🔺️بوی گلاب...
- برای مبارزه با نفسش، سرویس های
بهداشتی را می شست و همـیشه بـوی
بد همراهش بوداما،در زمان شهادتش
از بوی خوش، پیکرش را پیدا کردند.
- حالا به شهید عطری معروف شده
و زائران زیادی دارد که با اسـتشـمام
بـوی گلاب،
مـزارش را پیـدا می کنند.
شهید سید احمد پلارک 🌹
#سالروز_شهادت_شهید_پلارک
@bashohada_313
هدایت شده از ⚘ کتابستان معرفت ⚘
مجموعه 25 جلدی #قهرمان_من
- قیمت مجموعه کامل یک میلیون و 385 هزار تومان
- با احتساب تخفیف یک میلیون و 100 هزار تومان + #ارسال_رایگان + هدیه یک بسته استیکر قهرمان من + تقویم رومیزی قهرمان من
- می تونین به صورت تک جلدی (با 10 درصد تخفیف) هم سفارش بدین...
۱)علی لندی: 45 هزار تومان
۲)دادش ابراهیم: 60 هزار تومان
۳)عمو قاسم: 60 هزار تومان
۴)آقا معلم: 50 هزار تومان
۵)آقا محسن: 60 هزار تومان
۶)زینب خانم: 40 هزار تومان
۷)حاج همت: 50 هزار تومان
۸)آرمان عزیز: 40 هزار تومان
۹)آقا مهدی: 50 هزار تومان
۱۰) خانم امدادگر: 60 هزار تومان
۱۱) آقا داماد: 50 هزار تومان
۱۲) آقا مصطفی: 60 هزار تومان
۱۳) آقای خوش تیپ: 60 هزار تومان
۱۴) خلبان اف۱۴: 60 هزار تومان
۱۵) عروس آسمانی: 60 هزار تومان
۱۶) آقای رئیس جمهور: 60 هزار تومان
۱۷) بابای قهرمان من: 65 هزار تومان
۱۸) بچهها بهنام: 45 هزار تومان
۱۹) آقای وزیر: 60 هزار تومان
۲۰) سید مجتبی: 60 هزار تومان
۲۱) استاد عبدالحسین: 60 هزار تومان
22) سید مقاومت : 60 هزار تومان
23) آقای دکتر : 60 هزار تومان
24) خانم دکتر : 60 هزار تومان
25) آقای فهمیده : 50 هزار تومان
- کافیه به شناسه ی @smh66313 پیام بدین...
برشی از وصیت نامه ی شهید مرادی کوشکی
مساجد را خالى نكنيد كه همانا سنگرهاى مستحكم اين انقلاب است و تا به حال هيچ قدرتى نتواسته است دژهاى محكم را قلع و قمع كند.
برادران! صفهاى جماعت را فشردهتر نماييد.
شهید ابوالفضل مرادی کوشکی
#وصیت_نامه_شهدا
#نماز_جماعت
@bashohada_313
🔺زخم خودی!
رضا مثل خیلی های دیگر زخم خورده مسئولان پایتخت نشین بود.
در پی انجام پیروزمندانه عملیات محمد رسول الله در مریوان، رسولی فرمانده سپاه منطقه ۱۰ تهران، حاجاحمد متوسلیان و بقیه همرزمانش را فراخوان کرد و به آنها الزام کرد که باید برای همیشه به سپاه تهران برگردند و دست از مبارزه در غرب بردارند.
شهید رضا دستواره می گفت: حقوق ما را قطع کردند تا به تهران برگردیم و دیگر در مریوان نمانیم.
🔷️حاج احمد می گفت: مگر ما برای حقوق به کردستان آمده ایم؟!
🔶️رضا چراغی به رسولی فرمانده پادگان ولیعصر (عج) گفت: آقا جان! ما از گوشت بدن خودمان می کنیم و با آن آبگوشت درست می کنیم و می خوریم و احتیاج به حقوق شما نداریم.
همین پاسخ قاطع کافی بود که دستور بلوکه کردن حقوق سه ماه پایانی ۱۳۶۰ و عیدی نوروز ۱۳۶۱ متوسلیان، چراغی و دستواره صادر شود.
شهید رضا چراغی🌹
شهید حاج احمد متوسلیان🌹
شهید رضا دستواره🌹
@bashohada_313
آب باران رفته بود زیر گونی های برنج انبار. وقتی به آقا مهدی باکری خبر دادیم، نشست و شروع به گریه کرد. ازش پرسیدیم: اتفاقی افتاده؟ ایشان هم جواب داد: اگر من نیروی خوبی برای نگهبانی از انبار انتخاب کرده بودم، این اتفاق برای بیت المال نمی افتاد. الآن من مسئول این خسارت هستم و احساس گناه می کنم...
شهید مهدی باکری🌹
@bashohada_313
چشمیکهبراامامحسین(ع)گریهنکنه
بدردمننمیخوره ...🌱!
شھید محسن درودی🌹
#شب_های_جمعه
@bashohada_313
هدایت شده از ⚘ خاطرات شهدا ⚘
شهیدمهدی زین الدین:
هر کس در شب جمعه شهدا را یاد کند.
شهدا هم او را نزد اباعبدالله یاد می کنند.
شهدا را یاد کنید ولو با ذکر یک صلوات.
شادی روح شهدا صلوات
#شهدا♥️
#شهیدانه
#آقا_مهدی
#شب_های_جمعه
@bashohada_313
هدایت شده از ⚘ کتابستان معرفت ⚘
#نذر_کتاب
قراره چهار جلد کتاب هدیه بدیم به چهار نفر از عاشقان کتاب و مطالعه...😍🌹❤️
- یک جلد کتاب #جوانمرد
- یک جلد کتاب #مجید_بربری
- یک جلد کتاب #درگاه_این_خانه_بوسیدنی_است
- یک جلد کتاب #کریمانه
- شرایط:
۱ - عضو کانال فروشگاه در ایتا بشید
https://eitaa.com/ketabestanmarefat
۲ - اسم شریفتون رو در ایتا به آی دی @smh66313 ارسال کنید...
۳ - این پیام رو برای عاشقان کتاب و مطالعه ارسال کنید.
4 - دقت کنید تا ساعت ۲۴ دوشنبه اول اردیبهشت مهلت دارید در این نذر شرکت کنید.
5 - هزینه ی پست ارسال کتاب برای برنده ی خوش شانس بر عهده ی شخص برنده خواهد بود ... (مبلغ 25 هزار تومان)
- منتظرتون هستیم
#کتاب #مطالعه #کتابستانی_شو #معتاد_کتاب_شو #کتابستان_معرفت
@ketabestanmarefat
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰سالروز ولادت حضرت آیت الله خامنه ای
🔺️من ۱۸ سال پیش...
@bashohada_313
شهید محمد بشیری دزفولی
#ارسالی_کاربران
خاطره ی نابی که خواهر بزرگوار این شهید عزیز برامون ارسال کردند رو در ادامه (پست بعدی) بخونین ....
محمد بشیری آمده بود جبهه، با همان جثه کوچکش. آقا اسماعیل فرمانده تیپ اجازه نداد برود خط. اما محمد مگر کوتاه میآمد.
- من جثهام ریز است، خودم که بزرگم، بچههای کمسنتر از من در خط هستند!
اسماعیل فرجوانی (شهید) قبول نمیکرد. حق داشت، جثه محمد خیلی کوچک بود، ولو ۱۶ سالش هم باشد.
محمد ناگهان با صدایی بریده بریده که معلوم بود بعدش میزند زیر گریه، داد کشید:
- مگر تو خدایی؟! خدا گفته باید بروم جبهه، تو اصلا چکارهای.
نمیدانم چه شد که اسماعیل تسلیم شد.
محمد رفت خط.
چند شب نگذشته بود، آخر شب در محوطه تیپ قدم میزدم، از خط تماس گرفتند، نوجوانی مجروح شده.
چرا دلم به من گفت او محمد بشیری است، نمیدانم!
آمبولانس فرستادم. باید او را میآورد تیپ، و با رسیدگی جزئی میفرستادیمش عقب.
نرفتم داخل سنگر، ماندم تا آمبولانس برگردد.
گفتم اگر خود محمد بشیری بود به او میگویم:
- محمد، عزیزم، اسماعیل نگفت نرو؟
گفتم به او میگویم؛ حالا هم نترس، چیزی نیست، زود خوب میشوی.
آمبولانس رسید!
یادم هست رانندهاش از مجاهدین عراقی بود که فارسیاش خوب نبود و بعدها خودش هم شهید شد.
گفتم درِ عقب آمبولانس را باز کند.
راننده عصبانی بود.
آنقدر که به لکنت زبان افتاده بود؛
- این بچهها را چرا اجازه میدهید بروند جلو!
گفتم در را باز کن ببینمش.
محمد بشیری! خودش بود.
اما خوابیده بود، خوابی آرام!
خوابی که نمیخواست چشمهایش را باز کند.
با همان موهای ژولیدهاش
با همان لبهای خندانش
این روزها جای محمد و محمدها خیلی خالیست
دلم تنگشان میشود، خیلی
گفتگوی یک روحانی با محمد
تو جبهه یه روحانی از محمد میپرسه پس شیشه شیرت کجاست؟ محمد در حالی که تفنگش رو به اون نشون میده ولبخند میزنه میگه اینه
روحانی بهش میگه من اگه تکه تکه بشم از هدفم دست برنمی دارم محمد هم در پاسخ این طور میگه
منم اگه ذره ذره بشم از هدفم دست برنمیدارم🌹
@bashohada_313