه متحد سلطنت طلب‌ها و منافقین سهم به سزایی داشت. هاشمی نژاد در سال ۱۳۵۸ به همراه هیأتی از جمهوری اسلامی ایران به کشور لیبی رفت و در بهمن ۱۳۵۹ به دو کشور ژاپن و بنگلادش سفر کرد و اهداف انقلاب و نظام اسلامی را برای علاقهمندان شرح داد سید عبدالکریم هاشمی نژاد با همکاری شوهر خواهر خود سید حسن ابطحی «کانون بحث و انتقاد دینی» را در مشهد و در سال ۱۳۴۳ جهت تربیت دینی نسل جوان تشکیل دادند که در آن روش جدید تبلیغ به صورت مباحثه و انتقاد، سؤال و جواب برای جوانان تحصیلکرده به کار گرفته میشد. کانون دارای دو شعبه بود که به ترتیب قبل از ظهر روز جمعه و بعد از ظهر همان روز در محل‌های مختلف شکل میگرفت. سال‌های بعد ‌یک شعبه مرکزی و یک کتابخانه به این مجموعه اضافه گردید. در سال ۱۳۴۴ ساواک به نقل از اساسنامه آن را غیر سیاسی و فعالیت آن را فقط پاسخ گفتن به شبهات دینی و پاسخ به سؤالات و پرسشهای اعتقادی اعلام کرد. این تشکیلات از ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۰ به فعالیت پرداخت و در سال ۱۳۵۱ فعالیتش متوقف شد. شرکت مؤثر در جلسات «انجمن جوانان بهشهر» که فعالیتی مشابه با کانون بحث و انتقاد دینی داشت، از دیگر فعالیتهای هاشمی نژاد بود.[۱۳] هاشمی نژاد در جهت فعالیت تبلیغی به تالیف کتاب نیز پرداخته است. «مناظره دکتر و پیر» از مشهورترین آثار اوست که در زمان خود با استقبال زیادی مواجه گردید تا جایی که رژیم پهلوی چاپ و نشر آن را ممنوع کرد. [۱۴] وی در این کتاب که در سالهای دهه چهل تالیف نمود در قالب یک رمان به نقد تمدن غرب و در کنار آن معرفی تمدن اسلامی و افتخارات جهان اسلام می‌پردازد
تالیفات از دیگر آثار او که بیشتر پیرامون مسایل اعتقادی اسلام با زبانی در سطح فهم عموم مردم نوشته شدهاند می‌توان از این تالیفات نام برد: درسی که حسین علیه‌السلام به انسان‌ها آموخت. پاسخ ما به مشکلات جوانان. اصول پنجگانه اعتقادی. راه سوم بین کمونیزم و سرمایهداری. مشکلات مذهبی روز. ضرورت تشکیلات. مبارزه با جهل و مادیت. قرآن و کتاب‌های دیگر آسمانی. رهبران راستین. مسایل عصر ما. زهرا مکتب مقاومت. رسالت انقلابی امام حسین(ع). ولایت فقیه. تقریرات اصول شیخ علی کاشانی به زبان عربی. [۱۶] کتاب هستی بخش، که در ۲ جلد به چاپ رسیده است.
شهادت [ویرایش] با پیروزی رزمندگان و شکست حصر آبادان، در آستانه برگزاری سومین انتخابات ریاست جمهوری (۱۰ مهر ۱۳۶۰) تضعیف روحیه مردم، مأموریت جدید منافقان بود. بدین منظور ترور شخصیت بزرگ هاشمی نژاد در دستور کارشان قرار گرفت. «دو روز قبل از عملیات یعنی پنجم مهر ماه ۱۳۶۰ طی تماس تلفنی او را تهدید به مرگ کردند مجاهد عارف با این زنگ تلفن به یاد رؤیای چند روز پیش افتاد.«با نزدیک شدن شعله‌های آتش به امام خمینی، تلاش سید برای خاموشی آتش فایده نبخشید تمام لباس‌های امام سوخت ولی امام سالم ماند. او با تعبیری عاشقانه گفت: همه یاران امام چون لباس اویند و شهید خواهند شد. که با خواست خدا من هم از شهدا خواهم بود. اما خورشید وجود امام عزیز همچنان می‌تابد.» (در گفتگو با سید جواد هاشمی نژاد.) او که عاشق شهادت بود، وعده امام خمینی که «من با اجل طبیعی از دنیا میروم تو به فکر خودت باش» را لحظه‌ای بیاد آورد. و در انتظار شهادت روز شماری می‌کرد. رؤیای یار وفادارش واعظ طبسی نیز بر شهادت وی گواه بود. وی در عالم خواب می‌بیند: شهید مظلوم بهشتی وارد مشهد شد. و در صحن امام نشست و با آقای طبسی وارد شد تا با او به عنوان مهمان صحبت کند، ناگاه شهید بهشتی جلو آمد و گفت: شما فعلا تشریف داشته باشید. با شما فعلا کاری نداریم، بلکه با آقای هاشمی نژاد کمی کار خصوصی داریم.» [۸] هاشمی نژاد شیدای جواد الائمه (علیه‌السّلام) بود و به آن حضرت چون دیگر امامان عشق می‌ورزید. یکی از بستگان بسیار نزدیک هاشمی نژاد، پس از شهادت او در عالم خواب، خود را بالای قبر شهید در حرم رساند. اما با قبر خالی شهید مواجه گردید، با جستجوی فراوان او را، داخل ضریح امام رضا (علیه‌السّلام) دید که نشسته است. خطاب به شهید گفت: شما که در دنیا با همه لیاقتها، پست‌های پیشنهاد شده از سوی امام خمینی را قبول نکردید. حالا در ضریح به چه کاری اشتغال دارید؟ سرش را بالا آورد و گفت داخل قبر جایم خیلی تنگ بود. اینجا آمده‌ام و مسئولیت تنظیم ملاقاتهای امام جواد علیه‌السّلام را قبول کرده‌ام. (سید احمد هاشمی نژاد به نقل از ناقل.) جوانمرد فاضل و دانشمند در روز شهادت امام جواد (علیه‌السّلام) راس ساعت ۷ صبح به مکان حزب جمهوری اسلامی آمد. یکی از اعضای منافقین به بهانه خرید کتاب و پوستر با نارنجک به سالن حزب رفت و در آنجا مخفی شد. وقتی راس ساعت ۸ صبح کلاس پایان گرفت، منافق سیه روز، خود را به جوانمرد فاضل رساند. او را در بغل گرفت و نارنجک را در جلوی شکم آن عاشق شهادت منفجر کرد. انفجاری که روح بلندش را از قفس تن پرواز داد و فریاد رسوایی شب پرستان و طلوع خورشیدی دوباره را در آسمان شهر نوید داد فریاد رستگاری از مأذنه شهادت برخاست و هاشمی نژاد را به مهمانی جدش رسول خدا برد و با اتصال به اقیانوس جاوید و بیکران روحش را از کوثر کمال سیراب ساخت. یادش گرامی باد.
کلام امام خمینی در غم شهید هاشمی نژاد نوری بود که بر قلبها تابیدن گرفت، آن حضرت دو ساعت پس از شهادت سید فرمود: «در روز شهادت امام جواد (علیه‌السّلام) یکی از فرزندان و تبار آن خانواده به شهادت رسید. من از نزدیک با او و خصال و تعهدش آشنا بودم و آن را لمس کرده بودم و مراتب فضل و مجاهدات او بر اشخاص آشنا پوشیده نیست» ... امروز در روز شهادت سلف صالح، این خلف صالح و متعهد از دست ما گرفته شد ... اسلام از این شهدا و بالاترین شهید را در راه هدف تقدیم کرده است. [۹] آیت الله خامنه‌ای از یاران و همرزمان نزدیک آن شهید، در مقام او چنین می‌فرماید: «مسئولیت سنگین خود را از سال ۴۱ تا دیروز صبح یعنی در طول ۱۹ سال به خوبی انجام داد و دیروز هم با کمال سر بلندی و سر افرازی به لقاء الله پیوست و به شهادت رسید ... احساس می‌کنم برادر عزیز و گرانبهایی که قلبا و روحا به او خیلی متکی بودم و همواره به او دلخوش و امیدوار بودم از دست داده‌ام ... خدایش رحمت کند و به ملت در مقابل از دست دادن این گوهر گرانبها عطیه ارزنده‌ای عطا نماید. خداوند این خسارت را خود جبران کند.»