eitaa logo
⚘ خاطرات شهدا ⚘
1.2هزار دنبال‌کننده
1هزار عکس
158 ویدیو
0 فایل
با شهدا و راه و رسم شهدا تا ظهور امام زمان(عج) ارتباط با ادمین : @smh66313
مشاهده در ایتا
دانلود
روزی همسر تماس گرفت و گفت : دخترم خیلی بی‌قرار باباست ، از آقا رضا خواهید که به آقای ما فرمان دهد کھ به‌خواب‌دخترش‌برود ؛ ناسلامتی‌او‌فرمانده آقاسجاد است ! ـوَ شایداین آخرین تیر امید همسر شهید طاهرنیا بود و چقدر سخت است برای یڪ مادر که دختر خردسالش تقاضای بابا کند؛ و بابایش باشد . . . 🥲❤️‍🩹 روایتِ‌همسر @bashohada_313
بعد از شهادت تکفیری ها روی بدن و سینه شهید نفت ریختند و آتش زدند، اما فقط لباس های شهید سوخت و بدن سالم ماند. مادر شهید میگفت: قبلا هم به خاطر تصادف دچار سوختگی شده بود اما به خاطر عزاداری و سینه زنی برای امام حسین(ع) هیچ آسیبی به بدنش نرسیده بود. 🌷 @bashohada_313
🔺️امام حسین اگر بخواد... 🎙مادر شهید علی وردی با دوستانش کاروانی داشتن که پیاده‌روی اربعین رو می‌رفتن. اولین باری که رفتن کربلا شونزده سالشون بود و دومین بار هم تقریباً ۱۸ سالش بود. یک بار هم سال تحویل اونجا بودن. نیمه شعبان هم می‌گفتن خیلی ثواب داره. حتی وقتی مرزهای زمینی بسته شده بود ایشون گفتن می‌خوایم بریم کربلا من گفتم بسته است و فعلاً کروناست، 🔷️گفت: نه ما میریم فرودگاه می‌نشینیم اونجا، هر موقع باز شد و قسمت ما شد می‌ریم. امام حسین(ع) واقعاً خواست. تقریباً یک روزم نشد اونجا بودن و بعد هم نیمه عید رو اونجا بودن. 🔶️گفت: دیدی مامان گفتم امام حسین(ع) اگه بخواد واقعا می‌طلبه کی فکرشو می‌کرد؟ من فکر می‌کردم باید دو سه روز اونجا باشیم تا کنسلی بخوره. گفت: مامان ان‌شاءالله سری بعد با هم می‌ریم... @bashohada_313
🔺️برای خدا... 🎙علی خانی (یکی از دوستان شهید) 🔷️امید ذاکر یکی از هیئت های بزرگ در اصفهان بود من هم در آن زمان عاشق ذکر گفتن بودم امید که متوجه شده بود من عاشق ذکر گفتن هستم 🔶️همش میگفت: هر کاری که میکنی برای خدا بکن... شهید امید اکبری 🌹 @bashohada_313
🔺️اسلامی... ما برای این که جمهوری اسلامی مان، جمهوری اسلامی بماند ، 🔷️ باید اجتهاد انقلابی داشته باشیم. 🔶️یعنی اجتهادی که محافظه‌کارانه نباشد. اجتهادی که با همه مسائل و با همه نهادها ، با روحیه انقلابی برخورد کند. شهید بهشتی🌹 @bashohada_313
🔺️نذر... مصطفی هر چه را میخواست نذر حضرت عباس (ع) میکرد 🔷️مصطفی یک هیئت راه اندازی کرد و هرچه پول به دست می‌آورد، خرج آن می‌کرد. 🔶️ همان روز‌های ابتدایی تاسیس آمد و گفت، «مامان، هیاتی به نام حضرت ابوالفضل (ع) تاسیس کردم!» ذوق‌زده شدم. جریان تصادف کودکی مصطفی را برایش تعریف کردم و گفتم، «من شما را نذر حضرت عباس (ع) کردم! چرا این نام را انتخاب کردید؟» دستی به ریش‌های تازه درآمده‌اش کشید و گفت، «هیچی، به دلم افتاد!» از همان موقع دیگر هرچه را می‌خواست نذر حضرت عباس (ع) می‌کرد. شهید مصطفی صدر زاده🌹 @bashohada_313
هدایت شده از  ⚘ کتابستان معرفت ⚘
طرح تخفیف ویژه در خرید از وبسایتمون https://ketabestanmarefat.ir/shop 🌹 ۱۷ بهمن ماه : ۲۲ درصد تخفیف 🌹 ۱۸ بهمن ماه : ۲۱ درصد تخفیف 🌹 ۱۹ بهمن ماه : ۲۰ درصد تخفیف 🌹 ۲۰ بهمن ماه : ۱۹ درصد تخفیف 🌹 ۲۱ بهمن ماه : ۱۸ درصد تخفیف 🌹 ۲۲ بهمن ماه : ۱۷ درصد تخفیف 📚 تا دیر نشده بجنبید و لیست کتاباتون رو از داخل سایت فروشگاه انتخاب کنید و سفارش خودتون رو ثبت کنین... 🔴 فقط و فقط سفارش از وبسایتمون 😉 @ketabestanmarefat
🔺️کار فرهنگی 🔷️مصطفی محله‌ای پرت و دورافتاده را در کهنز شهریار برای کار فرهنگی انتخاب کرده بود. وقتی در جمع خانم‌ها یا در جمع‌های خانوادگی این موضوع را مطرح می‌کردم، همه تعجب می‌کردند و می‌گفتند آنجا که واقعا امیدی به نتیجه گیری نیست! حتی می‌گفتند کسی از بچه‌های آن محل انتظاری ندارد. دو سال و نیم بود که مصطفی حضور فیزیکی کمتری در آن منطقه داشت. در این مدت وقتی مادران آن بچه‌ها را می‌دیدم از کارهای مصطفی تشکر می‌کردند و می‌گفتند که ممنونِ زحمات او هستند. می‌گفتند اگر او نبود، معلوم نبود که آینده بچه‌های محل چه می‌شد. می‌گفتند مدیون آقا مصطفی هستند که بچه‌های‌شان را بسیجی کرده است. وقتی این حرف‌ها را به مصطفی منتقل می‌کردم ناراحت می‌شد و 🔶️می‌گفت: که همه اینها کار خدا بوده است. می‌گفت اگر خدا می‌خواست می‌توانست حرف‌ها و کارهایش را بی‌اثر کند. دیدگاه او به کار فرهنگی اینطور بود... شهید مصطفی صدر زاده🌷 @bashohada_313
هدایت شده از ⚘ خاطرات شهدا ⚘
شهیدمهدی زین الدین: هر کس در شب جمعه شهدا را یاد کند. شهدا هم او را نزد اباعبدالله یاد می کنند. شهدا را یاد کنید ولو با ذکر یک صلوات. شادی روح شهدا صلوات ♥️ @bashohada_313
12.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خب آرمان سر همین دغدغه‌هایی که داشت، رفت حوزه؛ خیلی خوش‌اخلاق بود. آرمان بسیار خوش‌اخلاق و بسیار خنده‌رو بود. اصلاً خنده از صورت آرمان محو نمی‌شد. همیشه ما حتی عکس‌ هم می‌خواستیم بگیریم باید ده تا شات می‌انداختیم تا مثلاً یک دونه آرمان نخندیده باشه. | -------------- 📣 کانال رسمی شهید آرمان علی‌وردی @shahid_armanaliverdy
‍ 🔷️مصطفی خیلی بی ریا بود... ازمنطقه که میگفت یک بار نگفت من ... همش میگفت بچه ها. کمتر کسی میدونست فرمانده گردان شده. صحبت هایش همیشه با این حرف حضرت امیر بود: چه بسیارند عبرت ها و چه اندک عبرت گیرنده ها... دوستی رو چند روز قبل جایی دیدم که از همرزمان شهید بود .میگفت : مصطفی رو لحظه شهادت هم دیدم میگفت : همیشه موقع عملیات بچه هارو جمع میکرد یک گوشه و 🔶️میگفت که هیچوقت مغرور نشید به اینکه اینجا چه کاره اید... میگفت همه را در یک سطح میدونست وفرق نمیگذاشت. میگفتن که هر جا به معبری میرسیدند که خطرناک بود مصطفی خودش اول میرفت تا اگر اونجا تو تیررس دشمن بود سپر انسانی بقیه بشه و نگذارد بقیه صدمه ببینن. همون اقا میگفت: با دشمن فاصلمون کم بود رفیقمون رفت برگ درخت زیتون بیاره برای استتار که یهو با تیر زدنش. میگفت اون یک تیکه زیر آتش بود... مصطفی رفت زیر آتیش دشمن و اون شهید را بیرون کشید. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌شهید مصطفی صدر زاده🌷 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ @bashohada_313