eitaa logo
مدافعان حرم 🇮🇷
31.6هزار دنبال‌کننده
33.8هزار عکس
15.1هزار ویدیو
322 فایل
اینجا قراره که فقط از شهدا درس زندگی بگیریم♥ مطمئن باشین شهدا دعوتتون کردن💌 تاسیس 16اسفند96 ارتباط👇 @Soleimaniam5 https://gkite.ir/es/9987697 تبلیغ👇 https://eitaa.com/joinchat/2294677581C1095782f6c عنایات شهدا👇 https://eitaa.com/shahiidaneh
مشاهده در ایتا
دانلود
6.49M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
درد دل جانسوز پدر و دختر😢 با پای پر ورمم .. دردسر حرمم ... ❤️ (س)🥀 🏴 ╭♥️ ╰┈ @Modafeaneharaam @Modafeaneharaam
مدافعان حرم 🇮🇷
🌷  بسم رب‌ الشهداء و الصدیقین 🌷 🥀 #قرار_بی‌قرار 🌹 خاطرات شهید مدافع حرم #مصطفی_صدرزاده قسمت 1
🌷  بسم رب‌ الشهداء و الصدیقین 🌷 🥀 🌹 خاطرات شهید مدافع حرم قسمت 3⃣5⃣ دیگر کم کم توی بندپی جا افتاده بودیم. آن موقع هنوز خانه مان گاز نداشت، برای همین باید سیلندر گاز و گالن نفت را از حیاط پشتی می آوردیم. قرار شد کارها را تقسیم کنیم. نفت و گاز را من می آوردم و خرید نان اول صبح با مصطفی بود. خرید از ممدبقال هم با مرتضی بود. آشغال ها را نوبتی باید می بردیم تا دم رودخانه‌ی نزدیک خانه. بنده خدا مرتضی، هر چه می گفتیم بی چون و چرا انجام می داد اما از همان روز اول مصطفی بازی در آورد و موقع نان خریدن که می‌شد خودش را به خواب میزد. هر چقدر هم لگدش می زدم و نیشگونش می‌گرفتم فایده نداشت. همیشه جور کارهایش را می‌کشیدم. چند وقت بعد مصطفی مرا حسین نفتی صدا می کرد. گاهی وقت ها با هم می رفتیم کانون تا فیلم ببینیم. یک روز روی تابلوی اعلانات اطلاعیه‌ای برای آموزش شطرنج زده بودند. مصطفی گفت: « داداش بیا بریم ببینم چه خبره! » وارد اتاق که شدیم مصطفی جلوی استاد شطرنج ایستاد و گفت: « با من مسابقه می‌دید؟ » استاد به مصطفی نگاه کرد و گفت: « عزیزم اول ثبت نام کن و آموزش ببین بعد باهات مسابقه هم میدم! » مصطفی کم نیاورد و ادامه داد: « شما با من مسابقه بدید اگه بردید من ثبت نام می‌کنم! » مدام از ران مصطفی نیشگون می‌گرفتم که بی خیال شود، اما مگر ول کن معامله بود. بالاخره استاد قبول کرد که با مصطفی مسابقه بدهد. از آنجا که حسابی مصطفی را دست کم گرفته بود و البته مصطفی خیلی با اعتماد به نفس کُری میخواند، چهار دست، طرف را برد. وقتی خواستیم برویم مربی گفت: « بیا یه دست دیگه بزنیم! » مصطفی ابروهایش را بالا داد و گفت: « اول برید آموزش ببینید. » بعد با خنده از کانون بیرون آمدیم. گفتم: « دمت گرم خوب پرچم خوزستان رو بردی بالا! » ⬅️ ادامه دارد.... @Modafeaneharaam
🌷  بسم رب‌ الشهداء و الصدیقین 🌷 🥀 🌹 خاطرات شهید مدافع حرم قسمت 4⃣5⃣ با یکی از همکارهای بابا هم که آنجا غریب بودند، دوست شدیم و رفت و آمد خانوادگی داشتیم. یک روز دیدیم بابا و مامان دارند با هم پچ پچ می کنند. ما هم که فضول. از میان حرف‌ها فهمیدیم که قرار است مهمانی بیاید که بابا با آنها رودربایستی دارد. مامان صدایم کرد. صدا کردن هایش هر کدام یک معنی داشت. تُن صدایی که هم محکم بود و هم کمی رنگ و بوی خواهش داشت، یعنی محمد حسین خرید داریم. فهرست و پول را از مامان گرفتم که دیدیم مصطفی هم مثل فشنگ جلوی در حاضر شد که با من بیاید. اما مامان می گفت: « لازم نکرده مصطفی بیاد » آخر می‌دانست با مصطفی رفتن یعنی با دعا و توسل برگشتن. اما اصرارهای من و مصطفی کارساز شد و مامان راضی شد. در کوچه پانصد متری را جلو رفتیم که گفتم: « بیا بدویم تا زودتر برسیم! » مصطفی گفت: « تو بدو من همین طوری زودتر می‌رسم! » شروع به دویدن کردم. کمی سرم را چرخاندم دیدم مصطفی دارد برای خودش آرام آرام می آید. به بازارچه که رسیدم دیدم سر بازارچه ایستاده. نگو میان راه یک تریلی دیده و مخ راننده را زده که تا بازارچه او را برساند. بازارچه پر بود از انواع و اقسام میوه ها. اهواز که بودیم همیشه جلوی مهمان سیب و خیار می گذاشتیم. از باقی میوه ها هم دانه‌ای گیر می آمد، اما اینجا همه نوع میوه ای به وفور بود. یکدفعه مصطفی چشمش به یک انجیر بزرگ افتاد که شبیه گلابی بود. انجیر را هم خریدیم و رفتیم خانه. شکل انجیر برای مرتضی خیلی جالب بود. به همین خاطر مادرم انجیر را قاطی میوه ها نگذاشت. ⬅️ ادامه دارد.... @Modafeaneharaam
Khamenei.ir14040507_47155_128k.mp3
زمان: حجم: 8.32M
❇️ بیانات امروز مقام معظم رهبری در مراسم بزرگداشت شهدای جنگ تحمیلی اخیر 🗓 ۱۴۰۴/۰۵/۰۷ 🏷 @Modafeaneharaam
10.62M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 | نقاشی شنی مجموعه قسمت چهل و چهار | شهید عباس صالحی روزبهانی ▫️شهید حاج قاسم سلیمانی: «شهدا خیلی انسان‌های تیزهوش و با ذکاوتی هستند. ذکاوت این است که من چگونه بین دنیا و آخرت ابدی بتوانم برنده آخرت ابدی بشوم. ذکاوت این است که بین دو مرگ اختیاری و اجباری، انسان بتواند خودش داوطلبانه آن مرگ اختیاری را انتخاب کند.» 👊 شهادت: ۱۳ فروردین ۱۴٠۳ | در حملهٔ هوایی رژیم صهیونیستی به کنسولگری ایران در دمشق سوریه @Modafeaneharaam @Modafeaneharaam
تا اربعین چیزی نمونده ازشهدا کربلاتُ بگیر. 🙏🙏🙏 می‌دونی هر یه قطره عرق تو راه کربلا برات میشه هفتاد هزار فرشته و تا قیامت برات دعا میکنن 😇😇😇 شهدا پیش خدا آبرو دارن رفیق فابریک شو باهاشون تو نخوای هم اونا برات سنگ تموم می‌ذارن 🥲🥲🥲🥲🥲 سریع بیا و بهشون متوسل شو انشالله اربعین تو راه مشایه هستی شک نکن اینم لینک شهدایی ک کربلاییت میکنن 👇 👇👇👇👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/16449734C323bd61cd4
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
5.42M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام‌حضرت‌عشق❤️ منظور آفرينش و مقصود خلقتى غير از تو هر چه هست وجود مكرّر است... ✨🤍 @Modafeaneharaam @Modafeaneharaam
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ ﴿١﴾ وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا ﴿٢﴾ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کَانَ تَوَّابًا ﴿٣﴾ الحمدلله رب العالمین اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم اللهم احفظ قائدنا الامام الخامنه ای الی ظهور الحجه... اللهم اجعل سیدنا و قائدنا الامام الخامنه ای فی درعک الحصینه التی تجعل فیها من ترید اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم @Modafeaneharaam
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
9.03M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ببینید | عزاداری شهید حاج در حرم حضرت رقیه(س) 🏴 به‌مناسبت سالروز شهادت حضرت رقیه(س) @Modafeaneharaam