باسیّدالشهداوشهداتـٰاظُهـور🇮🇷
#شهیــدانهــ🌹 شکـــرنعمـتـــــ یا کفران نعمـتـــــ؟! #راه_ابراهیـم🕊🥀 #اللهمعجللولیكالفرجبهحق
#خداخوبِ_ابراهیم💝
🎋با دوستانش زیاد به رستوران یا ساندویچی می رفت .
🍃آن هایی که شرایط مالی نداشتند را مهمان می کرد و برایشان خرج می کرد .
🎋اما برای تهیه غذا ، هر جایی نمی رفت . او دستور قرآن را عمل می کرد که باید در غذایی که تهیه می کنیم دقت داشته باشیم .
#ابراهیم سوسیس و کالباس نمی خورد . مخصوصاً در آن دوران که بحث خوک هم مطرح بود .
🍃اما الویه خیلی دوست داشت . بیشتر به یک ساندویچی در محل می رفت که به صاحب آنجا ، آقاشیخ می گفتند که بسیار انسان مؤمنی بود.
🎋او در تهیه غذا مراعات حلال و حرام را می کرد .
✨فَلْيَنْظُِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ {٢٤}
پس انسان باید به غذای خویش بنگرد!(سوره عبس)✨
#اللهمعجللولیكالفرجبهحقشهدا🤲
#باشهـــــداتـاظهــــــور
🦋yazahra🦋
سلام!
سلام بر تو ای #ابراهیم
صدایم را داری؟
دوباره آمده ام تا مثل همیشه چون کوه پشت سرم باشی
ای صلابتت زبان زد همه ی گوهر شناسان قرن زندگیم!
#سلام_عزیزبرادرشهیدم💕🌹✨
#ســــلام_ودرود_برشهیـــدان
#اللهمعجللولیكالفرجبهحقشهدا🤲
#کانالباشهداتاظهورمولا ↙️↙️↙️
@yasabas
باسیّدالشهداوشهداتـٰاظُهـور🇮🇷
🔰🔰🔰
🎙ادامه سخنرانی سردار دلهـــــا ؛
🌹«حسـن قهــرمان و فاتـح عملیاتــــ والفجـر۸ بود.»
حسن آن طلبهٔ ضعیف الجسم و قوی الروح.
#حسن کسی بود و اولین فردی بود که پیشتاز و پیشگام و داوطلبــــ از اروند عبورکرد.
حسن، آن طلبهٔ شجاع و قهرمان، کسی بود که ۳۰ بار برای شناسایی از اروند رود عبورکرده استــــ . حسن یکــــ نیروی ورزیده، شجاع، #شهادتـــ_طلبــــ ، مخلص؛ حسن، پیش نماز لشکرِ ما بود. حسن، امام جماعتِــــ لشکر ما بود. از حسین که تشییع کردید، حسینی که بدنش پاره پاره بود. حسین آقای ما، #حسین مخـلصــی که هیچ گوشهای از بدنش را پیدا نمیکردی که جای زخم برآن نباشد. حسینی که با زخم تازه به جبهه برگشتــــ . حسینِ باوفا، حسینِ ایثارگر، حسینِ مخلص، #حسینِ_عارف. کاظمیِ ما، #کاظمیِ_مخلصی که هنوز جنازه اش به دستـــ شما نرسیده استــــ . #ابراهیمِ مخلص ما، این ذوالفقاری، این عزیز، اینها که در پیشگاه شما هستند، هر کدام داستانهایی بسیار جالبــــ و شنیدنی و کتابــــ های بسیار عارفانه دارند . #محمّد ما، #نصرالهی پا برهنهٔ ما، سینه چاکـــ ، مخلص ما، عاشقی که هیچ وقت خستگی نداشتـــ ، عاشقِ بی مادری که #امیدی جز #خدا نداشتــــ . نصرالهی که هیچ وقتـــ به شهرها رو نمی آورد و تمام تلاشش در جبههها بود. #محمّدی که در آخرین لحظاتــــ ، همان طور که در جنازه اش مشهود استــــ ، بر مرگ لبخنـــد زد. ✔️خدایا! تو میدانی و تو شاهد هستی، این #شهدای ما چه قدرگــرانقــــدر بودند و چقـــدر عزیـــز بودند و چقدر مخلـــص بودند.🥀🥀🥀
🗓 ادامه دارد ...
#اللٰهُمَعَجِّلْلِوَلیِکَالفَرَجْبِهحَقِزینَب🤲
یافاطمه الزهرا سلام الله علیها✅
#باشهـــداتــاظهــــور🌹💫
@yasabas🥀
باسیّدالشهداوشهداتـٰاظُهـور🇮🇷
#برادرشھیدم❤️ چون تپشی هراسان در قلبم چگونه پنهانت کنم و نمیرم؟ #اللٰهُمَعَجِّــلْلِوَلیِکَالفَ
#سلامبرابراهیم۱📚
🍃گفتم: اگه چیزی هست بگو ، شاید بتونم کمکت کنم .
🌱کمی سکوت کرد. به آرامی گفت : چند روزه که دختری بی حجاب ، توی این محله به من گیر داده!
🍃گفته تا تو رو به دست نیارم ولت نمیکنم!
🌱رفتم تو فکر ، بعد یکدفعه خندیدم! #ابراهیم با تعجب سرش را بلند کرد و پرسید : خنده داره؟!
🍃گفتم: داش ابرام ترسیدم ، فکر کردم چی شده!؟
🍃بعد نگاهی به قد و بالای #ابراهیم انداختم و گفتم : با این تیپ و قیافه که تو داری ، این اتفاق خیلی عجیب نیست!
🌱گفت : یعنی چی؟! یعنی به خاطر تیپ و قیافه ام این حرف رو زده . لبخندی زدم و گفتم : شک نکن!
🍃روز بعد تا #ابراهیم را دیدم خنده ام گرفت. با موهای تراشیده آمده بود محل کار ، بدون کت و شلوار! فردای آن روز با پیراهن بلند به محل کار آمد! با چهره ای ژولیده تر ، حتی با شلوار کردی و دمپائی آمده بود .
🌱#ابراهیم این کار را مدتی ادامه داد . بالاخره از آن وسوسه شیطانی رها شد .
#جهش_معنوی✨✨✨
وعجّل اَلّلهمَّ فِی فرجِ مولانا یٰاصٰاحب الزّمان
✨یا زهرا سلام الله علیها✨
باسیّدالشهداوشهداتـٰاظُهـور🇮🇷
✨یـازهـــ(س)ـــرا✨ بــرادرم! من در فکر آن کانالی هستم که تنها جسمتــــ آرمیده... به کجا چنین شت
#سلامبرابراهیم۱📚
با تعجب پرسیدیم :
چی شده!؟ چیزی نگفت. فقط چفیه ای که به کمرش بسته بود را باز کرد . آن را به چهره مرد باز داشت شده بست .
پرسیدم : #ابراهیم چیکار می کنی!؟ در حالی که صورت او را می بست جواب داد : ما بر اساس یک تماس و خبر ، این آقا را بازداشت کردیم ، اگر آنچه گفتند درست نباشد آبرویش رفته و دیگر نمی تواند اینجا زندگی کند .
همه مردم اینجا به چهره یک متهم به او نگاه می کنند .
اما حالا ، دیگر کسی او را نمی شناسد . اگر فردا هم آزاد شود مشکلی پیش نمی آید .
وقتی از ساختمان خارج شدیم کسی مظنون مورد نظر را نشناخت . به ریزبینی #ابراهیم فکر می کردم . چقدر شخصیت و آبروی انسان ها در نظرش مهم بود .🌹
#جهش_معنوی✨✨✨
#اللٰهُمَعَجِّلْلِوَلیِکَالفَرَجْبِهحَقِزینَب✅
باسیّدالشهداوشهداتـٰاظُهـور🇮🇷
#رفیقشھیدم 🌹 که شدی دار و ندارم و غیر از تو کسی، یار ندارم... #سلام_ودرود_برشهیدان 🥀 #اللٰهُمَع
#سلامبرابراهیم۱📚
✔️اخلاص؛
🌱برای همین الگوئی برای تمام دوستان بود . حتی جائی که حرف از گناه زده میشد سریع موضوع را عوض میکرد .
🌱هر وقت میدید بچهها مشغول غیبت کسی هستند مرتب میگفت :
🌱#صلواتــــ بفرست! و یا به هر طریقی بحث را عوض میکرد .
🌱هیچگاه از کسی بد نمیگفت ، مگر به قصد اصلاح کردن .
🌱هیچوقت لباس تنگ یا آستین کوتاه نمیپوشید . بارها خودش را به کارهای سخت مشغول میکرد .
🌱زمانی هم که علت آن را سوال میکردیم میگفت :
🌱برای نَفس آدم، این کارها لازمه .
شهید جعفر جنگروی تعریف میکرد : پس از اتمام هیئت دور هم نشسته بودیم .
🌱داشتیم با بچهها حرف میزدیم . #ابراهیم در اتاق دیگری تنها نشسته و توی حال خودش بود! وقتی بچه ها رفتند . آمدم پیش #ابراهیم . هنوز متوجه حضور من نشده بود .
🌹🌹🌹
باسیّدالشهداوشهداتـٰاظُهـور🇮🇷
✨یازهراسلام الله✨ قم، دیارِ عـاشقـانِ حضـرت صدّیقـه است... مادری هستم به عشقِ قبـرِ پنهـان آمدم...
✅عملیات زین العابدین
سرم را كمی از روی زمين بلند كردم و به عقب نگاه كردم. باورم نميشد.
چهرهای كه ميديدم، صورت نورانی #ابراهيم بود.
يكدفعــه گفت: تويی؟! بعد آرپيجــی را از من گرفت و جلو رفت. بعد با فرياد الله اکبر آرپيجی را شليک کرد.
سنگر مقابل كه بيشترين تيراندازی را ميكرد منهدم شد. #شهیدابراهيم از جا بلند شد و فرياد زد: شيعههای اميرالمؤمنين بلند شيد، دست مولا پشت سر ماست.
بچهها همه روحيه گرفتند.
من هم داد زدم؛ الله اكبر، بقيه هم از جا بلند شــدند. همه شليک ميكردند.
تقريبا همه عراقی ها فرار كردند. چند لحظه بعد ديدم ابراهيم نوک تپه ايستاده!
كار تصرف تپه مهم عراقی ها خيلی ســريع انجام شــد. تعدادی از نيروهای دشمن اسير شدند. بقيه بچهها به حركت خودشان ادامه دادند .
#سلامبرابراهیم۱ 📚
#یادشهــــدا_بـا_صلواتـــــــــ
اَللّھُــمَ صَّــلْ علٰـےمُحَمَّــدِﷺ وَآل مُحَمَّــدﷺ وَ؏َجْــل فَرَجَهُــم🌹
🕊🕊🕊
#خـدای_خـوب_ابراهـیـم🌱
🔹تواضع در اصطلاح علم اخلاق، شکستگی و فروتنی نفس است؛ به گونه ای که برای خود هیچ برتری و امتیازی بر دیگران قائل نباشی، همچنین در رفتار و گفتار، دیگران را برتر بدانی. این ویژگی در تمامی رفتارهای آقا ابراهیم دیده می شد.
🔹یک روز شعرقشنگی را با خود زمزمه می کرد. گفتم :آقا #ابراهیم، این شعر را امشب در هیئت بخوان. او هم قبول کرد. شب بود که حاج ماشاالله عابدی از مداحان خوب تهران، به هیئت ما آمد. هرکاری کردم ابراهیم جلو نرفت و گفت: حاج آقا عابدی اینجاست من کی هستم !روح آرامش و تواضع در تمام کارهایش دیده میشد. او تمام اعمالش کلام خداوند را میدید که می فرماید:
✨وَعِبَادُ الرَّحْمَٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا.
✨وبندگان (واقعی خدای)رحمان کسانی اند که بر (روی)زمین با آرامش وتواضع راه می روند(سوره فرقان/۶۳)
سلام و درود بر #شهدا🌹
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد #وَعَجِّل_فَرَجَهُم بحقّ زینب سلام الّله🕊
°•🕊🌱°•
#ابراهیم هادی زنگ زد به منزل ما و برای ساعت شش قرار گذاشت که دنبال من بیاید و به جایی برویم.
⌚درست رأس ساعت شش زنگ خانه ما را زد! رفتم دم در و دیدم آقا ابراهیم است. با تعجب گفت: چرا حاضر نیستی؟
🎋گفتم: من فکر کردم شما هم مثل بقیه رفقا وقتی قرار میگذاری با تأخیر حاضر میشوی! عصبانی شد و گفت: یعنی چی؟ انسان باید هر طور شده به قول و قرارش عمل کنه.
💢نشنیدی خداوند میفرماید :
✨يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ
🌟ای کسانی که ایمان آورده اید؛ به پیمانها (و قرارها و قراردادهایی که میبندید) وفا کنید.
سوره مبارک مائده/١
برگرفته از کتاب :
📚خدای خوب ابراهیم
#سلام_بر_شهدا🌹
اللّهُـمَّ صَـلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد #وَعَجِّلفَرَجَهُـم بحق زینب سلام الّله🕊
#یازهرا🤍
🤍به نام خدا🤍
🕊️از جبهه برميگشــتم. وقتی رسيدم ميدان خراسان ديگر هيچ پولی همراهم نبود. به سمت خانه در حرکت بودم. اما مشغول فكر؛ الان برسم خانه همسرم و بچه هايم از من پول ميخواهند. تازه اجاره خانه را چه كنم؟ ســراغ کی بروم؟ به چه کسی رو بيندازم؟
خواستم بروم خانه برادرم، اما او هم وضع خوبی نداشت. سر چهارراه عارف ايستاده بودم. با خودم گفتم: فقط بايد خدا کمک کند. من اصلا نميدانم چه كنم!
🗯️در همين فكر بودم که يكدفعه ديدم #ابراهيم سوار بر موتور به سمت من آمد. خيلی خوشحال شدم. تا من را ديد از موتور پياده شد، مرا در آغوش کشيد. چند دقيقه ای صحبت كرديم. وقتی ميخواســت برود اشاره کرد: حقوق گرفتی؟ گفتم: نه، هنوز نگرفتم، ولی مهم نيست. دست کرد توی جيب و يک دسته اسکناس درآورد. گفتم: به جون آقا ابرام نميگيرم، خودت احتياج داری. گفت: اين قرض الحسنه است. هر وقت حقوق گرفتی پس ميدی. بعد هم پول را داخل جيبم گذاشت و سوار شد و رفت.
⚪️ آن پول خيلی برکت داشت. خيلی از مشکلاتم را حل کرد. تا مدتی مشکلی از لحاظ مالی نداشتم. خيلی دعايــش کردم. آن روز خدا #ابراهيم را رساند. مثل هميشه حلال مشكلات شده بود.
✨💫✨💫✨💫
#سلام_بر_ابراهیم🌹
✍زندگینامه و خاطرات پهلوان بی مزار
{#شهید_ابراهیم_هادی }°
🌺 محبت پدر 🌺
🔅سلام من رضا هادی هستم!! برادر آقا #ابراهیم میخوام یه چیزایی رو از زمان تولد و بعد تولدش و محبت پدر مرحوممون براتون بگم :
🔅درخانه ای کوچک و مستأجری در حوالی ميدان خراسان تهران زندگی می كردیم. اولين روزهای ارديبهشت سال 1336 بود. پدر چند روزی است كه خيلی خوشحال است. خدا در اولین روز این ماه، پسری به او عطا کرد. او دائماً از خدا تشكر می کرد .
🔅هر چند حالا در خانه سه پسر و يک دختر هستیم ولی پدر برای اين پسر تازه متولد شده خيلی ذوق می كند. البته حق هم دارد. پسر خيلی با نمكی است.
اسم بچه را هم انتخاب كرد: #ابراهيم
پدرمان نام پيامبری را بر او نهاد كه مظهر صبر و قهرمان توكل و توحيد بود و اين اسم واقعاً برازندهی او بود.
🔹#ادامه_دارد...
سلام بر شهدا یادشان گرامی باصلوات🌹
#الّلهُمَّصَلِّعَلَیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍوَعَجِّلْفَرَجهُم
#باشهـــداتـاظهــــور🇮🇷
🌷🦋•°
#ابراهیم هادی زنگ زد به منزل ما و برای ساعت شش قرار گذاشت که دنبال من بیاید و به جایی برویم.
⌚درست رأس ساعت شش زنگ خانه ما را زد! رفتم دم در و دیدم آقا ابراهیم است. با تعجب گفت: چرا حاضر نیستی؟
گفتم: من فکر کردم شما هم مثل بقیه رفقا وقتی قرار میگذاری با تأخیر حاضر میشوی! عصبانی شد و گفت: یعنی چی؟ انسان باید هر طور شده به قول و قرارش عمل کنه.
نشنیدی خداوند میفرماید:
✨يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ
ای کسانی که ایمان آورده اید؛ به پیمانها ( و قرارها و قراردادهایی که میبندید) وفا کنید.
📖سوره مبارک مائده/ آیه١
📚خدای خوب ابراهیم
#الّلهُــمَّعَجِّـلْلِوَلِیِّـکَــالْفَــرَج🕊
#باشهــداتـاظهـــور🌹💫✨