8.93M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ فیلم ديدهنشده از وداع حاج قاسم با پیکر شهید احمد کاظمی
@Modafeaneharaam
3.62M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما را قسم داد که تا وقتی شهید نشده این فیلم را پخش نکنیم!
فیلمی از عزاداری شهید یونس ماهرو بختیاری
از شهدای جنگ ۱۲ روزه
جمعی تیپ ۵۷ حضرت ابوالفضل(ع) لرستان
در یکی از پایگاه های صفر مرزی شمالغرب کشور
عاشورای ۱۴۰۳
سرهنگ بود ولی هیچوقت با لباس عملیاتی درجه اش را نمیچسباند.
هرجا بسیجی میدید سرش را میبوسید،
خیلی اوقات بجای سربازان نگهبانی میداد،
هیچوقت به یاد ندارم که نماز شبش را نخوانده بخوابد.
شهیدی که باوجود جانبازی و جراحت شدیدی که سالیان قبل دچار آن شده بود (نصف روده و معده نداشت)تمام روزهای سال را روزه بود...
"نقل از همرزمان شهید"
@Modafeaneharaam
16.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 ببينيد| روایت رهبر انقلاب از نذری که به نام حضرت علیاصغر (ع) گره خورد و به منظومهای ماندگار انجامید
🖥 Farsi.Khamenei.ir
توسّل کن به یک تار نخ از قــنداق خــونینش
هزاران درد و مشکل را کند درمان علیاصغر
#شب_هفتم #یا_باب_الحوائج
#یا_علی_اصغر (ع)
@Modafeaneharaam
مدافعان حرم 🇮🇷
🌷 بسم رب الشهداء و الصدیقین 🌷 🥀 #قرار_بیقرار 🌹 خاطرات شهید مدافع حرم #مصطفی_صدرزاده قسمت 7
🌷 بسم رب الشهداء و الصدیقین 🌷
🥀 #قرار_بیقرار
🌹 خاطرات شهید مدافع حرم #مصطفی_صدرزاده
قسمت 8⃣2⃣
اما دوباره وقتی به حوزه علمیه تهران برگشت کم کم دلسرد شد. از اینکه طلبه ها بیشتر وقتشان را به فقه و صرف و نحو میگذراندند ناراضی بود. داخل حوزه علمیه هم بسیج راه انداخته و با شیطنت هایش آنجا را به هم ریخته بود. یکی از کارهایی که به منظور اعتراض به سبک تدریس در حوزه انجام میدادند این بود که در حجره شان را قفل می کردند و می گفتند:
« ما گوشامون رو لازم داریم! »
بالأخره یک روز آمد پیشم و گفت:
« من توی حوزه علمیه به چیزی که میخوام نمی رسم. باید برم نجف! »
ماندم چه بگویم. غصه دار شدم که چرا این بچه یک جا بند نمی شود و مدام از این شاخه به آن شاخه می پرد. با هر ضرب و زوری که بود توانست خودش را به عراق برساند. چند بار این کار را انجام داد تا بلکه بتواند آنجا مجاور شده و مشغول درس بشود. اما خدا برایش این طور مقدر نکرده بود. وقتی می دیدم مدام پی کارهای مسجد و هیئت و بسیج است، سعی می کردم به ازدواج ترغیبش کنم بلکه کمی آرام بگیرد. هر کس را پیشنهاد میدادم رد می کرد. تا اینکه یک روز که از سرکار به خانه آمدم، دیدم مصطفی خانه است و تسبیح به دست مدام استخاره میگیرد و خوب میآید. گفتم:
« باز چی شـده که استخاره میگیری؟ »
کمی این پا و آن پا کرد و به در و دیوار نگاه کرد و بعد گفت:
« بابا راستش رو بخواین میخوام ازدواج کنم. »
از حرفش ذوق زده شدم. سریع روی مبل کنارش نشستم. میخواستم تا تنور داغ است خمیر را بچسبانم. برای همین گفتم:
« این که مشکلی نداره؛ این همه دختر خوب توی فامیله. »
سری تکان داد و گفت:
« کسی که من میخوام از فامیل نیست. »
ازش پرسیدم:
« مگه دیدیش؟ »
جواب داد:
« نه، اما همسایه س! »
گفتم:
« تو که ندیدی و باهاش صحبت نکردی پس چطوری انتخابش کردی؟ »
⬅️ ادامه دارد....
@Modafeaneharaam
13.77M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 زینب سلیمانی: دشمن هر چه بیشتر ما را ترور کند، تو دهنی بزرگتری از ملت میخورد
@Modafeaneharaam
11.88M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 خاطرات دختر شهید سلامی: پدرم خیلی ما دخترانش را دوست داشت
@Modafeaneharaam
11.49M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 همسر شهید سلامی: خودم را شاگرد او میدانستم
@Modafeaneharaam
4.61M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فرزند شهید سلیمانی: هر وقت با سردار حاجیزاده صحبت میکردم، شدت دلتنگیاش برای حاج قاسم را میدیدم
@Modafeaneharaam
3.63M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ سرلشکر رشید زندگینامۀ خود را روایت میکند
@Modafeaneharaam
@Modafeaneharaam