🗓۶ فروردین ۱۳۶۸ش
🏳عزل آیةالله منتظری
🏳از قائممقامیرهبری
🏳توسط امام خمینی/۳
💠رهبرانقلاب
‼️وقتی متوجه تصمیم امام شدیم از ایشان اجازه ملاقات خواستیم، ساعت حدود نه شب بود. اینکه امام این ساعت ملاقات بدهد، خیلی چیز غیرمتعارفی بود. لکن خب ما رفتیم و به حاج احمد آقا گفتیم که ما آمدهایم با امام ملاقات کنیم. ایشان رفت داخل و آمد گفت -گمانم گفت امام میگویند- که نامه را برای آقایان هم بخوانید. آقای هاشمی نامه را از حاج احمد آقا گرفت و شروع کرد به خواندن برای آنها. هیچ کس دیگر هم از بیت امام آن وقت آنجا نبود. بعد حاج احمد آقا آمد و گفت امام میگویند بیایید. رفتیم در همان اتاق امام و امام نشسته بودند و اخم کرده. وارد شدیم و نشستیم. وقتی نشستیم، آقای هاشمی شروع کرد به صحبت و گفت که آمدهایم که یک فکری بکنیم برای این کار. تا این حرف از ایشان صادر شد، امام برگشتند گفتند: «چه فکری؟» یک تعبیر این جوری. «آقای منتظری «...» و «...» و «فاجر» است.» این سه تعبیر را ایشان کردند. خب واقعاً برق از چشم همهی ما پرید. این تعبیر؟! امام در حرف زدن خیلی آدم مواظبی بود. یعنی حقیقتاً آدمی بود که من داستانها دارم از این که چیزی را که میخواست نسبت به کسی مخصوصاً بیان کند، مواظبت میکرد که زیاد و کم نشود. اگر یک وقتی یک چیزی گفته میشد که یک قدری این طرف و آن طرف بود، در اوّلین وقت ممکن اصلاح میکرد، یعنی اینقدر ایشان مواظب بود که یک چیزی نگوید که برخلاف موازین باشد. کتاب روایت رهبری ص۲۴۶
#نشربامنبع
@Jahade_tabeini
🗓۶ فروردین ۱۳۶۸ش
🏳عزل آیةالله منتظری
🏳از قائممقامیرهبری
🏳توسط امام خمینی/۴
💠رهبرانقلاب
‼️ماها اصلاً فکر نمیکردیم که امام با این قضیّه مخالف باشد. ما خیلی بعدها -نه اینکه همان وقت هم بلافاصله- شنیدیم که امام مخالف بودهاند. قضیّهی آقای محمّدی گیلانی و ملاقاتش با امام و پیغام به آقای هاشمی رفسنجانی را من سالها بعد شنیدم. اصلاً گمان نمیکردیم امام با این قضیّه مخالفتی داشته باشد. فکر میکردیم این چیزی است که حتماً امام با آن موافق است. شاید اگر کسی آن وقت میگفت امام مخالف است، ردّش میکردیم که چطور چنین چیزی ممکن است؟ به نظر ما این کار کاملاً یک کار درست، یک پیشبینی منطقی برای آینده بود. علت اینکه آقای محمّدی گیلانی از امام سؤال میکند این بود که خودش با این قضیّه موافق نبود. این را ما در سالهای بعد از رحلت امام فهمیدیم. این را آقای محمّدی گیلانی به خود من یک وقت گفت. مضمون حرف ایشان این بود که من آقای منتظری را اصلاً در قوارهی رهبری نمیدیدم. بعد ایشان خاطرهای نقل کرد که روزی با آقای منتظری سر یک قضیّهای صحبتی میشود. آقای منتظری حرفی میزند که میگفت من اصلاً مبهوت ماندم که این حرف چطور از دهان یک آدم مسنّ عاقل فاضلی ممکن است دربیاید. میگفت حیرت کردم. لذا ایشان میگفت من اصلاً آقای منتظری را در این قوارهها نمیدانستم. البتّه آقای منتظری فاضل است اما شخصیّت ایشان با شخصیّت رهبری متناسب نیست. معلوم میشود این در آن وقت در ذهن ایشان بوده. علّت این هم که به امام مراجعه میکند همین نقطه بوده! کتاب روایت رهبری
#نشربامنبع
@Jahade_tabeini
🗓۶ فروردین ۱۳۶۸ش
🏳عزل آیةالله منتظری
🏳از قائممقامیرهبری
🏳توسط امام خمینی/۵ب
💠رهبرانقلاب
‼️آقای منتظری همان وقتی که اسم قائم مقام رهبری را هم نداشت، در همان کارهایی که از شئون امام و شئون رهبری است، خودسرانه دخالت میکرد؛ در دادگاهها دخالت میکرد، در دانشگاهها دخالت میکرد، نماینده میگذاشت، امام جمعه میگذاشت، برمیداشت، خیلی کارها میکرد دیگر. طبعاً بعد از قضیّهی جانشینی رهبری در آینده، این کارها از طرف ایشان یا شاید تعبیر درستتر این است که بگوییم از طرف آن تشکیلاتی که پشت سر ایشان بود و بیت ایشان، بیشتر و قویتر شد. لذا عملاً ایشان شد قائم مقام رهبری، یعنی منصب گرفت. در آن اوقاتی که یک مقدار اختلافاتی بر سر مسائل دولت بین مسئولین کشور و ایشان پیش آمده بود، گاهی هم بین ماها همین مطرح میشد که آخر ایشان به عنوان قائم مقام دارد عمل میکند با چه موضع قانونی؟! لکن روی این مسئله حسّاس نبودیم، چون فکر میکردیم که بالاخره اینها کارهایی است که در آینده در اختیار ایشان خواهد بود. قبلاً هم که ایشان از این کارها مقداری میکرده، حالا هم ادامهی آن است. لذا خیلی حسّاس نبودیم. کتاب روایت رهبری
#نشربامنبع
@Jahade_tabeini
🗓۳فروردین ماه سال۱۳۹۳
🏴فوت رئیس دفتر هویدا
🏴قائم مقام حزب ایران نوین
🏴عضوهیاتمدیره شرکتنفت
🏴آخرین سفیر ایران درانگلیس
🏴معشوق اشرف، پرویز راجی
💠رهبرانقلاب
‼️در دوره پهلوی کسانیکه رأس کار آمده بودند، چه کسانی بودند و چه فکر و ذهنیتی داشتند؛ غالباً فاسد بودند؛ بخصوص این نسل جدیدشان که دیگر هیچ چیز نداشتند؛ حتّی از نسل هویدا هم بدتر بودند! من هویدا را مثال میزنم که از بدترینهاست؛ یعنی او از فاسدترین رجال ایران بود؛ درعینحال نسل هویدا بر نسل راجی - نویسندهی کتاب «خدمتگزار تخت طاووس» - شرف داشت! اگر شما این کتاب را خوانده باشید، میتوانید بفهمید که این نسل، چه نسلی بوده است؛ اینها میخواستند جای هویدا بیایند. حالا نمیشود گفت صد رحمت به هویدا؛ اما نسبت به آن نسل، واقعاً باز هویدا! هویدایی که نسبت به رجال ایران، بلاتردید جزو فاسدترینها بود؛ اما بالاخره ته دل او و امثال او، تهمانده و رسوبی از آن قدیم - حالا اسمش ملیت بود، وطن دوستی بود، آب و خاک بود - وجود داشت؛ ولی نسل جدیدشان که نمونهاش همین راجی است، واقعاً اینها چه بودند!؟ ۷۰/۱۱/۲۸
#نشربامنبع
@Jahade_tabeini
🗓۲۳ ماه مارس سال ۲۰۲۲ م
🏳فوت سیاستمدار یهودیتبار
🏳نمایندهآمریکا درسازمانملل
🏳نخستین وزیرخارجه آمریکا
🏳اولین زن برنده مدال آزادی
🏳خانم مادلین کربل آلبرایت
💠رهبرانقلاب
‼️اصرار ابرقدرتها اینستکه وانمود کنند که ما هر کاری بخواهیم در دنیا انجام میدهیم، در جاهایی نیز همینطور اتفاق میافتد؛ اما چرا؟ بخاطر این که سران آن کشورها دستنشانده و ضعیفند. ابرقدرتها به دروغ ادعا میکنند که هر کاری بخواهند، میتوانند انجام دهند. حکومت اسلامی و ملت ایران، با ۲۰سال ایستادگی و پیشرفتِ خود - با این که ابرقدرت امریکا با همه وجود با این ملت و هدفهایش مخالف بود - ثابت کرد که نه امریکا، نه هیچ ابرقدرت دیگری و نه همه ابرقدرتها روی هم، در مقابل ملتی که بیدار و شجاع است و حق خود را میشناسد و از حقِ خود دفاع میکند، هیچ غلطی نمیتوانند بکنند! من میگویم دولت امریکا، امروز هم که اعتراف میکند بیستوپنج سال از دیکتاتوری دفاع کرده است، باز از آن دیکتاتوری دفاع میکند؛ منتها دفاع تبلیغاتی و موذیانه! امروز آنها که نیستند؛ آنها که به جهنم رفتند؛ اما تفالهها و زبالههایشان در امریکا زیر چتر حمایت دولت امریکا هستند. دستنشاندگان و مزدورانشان در هر نقطه از دنیا - اگر در گوشه و کنار کشور خودمان هم پیدا شوند - مورد حمایت امریکا هستند. همین وزیره امریکایی (آلبرایت) در همین سخنانش هم از رژیم شاه، تبلیغ و تعریفِ دروغ کرده است. میگوید رژیم شاه دیکتاتور و بد بود؛ منتها اقتصاد ایران را شکوفا کرد! این بزرگترین و خندهآورترین دروغی است که یک وزیر خارجه میتواند در شرایط فعلی بر زبان جاری کند! ۷۹/۱/۶
#نشربامنبع
@Jahade_tabeini
🗓۲۶مارس سال۱۹۸۴
🏳فوت احمدسکوتوره
🏳رئیسجمهور گینه/۱
💠رهبرانقلاب
‼️یکی از شخصیّتهایی که من او را فراموش نمیکنم، احمد سکوتوره است. او رئیس جمهور گینه کوناکری در غرب آفریقا و یکی از شخصیتهای برجسته و بسیار محترم در قاره آفریقا بود. متأسفانه مطالعات تاریخی، سیاسی جوانان ما ضعیف است. اینها را باید شما خیلی مطالعه کنید و بدانید. در کشور غنا در غرب آفریقا انقلاب شد و شخصیت آفریقایىِ بسیار برجستهای به نام قوام نکرومه بر سر کار آمد که بعد علیه او توطئههای زیادی - توطئههای غربی و امریکایی و غیرامریکایی - صورت گرفت. در یکی از سفرهایی که قوام نکرومه به خارج رفته بود، در غیاب او یک کودتای دستِ راستىِ غربی در این کشور راه انداختند که او دیگر مجبور شد به کشورش نیاید. همان موقع احمد سکوتوره از قوام نکرومه دعوت کرد و گفت به کشور من بیا و تو رئیس جمهور کشور من باش. چنین شخصیتی، قوام نکرومه را به کشور خودش آورد. در زمان ریاست جمهوری و آن دورهای که بنده در سیاست خارجی به طور اجرایی و عملی فعّال بودم، از رجال سیاسی دنیا، کمتر شخصیتی را به قوّت او دیدم. او تقریباً سه مرتبه به ایران آمد. البته فشار آورده بودند تا برای میانجیگری جنگ به ایران بیاید. او در دیدارهای خصوصی - داخل اتومبیل و در رفت و آمدها - حرفهای خوبی میزد. میگفت اگر بعد از انقلاب به شما حمله نظامی نمیشد، من تعجّب میکردم؛ بنابراین تعجبی ندارد که به شما حمله کردهاند. تصریح میکرد که حمله عراق علیه شما، سازمانیافته، از پیش طرّاحی شده و کار بینالمللی است، نه کار کشور عراق. راست هم میگفت، همینطور بود. ۸۰/۸/۱۲
#نشربامنبع
@Jahade_tabeini
🗓۲۶مارس سال۱۹۸۴
🏳فوت احمد سکوتوره
🏳رئیسجمهور گینه/۲
💠رهبرانقلاب
‼️یکى از این رهبران مسلمان پختهی مطلع وارد، که بنده در طول این مدّتِ کارهاى سیاسى دیدهام، سکوتوره بود. من در چند سفر که آمد تهران، با او ملاقات کردم؛ او خیلى شیفتهی انقلاب بود، البتّه خودش ضعیف بود، و نتوانسته بود راه خودش را برود و استکبار کَتبندش کرده بود؛ نتوانست گینهی کوناکرى را آنجورى که دوست میداشت، بسازد. موفّق نبود، امّا درست میفهمید؛ آدم سالمى بود؛ آدم خائنى نبود. این انقلاب را هم خیلى دوست میداشت؛ به امام هم حقیقتاً از ته دل ارادت داشت. من حرفهایى از او شنیدم که خیلى درست بود و راست میگفت. یک وقتى به من گفت فلانى! شماها فقط یک عیب دارید و آن اینکه همهاش مدام میگویید و حرف میزنید؛ خب، این گفتن ندارد؛ بکنید؛ چرا میگویید؟ میگویید که چه بشود؟ من آن سال اوّل ریاست جمهورى -سال ۶٠- که شاید این حرف را از او شنفتم، اصلاً حرفش را قبول نکردم. براى بعضى از دوستان نقل کردم، گفتم سکوتوره اینجور میگوید؛ لکن ته دلم قبول نکردم. با خودم میگفتم که حالا دنیا، دنیایى نیست که او خیال کند ما اگر یک چیزى را گفتیم دنیا میفهمد و اگر نگفتیم نمیفهمد، که گفتن ما یک مشکلى به وجود بیاورد. لکن بعد تجربهها به بنده نشان داد که نخیر، او پخته بوده، میفهمیده. بنده هم حالا عقیدهام همین است! ۶۸/۱۱/۹
#نشربامنبع
@Jahade_tabeini
🗓۲۸مارس سال۱۹۶۹
🏳فوت دوایت آیزنهاور
🏳رییسجمهور آمریکا
💠رهبرانقلاب
‼️انصافا ما ایرانیها در گزارش حقایق و حوادث و شخصیتهای خودمان، آدمهای تنبلی هستیم؛ حالا البته این درخور تحقیق آقایان جامعهشناس است که تحقیق کنند ببینند آیا این تنبلی یک خصوصیت ملی ما است یا در طول زمان بر ما تحمیل شده؟ ما درباره شخصیتهایمان کار نمیکنیم. کسی مثل امام بزرگوار ما یک شخصیّت درجهی یک است دیگر؛ یعنی هیچ کسی -چه دوست، چه دشمن- مثلا درباره شخصیت امام تردید ندارد و عظمت این شخصیّت را کسی تردید نمیکند. ممکن است یکی او را قبول نداشته باشد، امّا عظمت او را قبول دارد. حالا ما دربارهی این شخصیّت عظیمی که در زمان ما بود و قریب سیسال از درگذشت او میگذرد، چند جلد کتاب نوشتهایم؟ واقعاً فکر کنید ببینید ما چند کتاب دربارهی امام نوشتهایم! این را مقایسه کنید با تعداد کتابهایی که مثلاً دربارهی آبراهام لینکلن در آمریکا نوشته شده. من در یک گزارشی خواندم که اگر تعداد کتابهایی که برای آبراهام لینکلن نوشته شده روی هم بچینند، یک ستون ده متری درست میشود؛ یک چنین چیزی. حالا آبراهام لینکلن یک عنوانی دارد -اگرچه عقیدهی بنده این است که آن عنوان، دروغ است؛ اینکه میگویند ایشان عامل آزادی بردگان و مانند اینها است، حرف مفتی است، حرف واقعی نیست؛ امّا حالا اینجوری عنوان شده- لکن دربارهی رؤسای جمهور معمولی آمریکا مثل آیزنهاور، مثل دیگران، گاهی هزار جلد کتاب نوشته شده! شوخی است؟ شما ببینید دربارهی امام خمینی ما چند جلد کتاب نوشتهایم؟ اینجوری است قضیّه؛ ما در این زمینهها عقب هستیم! ۹۶/۳/۲۰
#نشربامنبع
@Jahade_tabeini
📆۴ رمضان سال۵۳ قمری
🗓هلاکت زیاد بن ابیه لعین
🏴والی فارس، کوفه و بصره
🏴هتاک به امامین حسنین
🏴قاتل ۱۳هزار نفر از شیعه
🏴پدر آقازاده مفسد،عبیدالله/۱
💠استادخامنهای
‼️معاويةبنابیسفیان، یک مرد زنازاده معروف را که آوازهی زنازادگیاش در آفاق پیچیده بود و تشت رسواییاش از بام بلند افتاده بود، یعنی زيادبن ابيه را - زیاد پسر پدرش؛ پدرش کیست؟ خدا میداند. برای اینکه دروغ نگفته باشیم، میگوییم زیاد بن ابیه؛ پسر باباش! بعضیها میگفتند زیادبنسميه است، زیاد پسر سمیه خانم؛ که مسلَّم، از شکم سمیّه بیرون آمده بود، اما چه کسی آنجا کاشته بود، معلوم نبود - معاویه، زیاد بن سميّه را گفت که برادر من است؛ دلیل اینکه برادر من است، این است که پدر من ابوسفیان با مادر او زنا کرده! وقاحت را ببینید! بیشرمی را ببینید! از کجا میگویی زنا کرده؟ شاهد عادل داری؟ فلان بن فلان شراب فروش، خودش دلال قضیه بوده، رفت بالای منبر شهادت داد که من خودم ابوسفیان را آوردم، چنین شد، چنان شد و چنین گفت؛ اینها را روی منبر گفت، خب یک قانون بود. در حالی که اسلام میگوید فرزند زنازاده متعلق به پدر طبیعیاش نیست؛ اگر آن زن شوهر دارد، فرزند زنازاده مال آن شوهر است، مال آن بستر است. کتاب منشور حکومت علوی، شرح نهجالبلاغه توسط استاد خامنهای ص۹۰ ۵۳/۶/۲۲
#نشربامنبع
@Jahade_tabeini
📆۴ رمضان سال۵۳ قمری
🗓هلاکت زیاد بن ابیه لعین
🏴والی فارس، کوفه و بصره
🏴هتاک به امامین حسنین
🏴قاتل ۱۳هزار نفر از شیعه
🏴پدرآقازادهمفسد، عبیدالله/۲
💠رهبرانقلاب
‼️آیا این درست است که تا در یک گوشه، مختصر نابسامانیای به عقیده و سلیقه کسی پیدا شود، بنا کند اعتراض و اشکال کردن!؟ تا یک مشکل در ادارهای برایش پیدا شد، یا یک مأمور دولتی، چپ نگاهش کرد، یاوه بسراید که: حالا هم مثل زمان فلان است!؟ این، ناشی از عدم معرفت نعمت خدا نیست!؟ یا خدای ناکرده، ناشی از انکار نعمت خداست؟ این جفا نیست به این حرکتِ به این عظمت!؟ مگر وقتی حکومت درست شد، موازین حکومت موازین کاملی شد؛ در سراسر این حکومت همه کارها درست خواهد بود!؟ از کجا چنین چیزی ثابت شده است!؟ در زمان امیرالمؤمنین، که مثال عدل و تقواست - دیگر شما از امیرالمؤمنین که کسی را عادلتر و با تقواتر سراغ ندارید - مگر حُکّامی که بر ولایات مسلط بودند و خود حضرت فرستاده بود، همه ابوذر و سلمان بودند!؟ خیر! چهار نفر مثل ابوذر و سلمان و عمار و فلان داشت. مابقی، آدمهای عوضی بودند. تاریخ را بردارید نگاه کنید! یکی از استانداران امیرالمؤمنین «زیادابن ابیه» است که بر منطقه وسیعی حاکم بود. بسیاری از این قبیل، در اطراف و اکناف بلاد اسلامی بودند. این چه توقّع بیجایی است که اگر یک رئیس، یک قاضی، یا مسؤول بخش خاصی از کشور، از تشکیلات حکومت اسلامی، پایش را کج بگذارد، آن آقایی که با او مواجه میشود، فوراً شروع میکند به اصل نظام اسلامی، اصل جمهوری اسلامی، اهانت کردن! این ناشی از چیست؟ ناشی از نشناختن قدر جمهوری اسلامی است. ۷۲/۵/۵
#نشربامنبع
@Jahade_tabeini
🗓 ۶ ماه رمضان سال ۲۰۱ق
🏳آغاز ولایتعهدی امام رضا/۱
💠رئیسجمهور خامنهای
‼️هنگامی که مأمون در سال ۱۹۸ق از جنگ قدرت با امین فراغت یافت و خلافت بیمنازع را به چنگ آورد، یکی از اولین تدابیر او حل مشکل علویان و مبارزات تشیع بود.او برای این منظور، تجربه همهی خلفای سلف خود را پیش چشم داشت. تجربهای که نمایشگر قدرت و وسعت و عمق روزافزون آن نهضت و ناتوانی دستگاههای قدرت از ریشهکن کردن و حتی متوقف و محدود کردن آن بود. او میدید که سطوت و حشمت هارونی حتی با به بند کشیدن طولانی و بالاخره مسموم کردن امام هفتم در زندان هم نتوانست از شورشها و مبارزات سیاسی، نظامی، تبلیغاتی و فکری شیعیان مانع شود.او اینک در حالی که از اقتدار پدر و پیشینیان خود نیز برخوردار نبود و بعلاوه بر اثر جنگهای داخلی میان بنیعباس، سلطنت عباسی را در تهدید مشکلات بزرگی مشاهده میکرد، بیشک لازم بود به خطر نهضت علویان به چشم جدیتری بنگرد. شاید مأمون در ارزیابی خطر شیعیان برای دستگاه خود واقع بینانه فکر میکرد. گمان زیاد بر این است که فاصله پانزده سالهی بعد از شهادت امام هفتم تا آن روز و بویژه فرصت پنج ساله جنگهای داخلی، جریان تشیع را از آمادگی بیشتری برای برافراشتن پرچم حکومت علوی برخوردار ساخته بود.
مأمون این خطر را زیرکانه حدس زد و درصدد مقابله با آن برآمد و بدنباله همین ارزیابی و تشخیص بود که ماجرای دعوت امام هشتم از مدینه به خراسان و پیشنهاد الزامی ولی عهدی به آن حضرت پیش آمد. و این حادثه که در همهی دوران طولانی امامت کم نظیر و یا در نوع خود بی نظیر بود تحقق یافت.۶۳/۵/۱۸
#نشربامنبع
@Jahade_tabeini
🗓 ۶ ماه رمضان سال ۲۰۱ق
🏳آغاز ولایتعهدی امام رضا/۲
💠رئیسجمهور خامنهای
‼️آنچه در دوران ولایتعهدی حضرت رضا پیش آمد که حادثهی بسیار مهمّی است، نشاندهندهی این است که علاقه و محبّتهای مردم نسبت به اهلبیت در دوران امام رضا، خیلی بالا بوده؛ بههرحال، بعد هم که اختلاف امین و مأمون و جنگ و جدال بین خراسان و بغداد پنج سال طول کشید، همهی اینها موجب شد که علیّبنموسیالرضا بتوانند کار خوبی بکنند که اوجش رسید به مسئلهی ولایتعهدی! ۶۵/۴/۲۸
‼️هنگامى كه در مرو پيشنهاد ولايت عهدى آن حضرت مطرح شد، حضرت به شدت استنكاف كردند و تا وقتى مأمون صريحاً آن حضرت را تهديد به قتل نكرد آن را نپذيرفتند. خود امام از هر فرصتى، اجبارى بودن اين منصب را به گوش اين و آن مىرساند، همواره مىگفت من تهديد به قتل شدم تا وليعهدى را قبول كردم. در همان زمان كه كسى مثل مأمون فقط به دليل آنكه از وليعهدى برادرش امين عزل شده است به جنگى چند ساله دست مىزند؛ کسى مثل حضرت علىبنموسىالرضا پيدا مىشود كه به وليعهدى با بىاعتنائى نگاه مىكند و آن را جز با كراهت و در صورت تهديد به قتل نمىپذيرد. مقايسهاى كه از اين رهگذر ميان امام علىبنموسىالرضا و مأمون عباسى در ذهنها نقش مىبست درست عكس آن چيزى را نتيجه مىداد كه مأمون به خاطر آن اين سرمايه گذارى را كرده بود. ۶۵/۴/۲۸
#نشربامنبع
@Jahade_tabeini