eitaa logo
مدافعان حرم 🇮🇷
31.6هزار دنبال‌کننده
33.8هزار عکس
15.1هزار ویدیو
322 فایل
اینجا قراره که فقط از شهدا درس زندگی بگیریم♥ مطمئن باشین شهدا دعوتتون کردن💌 تاسیس 16اسفند96 ارتباط👇 @Soleimaniam5 https://gkite.ir/es/9987697 تبلیغ👇 https://eitaa.com/joinchat/2294677581C1095782f6c عنایات شهدا👇 https://eitaa.com/shahiidaneh
مشاهده در ایتا
دانلود
#حاج حسین یکتا
#تابلو نوشته شهدایی
!😏 کاش بودی و میدیدی ایستادگی ،!😭 همان ها که یک هفته بدون آب زیر آتش مستقیم عراق، مردانه ایستادند و به قول حاج سعید قاسمی، همت با یک واسطه از امام به آنها گفته بود، خط را نگه دارید و تا نگفتم برنگردید!😓 به اینجای قصه که میرسید صدایش را بلند میکرد، که هنوز که هنوزه برنگشته اند!😞 . ❌دختر خیابان انقلاب!😏 ،خودشان که هیچ،پیکرشان که هیچ،پلاکشان که هیچ،استخوان هایشان هم برنگشته است!😔 همانها که وصیت کردند، سیاهی چادر شما از سرخی خون ما برنده تر است!😥 . ❌! تا به حال دیده ای؟😔 همان پیرزن قد خمیده ای که سی سال در معراج شهدا لای استخوان ها به دنبال جوان رعنایش میگشت و التماس میکرد، فقط یک بند انگشت، به یک بند انگشتش هم راضی ام؟😭 همان که سی سال است از خانه که بیرون میرود، کلید را به همسایه میدهد که اگر جوانش آمد، پشت در نماند!😭 . ❌دختر خیابان انقلاب!😏 کاش بودی و میدیدی،آخرین لحظات ، که پشت خط به حاج ابراهیم همت میگفت :بعثی ها دارند می آیند، باید کد بیسیم را تغییر دهم، به امام بگویید:غم به دل راه ندهد که ما تا آخرین لحظه عاشورایی جنگیدیم!😔 ❌دختر خیابان انقلاب!😏 کاش بودی و میشنیدی، هق هق های پشت بیسیم خمینی حاج ابراهیم همت، که چگونه میسوخت و آب میشد از پر پر شدن یارانش !😭 . ❌دختر خیابان انقلاب!😏 کاش بودی و میدیدی، ، را که چگونه مین فسفری، که هر چیزی را در خود ذوب میکند، در آغوش گرفته بود تا نورش عملیات را لو ندهد و جسمش در بیابان شب میسوزد و دلش میرفت تا پشت دیوار مدینه!😭 ❌دختر خیابان انقلاب!😏 کاش بودی آن لحظه که بلدوزر های، کفر میریختند خاک صحرا بر صورت ، و میشنیدی صدای تکبیر هایی که از زیر خاک تا افلاک میرفت و حسین حسین گفتن هایی که پیوند میزد کارون را به علقمه، والفجر را به عاشورا!!😔 . ❌دختر خیابان انقلاب!😏 کاش بودی و میدیدی! @modafeaneharam
🚩 از #سوریه شهید آورده اند.. اما بدست #داعش شهید نشده.. #پدران_داعش به میدان آمده اند☝️ #اسرائیل #رژیم_صهیونیستی #آمریکا #مدافعان_حرم #شهید #حامد_رضایی 👉 @modafeaneharam
⭕️رسانه های #صهیونیست: #اسرائیل از ترس انتقام #ایران برای شهادت مستشاران خود، در آماده باش کامل قرار گرفته 👉 @modafeaneharam
هدایت شده از تیمورا
❌ فرزند شهید مدافع حرم در برابر همرزمان پدر 😞😞 ☑️کانال سپاه پاسداران انقلاب اسلامی http://eitaa.com/joinchat/3672375298C8acb35579f
هدایت شده از امیرعلی
مراسم تشییع شهید مدافع حرم حامد رضایی عزیز
مدافعان حرم 🇮🇷
مراسم تشییع شهید مدافع حرم حامد رضایی عزیز
شهیدی که در حمله اخیر صهیونیست‌ها در سوریه به شهادت رسیدند...
شهید مدافع حرم مرتضی مسیب زاده
عشق شهادت حاج مرتضی خیلی عاشق و در حسرت شهادت بود و همیشه میخواست که برایش دعا کنیم که لباس شهادت بر قامتش بنشیند. در ایامی که برای شهدا کار فرهنگی می کرد مدام در حین کار و با لبخند میگفت: کتاب بعدی شهید حاج مرتضی مسیب زاده. حاج مرتضی با تمام وجود بدنبال شهادت میدوید و برایش این وصال شیرین ترین اتفاق بود
شش گوشه سال 83 یا 84 رفته بودم دیدن محمودرضا. توی دانشکده. مرتضی را نخستین بار آنجا با محمودرضا دیدم. موقع گرفتن تصویر دسته جمعی نشست ردیف اول آن وسط. اما یکهو بلند شد و گفت: شش گوشه... شش گوشه... شش گوشه کو؟! رفت و پوستر بزرگی از عکس ضریح مقدس امام حسین (علیه السلام) را آورد گرفت جلو جمع و تصویر گرفتیم با مرتضی. و با شش گوشه. کوثر را بغل کردم شاید آرام شوم پس از شهادت محمودرضا آمد تبریز. آمد سر خاک محمودرضا نشست و بلند بلند گریه کرد. پس بلند شد آمد کنار. حاج بهزاد اصرار میکرد یکی از بچه ها حرف بزند. هیچکس حاضر نشد حرف بزند. کنار مرتضی ایستاده بودم. اصرار کردم حرف بزند. قبول نکرد. گفت: میشه کوثر رو بگیری بیاری؟ گفتم: بله. رفتم کوثر را از مادر معززش گرفتم و آوردم دادم بغل مرتضی. یکی دو دقیقه کوثر را به حرف گرفت پس دادش به من و آغاز کرد مثل آدمهای حیران دور خودش چرخیدن و با گریه حرف زدن. گفت: خدا... داغ جدایی رو تحمل کنم یا داغ موندن؟ گفتم کوثر رو بغل کنم شاید آروم شم اما نشدم... و های های گریه کرد. یادگاری که به دستش نرسید بعدا باهام تماس گرفت و یکی از لباسهای محمودرضا را یادگاری خواست. با شرمندگی گفتم چیزی از لباسهای محمودرضا دست من نیست. ولی گفتم که برایش گیر می آورم. دو سه بار تلفنی پیگیر لباسها شد. برایش نه نمیتوانستم بیاورم. هربار قول دادم برایش تهیه کنم. گرمکن ورزشی محمودرضا را میخواست و به یکی از عکسهایش اشاره میکرد که محمودرضا آن گرمکن را به تن داشت. نمی دانم چرا آنرا میخواست. قولش را داده بودم در هر حال. اما هیچوقت نشد. الآن منم که باید بروم و از لباسهای یادگاری مرتضی درخواست تبرکی بکنم به_نقل_ازاحمدرضابیضایی_برادرشهیدمحمودرضابیضایی
اخرین سفارش ها پدر از آخرین سفارش ها و وصیت‌های شهید می‌گوید:" آخرین بار پنجشنبه تماس گرفت و گویا جمعه به شهادت رسید. توصیه اش این بود مراقب نازنین زهرا باشیم. می‌گفت اگر ما نرویم چه کسی به جبهه می‌رود، درب شهادت هنوز بسته نشده است. در باغ شهادت هنوز باز است بعد از سال‌ها خاتمه جنگ تحمیلی مرتضی‌ها داریم که می‌روند و شهید می‌شوند. سفارش همه شان این است که رهبر را تنها نگذاریم."