🌺💐🕊🍀🕊💐🌺
امروز
#هفدهم_فروردین_ماه
سالروز طلوع
چند آسمون نشین شهرستانمونه
تولدتان مبارک
#شهدای_عزیز
🍀 سردار #شهید سید حسین روشنایی (سید احمد)
🍀 بسیجی #شهید حمید ایرانپور (غلامحسین)
🍀 بسیجی #شهید قدرت اله شریفی (اسماعیل)
🍀 بسیجی #شهید اکبر مغزی (ابراهیم)
🍀 بسیجی #شهید عباس منتظری (رمضان)
🍀 بسیجی #شهید غلامرضا هنرمند (حسنعلی)
🍀 بسیجی #شهید حمید مظاهری (محمدعلی)
🍀 سرباز #شهید مجید سیلاوی (مطیر)
🍀 جهادگر #شهید محمد عابدینی (عباسقلی)
#کادوی_تولدشون
#شادی_روحشون
#صلوات
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد
#و_عجل_فرجهم
🍀 @dashtejonoon1💐🌺
🥀🕊🌹🕊🌹🕊🥀
🌹 بسم رب الشهداء والصدیقین 🌹
#سلام_بر_شهدا 🌷
سلام بر مردان بی ادعا 🌷
خوشا آنانڪ جان را میشناسند
طریق عشق و ایمان را میشناسند
بسے گفتند و گفتیم از #شهیدان
#شهیدان را #شهیدان مے شناسند
🕊 #ای_شهید 🌹
تمام این" لحظہ ها" ✨بهانہ است باور ڪن
براے خرید نگاهت ، دلم خورشید را هم پس مے زند
باور ڪن ...
✍️ امروز #هفدهم_فروردین_ماه
سالروز عروجت است🕊
🌹 #شهید والامقام
🌹 شهرستان نجف آباد
🌹 ڪہ در چنین روزی
🌹 آسمانی شده است
🌺 بسیجی #شهید علی حسین درعلی 🌼 (نعمت اله) ـ ۲۰ ساله - نجف آباد
🌹 سالگرد
🌹آسمانی شدنت
🌹 مبارڪ باد ...
#روحش_شاد 🕊
#یادش_گرامی 🌹
#راهـش_پر_رهرو 🕊
🌹 @dashtejonoon1🕊🥀
🌹🕊💐🕊💐🕊🌹
#داستان_تحول
#من_و_شهدا
#شهید_ابراهیم_هادی
دختری بودم که هیچ قید و بندی نداشتم، اصلا #رعایت_حجاب واسم مهم نبود. با هم کلاسیا و هم دانشگاهیام تو دانشگاه و اینور اونور بگو بخند داشتم.
یه مدت بود وقتی خوب فکر میکردم خسته شده بودم از این وضعیت؛ دنبال یه راه بودم که خودمو از این باتلاقی که دارم روز به روز بیشتر گرفتارش میشم نجات بدم، از طرفیم وقتی فکر میکردم که اگه بخوام ظاهرمو تغییر بدم خیلی از دوستامو از دست میدم؛ سر یه #دوراهی خیلی بزرگ بودم...
یه چند وقتی بود که با یکی از هم دانشگاهیام چت میکردم، ایشون به من کتاب #سلام_بر_ابراهیمو معرفی کرد... منم وقتی واسه تعطیلات میان ترم اومدم خونه این کتاب و تهیه کردمو شروع به خوندنش کردم..
کم کم با این کتاب انس گرفته بودم. از خودم جداش نمیکردم هی میخوندمش اصلا عاشق شخصیت و ویژگی های ابراهیم شده بودم؛ هی یه جمله از کتاب میخوندم هی یه نگاه به عکس روی جلدش میکردم...
به آخراش که رسیدم با تک تک صفحاتش اشک میریختم. اصلا حال خیلی عجیبی داشتم، احساس میکردم ابراهیم حتی از یه برادرم به من نزدیک تر شده.
تا اینکه سالروز شهادتش تصمیم گرفتم واسه همیشه چادر بپوشم، حجابمو رعایت کنم و خیلی چیزای دیگه که میدونستم ابراهیم دوست نداره رو کنار بذارم...
تا اینکه یه روز فهمیدم که سلام بر ابراهیم 2 هم چاپ شده، همه کتاب فروشیارو رفتم ولی هیچکدوم نداشتن...
قبل از عید رفتم راهیان نور و این کتاب رو از یادمان #هویزه خریدم... البته تو همین سفر که #اولین_بار بود به #فکه میرفتم تو #کانال_کمیل به ابراهیم قول دادم که واسش خواهری کنم...
وقتی اومدم خونه بلافاصله شروع به خوندش کردم. با خوندن یکی از داستانهای این کتاب تصمیم گرفتم بعد از هر وعده نمازم دورکعت هم به نیت ابراهیم بخونم...
یه سحر تو ایام عید بعد از نماز صبحم وقتی خوابیدم ابراهیمو تو خواب دیدم که به سمت من اومد و یه شاخه گل لاله بهم داد... از خوشحالی تو خواب فریاد میزدم...
حالا دیگه ابراهیم جزئی از زندگیمه، ازش کمک میخوام، باهاش مشورت میکنم؛ اون هم تو اکثر موارد کمکم میکنه... تا جایی که تونستم این کتابو به دوستام معرفی کردم.
#ارسالی_از_اعضاء
🥀 @dashtejonoon1🕊🌹
🥀🕊🌹🌴🌹🕊🥀
#شهیدانه
#شهید شدن
یک اتفاق نیست
باید خون دل بخوری
دغدغه های هیأت
دغدغه های کار جهادی
دغدغه های ترک گناه
دغدغه های #شهادت
و تفریح سالم
#اللهم_الرزقنا
#شهادت_فی_سبیلک
🥀 @dashtejonoon1🌴🌹
استاد محمد شجاعیسفر پر ماجرا 03.mp3
زمان:
حجم:
8.3M
🌺🍀💐🌼💐🍀🌺
#سفر_پرماجرا ۳
#استاد_شجاعی
چونان جنینی در رحم مادر که دنیا احاطه اش کـرده و او بی خبر است...
ملکوت تمام جان تو را فرا گرفته است و تو نمی دانی....
💐 @dashtejonoon1🌼🌺
09.mp3
زمان:
حجم:
7.86M
🌹🕊🥀🌴🥀🕊🌹
#کتاب_صوتی
#دخترم_ناهید
#شهیده_والامقام
#ناهید_فاتحی_کرجو
💐 #قسمت_نهم💐
#کپی و #استفاده از صوت با ذکر #صلوات ، #بلامانع است .
شادی روح #امام_راحل و #شهدا
#صلوات
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد
#و_عجل_فرجهم
🌹 @dashtejonoon1🥀🕊
دشت جنون
🥀🌴🌹🕊🌹🌴🥀 #سردار_رشید_اسلام #شهید_والامقام #حسین_املاکی قائم مقام لشگر 16 قدس گیلان #قسمت_هفتم گفت
🥀🌴🌹🕊🌹🌴🥀
#سردار_رشید_اسلام
#شهید_والامقام
#حسین_املاکی
قائم مقام لشگر 16 قدس گیلان
#قسمت_هشتم
گفتگو با یکی از همرزمان شهید املاکی
پس ایشان یک دورهای مسئول شما شده بود، به عنوان یک مسئول چه برخوردی با نیروهایش داشت؟
راستش ما هیچ وقت احساس نکردیم که ایشان مسئول ماست. من از محور دیگر خبر ندارم، اما بچههای اطلاعات- عملیات محور یک با مسئولیت حسین، یک جمع صمیمی و بسیار دوستانه داشتند. وقت کار، کار میکردیم و وقت استراحت، شوخی و سر به سر گذاشتنهایمان سرجایش بود. با حسین مثل خودمان شوخی میکردیم، از سر و کول هم بالا میرفتیم، کشتی میگرفتیم یا غذا را از دست هم قاپ میزدیم و از این جور کارها. آن زمان اگر یک نفر به جمع ما وارد میشد اصلاً نمیتوانست حدس بزند چه کسی مسئول است و چه کسی نیرو. حسین آدم خاکی و صاف و صادقی بود. صداقت فوقالعادهای داشت. اگر به یک نفر میگفت دوستت دارم، واقعاً دوستش داشت. نه اینکه بگوید، چون مسئولیت دارم، فلانی را با زبان برای خودم نگه دارم. حرف و دلش یکی بود. آن چه را که در دلش میگذشت بر زبان جاری میکرد. اگر میخواست یک نفر را به یک موقعیت حساس و خطرناکی بفرستد، رک و راست به او میگفت چه شرایطی در انتظارش است. مثلاً میگفت فلانی تو آدمی قوی هستی یا در نظر من چنین و چنان خصوصیتی داری، پس تو را به این موقعیت که خطرات زیادی دارد، میفرستم. اصلاً سیاسیکاری نمیکرد و همین خصوصیاتش بود که دوستش داشتیم.
#ادامه_دارد ...
🥀 @dashtejonoon1🕊🌹