📌«دلشوره شیرین»؛ خاطرات همسر شهیدی که حاج قاسم را از محاصره نجات داد
✍اکبر صحرایی از انتشار کتاب تازه خود خبر داد که دربردارنده خاطرات همسر شهید مرتضی جاویدی معروف به «سردار تنگه احد» است. در مرحلهای از عملیات کربلای ۵ سردار سلیمانی و نیروهایش در محاصره قرار میگیرند و از سردار اسدی فرمانده تیپ المهدی میخواهند نیروهایی را برای کمکشان بفرستند. سردار اسدی هم از مرتضی جاویدی که گردانش کنار بچههای کرمان بود میخواهد وارد عمل شود. مرتضی و گردان فجر وارد عمل میشوند و حاج قاسم و نیروهایش را از محاصره خارج میکنند اما چند روز بعد و در اوج درگیری در جنوب بصره در عملیات کربلای ۵ مرتضی جاویدی به شهادت میرسد.
سردار سلیمانی در یکی از مصاحبههایشان در سوریه از شهید مرتضی جاویدی و اقدام شجاعانهاش صحبت کرد. مرتضی رزمندهای دلیر بود که نه تنها در استان خود بلکه در کشور شناخته شده بود.
@Modafeaneharaam
4.02M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تصاویر از رها شدن و کشته نشدن زنان اسرائیلی توسط رزمندگان مقاومت
@Modafeaneharaam
تصویری از شیخ ابراهیم الزکزاکی رهبر شیعیان نیجریه در ایران
@Modafeaneharaam
یکی از سرکردههای اشرار، شخصی به اسم «عید محمد بامری» معروف به «عیدوک» بود.
حاج قاسم گفت با ترفندی عیدوک را دستگیر کردیم. رفتم خدمت آقا تا این خبر مهم را به ایشان بدهم آقا خوشحال شدند.
بعد فرمودند چطور او را گرفتید؟
گفتم با او قرار گذاشتیم و سر قرار دستگیرش کردیم. آقا فرمودند یعنی به او امان دادید؛
بعد دستگیرش کردید؟
همین الآن بروید او را آزاد کنید.!
عرض کردم آقا آزادش کنیم؟!
فرمودند بله.
شما به او تأمین دادهاید، آمده.
اسلام اجازه چنین کاری نمیدهد.
از همانجا مستقیم رفتم زندان به عیدوک گفتم «مقام معظم رهبری، حکم به آزادیات دادند.
برو آزادی!.
باور نمیکرد گفت «من از زندان بیرون نمیروم». وقتی فهمید خبر درست است از مریدان آقا شد و همکاری مؤثری با ما کرد...
خاطرات علی شیرازی از رفاقت 40 ساله با حاج قاسم
@Modafeaneharaam
2.73M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥حاج قاسم سلیمانی: جانِ من و همۀ شهیدان ارزش فدا شدن در راه ملت را دارد.
#حاج_قاسم
@Modafeaneharaam
🔴نگاهی به ۷۵ سال ظلم و ستم رژیم غاصب صهیونیستی به ملت مظلوم فلسطین
🔹بغض ۷۵ ساله ترکید.
@Modafeaneharaam
یک اسلحه به غنیمت گرفته بود؛ با همان اسلحه 7 بعثی را اسیر کرده بود. خرمشهر دست بعثیها افتاده بود.
خودش را خاکی و موهایش را آشفته میکرد و گریهکنان میگشت خانههایی را که پر از عراقی بود بهخاطر میسپرد. به عراقیها میگفت مامانم را گم کردم.
گاه میرفت داخل خانهها پیش عراقیها مینشست مثل کرولالها از غفلت آنها استفاده میکرد و خشاب و فشنگ و کنسرو برمیداشت.
#شهید_بهنام_محمدی
@Modafeaneharaam