پسر شهید محمود باقری گفت پدرش نقل میکرده سردار حاجی زاده بهش گفته من دیگه به این زودی ها نمیخوام شهید بشم؛ من تنهایی و فشار آقا بعد حاجی (حاج قاسم) رو دیده ام.
@Modafeaneharaam
✅ دختر شهید پوررجبی فریاد زد: بابا چقدر کوچیک شدی
🔹همسر شهید پوررجبی: از پیکر همسرم فقط ۲ تا مچ دست و مچ پا پیدا شد. آقا جواد ۱۹۸ سانتیمتر قد داشت ولی بهاندازۀ ۱۵ یا ۲۰ سانت از پیکرش برگشت.
🔹پیکر را که آوردند حجمی نداشت. ریحانه فریاد زد: بابا تو که خیلی قدت بلند بود چرا آنقدر کوچک شدی. فیلمبردار معراج آنقدر گریه کرد، نتوانست فیلمبرداری کند دوربین را زمین گذاشت.
🔹۸ روز از شهادت آقا جواد گذشته بود ولی خبری از پیکرش نبود. تا اینکه ریحانه خوابی دید که در آن خواب بابا برای برگشتنش شرطی گذاشته بود.
🔹از آن روز خواب ریحانه شد نشانهای برای همه. یکی از دوستان آقا جواد که خواب ریحانه را شنیده بود به گریه افتاد و گفت: ۱۴ گل قرمزی که در خواب ریحانه بوده برای این است که هنوز پیکر ۱۴ نفر که آنجا شهید شدند، پیدا نشده است.
🔹فاطمه شروع کرد به زیارت عاشورا خواندن. ۳ روز که تمام شد، آقا جواد به قولش عمل کرد و آمد ولی چه آمدنی…
🔹سردار سرتیپ شهید #جواد_پوررجبی، یکی از فرماندهان هوافضا بود که شب اول جنگ همراه سردار حاجیزاده به شهادت رسید.
@Modafeaneharaam
@Modafeaneharaam
♦️امیرعلی غریب، سرباز وظیفۀ پلیس تهران بود
🔹قرار بود مرخصی بگیرد و چند روزی برای دیدار خانوادهاش به شهرش برگردد. اما اسرائیل او را در محل خدمتش و در کنار همخدمتیهایش به شهادت رساند.
🔹داستان زندگی او، درست در آغاز فصل پرشور جوانی، برای همیشه ناتمام ماند. او را در شهر محل زندگیاش، اندیشه، تشییع کردند. تا ابد هر سرباز جوانی که لباس خدمت به وطن به تن میکند، یادآور امیرعلی خواهد بود.
🔹پسر زیبای ایران، در خاک قدردان وطن بیارام. در هر وزش نسیم در پرچم، ایران به شهیدانش که جان برای دفاع از او دادند؛ ادای احترام میکند.
#فرزندان_ایران
🔹Amirali Gharib, the young conscript in the Iranian Police, was supposed to go a leave to reunite with his family for a few days. But he was KilledByIsrael at his post before he could take the chance. His memory will live on in every young man in Iran completing his service.
#KilledByIsrael
@Modafeaneharaam
@Modafeaneharaam
2.92M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ دلا دیدی که حاجی زاده هم رفت
@Modafeaneharaam
@Modafeaneharaam
👈 هفت تکلیف راهبردی
📢 پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت اربعین شهادت جمعی از هممیهنان، سرداران با کفایت نظامی و دانشمندان برجستهی هستهای به شرح زیر منتشر شد.
🖼 بسم الله الرّحمن الرّحیم
✏️ ملت سرافراز ایران!
✏️ چهلمین روز شهادت جمعی از هممیهنان عزیزمان، که در میان آنان سرداران با کفایت نظامی و دانشمندان برجستهی هستهئی بودند، فرا رسید. این ضربه را گروه حاکم خبیث و جنایتکار صهیونی که دشمن رذل و عنود ملت ایران است وارد آورد. بیشک فقدان فرماندهانی چون شهیدان باقری و سلامی و رشید و حاجیزاده و شادمانی و دیگر نظامیان، و دانشمندانی چون شهیدان طهرانچی و عباسی و دیگر دانشمندان، برای هر ملتی سنگین است. اما دشمن ابله و کوتهبین به هدف خود نرسید. آینده نشان خواهد داد که هر دو حرکت نظامی و علمی شتابندهتر از گذشته به سمت افقهای بلند پیش خواهد رفت انشاءالله.
✏️شهیدان ما خود راهی را برگزیده بودند که گمان دستیابی به مرتبهی والای شهادت در آن کم نبود و سرانجام به آنچه آرزوی همهی فداکاران است رسیدند؛ بر آنان گوارا باد؛ امّا ناگواری آن برای ملت ایران بویژه خانوادههای شهیدان و بویژه کسانی که آنان را از نزدیک میشناختند سخت و تلخ و سنگین است.
✏️در این حادثه نقاط درخشانی را نیز بروشنی میتوان دید. اولاً تحمل و صبوری و استحکام روحیهی بازماندگان که در نوع خود جز در تحولات جمهوری اسلامی ایران دیده نشده است. ثانیاً استقامت و ثبات دستگاههای زیر امر شهیدان، که نگذاشتند این ضربهی سنگین، فرصتها را سلب و در حرکت آنان وقفه ایجاد کند. و ثالثاً شکوهِ پایداریِ معجزه آسای ملت ایران که در اتحاد و استحکام روحی و عزم راسخ آنان بر ایستادگیِ یکپارچه در میدان به ظهور رسید. ایران اسلامی در این حادثه یک بار دیگر استواریِ بنیان خود را نشان داد. دشمنان ایران آهن سرد میکوبند.
✏️ایران اسلامی به توفیق الهی روز به روز قویتر خواهد شد باذن الله.
✏️مهم آن است که ما از این حقیقت، و از تکلیفی که از سوی آن بر دوش ماست غفلت نکنیم.
▫️حفظ اتحاد ملی وظیفهی یکایک ما است.
▫️شتاب لازم در پیشرفت دانش و فناوری در همهی بخشها وظیفهی نخبگان علمی است.
▫️حفظ عزت و آبروی کشور و ملت، تکلیف بی اغماض گویندگان و قلمزنان است.
▫️مجهز کردن روزافزون کشور با ابزارهای حراست از امنیت و استقلال ملی، وظیفهی فرماندهان نظامی است.
▫️جدیت و پیگیری و به نتیجه رساندن کارهای کشور وظیفهی همهی دستگاههای مسئول اجرائی است.
▫️هدایت معنوی و نورانی کردن دلها و توصیه به صبر و سکینه و ثبات مردمی وظیفهی حضرات روحانی است.
▫️و حفظ شور و شوق و شعور انقلابی وظیفهی یکایک ما و بویژه جوانان است. خدای عزیز رحیم همگان را موفق بدارد.
✏️درود بر ملت ایران و سلام بر جوانان شهید، بر بانوان و کودکان شهید، و بر همهی شهیدان و داغداران آنان.
والسلام علیکم و رحمةالله
✍ سیّدعلی خامنهای
3 مرداد 1404
@Modafeaneharaam
♦️ربابه عزیزی، مادربزرگ شصت و چند سالۀ ایرانی، قبلا یک بار جنگ را تجربه کرده بود.حالا وقتش بود که از سالمندی در کنار نوههایش لذت ببرد.اما اسرائیل او را در کنار همسر و دختر و داماد و نوههایش در منزل مسکونیاش و در گردهمایی خانوادگی عید غدیر به قتل رساند
🔹هدف از این جنایت فجیع، ترور دامادش بود: دکتر مصطفی ساداتی ارمکی، فیزیکدان هستهای.
🔹دختر جوانش دانشجوی مقطع ارشد بود و نوههایش ۱۳، ۸ و ۴ سال سن داشتند.
🔹دستگاه پروپاگاندای اسرائیل، این خانواده را «غیرمعمولی» نامید تا با انسانیت زدایی از آنها مرگشان را عادی جلوه دهد و زشتی جنایت خود را در چشم دنیا بپوشاند، اما ما فراموش نمیکنیم که آنها همه #فرزندان_ایران بودند.
🔹دختر ایران، در خاک قدردان میهنت بیارام. ایران از یاد نمیبرد که با ایثار زنانی چون تو مرزهایش استوار ماند.
🔹Robabeh Azizi, an Iranian woman in her sixties, had experienced war before, losing a loved one 30 years prior. It was supposed to be her time to rest and enjoy her grandchildren. But she was #KilledByIsrael along with them in an assassination attempt on her physicist son-in-law.
@Modafeaneharaam
6.21M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 به گزینش سپاه گفتم این پسر یک شهید حججی دیگر است
@Modafeaneharaam
@Modafeaneharaam
❇️#سیره_شهدا
🔵شهید مدافعحرم جواد کوهساری
♻️احترام به جانبازان
💙به روایت پدر شهید: جواد احترام خاصی برای شهدا و جانبازان قائل بود. گاهی وقتها به آسایشگاه جانبازان امام خمینی رحمةاللهعلیه سرمیزد و در آنجا، به استحمام جانبازان قطع نخاعی کمک میکرد و کارهایشان را انجام میداد.
💚چون پسر شوخطبعی بود، اسباب خندهی جانبازان را فراهم میکرد و برخی از بچههای آسایشگاه، او را مثل رفیق خودشان میدانستند. روزی که جواد شهید شد، تعداد زیادی از جانبازان به مراسمش آمدند. آنها با ویلچر از راههای دور و نزدیک آمده بودند.
🌟هدیه به روح مطهر شهید صلوات
🍬اللهُمَّصَلِّعَلَىمُحمَّـدٍوآلمُحَمَّد🍬
@Modafeaneharaam
16.12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥ترور؛ از منافقین تا رژیم صهیونیستی
@Modafeaneharaam
♦️نوزاد مظلومی که تروریستهای جیش الظلم در زاهدان به شهادت رساندند
@Modafeaneharaam
@Modafeaneharaam
♨️روایت زینب سلیمانی از شبی که شهرک دقایقی توسط اسرائیل بمباران شد
🔻از اینستاگرام فائضه غفارحدادی، نویسنده
1⃣ همسر سردار سلامی نشست روی مبل پذیرایی خانه شان و گفت: «این خانه که این طوری نبود دو هفته است داریم خرده شیشه جارو میکنیم و دوده و خاک پاک میکنیم یک پنجره سالم نمانده بود.» موج انفجاری که خانه سردار رشید و سردار ربانی و سردار باقری را با خاک یکسان کرده بود به همه خانه های اطراف هم آسیب زده بود.
2⃣ زینب حاج قاسم گفت: «خانه ما که نزدیکتر بود به جز شیشه ها دیوارها هم ترک برداشته و گچشان ریخته.» پرسیدم: «مامان تنها بود؟ نترسید؟ با لبخند و شجاعتی که یحتمل از طریق خون دریافت کرده بود ماجرای آن شب را تعریف کرد.
آن شب همسرم نبود. من هم رفتم پیش مامان
3⃣ شام خوردیم و قبل از خواب مثل همیشه دوری در اتاق بابا زدم وسایل بابا را از همان موقع که شهید شده دست نزده بودیم یادگاریهای دیگرش را هم همانجا چیده ایم همیشه رفتن توی اتاق بابا بهم آرامش میداد کمی با بابا حرف زدم و خوابیدیم اذان صبح شد و من سجاده ام را توی پذیرایی باز کردم
4⃣ مامان توی اتاق نماز میخواند. هیچ کدام چراغ را روشن نکرده بودیم و نور کمی که همیشه از بیرون میآمد تنها روشنایی خانه بود هنوز سر سجاده بودم که یکهو صدای وحشتناکی آمد و حجم پرفشاری از هوا و خرده شیشه به سمتم پرت شد. بلند شدم و دویدم سمت حیاط تاریکی مطلق بود. هوا مزه خاک و گوگرد میداد.
5⃣ چشمهایم به سیاهی که عادت کرد دیدم کف حیاط سنگ و فلز و چیزهای دیگر ریخته کفشهایم را پیدا کردم و دویدم سمت کوچه اولین کسی که دیدم پسر شهید کاظمی بود سراسیمه گفت: «آقا رشید رو زدن خونه نمونین فرار کنید دستم چسبید روی صورتم یعنی چی آقا رشید رو زده اند؟»
6⃣ چند قدمی رفتم سمت خانه آقا رشید. چیزی جز دود و سیاهی دیده نمی شد.
محمد کاظمی آمد دنبالم مگه نمی گم فرار کنید اینجا خیلی خطرناکه ممکنه دوباره بزنه مامان رو بردار فرار کن.» «وای مامان با عجله دویدم توی خانه با کفش رفتم داخل پذیرایی همیشه تمیز مامان بس که همه جا خرده شیشه بود.
7⃣ مامان با هیبتی که از گچ های دیوار سفید و ترسناک شده بود وسط خانه ایستاده بود دویدم و بغلش کردم الهی قربونت بشم چیزی نشده باید بریم.
چادر مشکی هایمان را پیدا کردیم و کیفمان را برداشتیم و از خانه بیرون آمدیم ماشینم را کمی جلوتر نگه داشته بودم شانس آوردم روشن شد و توانستم مامان را برسانم خانه خودمان.
8⃣ خیالم که از مامان راحت شد برگشتم شهرک فکرم مانده بود پیش وسایل بابا آتش نشانی و نیروهای امدادی در همان فاصله رسیده بودند و مشغول ارزیابی بودند محمد کاظمی داشت کمکشان می کرد و جای خانه ها را نشانشان میداد. مثل پدرش شجاع بود. با دیدن من برافروخته شد و داد کشید: «چرا برگشتی؟ اینجا خطرناکه.»
9⃣ کلمه ها توی دهانم جمله نمیشدند: «وسایل بابام.... اتاق بابام...» منتظر نماندم چیزی بگوید و رفتم سمت خانه مان در اتاق بابا را موج انفجار باز کرده بود چراغ گوشی ام را روشن کردم و روی کمد گذاشتم و به سرعت شروع کردم به جمع کردن وسایل و یادگاری هایش دستهایم می لرزیدند ولی نمیدانم با چه نیرویی خرده شیشه ها را کنار میزدم و لباسها و سررسیدهای بابا را میریختم توی نایلون.
🔟 یکهو صدای جنگنده آمد. محمد کاظمی گفته بود که دوباره بر می گردند. چشم هایم را بستم یک لحظه خوشحال شدم که می روم پیش بابا و دوباره میبینمش اما باز پسر رفیق صمیمی بابا آمد و نگذاشت.
آنقدر داد و فریاد کرد که بقیه وسایل را بی خیال شدم و با همان نایلونی که دستم بود آمدم بیرون و از شهرک خارج شدم بعدش فهمیدم که جنگنده ها همان جای قبلی را زده و نیروهای امدادی را هم شهید کرده بود.»
1⃣1⃣ زینب ساکت شد نه اشکی روی صورتش بود و نه دست هایش می لرزید. یک داستان تراژدی را حماسی تعریف کرده بود و ما هم رویمان نشده بود اشک و ناله بریزیم وسط.
#روایت_جنگ
┄┅═══••✾••═══┅┄
@Modafeaneharaam
📣 ایران اسلامی در این حادثه یک بار دیگر استواریِ بنیان خود را نشان داد.
👈 دشمنان ایران، آهن سرد میکوبند...
✍پیام به مناسبت اربعین شهدای تهاجم رژیم صهیونی به ایران؛ ۱۴۰۴/۵/۳
💻 Farsi.Khamenei.ir