eitaa logo
بُعد چهارم
427 دنبال‌کننده
8.8هزار عکس
3.6هزار ویدیو
96 فایل
بعدی از تحلیل های سیاسی، فرهنگی، سلامت مخصوص آنهایی که همیشه از منظر دیگر مینگرند و همیشه راه سوم را خلق میکنند! بعد چهارم، بعد زمان است... کپی و نشر آزاد است با ذکر یک صلوات جهت ظهور #دکتر_زهراسادات_اخلاقی MD,PHD ارسال نظرات @tasnimnargess
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴رهبری امروز فرمودند: توطئه گران پشت صحنه بدانند که روز به روز بر شوکت قرآن افزوده می شود و انوار هدایت آن درخشان تر. ▪️پ ن: تمامی افراد حاضر در این عکس که ژاپنی هستند به دین اسلام گرویده اند. @banooyetamadonsaz
اجرای نمایش کوتاه "خیمه های عطش" روایتی از کودکان تشنه در خیمه و ماجرای شهادت حضرت عباس(علیه السلام) اجرا توسط کودکان برای کودکان روز ۳شنبه (۳مرداد ۱۴۰۲) ساعت ۱۸ حسینیه شهدای گمنام واقع در شهرک شهید محلاتی(مینی سیتی) خ شهدای گمنام پ ۳۲ مخصوص مادران و کودکان @nojavanehanan
🔶🔹 سعی کنید نخندید‼️ من هم می‌دانم که جملات فوق: 1️⃣ هم از منظر کارکرد سایبر؛ 2️⃣ هم از قول استاد مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف! خیلی مضحک است و چنین می‌نمایاند که ظاهراً استاد مدعی‌ترین دانشگاه صنعتی کشور، سواد دانشجوی لیسانس مهندسی کامپیوتر را ندارد و نمی‌داند اساساً ذات سایبر برای کنترل است! همانطور که ذات آتش سوزانندگی است؛ خواه درست باشد یا غلط؛ ❌ اما مضحکه‌ی اصلی آن است که مدعی فوق (شریفی زارچی) طراح و مجری بزرگترین اپلیکیشن کنترل‌های سایبرنتیک و نقض آزادی‌های شرعی و اجتماعی مردم در تاریخ کشور است! ⭕️ بله! ایشان طراح و مجری اپلیکیشن ماسک است! سیستمی که توسط آن، تک‌تک مردم بر اساس کدملی چک شده و از خرید، سفر، دریافت هتل، عملیات بانکی، ورود به محل کار، ورود به دانشگاه، دریافت خوابگاه، ورود به مدرسه و حتی رزرو غذای سلف دانشگاه محروم می‌شدند! ⭕️ اپلیکیشن ماسک، حتی جزییات مسیر تردد تک‌تک ایرانیان را چک می‌کرد؛ آن هم نه فقط در لحظه، بلکه سوابق رفت و آمدهای چند هفته‌ی گذشته را نیز ذخیره می‌کرد! 🔴 ماسک تمام مراودات اجتماعی شما را چک می‌کرد تا بفهمد به چه کسانی نزدیک شده‌اید، با چه کسانی هم‌مکان شده‌اید و با چه کسانی حرف زده‌اید، ولو چند دقیقه! ✴️ آیا فردی که طراح بزرگترین سیستم نقض حریم خصوصی و سلب اختیارات شرعی و قانونی مردم است، دلسوزانه نگران حریم خصوصی مردم شده است؟! ⬅️ یا منافع دیگری در کار است؟! ✍️مهندس شکوهیان‌راد @SHRChannel
بُعد چهارم
🔶🔹 سعی کنید نخندید‼️ من هم می‌دانم که جملات فوق: 1️⃣ هم از منظر کارکرد سایبر؛ 2️⃣ هم از قول استاد م
👆👆👆👆👆👆 پ.ن: کلیه پیامرسانها همین خاصیت را دارند. بله و ایتاو.... و تلگرام و واتساپ و.... عملا با حضور به این پیام‌رسان ها اجازه دسترسی به تمامی اطلاعاتمان را داده ایم. آنها با استفاده از بیگ دیتا عملا توانایی رصد ملت‌ها را دارند. حتی گوگل که به نظر یک موتور جستجوی ساده می‌آید ذخیره ای از تمام پرسش های شما را داراست. شاید شما به خاطر نیاورید که ۱۵ سال پیش چه چیزی را جستجو کرده اید اما گوگل می‌داند و بر همین اساس شما را از خودتان بهتر می‌شناسد. 📡🧨📡🧨📡 ♨️ آن‌چه باید از جنگ رسانه‌ای بدانیم 7⃣ 🔥 نقش فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی در جنگ رسانه‌ای 🔹تلویزیون‌های ماهواره‌ای که طرح براندازی را پیگیری می‌کنند، برای تغییر سبک زندگی مخاطبان به سنجش افکارعمومی در داخل کشور ایران نیاز دارند. ازاین‌رو، برای دریافت این اطلاعات از شبکه‌های اجتماعی کمک می‌گیرند. 🔸 شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها اطلاعات مخاطبان، مانند: تمایلات و رفتارهای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی را از گوشی همراه آنها سرقت می‌کنند. با روشن‌شدن گوشی فرد، داده‌های تلفن به سرورهای گوگل و مایکروسافت ارسال می‌شود و هر بار که فرد بر روی لینک‌های گوشی همراه خود کلیک می‌کند، همزمان اطلاعات ارسال می‌شود. 🔹هوش مصنوعی در شبکه‌های اجتماعی، کاربر خود را از طریق حسگرهای روی گوشی همراه و میزان روشن‌ماندن صفحه گوشی روی یک پست تحلیل می‌کند که او چه مطالبی را می‌پسندد. 🔸با توجه به این ویژگی‌ها، او را فیلترینگ حبابی می‌کنند و مخاطبانی را که عقایدشان در جهت منافع مادی مدیران رسانه‌ای معاند نباشد در شبکه اجتماعی منزوی می‌کنند؛ برای بقیه کاربران نیز برنامه‌نویسی رایانه‌های عظیم، اطلاعات تجمیع‌شده را تحلیل و بر اساس نتایج آن، مطالبی برای مهندسی ذهنی و ایجاد آشفتگی فرهنگی مخاطبان با اهداف براندازای طراحی می‌کنند و در بستر تلویزیون‌های ماهواره‌ای، شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازیِ رهاشدهٔ کشور ما، برای جوانان که سرمایه اجتماعی آینده کشور محسوب می‌شوند، ذائقه‌سازی می‌کنند. 🔹نتیجه این مهندسی ذهنی و کاشت رسانه‌ای، تغییر هویت و سبک زندگی ایرانی- اسلامی به هویت و سبک زندگی لیبرالی بوده‌است. افرادی که اطلاعات محدودی داشته و یا تمرین اندیشه‌ورزی و دیدگاه نقادانه و خلاق نداشته‌باشند، به تدریج اعتقادات و سبک زندگی آنها تغییر می‌کند. 🔸به این ترتیب، کشوری را که در حوزه فرهنگ دچار غفلت و در فضای مجازی مبتلا به ولنگاری است، گرفتار بحران‌های شدید فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی می‌کنند، تا با گسترش ناامیدی و بی‌اعتمادی به نظام، یا زمینه تغییر حکومت به افرادی وابسته به غرب و بی‌توجه به پیشرفت کشور فراهم شود و یا اگر مردم با ایمان کشور به افرادی دیندار و پرتلاش که مخالف سلطه غرب هستند رأی دادند، کشور را تجزیه کنند... ⚠️ با اعتماد به رسانه های دشمن، پیاده نظام این جنگ نشویم و با مراقبت از نوع فعالیت های خود در شبکه های اجتماعی، اطلاعات به دست دشمن ندهیم...!!! (سهیلا چگینی، دکترای علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی) 💫برای دیدن قسمت های دیگر این مطلب 🌀 به ما بپیوندید: ❗️با سواد شو❗️ سواد مدیا👇 @savadmedia1401
هرگز به کسی که ⛔️اعتماد نکن. 👈تو را رها می کند.. 👈همانگونه که خویش را رها کرده است. به گفتند را توصیف کن. گفت: اگر در زمینی که پُر از خار و خاشاک بود، مجـبور به گذر شوید چه می کنید؟ گفتند: پیوسته مواظب‌ هستیم و با احتـیاط راه می رویم تا خود را حفـظ کنیم... بهـلول گفت در دنیا نیز چنین کنید. تقوا همین است که از کوچک و بزرگ پرهیز کنید و هــــیچ گناهی را کوچک مشمارید. کوه ها با آن عظمت و بزرگی ، از سنگ های کوچک درست شـده اند. @bode4om
👌بنر نصب شده در ورودی یک امامزاده: عزاداری برای امام حسین علیه‌السلام مستحب، ولی حفظ واجب.... حتما از این کار زیبا الگو برداری کنیم... 🏴
یا نمی دانید یا در ورطه ی ندانستن افتادید! @bode4om
🥀دویدن... من آقای مداح نیستم! ولی اگر بودم، تمام این ده شب روضه‌ی عمه می‌خواندم! اینطور رسم است که روضه‌خوان‌ها هر شبِ محرم، روضه‌ی یکی از شهدا را بخوانند. من هم می‌خواندم، اما به سَبکِ خودم! مثلا شبِ اول که روضه‌ی مسلم، باب است، از آنجایی می‌خواندم که خبرِ مسلم را آوردند، خبر آنقدر وهم‌آور بود که همانجا یک عده از کاروان حسین جدا شدند، زینب صورت برگرداند دید دارند می‌روند! هِی نگاهِ حسینش کرد، هِی نگاهِ این ترسیده‌ها که به همین راحتی حسین را رها می‌کنند... هر چه که باشد، خب خانم است دیگر! حتما تَهِ دلش خالی شد، اما دوید خودش را رساند به حسین: دورت بگردم عزیر خواهر، همه‌شان هم که بروند، خودم هستم... بعد هم دوید سمتِ خیامِ بی‌بی‌ها، آرامشان کرد، دل‌داریشان داد، نگذاشت یک وقت بترسند... باز دوید سمت حسین، باز برگشت سمت زن‌ها و بچه‌ها... هی دوید این سمت باز برگشت آن سو، که نگذارد یک وقت دلهره به جان طفل یا زنی بیفتد ... یا مثلا شبِ چهارم که روضه‌ی جناب حر را میخوانند، از آنجایی میخواندم که حر راه را بست، میگفتم زینب پرده‌ی کجاوه‌ها را انداخت تا یک وقت این زن‌ها و بچه‌ها چشمشان به قد و قامت حر نیفتد و قالب تهی کنند! بچه‌ها را مشغول بازی کرد، زن‌ها را گرمِ تسبیح... همان روز، بینِ خیمه‌ها آنقدر دوید و آنقدر به دانه‌دانه‌شان سر زد و به تک‌تک‌شان رسید که تا شب خودش از پا افتاده بود اما نگذاشت یک وقت کسی از اهل حرم، آب توی دلش تکان بخورد... یا مثلا وقتی قرار بود روضه‌ی هر کدام از شهدا را بخوانم، میگفتم هر کس از شهدا که به زمین افتاد زینب تا وسط میدان هروله کرد، بالای سر هر شهیدی رفت خودش همانجا شهید شد، اما نگذاشت حسین کنار شهید، جان بدهد! برای همه شهدا دوید، به عدد تمام شهدا به دادِ حسینش رسید، از کنار تمام مقتل‌ها حسین را بلند کرد و به خیمه‌گاه رساند... اما نوبت به دو آقازاد‌ی خودش که رسید، دوید توی پستوی خیمه‌گاه خودش را پنهان کرد، یک جایی که یک وقت با حسین چشم به چشم نشود و خدای نکرده حسین یک لحظه از رویَش خجالت بکشد، حتی پیکرها را هم که آوردند از خیمه‌گاه بیرون نیامد، می‌خواست بگوید حسین جان اصلا حرفش را هم نزن، اصلا قابلت را نداشت، کاش جای دو پسر دوهزار پسر داشتم که فدایت شوند.... در تمام روضه ها، محور را زینب قرار میدادم و اول و آخرِ همه‌ی روضه‌ها را به زینب گره می‌زدم... آنقدر از زینب می‌خواندم و از زینب میگفتم تا دلها را برای شام غریبان آماده کنم... بعد تازه آن وقت روضه‌ی اصلی را رو می‌کردم... حالا این زینبی که از روز اول دویده، از روز اول به داد همه رسیده، از روز اول نگذاشته آب توی دلی کسی تکان بخورد... حالا تازه دویدن‌هایش شروع شده... اول باید یک دور همه‌ی بچه‌ها و زن‌ها را فرار بدهد... یک دور دنبال یک یکشان بدود، یک وقت آتش به دامنشان نگرفته باشد... یک دور تمامشان را بغل کند یک وقت از ترس قالب تهی نکرده باشند... در تمام این دویدن‌ها دنبال این هشتاد و چند زن و بچه، هِی تا یک مسیری بدود و باز برگردد یک وقت آتش به خیمه زین العابدین نیفتاده باشد... بعدِ غارتِ خیمه‌گاه، باز دویدن‌های بعدش شروع شود، حالا بدود تا بچه‌ها را پیدا کند... بچه‌ها را بشمارد و هی توی شماردن‌ها کم بیاورد و در هر بار کم آمدنِ عددِ بچه‌ها، خودش فروپاشد و قلبش از جا بیرون شود و باز با سرعت بیشتر بدود تا گم شده‌ها را پیدا کند... بعد باز دور بعدیِ دویدن‌هایش شروع شود، هِی تا لب فرات بدود قدری آب بردارد، خودش لب به آب نزند، آب را به زن‌ها و بچه‌ها بنوشاند و دوباره بدود تا قدری دیگر آب بیاورد.... تازه اینها هنوز حتی یک خرده از دویدنهای زینب نبود... از فردای عاشورا که کاروان را راه انداختند، تازه دویدن‌های زینب شروع شد! زینب هِی پِی این شترهای بی جحاز دوید تا یک وقت بچه‌ای از آن بالا پایین نیفتد... تا یک وقت، سری از بالای نیزه‌ها فرونیفتد... من آقای مداح نیستم ولی اگر بودم تمام این ده شب، روضه‌ی دویدن‌های زینب را می‌خواندم... آن وقت شب یازدهم که مجلسم تمام میشد و بساط روضه‌ها از همه جا جمع می‌شد، دیگر خیالم راحت بود، اینها که روضه‌های زینب را شنیدند، تا خودِ اربعین خواهند سوخت، حتی اگر دیگر جایی خبر از روضه نباشد... ✍ملیحه سادات مهدوی @bode4om