eitaa logo
دشت جنون
4.2هزار دنبال‌کننده
6.7هزار عکس
1.7هزار ویدیو
3 فایل
ما و مجنون همسفر بودیم در #دشت_جنون او به مطلبها رسید و ما هنوز آواره ایم #از_شهدا #با_شهدا #برای_دوست_داران_شهدا خصوصاً شهدای نجف آباد ـ اصفهان همه چیز درباره ی #شهدا (زندگینامه،وصیت نامه، خاطرات،مسابقه و ...) آی دی ادمین : @shohada8251 09133048251
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹🕊🥀🌴🥀🕊🌹 🍀 🍀 امروز برابر است با : 🗓 29 اسفند ماه 1403ه.ش 🗓 18 رمضان 1446 ه.ق 🗓 19 مارس 2025 میلادی 🔸صفحه 571 🔸جزء 29 جهت سلامتی و و هدیه به روح 🥀 @dashtejonoon1🌴🌹
مَن أحیی لَیلَةَ القَدرِ حُوِّلَ عَنهُ العَذابُ إلَی السَّنَةِ القابِلَةِ هر کس شب قدر را احیا بدارد ، تا سال آینده عذاب از او بر داشته می ‏شود 📚 اقبال الأعمال، ج1، ص 345 @dashtejonoon1
🥀🌴🕊🌹🕊🌴🥀 💐 مبادا در دنيا به هواي نفستان دل بسته و فقط به فكر دنیا باشيد . از شما مي خواهم كه تقوا را پيشه كار خود كنيد و تقوا را فراموش نكنيد و هر كاري را انجام مي دهید ، رضاي خدا را در آن بيابيد و بعد انجام دهيد و هميشه هدفتان الله باشد و مبادا از خدا غافل شوید . 🌹 🌴 🌹 🌹 🥀 @dashtejonoon1🕊🌹
Montazer.ir4_6046478968175989371.mp3
زمان: حجم: 15.2M
🌺🍀🌼💐🌼🍀🌺 ۶۷ برای موفقیت و پیروزی و اسلام هر روز بر این دعا، کمترین کاری است که وظیفه‌ی ما در این نبرد آخرالزمانی و حمایت از و اسلام است. 🎤 محمود معماری متن دعا را در لینک زیر بخوانید: blog.montazer.ir/?p=2263 🍀 @dashtejonoon1🌼🌺
دعای روز هجدهم بسم الله الرحمن الرحیم اللهمّ نَبّهْنی فیهِ لِبَرَکاتِ أسْحارِهِ ونوّرْ فیهِ قلبی بِضِیاءِ أنْوارِهِ وخُذْ بِکُلّ أعْضائی الى اتّباعِ آثارِهِ بِنورِکَ یا مُنَوّرَ قُلوبِ العارفین. خدایا آگاهم نما در آن براى برکات سحرهایش وروشن کن در آن دلم را به پرتو انوارش وبکار به همه اعضایم به پیروى آثارش به نور خودت اى روشنى بخش دلهاى حق شناسان @dashtejonoon1
PAR18.MP3
زمان: حجم: 20.97M
🌴🥀🕊🌹🕊🥀🌴 هر کس در یک آیه از کتاب خدا را کند، مثل این است که در ماه‌هاى دیگر را کرده باشد. ترتیل خوانی استاد پرهیزکار 💐 💐 🌹🕊🥀🌴🥀🕊🌹
26.12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌺🌼💐🌴💐🌼🌺 یک نکته از یک جزء موضوع: 🎤 حجت الاسلام راجی حرم مطهر 💐 💐 🌺🌼💐🌴💐🌼🌺
دشت جنون
🕊🕊🌺💐🌺🕊🕊 #خاطرات_رمضانی #قسمت_دوم اسارتم 5 سال طول کشید اردوگاه های اسرا از هم جدا بود و هیچ راه ا
🕊🕊🌺💐🌺🕊🕊 یکی دو ماه بعد از اسارت من ماه مبارک رمضان بود عراقی ها برای نماز و خواندن قرآن مانع می شدند و معمولا نمازها را نشسته می خواندیم با اینکه ماه مبارک رمضان بود باز هم مثل سابق صبحانه و ناهار و شام می دادند و باید آن را سر موقع صرف میکردیم آنها خود را موظف نمیدیدند به ما سحری بدهند و کار خودشان را میکردند. برنامه ریزی کرده بودیم طوری غذاها خورده شود و آنها نفهمند كه ما روزه میگیریم البته غذاها هم چیز خاصی نبود آب گوجه، آب بادمجان، آب عدس و آب خورشت و واقعا بعضی وقتها نمی فهمیدیم غذا چیست بهر حال آن را اول شب می خوردیم جیره آبمان هم یک لیوان بود که کنار پنجره می گذاشتیم تا کمی سرد شود چون هوا خیلی گرم بود، آخر شب هم که خاموشی می زدند و باید سریع می خوابیدیم مقداری از شب که می گذشت بلند می شدیم و چون نگهبان در کنار پنجره نگهبانی می داد به محض اینکه دور می شد آب را می خوردیم و همان می شد سحری مان طبق برنامه ساعاتی در روز باید بیرون می رفتیم و در محلی که با خط کشی مشخص کرده بودند قدم می زدیم عرض کمی داشت و اطرافش را هم با سیم خاردار پوشانده بودند و رزمنده های ما باید در همان جا قدم می زدند و هیچ کار دیگری انجام ندهندحتی حق صحبت با کسی هم نداشتند و به تنهایی در حالی که سرها پایین بود به نقطه مربوط رفته و بازگردند تا ظهر کارمان همین بود. راوی: 🕊 @dashtejonoon1💐🕊