💌#خاطرات_شهدا
🌕شهید مدافعحرم #عبدالله_باقری
شب عروسی یک بادیگارد
🎙راوے: همسر شهید
آقــــا عبداللــــه❤️
از پاسداران سپاه انصارالمهدی(عج)
و عضــــو تیــــم حفاظــــت بود
و عادت کرده بود به دلیل حفاظــــت از
شخصیتهایی که همراهش هستند،
ابتدا درِ عقب ماشین را باز کند
و آن شخص مهم که نشست
بعد، خودش برود و جلو بنشیند.
روز عروسیمون، وقتی که خواست
مرا از آرایشگاه به سالن ببَرد در عقب را باز کرد، من سوار شدم. بعد خودش تا رفت جلو بنشیند. فیلمبردار گفت:
داری چکار میکنی؟
عبدالله خندید و گفت:
ببخشیــــد حواســــم نبــــود.
وقتی رسیدیم سالن، اذان را گفتند
و عبدالله خواست که صدای اذان در سالن پخش شود و نماز جماعــــت را در آنجا برپا کرد.
@Modafeaneharaam
14.41M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 شکار در کوچهپسکوچههای تلآویو
🔹روایتی ببینید از ماموریت جدید موشکهای ایرانی در جریان دفاع مقدس ۱۲ روزه؛ آدرس بلدهایی که با کوچههای تلآویو آشنا بودند.
@Modafeaneharaam
672.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اصلا دوست ندارم از حال و هوای اربعین بیام بیرون.
اصلا دوست ندارم ببینم تو دنیا چی داره میگذره
دیدار ترامپ و پوتین هیچ اهمیتی برام نداره
اصلا دوست ندارم به چرندیاتی که استاندار مازندران گفته بپردازم
همچنین صحبتهای پزشکیان و پیامهای ضعفش به دنیا...
ولی باید کمکم برگردیم به زندگی روزمره...
💚دلتنگِ کربلا💚
@Modafeaneharaam
#خاطرات_شهید
🔸آخر شب خوردنی های مختلف میآوردیم و تا نیمههای شب فیلم و سریال و... نگاه می کردیم
🔹همان زمانها هم با خودم میگفتم چقدر به من خوش میگذرد، و چقدر زندگی خوبی دارم واقعا هم همینطور بود.
🔸من با داشتن امین خوشبخت ترین زن دنـیـا بودم، بعدها هرکس زندگی خصوصی مارا می دید، برایش سخت بود باور کند. مردی با این همه سرسختی و غـرور چنین خصوصیـاتی داشته باشد
🔹موضوع این نبود که خدایی نکرده من بخواهم به او چیزی را تحمیل کنم. یا با داد و بیداد موضوعی را پیش ببرم خودش با محبت مرا در به اسـارت خودش درآورده بـود
واقعا سیاست داشت
در مهربانیـش..
#شهید_امین_کریمی🌹
•┈••✾•🌿🌺🌸🌺🌿•✾••┈•
@Modafeaneharaam
5.28M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 وداع جانسوز پدر با تصویر فرزندش #شهید_رامین_صادقی
@Modafeaneharaam
حاشیهها شما را از
حوادث غزه غافل نسازد..!
الهی بحق رقیه بنت الحسین عجل لولیک الفرج
#سیدعلیخـامـنـهاینائبِبرحق
@Modafeaneharaam
📢 توصیه حضرت آیتالله خامنهای به قرائت قرآن و دعا برای پیروزی جبهه مقاومت
❤️رهبر انقلاب اسلامی در پاسخ به سوالی، قرائت سوره فتح، دعای ۱۴ صحیفه سجادیه و دعای توسل را برای پیروزی جبهه مقاومت توصیه کردند.
💻 Farsi.khamenei.ir
📣هفتم شهریورماه در قزوین؛
📚 انتشار تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «پاسیاد پسر خاک» در رویداد ملی «آزادگان ایران»
🔹️بیستمین پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت با عنوان رویداد ملی «آزادگان ایران»، روز ۷ شهریور ۱۴۰۴ در قزوین برگزار میشود و در این مراسم، تقریظ حضرت آیتالله العظمی خامنهای بر کتاب «پاسیاد پسر خاک» برای نخستینبار منتشر خواهد شد.
🔹️قزوین، پایتخت آزادگان ایران، روز ۷ شهریور ۱۴۰۴ میزبان رویداد ملی «آزادگان ایران» خواهد بود؛ مراسمی که با هدف گرامیداشت یاد و راه آزادگان سرافراز و بهویژه بزرگداشت سید آزادگان، شهید سیدعلیاکبر ابوترابیفرد، برگزار میشود.
🔹️این رویداد که همزمان با بیستمین پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت شکل میگیرد، فرصتی برای بازخوانی بخشهایی کمتر روایتشده از تاریخ انقلاب اسلامی و تبیین ابعاد مکتب امام خمینی (ره) و شاگردان برجسته اوست.
🔹️از بخشهای اصلی مراسم، انتشار تقریظ حضرت آیتالله العظمی خامنهای بر کتاب روایت زندگی و مبارزات شهید سیدعلیاکبر ابوترابیفرد با عنوان «پاسیاد پسر خاک» است.
این کتاب هر فصل از زندگی و مبارزه این شهید را به تصویر کشیده است.
💻 Farsi.Khamenei.ir
مدافعان حرم 🇮🇷
🌷 بسم رب الشهداء و الصدیقین 🌷 🥀 #قرار_بیقرار 🌹 خاطرات شهید مدافع حرم #مصطفی_صدرزاده قسمت 1
🌷 بسم رب الشهداء و الصدیقین 🌷
🥀 #قرار_بیقرار
🌹 خاطرات شهید مدافع حرم #مصطفی_صدرزاده
قسمت 2⃣7⃣
یک بار که با برادرش محمد حسین به یکی از این جمع های فرقه ای رفته بود یکی از مصطفی می پرسد:
« نظرت درباره کار ما و عمل ما چیه؟ »
مصطفی می خندد و میگوید:
« فردی که بین شما چایی پخش میکنه ثواب بیشتری از شما که فقط نشستید و ذکرا رو تند تند میخونید برده! »
یکی از مهمترین دغدغه هایش برای ورود به دانشگاه این بود که جای بچه حزب اللهی ها در این فضاها کم است. مدام هم به من میگفت:
« خوب درس بخون و دکترا بگیر که بتونی کرسی استادی بگیری و خوراک فکری برای بچه های مردم درست کنی! »
مصطفی خیلی دغدغه ورود به سپاه را داشت. به دلیل چاقوهایی که در سال ۱۳۸۸ خورده بود و شکستگی گوشش در بخش پزشکی او را رد کرده بودند. به نظرشان آمده بود که مصطفی شروشور دارد. وقتی ردش کردند با ناراحتی پیشم آمد و گفت:
« وارد شدن به سپاه کار حضرت فیله! »
از سال ۱۳۸۹، صمیمیت ما خیلی بیشتر شد. برای کارشناسی ارشد آمده بودم تهران. تنها کسی که خیلی خوب حرف هایم را میفهمید، مصطفی بود. برای همین آخر هفته ها خانه پدر بزرگم بود. آن قدر دوستش داشتم که تمام عشقم دیدن مصطفی بود. زمانی که بود وقتش برای بسیج و مسجد و خانواده اش بود. برای همین حتی دیدارهای کوتاه مان هم برایم با ارزش بود. اسم صحبت های مان را " چق چق " گذاشته بودیم. وقتی همدیگر را میدیدیم می گفت:
« هادی داداش بیا با هم یه کم چق چق کنیم! »
آن موقع کارش در استخر بود. یک بار که داشتیم باهم چق چق میکردیم بچه های داخل استخر را نشانم داد و گفت:
« باید به بچه ها خیلی اهمیت بدیم! »
بعد برایم چند مثال از پیامبر زد که چطور با بچه ها بازی میکرد.
⬅️ ادامه دارد....
@Modafeaneharaam
4.72M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️خاطره شنیدنی رهبر انقلاب از سخنرانی مرحوم ابوترابی در حسینیه امام خمینی پساز آزادی از اسارت رژیم صدام
@Modafeaneharaam
3.31M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢لحظاتی از حضور شهید حاج رمضان در پیاده روی اربعین
@Modafeaneharaam