🌷شهید سیدی که دو مزار دارد...
آخرین مرتبهای که می خواست به جبهه برود از تمام اقوام و دوستان خداحافظی کرد ..
نامه عجیبی نوشته بود که «هرگاه من به منزل برگردم مرا نمیشناسید»
و همان طوری که نوشته بود، مانند جدش امام حسین(ع) و برادرش حضرت ابوالفضل(ع) بی سر و بیدست به خانه برگشت.
پیکر سیـدصاحب را از روی شلوار پلنگی اش شناسایی کردیم؛
سیدصاحب، دو مزار دارد یکی در بهشت زهرا(س) و یکی هم در سه راهی کوشک...
پاهایش در بهشت زهرا(س) و سر و بدنش که در سه راهی کوشک پودر شده بود به همراه پیکرهای ۴ شهید سادات دیگر در همان نقطه دفن شد.
یادمان شهدای خمسه سادات در سه راهی کوشک امروزه محل زیارت کاروانهای راهیان نور است..
شهید سیدصاحب محمدی🌷
📚 به روایت: مادر شهید
@Modafeaneharaam
📸 اولین تصویر شهید محمدرضا سندی
◀️ اولین تصویر از شهید محمدرضا سندی که شامگاه دیروز در شهرستان خاش، ترور شد و به شهادت رسید، منتشر شد
@Modafeaneharaam
4.35M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 #ریلز
مراسم بزرگداشت شهید سید حسن نصرالله ✍️ و شهید سید هاشم صفیالدین ✍️ | مصلی تهران
#انا_علی_العهد
@Modafeaneharaam
4.39M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ داستان آخرین تاولهای پای حاج قاسم
@Modafeaneharaam
بچه ها را در معرض چشم زخم قرار ندهید
✳️استاد محمدعلی مجاهدی نقل کرده اند:
یک سال به اتفاق همسر و دختر چهار سالهام عازم مشهد مقدس شده بودیم. در همان روز ورود به مشهد بلافاصله پس از عتبه بوسی علی بن موسی الرضا علیه السلام ، توفیق زیارت آقای مجتهدی را پیدا كردیم.
💠دخترم لباس عربی چین داری به تن داشت و درحیاط خانه سرگرم بازی بود.
🌹 آقای مجتهدی رو به من و همسرم كرده، فرمودند:
چرا در حق این كودك معصوم ظلم میكنید؟!
💥 شنیدن جمله عتاب آمیز آن مرد خدا برای ما بسیار سنگین آمد! زیرا در حد توانی كه داشتیم چیزی از دخترمان فرو گذار نمیكردیم.
🌷هنگامی كه آن مرد خدا تعجب ما را دید، فرمود:
این بچه دارد از بین میرود! طبیعت كودك خیلی لطیف است و تاب چشم زخم ندارد...!
❄️از شنیدن این مطلب، تعجب من و همسرم بیشتر شد زیرا به چشم خود میدیدیم كه دخترمان با شادی كودكانه خود سرگرم بازی كردن است و مشكلی ندارد!
⚡️دقایقی گذشت ناگهان دخترم نقش زمین شد و رنگ چهرهاش تغییر كرد و نفسش به شماره افتاد!
🍀 من و همسرم از دیدن این صحنه به اندازهای دست و پای خود را گم كرده بودیم كه نمیدانستیم چه باید بكنیم؟!
🌺حضرت آقای مجتهدی آمدند و دخترم را در آغوش گرفتند و در حالی كه ذكری را زمزمه میكردند، بر روی او میدمیدند!
🌾دخترم پس از چند دقیقهای، رفته رفته حالت طبیعی خود را پیدا كرد و باز سرگرم شیطنتهای كودكانه خود شد!
✨حضرت آقای مجتهدی در حالی كه ما را به صرف میوه دعوت میكردند، رو به همسرم كرده فرمودند:
🍃خانم همشیره! لزومی ندارد كه این لباس زیبا را بر تن این كودك كه خود بسیار زیبا است بپوشانید و بعد او را از میان كوچه و بازار عبور دهید و نظر مردم را به طرف او جلب كنید!
📝وآنگهی چرا به هنگام بیرون آمدن از خانه صدقه ندادید؟! می دانید كه صدقه، رفع بلا میكند!
💠آن مرد خدا راست میگفت. هنگامی كه به دیدار او میرفتیم در بین راه بسیاری از افراد دختر خردسالم را به هم نشان میدادند و سرگرم تماشای او میشدند و ما از این مطلب غافل بودیم كه به دست خودمان داریم برای او درد سر ایجاد میكنیم
📕کرامات شیخ جعفر مجتهدی ره
@Modafeaneharaam
3.58M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️محل خاکسپاری شهید سیدهاشم صفیالدین
🔹مقدمات تشییع پیکر شهید سیدهاشم صفی الدین در زادگاهش دیر قانون منطقه صور در جنوب لبنان انجام شده است.
#شهید_صفیالدین
@Modafeaneharaam
❌🌑🥩کبد چرب❌ اگر درمان نشود تبدیل به سرطان کبد و در نهایت مرگ میشود‼️
♦️درمان قطعی و پاکسازی ۱۰۰٪ کبد چرب
✅گرید ۱
✅گرید ۲
✅گرید ۳
برایاینکهبدونی کبدتچربه یانههمین الان واردلینک زیربشیدوتست کبدچرب روتوی۳دقیقه انجام بده🥩
https://formafzar.com/form/3n8ut
https://formafzar.com/form/3n8ut
https://formafzar.com/form/3n8ut
تنها تقاضای من از حاجی، این بود که عقد ما را امام (ره) جاری کنند، حاجی، مدتی این دست و آن دست کرد و گفت: من میتوانم یک خواهشی از شما داشته باشم؟ فکر میکنم تنها خواهش من در طول عمرم باشد، اجازه بدهید که ما برای عقد پیش امام نرویم! گفتم: چرا؟ گفت: من روز قیامت نمیتوانم جوابگو باشم، مردی که باید وقتش را صرف یک میلیارد مسلمان به اضافه مستضعفان دنیا کند، بخشی از آن وقت را به عقد خود اختصاص دهم، من فکر میکنم اگر این کار را بکنیم، یک گناه نابخشودنی است من دیگر نتوانستم صحبتی بکنم بعد از این، حاجی از من اجازه خواست که روز هفدهم ربیعالاول عقد بکنیم، در این روز عقد کردیم و دو روز پس از آن با هم به پاوه برگشتیم و زندگیمان از همینجا شروع شد.
🌷شهید #محمدابراهیم_همت🌷
@Modafeaneharaam
6.08M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 محافظی که حتی مراقب پیکر سید حسن نصرالله بود💔💔💔
@Modafeaneharaam
یکی بهم گفت میخای بری بهشت؟
گفتم نه ، اونجا فقط جای مادراس!❤
گفت:
مگه نمیخای کنار مادرت باشی؟
گفتم:
نه دیگه،
این دنیاشو ازش گرفتم جوونی و روزای خوبشو واسم گذاشت!!!
پیر شد تا من جوون شم
زشت شد تا من خوشگل شم
غصه خورد تا من بخندم
کهنه پوشید تا من نو باشم
گرسنه خوابید تا من حسرته چیزی رو نخورم
دیگه نمیخام تو بهشت هم شب و روز حواسش به من باشه...
بذار حداقل اونجا برا خودش راحت زندگی کنه!
کاش فقط "یک روز" مادرم برای خودش زندگی میکرد..🙏❤
ب افتخار مادرا...❤
@Modafeaneharaam
❇️ دوره آموزشی صفر پنج بیرجند رو تموم کرده بودیم. خود فرمانده پادگان افتاده بود بین صف ها وافرادی که مثل من بدن ورزیده ای داشتند سوارماشین می کرد. از پادگان خارج شدیم. رسیدیم به محله اعیان نشین بیرجند. استوار مقابل یکی از خانه ها پیاده شد و زنگ خانه را زد. به من گفت: «تو از حالا در خدمت صاحب این خانه ای. هر چی هم که گفتند بی چون و چرا اطاعت می کنی».
🔸 پیرزنِ خدمتکار، راهنمایی ام کرد بسمت اتاقی. چند بار «یاالله» گفتم. زن جوانی صدا زد: « یاالله، سرت رابخورد! بیا تو دیگه». قدم که جلو گذاشتم. تمام تنم خیس عرق شد. مقابلم، زن جوان بی حجابی با آرایش غلیظ نشسته بود و پاهایش را هم روی هم انداخته بود.
سرم رو انداخت پایین و سریع برگشتم بیرون و هر چی هم پیرزن خدمتکار اصرار کرد که: “برگرد پسر، اگر بری می کشنت” توجهی نکردم .
بیرون اومدم و پرسان پرسان پادگان رو پیدا کردم. تو پادگان هر چی اصرار و تهدید کردند نتوانستند خامم کنند که برگردم و گماشته زن بی حجاب یک سرهنگ بی غیرت بشم.
🔹 پادگان هجده سرویس بهداشتی داشت که در هر نوبت چهار نفر تمیزش می کردند. یک هفته تمام، یک نفره شدم مسول نظافت همه سرویس ها. روز هشتم سرگرد آمد. فکر می کرد این تنبیه نظرم رو عوض کرده. گفت: «حالا آدم شدی؟؟ »
👈 گفتم: «جناب سرگرد! اگر بگی تا آخر خدمت، همه نجاست ها را با سطل، خالی کنم توی بشکه و ببرم بیابون، با افتخار انجام میدم؛ اما دیگه به اون خونه برنمی گردم حتی اگه منو بُکشید. »
بیست روزی همونجا بودم. آخر کار دیدند حریفم نمی شوند منتقلم کردند گردان خدمات.
📚 خـاک هـای نـرم کوشـک
بقلم سعید عاکف
@Modafeaneharaam