🔰 سحر دهه ذیالحجه بلند شو...
🔸 مرحوم آیتالله #حق_شناس(ره): وقت سحر، مخصوصاً در این دهه ذی الحجه، بلند شو، نمیمیری! پروردگار درد را به واسطه بیداری سحر از بدن شما جدا میکند و دنیا و آخرت شما را آباد میکند.
🔸 دهه ذی الحجه را مغتنم بشمار، صدقه دادن در این دهه مثل این است که پولی به پیغمبر(ص) بدهی تا برای شما انفاق فرماید، هر عملی در این دهه رشد میکند. رسول اکرم(ص) فرمودند: که عمل صالح در دهه اول ذی الحجه از سایر ایام محبوبتر است، این یک خصوصیتی است که صاحب شرع به ما توصیه کرده است.
هدایت شده از الحقنی بالصالحین«یرتجی»
#مراقبتهای_چله_سی_و_چهارم
✅ مراقبه به اعمال ماه ذیقعده و ماه ذیحجه
✅ مراقبه به زیارت آل یس
✅ مراقبه به زیارت عاشورا
تمامی اعمال ان شاالله هدیه می شود به همه شهدای اسلام ، ویژه شهدای مکه ومنا
سیزدهمین روز از چله 🍃🌷سی و چهارم (#غدیر_عهدی_با_فرمانده )🍃🌷
مهمان سفره شهید 🥀🍃 مجید یونسیان 🥀🍃 هستیم.
شهيد مجيد يونسيان تنها شهيد منا در شهرستان شاهرود است كه در نخستين سفر حج خود در سن 29 سالگي در فاجعه تلخ منا به شهادت رسيد.
حاج هادی یونسیان جانبازهفتاد درصد و رزمنده پیشکسوت سالهای جهاد و حماسه .
برادر و پدر شهید با همان روحیات خاص بچه های با اخلاص و وارسته جنگ می گوید :
به عشق برادر شهیدم نام تنها پسرم را که در سال 1365 بدنیا آمد را «مجید» گذاشتم و شخصیت مجید هم با خاطراتی که ما از عموی شهیدش می گفتیم در مسیر عشق به شهدا شکل گرفت.
عید قربان سال نود و چهار؛ اسماعیل ها را به قربانگاه بردند و این بار قرعه شهادت به نام اسماعیل های ما رقم خورد.»
مادر شهید منا که خود در شامگاه عید قربان چادر به چادر به دنبال فرزند دلبندش جستجو می کرده گفت: دعا می کردم خدا اسماعیل ما را برگرداند. وقتی صورت برافروخته و چشمان سرخ پدر مجید را که دیدم نمی دانستم باور کنم چه اتفاقی افتاده. ما باید بر می گشتیم اما مگر بدون مجید می شد....
مجیدم برای رمی جمرات از چادر خارج شد و رفت که رفت. درهتل یک اتاق سه تخته داشتیم در کنار هم. حالا یکی خالی بود و تصور کنید من و همسرم با چه وضعی روبرو بودیم که برگشتیم هتل و وسایل شخصی مجید روی تختش بود. نمی توانستیم قبول کنیم . او همسر و پسرش را خیلی دوست داشت ...
پدر می گوید :
به آقای قاضی عسگر گفتم: من در مثلثی گیر نکرده ام، در کانال کمیل گیر نکرده ام، صحنه رد شدن شنی تانکهای بعثی از روی پیکر شهدا در عقب نشینی های عملیات رمضان را دیده ام اما اینجا غوغای کربلاست و حاجیان مظلوم و تشنه و بی گناه و در یک فاجعه تاریخی بزرگ که نمی توانست حادثه باشد شهید شدند.
این رزمنده سالهای دفاع مقدس ادامه داد: فشاری که در صحرای منا به ما و بچه های ما و حجاج ایرانی آمد. در جنگ ندیدم. مشکل من در شهادت برادرم مجید رساندن خبرش به مادر بود. اینجا چه می کردم به پیکرهای بی جان صدها زایری که گروه گروه در کامیون های سعودی روی هم ریخته و به طرز فجیعی در آمده بود.
حاج هادی می گوید: خودم شهید رضا درودی از کاروان خودمان شناسایی کردم ولی مگر کار با این عمق وسیع و با کارشکنی سعودی ها پییش می رفت و اینجا بود که به همسر گفتم؛« دل بکن، مجید زنده نیست» . پسری که هر چه جستجومی کنم یه نقطه سیاه در شخصیت سفید و نورانی اش نمی بینم که اینطور پرپر شد . او را می شناختم؛ نمی توانست زمین خوردن کسی را ببنید، اهل کمک کردن بود و در حال امداد به مجروحین بالاخره در آن فشار و همجه به آن شکل مظلومانه به شهادت رسید.
کارشناس فرهنگی دانشگاه صنعتی شاهرود بود و عاشق امام حسن مجتبی(ع) و برات رفتن به حجش را هم از امام مجتبی گرفت و مدام می گفت: امام کریمان مرادم را برآورده کرد..
همسر شهید می گوید: در ایام قبل از شهادت ارتباط تصویری و صوتی زنده داشتیم؛ دعا می کرد؛ شهاب الدین را می دید و از اینکه قرار بود موهای سرش را بزند و اینکه بعد از آن چه شکلی خواهد شد می گفت.
اما از ظهر روز حادثه ارتباط ها قطع شد و یک مرتبه به صفحه تلویزیون خیره شدم که تصاویری از منا پخش می کرد و یک باره دنیا آوارشد روی سرم و ما متحیر و از این حادثه تلخ و روزهای سیاهی که در نهایت اسامی شهدا اعلام شد و حاج مجید در یک چشم به هم زدن از کنار ما رفت و به شهدای اسلام پیوست.