eitaa logo
مدافعان حرم 🇮🇷
31.6هزار دنبال‌کننده
33.8هزار عکس
15.1هزار ویدیو
322 فایل
اینجا قراره که فقط از شهدا درس زندگی بگیریم♥ مطمئن باشین شهدا دعوتتون کردن💌 تاسیس 16اسفند96 ارتباط👇 @Soleimaniam5 https://gkite.ir/es/9987697 تبلیغ👇 https://eitaa.com/joinchat/2294677581C1095782f6c عنایات شهدا👇 https://eitaa.com/shahiidaneh
مشاهده در ایتا
دانلود
مدافعان حرم 🇮🇷
داستان پسرک فلافل فروش🌹 #قسمت_چهل‌وچهارم #ابراهيم_تهراني حاج باقر شيرازي چند روزي بود كه هادي را ن
داستان پسرک فلافل فروش🌹 اين اواخر كمتر حرف ميزد. زماني كه از تهران برگشته بود بيشتر مشغول خودسازي بود. از خودش كمتر ميگفت. به توصيه‌هاي كتب اخلاقي بيشتر عمل ميكرد.🍃 هادي عبادتها و مسائل ديني را به گونه‌اي انجام ميداد كه در خفا باشد. كمتر كسي از حال و هواي او در نجف خبر داشت. او سعي ميكرد خلوت خود را با مولای متقيان اميرالمؤمنين حفظ كند.👌☺️ هادي حداقل هر هفته با تهران و دوستان و خانواده تماس ميگرفت و با آنها بگوبخند داشت، اما در روزهاي آخر تغييرات خاصي در او ديده ميشد. شماره‌ي همراه خود را عوض كرد.... آخرين بار با يكي از دوستانش تماس گرفت. هادي پس از صحبتهاي معمول به او گفت: نميخواي صداي من رو ضبط كني؟! ديگه معلوم نيست بتوني با من حرف بزني!😔 به يكي از دوستان طراح هم گفته بود: من چهره‌ي جذاب و خوبي ندارم،😔 اگه توانستي يه طرح قشنگ از عكسهاي من آماده كن! بعدها به درد ميخوره!💔 با اينكه بارها در عملياتهاي گروههاي مردمي از طرف سپاه بدر عراق شركت كرده بود، اما وصيتنامه‌اش را قبل از آخرين سفر نوشت!🌺 درست در روز 19 بهمن 1393 ،يعني يك هفته قبل از شهادت. وصيتنامه‌ي كاملي نوشت كه توصيه‌هاي بسيار خوبي در آن داشت. 👌👌 عجيب اينكه بيشتر درخواستهايي را كه او در وصيتنامه آورده بود به طرز عجيبي اجرا شد. ّ نيروهاي مردمي شد. آنقدر عجله او بعد از تكميل وصيتنامه راهي مقر داشت كه سجاده‌اش در اتاقش همينطور باز ماند! 💔 بعد هم با دوستانش عازم سامرا گرديد. آنها در عمليات پاكسازي مناطق اطراف سامرا و ديگر مناطق حضور فعال داشتند. نيروهاي مردمي در چند عمليات قبلي با كمك مشاوران ايراني توانسته بودند مناطق مهمي نظير جرف‌الصخر را از دست داعش پاكسازي كنند. هادي به همراه ديگر ، حدود بيست کيلومتر جلوتر از حرم عسکريين در سنگرها حضور داشتند. ✌️💪 آنها بيشتر شبها را به حرم ميآمدند و آنجا ميخوابيدند. هادي هم كه موقعيت خوبي پيدا كرده بود، از فضاي معنوي حرمين سامرا به خوبي استفاده ميكرد. داستان شهید مدافع حرم هادی ذولفقاری❤️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
👣 🌹 جنٺ براے شیعیان زیباسٺ امّا 👣 زیباتر از راه نجف تا کربلا نہ 👣 موکب بہ موکب عشاق جمعند 🌹 امسال آیا قسمت من هسٺ یا نہ؟ 🍃🌹🍃
روزے که میرفت سوریہ ازش میپرسن حسین کے برمیگردے؟ گفت طولے نمیکشہ ولے تاسوعاخونہ ام که صبح شهید میشہ وبرش میگردونن 🌷 🕊 حسین_جمالی🕊
#ڪلام‌شهیــــدمـــدافع‌حرم👆 سجــــادطاهـــرنیــا🍃❤️ برســـد بـــه دستــــ مســـئولان نجـــومےبگیـــر✊👊 @Modafeaneharaam
༻﷽༺ #جانم_بہ_فداٺ_یا_رقیہ_س❤️ این روزها قافیہ ےشعر گشتہ اربعین امسال هم اگر نروم مےخورم زمین اینبار من مدد زِ رقیہ گرفتہ ام نازے ڪند بہ پیش پدر راهیم همین #الدخیلڪ_یابنٺ_الحسین💚
مدافعان حرم 🇮🇷
تاریخ گوشه‌اى از مسجد کنار جمع اسیران نشسته، کسى را دیده از اهل شهر که داخل مسجد آمده و یزید را که شادمان دیده، جرئت پیدا کرده و همان میان مجلس از یزید هدیه‌اى خواسته. تاریخ دست مرد را دیده که سمت یکى از دختران رفته و صداى مرد را شنیده که خواسته او را از یزید هدیه بگیرد. تاریخ نفس نکشیده، چشم بر هم نگذاشته و فاطمه دختر حسین (ع) را دیده که خود را کنارى کشیده و بعد صدایش را شنیده که رو به زینب (س) گفته یتیمى بس نبود که طمع به خدمت‌گذاری من دارند؟ تاریخ دست زینب(س) را دیده که نگهبان او شده و خاطرش را آسوده کرده که تقدیر خدا این چنین نیست. مرد را دیده که دوباره میان نگاه دل شاد یزید و حرف‌هاى زینب(س) خواسته‌اش را تکرار کرده و بعد پرسیده این‌ها کیستند و اسیران کدام جنگ‌اند؟ یزید را دیده که از فراز تختش اشاره کرده و گفته آن فاطمه دختر حسین(ع) است و دیگرى زینب(س) دختر على (ع). تاریخ صورت مرد را دیده که بى‌رنگ و لب‌هایش را که خشک شده، نگاهش بین اسیران گشته و سمت یزید برگشته و حاکم بر تخت نشسته را لعن کرده. گفته اینان را که این طور گوشه مسجد نشانده‌اى اسیران روم پنداشتم نه اهل بیت پیامبر و باز زبان به نفرین یزید باز کرده. تاریخ یزید را دیده که بر تختش لرزیده و بعد دستور داده مرد را گردن بزنند. تاریخ ندیده اما مرد همان وقت که دست بسته از کنار اسیران مى‌رفته سرش پایین بوده و خاطرش شرمنده و زبانش عذرخواه. . پ.ن: چله نشينى روايت ها، در فردانيوز پ.ن: روز چهارم صفر . @modafeaneharaam
◾️ جان، امشب که پدر را دیدی، ما را هم دریاب... دل ما هم پدر میخواهد... 😔 ◾️ شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها را محضر امام زمان و شما بزرگواران عرض میکنیم... @modafeaneharaam
💠 شهادت حضرت رقیه مرا دشمن به قصد کُشت می‌زد به جسم کوچک من مُشت می‌زد هرآن گه پایم از ره خسته می‌شد مرا با نیزه‌ای از پُشت می‌زد توئی ماه من و من چون ستاره غمم گشته پدرجان بی‌شماره اگر روی کبودم را تو دیدی مکن دیگر نظر بر گوش پاره بیا بشنو پدرجان صحبتم را غم تو بُرده از کف طاقتم را دو چشم خویش را یک لحظه وا کن ببین سیلی چه کرده صورتم را 😭😭 @modafeaneharaam
تا صبح فقط نگاه کردی... دیدی بغلم نکردی آخر ...😔 @modafeaneharaam