در لشــگر 27 محمـد رسـول الله "ص"
بــرادری بــود که عـادت داشـت پیشانی شهـدا را ببـوســد..
وقـتـی خـودش شهیــد شـد بچــه ها تصمیـم گرفتنـد به تلافـیِ
آن همـه محبـت ، پیشـــانی او را غـــرقِ بـوســه کننــد .
پارچـــه را که کنـــار زدنـد ، جنـازه ی بی ســر او دل همه شان
را آتـــش زد .😔😔😔
"شهیـــد حـــاج محمد ابراهیـــم همــت"
@modafeaneharaam
هدایت شده از یا مهدی
#روز_جـوان
بر آنانی ڪہ جوانے نکردند
تا ما جوانے ڪنیم ، مبارڪ باد
آرامشمان مدیون شماست
براے جوانےمان دعا ڪنید ...🙏
🌷اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم🌷
@modafeaneharaam
مدافعان حرم 🇮🇷
لحظهی شهــادت شهیــد مــدافع حــرم مجتبـی یداللهـــی
@modafeaneharaam
مدافعان حرم 🇮🇷
شهیـد مـدافع حــرم علیـرضا توسلــی🍃
فرمانده
یکی از حرف های مهمی که ابو حامد می گفت ، این بود که کسی که بخواهد به عنوان یک فرمانده بر سر نیروها بایستد ، اولین چیزی که بر عهده می گیرد این است که باید همه جوره با تمام مشکلات نیرو ها کنار بیاید و برای همه الگوی مقاومت باشد . در عین جدیت شوخ طبع بود و با اخلاقش خیلی ها را جذب می کرد . از ماشین فرماندهی استفاده نمی کرد و با ماشین معمولی رزمنده ها تردد می کرد . یک بار چند تا بخاری آورده بودند برای گردان ، شهید توسلی اول بخاری ها را بین اتاق های بقیه رزمنده ها پخش کرد و بعد آخرین بخاری را برد اتاق خودش...
@modafeaneharaam
حاج قاسم سلیمانی
در یک عملیات چند گردان به طور مشترک در عملیات شرکت کرده بودند و همه گردان ها به جز گردان فاطمیون شکست خورده بودند . از حاج قاسم سلیمانی سوال کردند که نبرد را ادمه بدهیم یا عقب نشینی کنیم ؟
حاج قاسم گفت : آقای توسلی در عملیات هستند ؟
گفتیم : بله . حاج قاسم گفت : پس ادامه بدهید که ان شالله پیروزید
@modafeaneharaam
کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...
ندا آمد بر در خانه ام بیا، آنقدر بر در بکوب تا در به رویت وا کنم...
وقتی بر در خانه اش رسیدم هر چه گشتم در بسته ای ندیدم!!
هر چه بود باز بود...
گفتم: خدایا بر کدامین در بکوبم؟؟؟؟
ندا آمد: این را گفتم که بیایی...
وگرنه من هیچوقت درهای رحمتم را به روی تو نبسته بودم!
کوله بارم بر زمین افتاد و پیشانیم بر خاک...
@modafeaneharaam