eitaa logo
مدافعان حرم 🇮🇷
31.6هزار دنبال‌کننده
33.8هزار عکس
15هزار ویدیو
322 فایل
اینجا قراره که فقط از شهدا درس زندگی بگیریم♥ مطمئن باشین شهدا دعوتتون کردن💌 تاسیس 16اسفند96 ارتباط👇 @Soleimaniam5 https://gkite.ir/es/9987697 تبلیغ👇 https://eitaa.com/joinchat/2294677581C1095782f6c عنایات شهدا👇 https://eitaa.com/shahiidaneh
مشاهده در ایتا
دانلود
3.53M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این سه چیز نباشه زندگی به درد نمیخوره اراده برای ترک گناه مهربانی با مردم صبر @Modafeaneharaam @Modafeaneharaam
✅ شهیدی که خودروی خود را به سپاه اهدا کرد بخشی از وصیت نامه شهید محمد دکامی ایشان در زندگی ساده و معمولی خود یک خودرو به نام خود داشتند که طبق وصیت نامه خودشان به سازمان هوافضای سپاه اهدا شد @Modafeaneharaam
4.54M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ روایت فرزند شهید چوبداری از شجاعت پدرش @Modafeaneharaam
❗️ ناراحت نیستند که حضرت غائب است! ✿ آیت الله بهجت (ره) : هر دقیقه ای که میگذرد جایگزین و عوض ندارد، از دست رفته و گذشته است و دیگر برنمیگردد. ای کاش اگر خانه و درِ خانه را نمیدانیم، کوچه را می دانستیم. ◇ حاج محمد على فشندی (ره) هنگام تشرف به محضر حضرت صاحب (عجل الله تعالی فرجه الشریف) عرض می کند: مردم دعای توسل می خوانند و در انتظار شما هستند و شما را می خواهند، و دوستان شما ناراحتند. حضرت می فرماید: •• دوستان ما ناراحت نیستند! 📎 ای کاش می نشستیم و درباره ی این که حضرت غائب(ع) چه وقت ظهور می کند، با هم گفت و گو می کردیم، تا حداقل از منتظرين فرج باشیم. اشخاصی را می خواهند که تنها برای آن حضرت باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود. چرا ما حداقل مانند نصاری که در مواقع تحير با انجیل ارتباط دارند، با آن حضرت ارتباط برقرار نمی کنیم؟! 📚منبع: در محضر بهجت ، ج۲ @Modafeaneharaam
✅ جرعه ای روضه: روی شیشه طلا فروشی زده بود، بخاطر شهادت حضرت رقیه (س) امروز گوشواره نمی‌فروشیم. @Modafeaneharaam
6.39M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎤 | قوای سه‌گانه انسجام ملی اخیر را پاس بدارند و بدانند بدهکار مردم متدین و ایثارگر ایران هستند 🎤گفت‌وگوی رسانه KHAMENEI.IR با آقای محمدرضا باهنر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، در حاشیه مراسم بزرگداشت شهدای جنگ تحمیلی اخیر با حضور و سخنرانی رهبر معظم انقلاب. ۱۴۰۴/۰۵/۰۷ 💬 رسانه‌ی KHAMENEI.IR، در حاشیه دیدارهای رهبر انقلاب، در گفتگو با کارشناسان و مدعوین دیدار در قالب بسته تصویری به تبیین و تحلیل بیانات رهبر انقلاب میپردازد. 💻 Farsi.Khamenei.ir
یکسال از ترور در تهران‌ گذشت...
🚫 انتشار برای نخستین بار 📸تصویری از شهیدان حاج قاسم سلیمانی و فواد شکر در بیروت 🔘فؤاد علی شكر ملقب به «حاج محسن» از فرماندهان ارشد نظامی حزب الله لبنان که در ژوئیه ۲۰۲۴ بر اثر حمله رژیم صهیونیستی به ضاحیه جنوبی در بیروت به درجه رفیع شهادت نائل آمد. 🌷انتشار به مناسبت اولین سالگرد شهادت فوادشکر @Modafeaneharaam
6.84M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ اجابت دعای شهید دفاع مقدس در حق برادرش در جنگ ۱۲ روزه دختر شهید محمد مجیدی از شهدای جنگ ۱۲ روزه می‌گوید: عموی شهیدم دعا می‌کرد عاقبت پدرم ختم به شهادت بشود. بسیجی محمد مجیدی حین ایست و بازرسی در شهر خمین به شهادت رسید. @Modafeaneharaam
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
مدافعان حرم 🇮🇷
🌷  بسم رب‌ الشهداء و الصدیقین 🌷 🥀 #قرار_بی‌قرار 🌹 خاطرات شهید مدافع حرم #مصطفی_صدرزاده قسمت 4
🌷  بسم رب‌ الشهداء و الصدیقین 🌷 🥀 🌹 خاطرات شهید مدافع حرم قسمت 6⃣5⃣ تازه آمده بودیم شهریار. فصل امتحانات هم بود. اما وقتی فرصت برف بازی بود و سیگارت هم برای ترکاندن داشتیم دیگر جایی برای درس خواندن نمی ماند. چند روزی با سیگارت‌ها کیف کردیم اما کم کم جذابیتش را برایمان از دست داد. یک روز مصطفی از مدرسه آمد و گفت: « داداش یه چیزی آوردم که حالش از سیگارت خیلی بیشتره! » با نگرانی گفتم: « مصطفی نارنجک خیلی خطرناکه! » دست کرد داخل جیبش و دو تا کپسول با روکش سبز که یک فتیله داشت، درآورد. با هم رفتیم در زمین خالی پشت خانه و منفجرش کردیم، اما به خاطر فضای باز خیلی هیجان نداشت با طعنه گفتم: « این بود اون هیجانی که می‌گفتی؟! » رفتیم خانه می‌خواستم آن یکی را زیر پنجره در کوچه بترکانم که مصطفی نگذاشت و گفت: « بیا می خوام هیجان رو نشونت بدم! » رفتیم داخل توالت و فتیله را روشن کرد و کپسول را انداخت داخل سنگ توالت، یکدفعه صدای انفجار بلند شد. همه آمده بودند پشت در تا ببینند که باز چه دسته گلی به آب داده ایم. مامان که دیگر عادت به این کارها داشت، خندید اما نمی دانستیم با سنگ ترک خورده توالت چه کنیم. شب بابا آمد و با کمی سیمان سر و تهش را هم آورد، اما قضیه به همان جا ختم نشد. صبح همسایه مان آمد در خانه و گفت: « از دیشب سقف دستشویی مون شرشر آب میده! » بنده خدا بابا مجبور شد چند روز در خانه بماند تا لوله های ترکیده و سرامیک‌های زمین و دیوار و سنگ دستشویی را عوض کند. بعد از آن ماجرا حتی دمپایی‌های دستشویی هم نو شدند. ⬅️ ادامه دارد.... @Modafeaneharaam
🌷  بسم رب‌ الشهداء و الصدیقین 🌷 🥀 🌹 خاطرات شهید مدافع حرم قسمت 7⃣5⃣ خوبی زمستان به برف بازی‌های بعد از مدرسه بود و به تعطیلی مدارس. هر روز با مصطفی و گاهی هم با مرتضی می‌رفتیم داخل زمین خالی پشت خانه برای برف بازی. یک روز برمی‌گشتیم که از انتهای خرابه و پشت کانکس ها صدای زوزه می آمد. کمی جلوتر که رفتیم روی برف ها رد خون بود. زیر کانکس یک سگ بزرگ زخمی بود. مصطفی با دلسوزی گفت: « بیا ببریمش خونه! » گفتم: « سگ به این بزرگی رو روی سرمون جا بدیم؟ » تصمیم گرفتیم با بلوک‌های کنار کانکس برایش یک چهاردیواری بسازیم و با گونی رویش را بپوشانیم. کارمان که تمام شد خواستیم برویم که دوباره صدای زوزه آمد. برگشتیم و دیدیم سگ تمام کرده است. مصطفی گفت: « داداش بیا بهش تنفس مصنوعی بده! » یکی زدم پس گردنش. دوباره صدای زوزه آمد. خوب که گشتیم دیدیم زیر کانکس دو تا توله سگ که هنوز حتی موهای بدنشان در نیامده، داشتند از سرما می لرزیدند. از دیدن این صحنه اشک در چشمان مصطفی جمع شد و دوید داخل خرابه و با یک کارتن برگشت و با گریه گفت: « داداش بیا بذاریم شون اینجا ببریمشون خونه! » وقتی حال بدش را دیدم دیگر چیزی نگفتم. جلوی در خانه که رسیدیم گفتم: « به مامان چی بگیم؟ » گفت: « هیچی راستش رو! » تا چشم روی هم گذاشتیم همه بزرگ شدیم و رفتیم پی زندگی‌مان، اما هنوز در هر موقعیتی که پیش می‌آمد از دیوار صاف بالا می رفتیم. ⬅️ ادامه دارد.... @Modafeaneharaam