سلام یکی از اسامی خداوند است.سلام ها گاهی کلی است و گاهی خاص است.mp3
زمان:
حجم:
3.73M
🎙بشنوید | سلام یکی از اسامی خداوند است/ سلام ها گاهی کلی اند و گاهی خاص
💠تکه ای از منبر حجت الاسلام و المسلمین آقاتهرانی
🌐 @aghatehrani_ir
مومن کیست.mp3
زمان:
حجم:
1.95M
🎙بشنوید | ویژگی های مومن / مومن کیست
💠تکه ای از منبر حجت الاسلام و المسلمین آقاتهرانی
🌐 @aghatehrani_ir
بهترین دستور برای زندگی.mp3
زمان:
حجم:
1.58M
🎙بشنوید |بهترین دستور برای زندگی
💠تکه ای از منبر حجت الاسلام و المسلمین آقاتهرانی
🌐 @aghatehrani_ir
📝 بخوانید |عواملی که در ارتباط با امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف)باید رعایت گردد
💠1/1)نكته ديگر اين كه تقديم هديه به محضر مبارك امام عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)میتواند شخص را به مواظبت و مراقبت بيشتری بر رفتار و گفتار خويش توجّه دهد و از او غفلتزدائی كند. در پرتو توجّه به اهداء هديه به ساحت مقدّس امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف)است که مراقبت از خویش حاصل می گردد که مبادا هدیه ام در شأن آن جناب نباشد. پس در اخلاص و كيفيّت عمل خويش باید بيشتر تدبير و تدّبر كند، مبادا كه اگر عمل، مناسک و یا کار خیری را به امام هديه كردی آن آلوده به ريا، شرك و ... باشد كه این رفتار شباهت به ارائه هديه ظرف شیرینی به بزرگی است كه در آن آلودگی ديده شود. روشن است كه اگر خدای ناكرده اين هدايای ما آلوده به شرك و ريا باشد، هرگز امام آنرا به چشم ما نخواهد آورد. ليكن حقّ جوانمردی اين است كه همواره بنگری مبادا هديه ما روح امام را آزرده سازد. آری، هماره در اصلاح و اخلاص عمل بايد كوشيد، كه قدر آن عزيز مورد توجّه قرار گيرد.
مرتضی آقا تهرانی
🌐 @aghatehrani_ir
📝 بخوانید |عواملی که در ارتباط با امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف)باید رعایت گردد
💠2)هر که را ياد کنیم او نیز ما را یاد خواهد کرد. اگر آن یاد شده دارای درك و احساس باشد در این مقام پاسخ گو تر خواهد بود. اما اگر او در محبّت و دوستی، عشق و عاطفه سرآمد باشد، بهتر از دیگری ما را یاد خواهد کرد. مگر نديدهای كه خداوند متعال در كلام وحيانی خويش چه به صراحت فرمود:
«فَاذكُرُونی! أَذكُركُم، وَ اشكُروا لی! وَ لاتَكفُرون»؛
پس يادم كنيد! تا كه شما را ياد كنم، و مرا سپاسگزاری كرده! و ناسپاسیام نكنيد.
از آنجا كه امام مظهر اسماء و صفات خداوندی است، در نتيجه، هر كه او را ياد كند امام هم او را ياد خواهد فرمود. البته بين اين دو ياد كرد تفاوت كيفی بلندی وجود دارد. هرگاه امام كسی را از خاطر شريف خود بگذراند، او به مرحله ولايت خاصّه خداوندی راه يافته است. اين ولايت و نظارت ويژه، موجب پويائی، بركت، حركت، و رشد واقعی خواهد گرديد تا آنجا كه انسان را به اوج كمال واقعی او نائل خواهد آورد.
ذكر و ياد امام دارای مراتب مختلف و انواع و اقسامی است.
مرتضی آقا تهرانی
🌐 @aghatehrani_ir
علم همراه با عمل.mp3
زمان:
حجم:
2.15M
🎙بشنوید |علم همراه با عمل
💠تکه ای از منبر حجت الاسلام و المسلمین آقاتهرانی
🌐 @aghatehrani_ir
اهل بیت انتهای حلم و بردباری.mp3
زمان:
حجم:
3.03M
🎙بشنوید | اهل بیت انتهای حلم و بردباری
💠تکه ای از منبر حجت الاسلام و المسلمین آقاتهرانی
🌐 @aghatehrani_ir
📝 بخوانید | تکه ای از خطبه امام سجاد سلام الله علیه در شام
💠چون یزید سخت درمانده شده بود، در صدد تغییر صحنه و موقعیت بر آمد. از این رو:
«فَأَمَرَ الْمُؤَذِّنَ، فَقَطَعَ عَلَيْهِ الْكَلَامَ،»
پس یزید به مؤذّن امر کرد، که کلام امام را قطع کند، پس او اذان را شروع و سخن امام قطع شد،
💠استفاده ابزاری
ای مسلمان نما از هر ابزار نباید برای هر هدف استفاده کرد. ویژگی منافق این است که از ابزار دینی علیه دین بهره می برد. نمونه اش همین برخورد یزیدی است که برای ساکت کردن حجت خدا به مؤذن فرمان اذان می دهد. شنیده اید که از قدیم الایام کهنه کاران سیاسی گفته اند: «مذهب علیه مذهب» از آموزه های دینی علیه دین بهره ببرید. چون سنگ سنگ شکن می خواهد.
💠اذان و سخن امام (ع)
«فَلَمَّا قَالَ الْمُؤَذِّنُ: اللَّهُ أَكْبَرُ، اللَّهُ أَكْبَرُ، قَالَ عَلِيٌّ: لَا شَيْءَ أَكْبَرُ مِنَ اللَّهِ، فَلَمَّا قَالَ: أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ: شَهِدَ بِهَا شَعْرِي وَ بَشَرِي وَ لَحْمِي وَ دَمِي،»
پس مؤذن همین که از جا برخاسته و فریاد زد؛ «الله اکبر»، «الله اکبر»، خداوند بزرگ تر است، حضرت امام علی بن الحسین (علیه السّلام) گفت: هیچ چیز بزرگ تر از خداوند نیست. وقتی که او گفت: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ،» شهادت می دهم که معبودی جز خداوند متعال نیست، امام علی بن الحسین گفت: مو، پوست، گوشت و خونم شهادت می دهد که معبودی جز الله تعالی نیست.
💠استفاده بهینه از فرصت ها
غافل از این امام سجّاد (علیه السلام) همین غلط کاری دشمن را ابزار پرش مناسبی برای رسیدن به هدف مقدسش قرار داده، که اذان را ترجمه کرده و در هر فراز از ابعاد شهادت ها پیرامونش مناسب ترین کلمات و سخن را به کار گرفته تا که مردم را بیدار کرده و زبونی و پستی یزید و معاویه صفتان را به مردم گوشزد نماید.
شهادت به رسالت رسول الله (ص)
«فَلَمَّا قَالَ الْمُؤَذِّنُ: أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ؛ قَالَ الاِمَامُ لِلمُؤَذِّنِ: اَسئَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ! اَن تَسکُتَ حَتَّی اُکَلِّمَ هَذَا.»
هنگامی که مؤذّن گفت: شهادت می دهم که محمد رسول خدا است؛ امام سجّاد (سلام الله علیه) او را بحق رسول الله قسم دادند که ساکت شود تا این که با این (یزید) سخنی بگویم.
💠تحقیر یزید
عبارت «اکلّّم هَذا» تا با این سخنی بگویم؛ گویای نهایت تعبیر خفت آمیزی بود که امام نسبت به یزید به کار بردند. امام سجاد (علیه السلام) یزید را هیچ انگاشته بود که به مؤذن فرمود: بگذار با این چند کلامی بگویم! البته که واقعیت هم همین بود که یزید چیزی نبود و از قدر و منزلتی برخوردار نبود تا که احترامش کنند.
احتجاج به شهادت رسول الله (ص)
«وَ الْتَفَتَ مِنْ فَوْقِ الْمِنْبَرِ إِلَى يَزِيدَ؛ فَقَالَ: مُحَمَّدٌ هَذَا جَدِّي أَمْ جَدُّكَ يَا يَزِيدُ؟ فَإِنْ زَعَمْتَ أَنَّهُ جَدُّكَ فَقَدْ كَذَبْتَ، وَ كَفَرْتَ، وَ إِنْ زَعَمْتَ أَنَّهُ جَدِّي، فَلِمَ قَتَلْتَ عِتْرَتَهُ؟»
امام از بالای منبر رو به جانب یزید کرده و فرمود: ای یزید! این محمدی که نام برد، آیا جد من است یا جد تو؟ پس اگر بپنداری که او جد تو است، البته دروغ گفته و کافر شده ای، و اگر گمان کنی که جد من است، پس چرا خاندان و عترتش را کشتی؟
💠احتجاج به کشتن امام حسین (ع)
«فَلِمَ قَتَلتَ اَبیِ ظُلماً وَ عُدواناً؟ وَ انتهَبتَ مالَهُ؟ وَ سَبیِتَ نِسَائَهُ؟ وَ سَبيِتَنِي؟ فَوَیلٌ لَکَ یَومَ القِیَامَهِ، اِذَا کَانَ جَدِّی خَصمُکَ.»
پس چرا پدرم را ظالمانه و دشمنانه کشتی؟ و دارائیش را مورد تعرض قرار دادی؟ و زنانش را اسیر کردی؟ و مرا به اسارت آورده ای؟ پس، وای بر تو روز قیامت! هنگامی که جدم دشمن تو باشد.
برگرفته از کتاب آتشین خطبه درشام اثر حجت الاسلام آقاتهرانی
🌐 @aghatehrani_ir
واجب فراموش شده.mp3
زمان:
حجم:
1.24M
🎙بشنوید | واجب فراموش شده
💠تکه ای از منبر حجت الاسلام و المسلمین آقاتهرانی
🌐 @aghatehrani_ir
آیت الله ممدوحی در تمام سالهایی که افتخار آشنایی با ایشان را داشتم، همواره مشغول حفظ و حراست از مرزهای علمی اندیشههای ناب اسلام و انقلاب اسلامی بود. ایشان از آن دسته یادگاران علامه طباطبایی بودند که الحق و الانصاف، حق شاگردی استاد بزرگی چون حضرت علامه را ادا کرده ومسیر مجاهدتهای علمی استادراهمچنان زنده وپویا نگاه داشتند.
تلاشهای علمی آیتالله ممدوحی درپاسخ به شبهات مکاتب التقاطی که در صددانحراف اندیشه های انقلابی برآمده ازاسلام ناب بودند رابدون شک اهل علم درخاطر دارند.
سخنرانیهای صریح وبصیرت افزای ایشان، جوانان بسیاری را ازافتادن دردام التقاط برخی مکاتب نجات داده و علم وعمل آنان را به مسیراندیشه های انقلاب اسلامی پیوند زد که به همین واسطه میتوان مرحوم آیتالله ممدوحی را سد محکمی دربرابرنفوذ اندیشسه های مارکسیستی دربین جوانان دانست.
مکتوبات ارزندهای که ازاین عزیزفقیدبجا مانده،بی شک میتواند چراغ راه بسیاری از مردم و روحانیون جوانی باشد که سودای استفاده از چشمه های جوشان معرفت دینی را درسر میپرورانند.
این روحانی فقید درروزهای حضوردرمجلس خبرگان رهبری نیز، همواره بر صراط بصیرت حرکت کرد و انقلابیگری را سرلوحه امورخویش قرارداد.
خبردرگذشت این عالم وارسته ومجاهدانقلابی،موجبات حزن و تاسف فراوان بنده وخیل کثیردوستداران ایشان رافراهم آورد.لذا این ضایعه دردناک رابه مقام معظم رهبری، خانواده ایشان و همچنین عموم علاقمندان به ایشان تسلیت عرض میکنم.
برای آیتاللهِ همیشه انقلابی، شیخ حسن ممدوحی،نیزآرزوی غفران،رحمت واسعه الهی وعلودرجات رادارم.
مرتضی آقا تهرانی
99/07/02
🌐 @aghatehrani_ir
📝 بخوانید |عواملی که در ارتباط با امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف)باید رعایت گردد
💠2/1) ذكر و ياد امام دارای مراتب مختلف و انواع و اقسامی است، امّا برای اينكه شرط اختصار را در اين نوشته بهجای آوريم تنها همه مراتب ذكر و ياد امام را در دوگونه برآورد میكنيم، نخست ذكر لفظی، و ديگری ذكر عملی. امّا ذكر لفظی همان است كه با زبان اوراد و اذكار، دعا و مناجات با امام مهدی داشته و آرامآرام با او همكلام و همنجوا شويم. اما ذكر عملی را با بيانی كه برگرفته از بيانات اهلبيت است، ازحضرت آيتالله بهجت روشن خواهيم ساخت:
«بالاترين ذكر به نظر حقير، ذكر عملی است، يعنی ترك معصيت در اعتقاد و در عمل. همه چيز محتاج به اين است و اين، محتاج به چيزی نيست، و مولِّد خيرات است»؛
بی ترديد، ذكر و ياد مداوم امام و ايجاد ارتباط با آن يگانه، سرچشمه خيرات و بركات بیشمار است؛ چرا كه به صراحت قرآن كريم وجود مبارك آن حضرت خير محضی است كه هيچ قيد و محدوديتی در جانب او نيست همانگونه كه فرمود:
«بَقيَةُ اللهِ خَيرٌ لَكُمْ، اِنْ كُنْتُم مُؤمِنيَنً»؛
تنها بازمانده خداوندی (حضرت مهدی) برای شما بهترين است، اگر شما مؤمن باشيد.
روشن است كه خير محض بودن امام وقتی به ما تأثيرگذاری خواهد داشت كه ايمان داشته باشيم. پس اين محدوديّت تنها از جانب بندگان الهی است که بايد ايمان داشته باشند وگرنه اين خيريّت تحقّق نخواهد يافت. امّا ايمان برخواسته از بندگی خدواند متعال به اصلاح نیّت و رفتار و كردار آدمی تحقق می یابد. چنان که فرمود:
«وَ اعبُد رَبَّکَ حَتَّی یَأتِیَکَ الیَقیِن!»
بندگی پروردگارت کن! تا که تو را به مقام یقین نائل آرد.
مرتضی آقا تهرانی
🌐 @aghatehrani_ir
📝 بخوانید |گفتوگوی «وطنامروز» با حجتالاسلام مرتضی آقاتهرانی به مناسبت فرارسیدن ایام رحلت پیامبر گرامی اسلام(ص)
💠جامعه اخلاقی با مسؤولان اخلاقگرا
جامعه امروز ما بیش از هر زمان دیگری محتاج اخلاق است؛ موضوعی که پیامبر گرامی اسلام، محور اصلی بعثت خویش را معطوف به آن تعبیر و تفسیر فرمودند. تجربه تاریخ بشری نشان میدهد اخلاقمداری، تنها یک امر فردی و درونی نیست و جامعهای که بخواهد بر مبنای اخلاق اداره شود، ابتدا باید حکمرانان آن مقید به رعایت اخلاق شوند. به همین منظور، برای نگاه ویژهتر به مقوله اخلاق در دعوت پیامبر و لزوم برنامهریزی حاکمیتی برای نهادینه شدن آن در جامعه به گفتوگو با حجتالاسلام مرتضی آقاتهرانی، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس نشستیم.
💠به نظر میرسد در فضای مذهبی و فرهنگی ما، حضرت پیامبر مظلوم واقع شدهاند و آنچنان که شایسته مقام ایشان است، به جایگاه پیامبر پرداخته نشده است؛ اگر بخواهیم نگاهی به سیره پیامبر داشته باشیم، کلیدیترین عنصر شخصیت پیامبر را چه میدانید؟
ممنونم از روزنامه «وطن امروز» که پرداختن به شخصیت پیامبر عظیمالشأن اسلام را در دستور کار خود قرار داده است. نکتهای که درباره مظلومیت پیامبر در فضای فرهنگی ما گفتید، مطلبی است که متاسفانه حقیقت دارد و من هم با آن موافقم. درباره پیامبر کمتر گفته شده، کمتر نوشته شده و این حق جایگاه پیامبر نیست. حضرت محمد(ص) خاتم انبیاست، اهلبیت سلامالله علیهم همگی فرزندان رسول خدا هستند، از علم رسول خدا بهره بردند.
اما درباره کلیدیترین عنصر شخصیت پیامبر باید یک کلمه بگویم: بندگی خدا. پیامبر، عبد خدا بود، حتی نفس کشیدن ایشان هم برای خدا بود. خدا این عبد محض خودش را اسوه همه قرار داده است. در قرآن میفرماید: لَقَد کانَ لَکُم فی رَسولِالله أُسوَهٌ حَسَنَهٌ. از ما خواستهاند که تمام حرکات و سکنات خود را با پیامبر تطبیق دهیم. پیامبر مثل انسانهای دیگر غذا میخورد، ازدواج میکرد، بازار میرفت و... آن چیزی که تفاوت اصلی ایجاد میکرد بین رفتار ایشان و رفتار دیگران، این بود که ایشان فقط برای خدا کار میکرد. هر جا که بود، خالصا لله بود. برای رضای خدا نفس میکشید و قدم برمیداشت. این همان موضوعی است که ما باید سرلوحه خودمان قرار بدهیم. آن رفتگری که نیمهشب خیابانها را جارو میکند، بداند که چشم بینای خدا او را میبیند، برای خدا شهر را تمیز کند. آن نمایندهای که در مجلس کار میکند، برای خدا کار کند. آن وزیر برای خدا کار کند؛ اگر اینگونه شد، محل کار آدم تبدیل میشود به یک معبد، مجلس میشود معبد، وزارتخانه میشود معبد؛ این چیزی است که باید سرلوحه کارمان قرار دهیم.
شما نگاه کنید، در روایات دینی ما درباره پیامبر گفتهاند «طبیب دوار بطبه»، یعنی پیامبر یک پزشک دورهگرد بود، پزشکی که میچرخید و دنبال مریضان میگشت، نه اینکه در مطب خود بنشیند تا مریضها سراغ او بروند. پیامبر در کوچهها، مسجد، حتی در غزوات و جنگها به دنبال درمان بود، به دنبال درمان بیماریهای روحی و قلبی. ما باید به این پیامبر اقتدا کنیم، به سیره و رفتار ایشان اقتدا کنیم، به نسخههای ایشان که به ما رسیده عمل کنیم تا از این مریضیها و گرفتاریهای روحی شفا پیدا کنیم.
💠 در یکی از آیات، خداوند پیامبر را به خاطر خلق عظیم میستاید؛ این خلق عظیم که خدا را به ستایش واداشته گذشته از مطالبی که گفتید، اگر بخواهیم تفصیلیتر به آن بپردازیم، چه توصیفی باید از آن کرد؟
شبیه همین سوال را از امیرمومنان پرسیدند، من همان جواب ایشان را به شما میدهم. از امیرمومنان پرسیدند شما مدتها با پیامبر محشور بودید، آن خلق عظیمی که خدا پیامبر را به خاطر آن ستوده است برای ما وصف کنید. امیرمومنان اینگونه پاسخ دادند- من مضمون آن را بیان میکنم- حضرت فرمودند خدا در قرآن درباره نعمتهایش به انسانها، لفظ «عظیم» را به کار نبرده است. گفته است إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَهَالله لا تُحْصُوها؛ اگر نعمتهای خدا را بشمارید نمیتوانید آنها را احصا کنید. من و شما و همه میلیاردها انسان، غرق نعمتهای خداییم، تازه بخش زیادی از این نعمتهای خدا را نمیشناسیم. این همه نعمت را خدا لفظ «عظیم» روی آن نگذاشته است اما این خدای عظیم، برای خلق پیامبر لفظ «عظیم» را به کار برده است. چگونه میتوان این عظیم را توصیف کرد؟ چیزی را که خدا عظیم توصیف کرده، ما قاصریم از توصیف آن. خب! وقتی امیرمومنان اینگونه میگوید، من چه بگویم؟ من هم همین قدر میتوانم بگویم که از توصیف خلق عظیم پیامبر ناتوانم. البته آب دریا را اگر نتوان کشید/ هم به قدر تشنگی باید چشید. باید تلاش کنیم قطرهای از این دریای عظیم را بفهمیم و در وجود خود پیاده کنیم.
ادامه مصاحبه در پست بعدی