4.39M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ دستمزد استاد فرشچیان برای ساخت ضریح امام رضا(ع)
@Modafeaneharaam
سعیدم همانطور که دوستان و همرزمانش بارها برایمان تعریف کردهاند، بسیار شجاعت داشته وشهامتش زبانزد بود، واقعا دلشیر داشت و نترس بود، شهید به همراه بچههای مقاومت فاطمیون قبل از شلیک خمپارهها روی آنها شعار مرگ بر اسرائیل، مرگ بر آمریکا و مرگ بر آلسعود می نوشت، در مسئولیتهایش در منطقه عملیاتی سوریه که کار اطلاعات وشناسایی را انجام میداد تا ۴۰ کیلومتری دشمن هم پیش رفته بود، یکی از همرزمانش میگفت: سعید در شب عملیات چند بیسیم دشمن را به غنیمت گرفت و از آنجایی که به زبان عربی مسلط بود، پشت بیسیم دشمن جنگ روانی راه انداخت.
میگفت: شماها ترسو هستید، نیروهایتان را به اسارت گرفتهایم، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر آمریکا.
این طرف ما منتظر آمدنش بودیم، حتی خانه را برای استقبالش آماده کرده بودیم، بعد که قرار شد در عملیات شرکت کند، گفته بود پنجشنبه 15بهمن برمیگردد، قول داده بود و سر قولش بود و 15بهمن پیکر مطهرش برگشت، همیشه به شوخی میگفت: من سالم برمیگردم یا افقی یا عمودی، مجروح نمی شوم، واقعاً همینطور هم شد.
🌷 شهید سعید علیزاده🌷
به روایت مادرشهید
@Modafeaneharaam
1.12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ در این سفر اربعین شهید خدمت را فراموش نکنید❤️
@Modafeaneharaam
رفیقش میگه: یک بار اومد پیشم و گفت جایی سراغ نداری واسه کار؟
گفتم چرا همین آقایی که تو قنادیش کار میکنم دنبال شاگرده؛میای؟
نپرسید چقد پول میدن؟
نپرسید روزی چقد باید کار کنم؟
نپرسید بیمه داره یا نه؟
فقط یه چیزی پرسید وگفت:
موقع اذان میزاره برم نمازم بخونم یا نه...
#شهيد_محسن_حججی #نماز
#نماز_اول_وقت
@Modafeaneharaam
♦️استاد فرشچیان زاده روز 4 بهمن 1308 شمسی در اصفهان بود
برخی از افتخارات استاد فرشچیان:
🔹انضمام نام وی در فهرست روشنفکران قرن بیست و یکم
🔹نشان درجه یک هنر
🔹تندیس طلایی اسکار ایتالیا
🔹 نشان هنر نخل طلایی ایتالیا
🔹 تندیس طلایی اروپایی هنر، ایتالیا
🔹 دیپلم آکادمیک اروپا، آکادمی اروپا، ایتالیا
🔹دیپلم لیاقت دانشگاه هنر، ایتالیا
🔹مدال طلای آکادمی هنر و کار، ایتالیا
🔹جایزهٔ اول وزارت فرهنگ و هنر، ایران
🔹مدال طلای جشنوارهٔ بینالمللی هنر، بلژیک
🔹مدال طلای هنر نظامی، ایران
@Modafeaneharaam
3.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸اشکهای استاد فرشچیان و همسرشان پای روضهخوانی در کارگاه ساخت ضریح حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)
روحش شاد
میهمان اباعبدالله باشی استاد ان شاالله
سلام مارو به ارباب برسون😭
@Modafeaneharaam
5.18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 روایتی از نحوه اسارت و شهادت #محسن_حججی در سالروز شهادتش
🔹تاجیک، راوی دفاع مقدس: وقتی ترکش به پهلو شهید حججی میخورد، بیهوش میشود و بچهها فکر میکنند شهید شده است و عقبگرد میکنند.
🔹شهید حججی در سوریه اسیر میشود اما در عراق سر او بریده میشود.
@Modafeaneharaam
@Modafeaneharaam
2.96M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ماجرای دیدار حاج قاسم با شهید حججی
@Modafeaneharaam
@Modafeaneharaam
شهیدان از نفس افتادند
تا ما از نفــــس نیفتیــــم💚
قامــــت راســــت کردند
تا ما قامــــت خم نکنیـــم🤍
به خــــاک افتادنــــد
تا ما به خــــاک نیفتیــــم❤️
💠۱۸ مرداد ، روز بزرگداشت شهدای مدافع حرم گرامیباد.
📿شادی ارواح مطهر شهدا صلوات📿
✨اَللهُمَّصَلِّعَلَىمُحمَّـدٍوآلمُحَمَّد✨
@Modafeaneharaam
مدافعان حرم 🇮🇷
🌷 بسم رب الشهداء و الصدیقین 🌷 🥀 #قرار_بیقرار 🌹 خاطرات شهید مدافع حرم #مصطفی_صدرزاده قسمت 4
🌷 بسم رب الشهداء و الصدیقین 🌷
🥀 #قرار_بیقرار
🌹 خاطرات شهید مدافع حرم #مصطفی_صدرزاده
قسمت 5⃣6⃣
بالأخره شهادتش را همه فهمیدند. روزهایی که گذشت چیزی فراتر از روزهایی سخت بود. اینکه تو برادرت را از دست داده باشی، اما مجبور باشی محکم بایستی و به اطرافیانت روحیه بدهی و حواست باشد که اشکت را کسی نبیند، کار سختی است. فقط خدا میداند آن روزها به من چه گذشت. شب ها به عشق دیدنش چشم روی هم میگذاشتم. یک شب بالأخره به خوابم آمد. داشت میرفت عملیات. قیافه اش تقریباً شبیه عکسی بود که داشت سربند می بست. زیر لب یک شعر را زمزمه میکرد. اما صبح هر چه فکر کردم فقط یک بیت از کل شعر یادم بود:
« از سایه سار نام تو راهی به جا نمیبرم
آری خود تو می شوم تا از خودم رها شوم. »
هر چه در اینترنت گشتم نتوانستم ادامه شعر را پیدا کنم. برای همین ادامه اش را خودم از زبان مصطفی گفتم:
از سایه سار نام تو راهی به جا نمیبرم
آری خود تو می شوم تا از خودم رها شوم
من جیره خوار سفره و تو حافظ آل علی
از برکت وجود تو حافظ زینب میشوم
از خشکی لبهای تو سیراب معرفت شدم
آقا اگر رخصت دهی غمخوار زینب میشوم
راهی نمانده تا شوم قربانی راه حسین
جانم اگر قابل شود فدای زینب میشوم.
⬅️ ادامه دارد....
@Modafeaneharaam
🌷 بسم رب الشهداء و الصدیقین 🌷
🥀 #قرار_بیقرار
🌹 خاطرات شهید مدافع حرم #مصطفی_صدرزاده
قسمت 6⃣6⃣
🎤 راوی: مرضیهصددزاده، عمه شهید
🌱 سلام بر ابراهیم
وقتی که پسر عمویم وحید صدرزاده شهید شد، نه ساله بودم. در سالهای جنگ یکی از کارهای ما این بود که دست در دست مادرمان راهی تشییع جنازه شهدا شویم و به خانواده هایشان سر بزنیم. این فضا و حس و حال در من ماندگار شد. بزرگتر که شدم و جنگ تمام شد بازهم دنبال شهدا بودم اما به طریق دیگری. با مطالعه کتابهایی که درباره شان بود یا با رفتن به بهشت زهرا دیدارم را با شهدا تازه می کردم.
یک بار مثل همیشه مصطفی برای دیدن مادر و پدرم به خانه مان آمد. می دانست من به کتاب زندگی نامه شهدا علاقه مندم. به اتاقم آمد و بی مقدمه پرسید:
« عمه جان کتاب ابراهیم هادی رو خوندی؟ »
سر تکان دادم و گفتم:
« نه! »
نگاهی به کتابخانه ام کرد و دستی روی کتابهایم کشید و گفت:
« حتماً این کتاب رو بگیر و بخون جاش اینجا خالیه. »
از نمایشگاه، کتاب سلام بر ابراهیم را خریدم و شروع به خواندنش کردم اما به نظرم کتاب آن حس و حالی را که از خواندن روایت زندگی سایر شهدا به من منتقل میکرد، نداشت. وقتی دوباره همدیگر را دیدیم درباره کـتاب پرسید. من هم جواب دادم:
« تا نیمه اون رو خوندم اما خیلی بهم نچسبید مگه میشه یه آدم این قدر خوب و همه فن حریف باشه؟ »
سر تکان داد و به چشمهایم نگاه کرد و گفت:
« عمه کتاب رو درست نخوندی، دوباره بخون. کتاب رو داری؟ »
گفتم:
« نه، امانت دادم به کسی! »
به شوخی گفت:
« خیرت به ما نمیرسه که. »
کتاب را برای دختردایی اش می خواست. مصطفی خودش از شهید ابراهیم هادی درس گرفته بود و می خواست این شخصیت را به همه معرفی کند. ابعاد شخصیتی او را در خودش پیاده کرده بود.
⬅️ ادامه دارد....
@Modafeaneharaam