💠برگزاری دوره های آموزشی تربیتی تشکیلاتی
#ویژه_دانشجویان استان کرمان
💠با مضمار نوجوان همراه باشید با برگزاری دوره های تربیتی و تشکیلاتی در سراسر کشور
دوره های ویژه ی :
✔️مربیان تربیتی ، فعالین فرهنگی اجتماعی و...
✔️دوره های ویژه دانشجویان ، طلاب و...
✔️ دوره های ویژه جوانان و نوجوانان ، رهبران اجتماعی
✓مجموعه های تربیتی، تشکیلاتی و... ویژه نوجوان و...
🔰 #روز_اول دوره 🔰
#اهمیت و ضرورت کار تشکیلاتی
#نقش دانشجو در تمدن نوین اسلامی
مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━
@mezmar_nojavan
دل شیر داری؟
تاحالا شده از چیزی بترسی ولی دلتو به دریا بزنی و وارد اون کار بشی؟
تا حالا شده بخوای از عقیده ت دفاع کنی ولی نتونی؟
اصلا بگو بهم قدرت #نه گفتن رو داری یانه؟
با ماهمراه باش با این سری ویژه😉✅
#شجاعت #خودسازی
مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━
@mezmar_nojavan
#قسمت_هفدهم°°°
ماهان
برق تو چشمای جفت شون دیدنی بود. مامان مدام صلوات می فرستاد و قربون صدقم می رفت. من با کمک بابا وارد خونه شدم و به اتاقم رفتم. دلم برای اتاقم تنگ شده بود! مامان مدام کنجکاو بود و سوال می پرسید که دکتر چی گفت.
_:(( هیچی نیست. گفت یه کم تمرین کاری می کنه که مثل اولش بشم.))
مامان:(( خب خدا رو شکر. باید خیلی خوب غذا بخوری تا جون بگیری. فییزیوتراپی هم می بریمت.))
_:((دست شما درد نکنه.))
لباسا مو برداشتم و رفتم حمام. فقط یه دوش نسبتا خنک می تونست حالمو جا بیاره. بعد از حمام داشتم مو هامو خشک می کردم که مهسا در اتاقو زد و از همون پشت گفت:(( ماهان مهمون داری. دوستات پشت درن. نگفته بودی قراره بیان!))
_:(( ببخشید که بهت نگفتم مامان اینا میدونن. ایفون رو بزن خودم میرم استقبالشون.))
مهسا:(( میوه رو میزه. پیش دستی و چاقو تو کابینت کنار یخچاله... .))
_:(( خودم می دونم. ممنون.))
بعد از ده دقیقه همه تو حال نشسته بودن و سلام و احوال پرسی ها تموم شده بود. اما نمک ریزی بچه ها شروع شده بود!
پیمان:(( ای بابا زنده اس که حاجی مون! من خیلی وقته شهید خونم افتاده پایین ینی کلا نداشتیم..اینم که زنده اس! کی شهید شی پزتو بدیم؟))
میلاد:(( به مناسبت باز گشایی سیمان پای ماهان نزن دست قشنگه رو!))
پیمان:(( سلامتی مریض بی ملاقاتی! سلامتی رابین هود جمع! سلامتی پای از سیمان در اومده! یه صلوات قشنگ!))
صلوات فرستادیم.
مسعود:(( به سلامتی راه افتادی دیگه.))
_:(( اره دیگه نمی خزم! احساس بچه بودن داشتم!))
_:(( داداشیا دمتون گرم از اینکه اومدین! یه فکری تو سرمه گفتم که با هم عملیش کنیم اگه خدا بخواد.))
میلاد:(( چی شده؟))
_:(( یادتونه گفتم مسجد محله ی پسر خالم اینا چجوری ترکیده؟! خب برای اون بچه ها یه برنامه ایی دارم. میخوام این استعداد و هوش بالا شون در راه خدا و دین استفاده بشه. پایه ایین؟!))
پیمان:(( داداش ما که تو مخت نیستیم! شفاف حرف بزن باز کن ماجرا رو.))
_:(( اول باید بشناسیم شون تاببینیم چی کار میشه کرد که مناسب تر باشه.))
مسعود:(( دیرین، دیرین، دیرین دیرین دیرین دیرییییییییین، دیرین دیرین!))
پیمان:(( مرحله ی اول: حضور در محل مورد نظر! مرحله ی دوم: ملاقات با سوژه ها! مرحله ی سوم: شناسایی و اشنایی با خصوصیت های هر سوژه!))
میلاد:(( گروه پیمسهلا با رمز یا اباعبدالله! خوبه؟))
_:(( گروه چی؟))
میلاد:(( پیمسهلاد! مخفف اسم همه مونه. پی = پیمان ، مس= مسعود ، ه = ماهان ، لاد= میلاد !))
_:(( از من فقط یه ه دو چشم مونده که! حالا بیخیال! هستین دیگه؟))
همگی سر تکون دادن.
مسعود:(( حالا کی بریم؟!))
_:(( هماهنگ می کنم با امیر.))
#رمان_نسل_نو 🇮🇷
#قرن_نو_نسل_نو
بزرگترین رویداد رهبران اجتماعی نوجوان
مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━
@mezmar_nojavan
از شیوه های طراحی عملیات و ایده پردازی چی میدونید؟ برنامه هاتون رو چقدر طبق مسائل مهم و اولویت ها برنامه ریزی میکنید؟
غایت یه کار تربیتی فرهنگی چیه؟
#ویژه_دانشجویان
#ویژه_مربیان
#گزارش_دوره
💠 روز سوم دوره آموزشی تربیتی تشکیلاتی
مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━
@mezmar_nojavan
40.49M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا امام با یزید بیعت نمیکرد؟
چرا وقتی همه اطرافیان او را از رفتن منع می کردند با خانواده بسمت کربلا حرکت کردند؟
#قرن_نو_نسل_نو ، کتابخوانی ،#پسران
مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━
@mezmar_nojavan
#قسمت_هجدهم°°°
ماهان
عین 4 تفنگ دار وارد کوچه شون شدیم. مسعود ریز ریز صدای کارتون لوک خوش شانس رو در میاورد.
یهو میلاد جلومونو گرفت:(( دست نگه دارید! دسسسست نگه دارید!))
_:(( چیه؟!))
میلاد:(( به حکم مشاور مخصوص مدیر گروه یه سوال دارم!))
_:(( بپرس. به حکم حاکم گروه پاسخگو خواهم بود!))
میلاد:(( یا حاکم! برنامه چیه؟))
پیمان:(( به حکم سر لشکر گروه میگم: از جلو میریم قیچی شون میکنیم. خب دادا! اول میریم میشناسیم شون که شامل استعداد و توانایی ها میشه. بعد نیاز سنجی می کنیم. سپس از همون در وارد میشیم.))
جلوی مسجد رسیدیم. اونا داشتن کنار خرابه های مسجد بازی می کردن و ، امیر و سجاد هم داشتن با هم صحبت می کردن.
پیمان:(( حملههههههه!))
اروم وارد حیاط شدیم و بهشون سلام کردیم و با تک تک شون دست دادیم. چون امیر رو می شناختن و دوسش داشتن ، با ما زود صمیمی شدن.
مسعود به حکم تدارکاتچی گفت:(( آی کلوچه دارم! کلوچه! کی دلش کلوچه و ابمیوه میخواد؟!))
خود جوش براشون خرید کرد ،هر چند از ما پولشو گرفت! بعد از اینکه دور هم ابمیوه و کلوچه خوردیم اسم تک تک شونو پرسیدم و مسعود به سرعت صوت نوشت. باهاشون یه کمی وسطی و والیبال بازی کردیم. تو زمان استراحت هم گفت و گو کردیم. وقتی باهاشون حرف میزدیم و پیمان تمامی گفت و گو ها رو ضبط میکرد. چون اگه قرار بود مسعود اینا رو هم بنویسه که سیم های دستش اتصالی می کرد! پیمان و میلاد طوری قیافه گرفته بودن که انگار وسط عملیات خنثی سازی بمب اتم نشستن. تمرکز بیش از حد شون منو می خندوند. با دست پر رفتیم پارک که سه تا خیابون بالاتر بود. همه ی اطلاعات رو گذاشتیم روی میز و مذاکرات 3 +1 شروع شد.
مسعود:(( شایان 8 ساله، از اون شیطونا که دیوار راستو بالا میره. ))
پیمان:((بچه ی باهوش اما شیطونیه. خیلی هم خوش سر و زبونه. به گفته ی امیر این همه بیش فعالی باعث میشه کارای عجیب بکنه مثل همون بادکنکا با گاز شهری!))
مسعود:(( جواد 5ساله ، همونی که تی شرت ابی پوشیده بود.))
پیمان:(( بچه اییه که خیلی به تمیزی و مرتب بودن اهمیت میده. بالای 10 بار گفت کی قراره این اشغالا جمع بشه. حتی می گفت توپ رو به لباسم نزن کثیف میشه.))
مسعود:(( علی 7 ساله. همونی که یه دندون بالاش افتاده بود.))
پیمان:(( خیلی معصوم و نازه. حرف گوش کنه و بسیار اروم. کاملا بر خلاف شایان.))
_:(( با تشکر از پیمسود عزیز! اقا میلاد حرفی؟ نظری؟))
میلاد:(( یه کم فکر میکنم. الان اطلاعات تو سرم قاطی پاتیه. بهتون میگم تا امشب.))
پیمان:(( باس حسابی بترکونیم.))
میلاد:(( فک کنم سر لشکر مون باید یه بمب خوب اماده کنه. بووووم!))
#رمان_نسل_نو 🇮🇷
#قرن_نو_نسل_نو
بزرگترین رویداد رهبران اجتماعی نوجوان
مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━
@mezmar_nojavan
🔆 #فراخوان_عضویت در مضمارنوجوان
⬅️برگزاری
🚩دوره هاواردوهای تربیت تشکیلاتی🚩
⬅️آشنایی با
🏀 بازی های تربیت تشکیلاتی🏀
⬅️ تربیتِ
💯 مدرس و مربی تربیت تشکیلاتی💯
#مجموعه_ها_مربیان_دانش_آموزان
🔆مدرسه تربیت تشکیلاتی نوجوان مضمار
https://eitaa.com/joinchat/566296620Cb6b44ca14e
🔅من کی اَم؟! تو کی ایی؟!🔅
همیشه شب به نتیجه میرسم، صبح که بلند میشم انگار یک فردِ دیگه ام
دوباره همون آش و همون کاسه.
اصل دغدغه بر سر چگونه بودنه!یه بار دوست دارم این گونه باشم، یه بار آن گونه!هیچ وقت سعی نکردم خودم رو پیدا کنم ببینم او چگونه است...
تا به حال چقدر سعی کردیم خودمون رو بشناسیم؟!
رسول خدا صل الله علیه و آله فرمودند: «اعلمکم بنفسه اعلمکم بربه » داناترین شما به خویشتن، داناترین شما به پروردگار است .
پس خودشناسی مسیریه که اگه طی کنیم به خداشناسی میرسیم
خودشناسی یعنی چی؟
یعنی من بدونم کی هستم، از کجا اومدم، برای چی اومدم، و قراره کجا برم و چیکار کنم؟.
🍀🍀🍀
#خودشناسی
#قسمت_اول
#مقدمه
#نوجوان_تشکیلاتی_تمدن_ساز
#قرن_نو_نسل_نو
🌱مدرسه تربیت تشکیلاتی نوجوان مضمار
https://eitaa.com/joinchat/566296620Cb6b44ca14e
شجاعت رو که به خونت تزریق کنی ،باهات چیکار میکنه؟ 😎
#شجاعت۳ #خودشناسی
مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━
@mezmar_nojavan
بنظرت اونیکه شجاعت خونش افت کرده ، چه علائمی داره؟ 😟
#شجاعت۴ #خودشناسی
مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━
@mezmar_nojavan