مدافعان حرم 🇮🇷
🌷 بسم رب الشهداء و الصدیقین 🌷 🥀 #قرار_بیقرار 🌹 خاطرات شهید مدافع حرم #مصطفی_صدرزاده قسمت 7
🌷 بسم رب الشهداء و الصدیقین 🌷
🥀 #قرار_بیقرار
🌹 خاطرات شهید مدافع حرم #مصطفی_صدرزاده
قسمت 8⃣5⃣1⃣
همیشه لباس و عمامه اش را داشت. مگر اینکه می رفت دستشویی. حال و هوای خاصی داشت. گاهی شب ها برای نماز که بیدار می شدم می دیدم برای خودش روضه می خواند و گریه می کند. یک بار که مرا دید گفت:
« بیا اینجا پیش من نمازت رو بخون شاید کمی باهم حرف زدیم و روضه خوندیم؛ بلکه از این طریق بشیم طلبه امام زمان! »
واقعا نوکر اهل بیت بود و به شرعیات خیلی اهمیت میداد. جایی که غیبت بود مجلس را به هم می ریخت و می گفت:
« کار حرام انجام ندید! »
اگر یک جا بحثی از یکی از اهل بیت بود، یا حدیثی می گفتند شش دانگ حواسش پی مطلب بود، اصلا برایش مهم نبود چه کسی حرف می زند، به دنبال خود مطلب بود.
مصطفی عاشقش بود دلش که میگرفت، خسته که میشد و از دست بعضی ها کفری که میشد به آغوش سید پناه میبرد. سید هم چقدر خوب او را آرام می کرد. درست مثل مادری که دست به سر فرزندش بکشد. وقتی که کم می آورد سید به او می گفت:
« صبر کن دوباره حالت خوب میشه. »
مصطفی می گفت:
« چشم »
در برابر کسانی که دوستشان داشت خیلی مهربان و متواضع و در عین حال حرف گوش کن بود. آن قدر در برابر سید مؤدب بود که خدا می داند. همیشه حرفهای درگوشی که با سید داشت حالش را خوب می کرد.
یک بار با یکی از دوستانشان که مشکل اعصاب و روان داشت، رفته بودند هتل و در لابی منتظر بودند تا پذیرش شوند که یکدفعه او را موج می گیرد و بلند داد میزند: « مصطفی بخواب روی زمین دارن خمپاره میزنن! »
بعد خودش روی زمین دراز میکشد و مدام داد میزند:
« مصطفی بخواب، دشمن خمپاره زد! »
با گریه این چیزها را می گفت بعدش گفت:
« ملت و ایستاده بودن و می خندیدن انگار یادشون رفته بود چرا اینا این طور شدن! »
آن موقع بود که فهمیدم مصطفی بر خلاف قیافه جدی اش چقدر روحیه لطیفی دارد.
⬅️ ادامه دارد....
@Modafeaneharaam
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥وداع متفاوت پدر و پسر
شهید مدافع حرم #بابک_نوری هریس
@Modafeaneharaam
#حسیݩجانــــ「♥️」
صبح علیالطلوع،
گدا بر تو
◇ می گذشت
°【 نزدیک ظهر بود
که عالیجناب شد♡】°
#صباحکم_حسینــــــــــے✨🤚
@Modafeaneharaam
في حديثِ المعراجِ: يا أحمدُ... عَجِبتُ مِن عَبدٍ لَهُ قُوتُ يَومٍ مِن الحَشِيشِ أو غَيرِهِ و هُو يَهتَمُّ لِغَدٍ
در حديث معراج(از قول خداوند متعال) آمده است: اى احمد... در شگفتم از بنده اى كه به اندازه خوراك يك روز خود سبزيجات يا جز آن دارد و با اين حال غم فردا را مى خورد
ميزان الحكمه جلد4 صفحه438
@Modafeaneharaam
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ ﴿١﴾
وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا ﴿٢﴾
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کَانَ تَوَّابًا ﴿٣﴾
الحمدلله رب العالمین
اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
اللهم احفظ قائدنا الامام الخامنه ای الی ظهور الحجه...
اللهم اجعل سیدنا و قائدنا الامام الخامنه ای فی درعک الحصینه التی تجعل فیها من ترید
اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
@Modafeaneharaam
ویلاسازی برای زاغهنشینان!
نمونه کوچکی از برکات سفرهای استانی شهید رییسی که با هدف محرومیتزدایی انجام میشد را در این ویدئو ببینید.
در همان روزهای اول ریاست جمهوری در شرایط کرونا(۱۱شهریور ۱۴۰۰) با حضور در منطقه زاغهنشین چابهار دستور رسیدگی به وضعیت بغرنج مردم منطقه را داد
هدیه به روح مطهر شهدا، صلوات
@Modafeaneharaam
▪️بیحجابی بازی دوسر باخت!
همهی مدتی که تهران بود تو مسجد و پایگاه بسیج حضور داشت. روزهای حضور در تهران احساس راحتی نمیکرد!
یه بار پرسیدم از چیزی ناراحتی!؟ چرا اینقدر گرفتهای؟ گفت: خیلی از وضعیت حجاب خانمها توی تهران ناراحتم!
وقتی آدم توی کوچه راه میره، نمی تونه سرشو بالا بگیره.
بعد گفت: یه نگاه حرام آدمو خیلی عقب میاندازه.
"شهید هادی ذوالفقاری "
@Modafeaneharaam