آن شب بعد از اینكه با بچههـا کلی بازی كرد، نخوابید. گفت: «ممكنه این مـاه مبـارک رمضـان نباشم.دلم هوای دعای ابوحمزه ثُمالی رو كرده؛ بیا با هم بخونیمش»
دعا را با هم خواندیم. نماز صبح را هم پشت سـرش خواندم. بعد از او، این همه نمـاز جمـاعت خواندم، هیچ كدام طعـم این نمازهای دونفریمان را نداشت.
شهيد سید کمال قريشی به روايت همسر
@bashohada_313
#لباس_عروس
مامان لباس عروسی مو بذار وقتی که
شهيد شدم، وقتي با خونم خودم رو
آرايش کردم اونوقت لباس عروسيمو
تو خودت تنم کن..!
و وقتی توی قبر خوابونديم
رو به قبله کن و بدون اينکه دلتنگی کنی
بگو دخترم خونه نو مبارک..!
مادر دلم میخواد همينطور که وايستادم
تو سنگر با ضد انقلاب میجنگم يک تير
بياد بخوره به سينهام..؛
اما من خون سينه مو که فوران میزنه
تو مشتم بگيرم و بپاشم هوا..؛
و فرياد بزنم خدايا قبول کن..!✋🏻
#شهیده_صدیقه_رودباری
شادی روح مطهرشون صلوات 🌷
#الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَـــالْفَـــرَج
@bashohada_313
🔺️انگشتر...
🔶️معمولاً انگشترهایش را میبخشید به این و آن..
برادرم یک انگشتر عقیقِ خیلی زیبا به من داده بود؛ من هم دادمش به عبداالله، اما شرط کردم که به کسی ندهد..
گفتم: «این یکی را باید یادگاری نگه داری!»
انگشتر مدتی تو دستش بود تا اینکه یک روز دیدم دیگر نیست!
پرسیدم: «انگشتر چی شد؟»
گفت: «حالا حتماً باید بدانی؟»
اصرارم را که دید،
🔷️گفت: «رفته بودم عیادت یک مجروح جنگی، انگشتر طلا دستش بود و نمیدونست طلا برای مرد حرامه!!
آن را درآوردم، گذاشتم توی جیبش و انگشتر
عقیق را دستش کردم»
شهید عبد الله میثمی🌹
@bashohada_313
•از شهدا یاد گرفتیم:
از ابراهیم هادی،پهلوانی را...
از حاج همت،اخلاص را...
از باکری ها،گمنامی را...
از علی خلیلی،امر به معروف را...
از مجید بقایی،فداکاری را...
از حاجی برونسی،توسل را...
از مهدی زین الدین،سادگی را...
از حسين همدانى،جوانمردى و اخلاق را...
از حاج قاسم سلیمانی،ولایت مداری را...
از شهید رئیسی صبر در مقابل تلخیها را...
#شهیدانه♥️
روز بزرگداشت شهدا
@bashohada_313
هدایت شده از ⚘ خاطرات شهدا ⚘
شهیدمهدی زین الدین:
هر کس در شب جمعه شهدا را یاد کند.
شهدا هم او را نزد اباعبدالله یاد می کنند.
شهدا را یاد کنید ولو با ذکر یک صلوات.
شادی روح شهدا صلوات
#شهدا♥️
#شهیدانه
#آقا_مهدی
#شب_های_جمعه
@bashohada_313
هدایت شده از ⚘ خاطرات شهدا ⚘
11.42M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شب های جمعه میگیرم هواتو...
حاج امیر عباسی
#شب_جمعه_هوایت_نکنم_میمیرم
#استوری
#شهدا_را_یاد_کنیم
@bashohada_313
3.81M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺️دعا کن منم شهید بشوم...
▫️خاله شهید علی وردی
#آرمان_عزیز♥️
@bashohada_313
سال 1321 بود و ایران در اشغال متفقین. نان نایاب و گران، و ارزاق دیگر جیره بندی شده بود. سید مجتبی دانش آموز مدرسه صنعتی آلمانی ها بود.
زنگ تفریح که شد روی یک صندلی چوبی رفت و رشته سخن را در دست گرفت:
«برادران! ما در مقطعی از تاریخ وطن مان قرار گرفته ایم که در برابر آینده مسئولیم. هجوم اجانب به خصوص فرهنگ غربی، همه بنیادهای مذهبی ما را تهدید می کند و انسان عصر ما را به صورت برده در می آورد. در گذشته اقتصاد ما و اکنون شخصیت ما را می کوبند... بهتر اینکه ما حرکت کنیم و برویم جلو مجلس و خواسته هایمان را به دولت بگوییم تا تکلیفمان را معیّن بکنند».
با حرکت دانش آموزان مدرسه صنعتی آلمانی ها به سمت مجلس دانش آموزان مدرسه دار الفنون و ایرانشهر و بقیه مردم به آنها ملحق شدند. جلوی مجلس اعتراض مردم به خاک و خون کشیده شد.
عصر همان روز مجلس جلسه ویژه تشکیل داد و قوام را از نخست وزیری بر کنار کرد.
شهید سید مجتبی نواب صفوی🌹
#خودباوری
@bashohada_313
🔺️نماز شب قضا...
احمد یک عمر با دعا و نماز زندگی کرده بود؛ آن هم در دوره فساد پهلوی. اذان که می گفت تمام بدنش می لرزید و کسانی که صدایش را می شنیدند، گریه می کردند.
🔶️شهید قاسم سلیمانی عاشق اذانش بود. نمازها را هم پشت او به جماعت می خواندیم.
در هر فرصتی از جمع فاصله می گرفت و مشغول نماز می شد. هر چه اصرار می کردم که این چه نمازی است که می خوانی؟ پاسخی نمی داد.
🔷️ آخرش اصرارم به زبانش آورد. داشت قضاهای نماز شبش را می خواند.
شهید احمد عبدالهی🌹
#سیره_عبادی_شهدا
#اذان
@bashohada_313
#خاطرات_شهید
آقا مهدی، پاسدار سپاه قدس بود. او بخاطر ملاحظات شغلی خیلی محافظه کار بود. 🌱
تیر ماه ۱۳۹۲ یک روزه مانده به ماه مبارک رمضان، خانواده با من تماس گرفتند که مهدی میخواهد به ماموریت برود و ما به دیدار برادرم رفتیم. ✨
وقتی مادرم چمدان مهدی را آماده میکرد، آقا مهدی گفت من چیزی احتیاج ندارم در صورتی که ماموریتهای قبلی اینگونه نبود🍀.
هنگام وداع، مادرم مهدی را از زیر قرآن رد کرد و برادرم انگشترش را بوسید و به من هدیه داد. 🌼
مادرم گریه کرد و من به ایشان گفتم نگران باش یک ماموریت است و مهدی دوباره برمیگردد✨. اما مادرم گفت نه، برو به چهره برادرت نگاه کن، مهدی دیگر برنمیگردد!
اما من باورم نشد و گفتم مهدی بازمیگردد اما این آخرین دیدار ما بود. 🌱
آخرین پیامکی که مهدی برایم ارسال کرد در آن نوشته بود 👈 «مهدی جان سوالی دارم از حضورت، من آیا زنده ام وقت ظهورت؟ اگر آمدی من رفته بودم، اسیر ماه و سال و هفته بودم ،دعایم کن دوباره جان بگیرم، بیایم در رکاب تو بمیرم.»🍀
💫ولایت فقیه نقطه اشتراک وصایای شهداست.🌱 در وصیت نامه برادرم نیز به ولایت فقیه اشاره شده است و گفتهاند رهبر انقلاب را تنها نگذارید. 💫
اگر میخواهیم کشورمان حفظ شود باید پشتیبان ولی فقیه باشیم و همه ی اقشار جامعه، روحیه جهادی داشته باشند.🍀
مسئولی که سرکار هست روحیه جهادی داشته باشد و برای پیشرفت ایران تلاش کنند.✨
✍ راوی : خواهر شهید مدافع حرم مهدی عزیزی
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
@bashohada_313