سلام بر حضرت معصومه - صوت کودک.mp3
زمان:
حجم:
1.36M
🖤السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ
🥀سلام بر تو ای دختر رسول خدا
🖤السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ وَلِیِّ اللهِ
🥀سلام بر تو ای دختر ولیّ خدا
🖤السَّلامُ عَلَیْکِ یَا أُخْتَ وَلِیِّ اللهِ
🥀سلام بر تو ای خواهر ولیّ خدا
🖤السَّلامُ عَلَیْکِ یَا عَمَّهَ وَلِیِّ اللهِ
🥀سلام بر تو ای عمّه ولیّ خدا
🖤السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ
🥀مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ وَ رَحْمَهُ اللهِ وَ بَرَکَاتُهُ
🖤سلام و رحمت و برکات خدا
🥀بر تو ای دختر موسی بن جعفر
🖤یَا فَاطِمَهُ اشْفَعِی لِنا فِی الْجَنَّهِ
🥀ای فاطمه درباره بهشت برایمان شفاعت کن
🖤فَإِنَّ لَکِ عِنْدَ اللهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ
🥀 به درستی که برای تو نزد
🖤خدا مقامی از مقامات بلند است
♦️ شهید آوینی:
«خداوند خميره ی وجود مؤمن را با خاک كربلا و خون شهدايش سرشته است و تا شب و روز باقی است، اين پيوند تاريخی كه مؤمنين را به عاشورا پيوند می دهد در عمق فطرتها بيدار خواهد ماند و هر آن كس را كه شنوای ندای باطن خويش است، به صحرای كربلا خواهد كشاند.»
شهید#مرتضی_آوینی🕊🌹
#چهل_روز_سرسفره_شهداء
#چله_سی_وهشتم
#مراقبتهای_چله_سی_و_هشتم 👇👇👇
✅ 114 مرتبه ذکر صلوات برای تعجیل در امر فرج
✅ دعای توسلی دیگر بعد از دعای توسل (در مفاتیح)
✅ دعای نور حضرت زهرا سلام الله علیها
✅ دعای سیفی صغیر (قاموس کبیر)
بزرگواران تمام این مراقبت ها 👆👆 از طرف شهید روز هدیه می شود.
سلام برشما خوبان، همراهان همیشگی کانال #الحقنی_بالصالحین
👈 بیستمین روز از 💐 #چله_سی_وهشتم 💐 مهمان سفره پر برکت
شهید 🍃🌷 غلامعلی مهران زاده 🍃🌷 هستیم .
در میان خانواده ما عشق و محبت اهل بیت بسیار زیاد است، همه بستگان و پدر و جد ما نام اهل بیت دارند، زمانی که خدا به من یک پسر داد نام تنها پسرم را غلامعلی گذاشتم، تا در راه علی و اولاد علی باشد، از همان نوجوانی با مساجد و جلسات قرآن انس داشت و هر وقت از جبهه می آمد به مسجـد می رفت و به مسجد محل خودمان هم اکتفا نمی کرد و می گفت: دوست دارم با مساجد بیشتری ارتباط داشته باشم و بتوانم کمکی بکنم.
(راوی: پدر شهید)
قبل از شروع جنگ وارد سپاه شد، زمانی که جنگ آغاز شد خودش را وقف جنگ کرده بود، اما از سپاه حقوق نمی گرفت، یا اگر می گرفت به دوستانش که نیازمند بودند می داد و از حقوقش استفاده چندانی نمی کرد.
علی رغم اینکه درسش خوب بود تا دیپلم بیشتر ادامه نداد چون جنگ شروع شده بود دانشگاه هم قبول شد اما نرفت. خاله اش آمد خانه ما و با مادرش چمدان غلامعلی را بستند تا راهی دانشگاه شود ولی او نپذیرفت و می گفت: تا جنگ است وظیفه ما جنگیدن است! بسیار هم مطالعه می کرد، از مطالعات مذهبی گرفته تا مطالعه درباره کار تخصصی در جبهه یعنی فیلم برداری و عکس برداری حرفه ای، کتابخانه اش پر از کتابهای مختلف بود.
(راوی: خانواده شهید)
بعد از عملیات والفجر مقدماتی بود که در خواب دیدم در کنار رودخانه ای هستم و همه در حال شنا می باشند ناگهان آب غلامعلی را با خود برد. فریاد کمک سر می دادم که دیدم مرد بلند قامتی از میان آب پسرم را بیرون آورد و محکم با سر در مقابل من به زمین کوبید که من ناراحت شدم و گفتم: حالا که او را نجات دادی چرا او را با سر به زمین کوبیدی؟ صبح خبر شهادت او به ما رسید ولی من بر اساس خوابی که دیده بودم می دانستم که او زنده است، پس از چند روز به ما اطلاع دادند که او در تهران در بیمارستان پارس بستری شده و از ناحیه سر به شدت مجروح شده بود بطوری تا چند روز قدرت تکلم و تحرک خود را از دست داده بود.
(راوی: مادر شهید)
شهید زنده
در چند روزی که در بیمارستان بستری بود چند بار برای تکمیل فرم و تشکیل پرونده جانبازی به ما مراجعه کردند اما غلامعلی زیر بار نمی رفت و علی رغم اینکه به سختی می توانست سخن بگوید به ما و آنها فهماند که اجازه تشکیل پرونده ندارید، حالش که بهتر شد دوباره راهی جبهه شد هم ما و هم دوستانش به او می گفتیم که تو شهید زنده ای لازم نیست جبهه بیایی اما گوشش به این حرفها بدهکار نبود.
(راوی: خانواده شهید)