📌 عمود شماره ۱
🔻 «چرا همیشه جا میمونم؟ چرا من؟ چرا؟»
سرم رو به در ورودی حرم حضرت علی علیهالسلام تکیه داده بودم. اشک میریختم و زیر لب زمزمه میکردم: «آخه آقا شما که شرایط من رو خوب میدونین. میدونین از کِی زمین و آسمون رو به هم دوختم تا تونستم خودم رو به اینجا برسونم. خاکبوسِ حَرمتون باشم و ازتون بخوام بدرقهام کنین تا دیار حضرت ارباب. اما چرا؟ چرا اینجا باید زمین بخورم و پای بی لیاقتم، وبالِ گردنم بشه و از رفقا جا بمونم؟ از قافلهی عُشّاقِ پیادهی امامم، اربابم و مرادم؛ مهربونتر از پدر و مادرم، حسین جان!»
▫️ تقریبا پیراهنم از اشک خیس شده بود و به هقهق افتاده بودم که یه دفعه، یه دستِ گرم، یه چیزی شبیه دستای بابا تو گریههای بچگیم، شونهام رو فشار داد. «آروم باش. خدا هست. همیشه هست. یاعلی!»
🔆 چقدر صدا و حرفهای سادهاش به دلم نشست. کمکم کرد تا روی ویلچر نشستم. عرض ادبِ عجیبی به مولا امیرالمومنین کرد و به راه افتادیم. هیچ سوالی ازم نپرسید. ولی انگار، همهچی رو میدونست. بدون اینکه حرفی بزنم راهی شدیم. سکوتِ اون غریبهی مهربون یه جوری بود، یه ابهتی داشت که شرم داشتم چیزی ازش بپرسم.
🏴 #همسفر_با_خورشید ؛ قسمت اول
👈 #خبرهای_کم_ولی_خاص👇
http://sapp.ir/basiratezohor
بصیرت ظهور &ایتا👇
eitaa.com/basiratezohor
📌 عمود شماره ۱۱۰
▪️ دردِ پا اَمونم رو بریده بود. بیتاب شده بودم. همسفرم که انگار متوجه شده بود، همونطور که ویلچر رو هُل میداد و ذکر میگفت، با لبخندی شیرین به من خیره شده بود. پلکام سنگین شد و به خواب فرو رفتم. یکدفعه وحشتزده از خواب پریدم.
🕌 خدایا اینجا کجاست؟ جایی شبیه خونهی اربابی! دور تا دورش حجره بود. ترسیدم. ناخودآگاه چشمم افتاد به سَر درِ یکی از حجرهها که با خط زیبایی نوشته شده بود «السلام علیک یا صاحب الزمان، مقامِ حضرت ولیعصر (عج)»
🔆 خدای من! اینجا مسجد سهله است؟! به ساعتم نگاهی انداختم. ساعت از ۸ شب گذشته بود. بغضم یا شاید ترسم شکست. آقاجان! ارباب من! دو روز دیگه بیشتر تا اربعین نمونده، یعنی واقعاً نمیخوای منو توی خیمهات راه بدی؟ باز اون صدای مهربون گوشمو نوازش داد: «خوش اومدی. بسم الله! بفرمایید...»
🔻 اومدم بگم واسه چی منو آوردی اینجا، که دیدم یک سفره و نون و خرما با یه لیوان چای تازهدَم پیش روی منه. لقمهی نون رو که برداشتم، دیدم چقدر گرم و تازه است. گفتم: خودتون نمیخورید؟ یه لقمه کوچیک گرفت. چای تعارف کردم. آخه فقط یک لیوان آورده بود. گفت:«اهل ظواهر زندگی نیستم. درضمن نگران دیر رسیدنت نباش مهم اینه که اومدی، انشالله به موقع میرسی.»
🏴 #همسفر_با_خورشید ؛ قسمت دوم
👈 #خبرهای_کم_ولی_خاص👇
http://sapp.ir/basiratezohor
بصیرت ظهور &ایتا👇
eitaa.com/basiratezohor
📌 عمود شماره ۲۱۰
🔅 خدای من! چقدر همسفره شدن با این غریبه لذت داشت. راستی چرا من تا حالا اسمش رو نپرسیدم. اومدم بگم برادر، اسمتون رو نگفتین که صدای الله اکبرِ اذانِ مغرب بلند شد. باهم وضو گرفتیم. گفت: «دو رکعت نماز، بین نماز مغرب و عشا از قول جدم آقا جعفر بن محمد، اینجا، برای روا شدنِ حاجت توصیه شده.»
💭 تو دلم مشغولِ بالا و پایین کردنِ آرزوهام شدم. خواستم بگم آقا سید... اما هر چی چشم گردوندم ندیدمش. نماز رو به جا آوردم و به سختی روی ویلچر نشستم. یه دفعه متوجه شدم دوباره داره هُلم میده. سَرِ دوراهی که رسیدیم، چشمم به سیلِ لشکرِ پیادهی ارباب افتاد.
🔺 خدایا! کاش منو نبُرده بود مسجد سهله، خیلی عقب موندم. ساعتم رو نگاه کردم. خدای من! چه طور ممکنه؟! من که قبل از سفر باطریش رو عوض کرده بودم. انگار خواب رفته، هنوز ساعت ۸ رو نشون میداد.
🏴 #همسفر_با_خورشید ؛ قسمت سوم
👈 #خبرهای_کم_ولی_خاص👇
http://sapp.ir/basiratezohor
بصیرت ظهور &ایتا👇
eitaa.com/basiratezohor
7.69M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️🔅آیا انتظار فقط مفهومی "شیعی" است؟
⁉️آیا غیرشیعیانِ دنیا نیز میتوانند،
بخشی از جنبش جهانی امام مهدی"عج" باشند؟
👈 #خبرهای_کم_ولی_خاص👇
http://sapp.ir/basiratezohor
بصیرت ظهور &ایتا👇
eitaa.com/basiratezohor
📌 رویِ خودت خط بکش!
▪️ همهی ما امام زمان را دوست داریم و میدانیم که باید امام، اولویتِ ما باشد؛ اما مسئله اینجاست که تا چه اندازه حاضریم برای امام، تلاش و از خودگذشتگی کنیم؟ آیا تا به حال شده خودمان را اینگونه توجیه کنیم که: میخواستم امام را هم داشته باشم، اما نشد...
▫️ این توجیه یعنی امام، اولویتِ ما نیست، زیرا بهترین معیارِ تشخیصِ اولویت، این است که فرد حاضر است برای اولویت خود، همه کار بکند و از همه چیز مایه بگذارد. پس باید روی هر آنچه که مانعِ رسیدنِ ما به امام میشود، خط بکشیم؛ حتی خودمان.
▪️ اینجاست که مقام و فضیلتِ یارانِ امام حسین، بیشتر نمایان میشود. آنها برای بودن با امامِ خود، از همه چیز (مال، خانواده، آبرو، جان و ...) گذشتند. آنها به خوبی اولویتِ زندگی را فهمیده بودند و تنها امام را میدیدند و خوب میدانستند که داشتنِ امام، یعنی داشتنِ همه چیز.
📎 #توجیه_المسائل_کربلا
👈 #خبرهای_کم_ولی_خاص👇
http://sapp.ir/basiratezohor
بصیرت ظهور &ایتا👇
eitaa.com/basiratezohor
▪️ قصه همان است؛ امتی که از جورِ طاغوتِ زمانشان خسته شدهاند، ناامید از خود، برگشتهاند به سوی امانتِ فراموش شدهی الهی. مطمئن، نامه مینویسند که بیا!
▫️ این بار اما به جای مسلم، خودِ خدا هر بار به سراغمان میآید تا صداقتمان را بسنجد؛ تا مطمئن شود. حسابمان افتاده به «علیم به ذات الصدور».
یکبار عزیز کردهاش را، رحمةللعالمينش را فدا کرد تا ثابت کند در هدایت و محبت برایمان کم نمیگذارد که هیچ، بهترین بندهاش، حسین، را هم میدهد حتی اگر به غایت، بیوفا و بیلیاقت باشیم. این بار اما از سر صبر منتظر است تا ما خودمان را ثابت کنیم.
▪️ چه در دلهامان میبیند که تنهاییِ دُردانهاش در غیبت را به بودن در کنار ما ترجیح میدهد؟ یعنی غربتِ یک ولیِّ دیگر را در میان امت میبیند؟! غریبیِ یک حسین دیگر؟
▫️ کاش به معجزه حسین، دلهامان را تربیت کنیم. به ادب عباس، آداب بیاموزیمشان. فلا ینال ذلک الا به فضله. محال هم که باشد، از فضل عظیمش، از رحمت واسعهاش، از حسینش برمیآید.
📎 #دلنوشته_مهدوی ؛ ویژه #محرم و صفر
👈 #خبرهای_کم_ولی_خاص👇
http://sapp.ir/basiratezohor
بصیرت ظهور &ایتا👇
eitaa.com/basiratezohor
📌 عمود شماره ۳۱۳
🏴 لشکرِ سیاه پوش ارباب!
جمعیت بود که فوج فوج از جلوی چشام رد میشد. خدایا آخه این چه جَذَبهایه که بعد از گذشت ۱۴۰۰ سال این جوری دلها رو به وجد میاره و از خود بیخود میکنه؟
🥘 پای برهنه، کوچیک و بزرگ، توی سرما و گرما؟! توی همین فکر و خیالها بودم که دیدم جلوی یکی از موکبها ایستادم. یکی از بچههای موکب جلو اومد و گفت: «کمکتون میکنم پیاده بشین و شام بخورین.» دستم رو گرفت و من رو برد داخل. سفره پهن بود.
🤲 یک نفر ازم پرسید: «اول نماز میخونین یا غذا میخورین؟» تعجب کردم و گفتم: «خیلی وقته اذان گفتن و من عادت دارم نمازم رو اول وقت بخونم.» دو نفر از بروبچههای موکب، نگاهی به من انداختن و شروع کردن به پچپچ کردن. وقتی دلیلش رو پرسیدم، جواب دادن: «آخه برادر، داشتن اشهد ان علی ولی اللهِ اذان رو میگفتن که شما رسیدی اینجا؛ حتما زمان از دستت در رفته.»
⏰ به ساعتم خیره شدم. راست میگفتن، انگار تمامِ مدتی که با اون مردِ غریبه تو مسجد سهله بودیم، زمان متوقف شده بود. راستی کجاست؟ نمیبینمش...
▪️ #همسفر_با_خورشید ؛ قسمت چهارم
👈 #خبرهای_کم_ولی_خاص👇
http://sapp.ir/basiratezohor
بصیرت ظهور &ایتا👇
eitaa.com/basiratezohor
📌 عمود شماره ۴۲۰
📢 صدای پیرزنی با لهجهی عربی توجهم رو جلب کرد:
- «سیدی! سیدی! شکرا. شکرا...»
و همینطور پشتِ سرهم تشکر میکرد و کلماتی میگفت که متوجه نمیشدم. خدای من! او داشت با همسفر من صحبت میکرد؟!
🚰آقا سید همینطور که آب دستش بود و به زائرها تعارف میکرد، با لهجهی عربیِ فصیحی با پیرزن صحبت کرد. دلم ریخت. چه لهجهی قشنگی! چه صوتِ دلنشینی! تا حالا اینقدر از زبانِ عربی خوشم نیومده بود. از دخترِ جوانی که به نظر میرسید همراه پیرزنه پرسیدم: «چی شده که اینقدر تشکر میکنن؟ اصلأ شما فارسی بلدین؟»
🧕 دخترِ جوان جواب داد: «بله. من و مادرم اهلِ یکی از روستاهای خوزستانیم. وضع مالیمون خوب نیست، اما مادرم به عشقِ زیارتِ آقا، تنها گوسالهای رو که داشتیم فروخت تا بیایم زیارت. به مرز که رسیدیم، متوجه شدم کیفِ مدارک، پاسپورت، پول و هر چی که دار و ندارمون بود، گم شده. مادرم داشت از شدتِ ناراحتی سکته میکرد. هیج جوری آروم نمیشد.»
🔅 در حالی که با دستش به آقاسید اشاره میکرد گفت: «خدا انشاءالله این آقا رو خیر بده. انگار که از غیب رسیده باشن، شدن فرشتهی نجات ما!»
▪️ #همسفر_با_خورشید ؛ قسمت پنجم
👈 #خبرهای_کم_ولی_خاص👇
http://sapp.ir/basiratezohor
بصیرت ظهور &ایتا👇
eitaa.com/basiratezohor
18.49M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴خواص بی خواص
✅این قسمت👈زبیر بن عوام
حتما ببینید✅ منتشر کنید📣
#خواص_بی_خواص
👈 #خبرهای_کم_ولی_خاص👇
http://sapp.ir/basiratezohor
بصیرت ظهور &ایتا👇
eitaa.com/basiratezohor
🔴 همنشینی ها و شراب خوری هایش با اسرائیلی هاست اما به قره باغ که میرسد فریاد وا اسلاما سر میدهد تا این وسط یک مشت ساده لوح عوام را فریب دهد تا برایش به به ، چه چه کنند!
زیبا نیست؟!!
👈 #خبرهای_کم_ولی_خاص👇
http://sapp.ir/basiratezohor
بصیرت ظهور &ایتا👇
eitaa.com/basiratezohor
🔴 فقط یک #احمق به دشمنش کمک میکند!
🔹 عکس بالا جلد کتاب درس تاریخ مدارس باکو را نشان میدهد و همانطور که می بینید با وقاحت تمام , بخش های شمال غربی ایران را زیر پرچم خود برده اند!!!!
⚠️ اگر این اعلان جنگ علیه ایران نیست پس چیست !
جمهوری جعلی آذربایجان با این کارش نه تنها نشان داده است که بدنبال تجزیه ایران است , بلکه با این کار هایش سعی در جعل تاریخ و همچنین آمادسازی ذهن مردمش برای اشغال و تجزیه ایران را دارد!
❗️ برخی ها واقعا با چه رویی توقع دارند که ایران در این برهه از زمان به جمهوری باکو کمک کند!
فقط یک احمق به دشمنش کمک میکند.
❗️میگویند جمهوری آذربایجان شیعه است , مگر عراق که 8 سال با آن ها جنگیدیم مسلمان و با اکثریت شیعه نبودند!؟؟
#فتنه_جمهوری_آذربایجان
#فتنه_پانترکیسم
👈 #خبرهای_کم_ولی_خاص👇
http://sapp.ir/basiratezohor
بصیرت ظهور &ایتا👇
eitaa.com/basiratezohor
3.48M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴چند روز دیگه انتخابات آمریکا شروع میشه و ترامپ گفته من اگه رای نیارم انتخابات تقلب شده و قبول نخواهم کرد!
‼️قبل از اینکه آمریکا دچار جنگ داخلی و سقوط بشه گفتیم یه فلش بک بزنیم به صحبتهای سال گذاشته رهبر انقلاب در مورد نابودی و سقوط آمریکا
نگید نگفتید یا نمیدونستید
#افول_آمریکا
👈 #خبرهای_کم_ولی_خاص👇
http://sapp.ir/basiratezohor
بصیرت ظهور &ایتا👇
eitaa.com/basiratezohor