eitaa logo
مجموعه اردویی تربیتی فصل نو نسل نو 🏕
5هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
1.1هزار ویدیو
69 فایل
✨مجموعه اردویی تربیتی فصل نو نسل نو✨ 🔺آیدی رزرو اردویی @fasle_no1400 09114439470 🔺ادمین و تبلیغات کانال @admin_fasle_no
مشاهده در ایتا
دانلود
با کلیک روی لینک های زیر به پست های شجاعت میرسید و میتونید با خوندنش حسابی لذت ببرید ، با ما همراه باش تا خودتو بهتر بشناسی😉 🔹من کی ام ؟ تو کی ای؟ https://eitaa.com/mezmar_nojavan/2347 🔹دلِ شیر داری؟ https://eitaa.com/mezmar_nojavan/2349 🔹چرا میگیم شجاع باشید؟ https://eitaa.com/mezmar_nojavan/2350 🔹شجاعت رو که به خونت تزریق کنی باهات چیکار میکنه؟ https://eitaa.com/mezmar_nojavan/2351 🔹بنظرت اونیکه شجاعت خونش افت کرده چه علائمی داره؟ https://eitaa.com/mezmar_nojavan/2352 🔹نشونه های فردی که شجاع نیست چیه؟ https://eitaa.com/mezmar_nojavan/2355 🔹کجای کار میلنگه که ترس مهمون اجباری دلامون میشه؟ https://eitaa.com/mezmar_nojavan/2357 🔹ببین چقدر برای رسیدن به نتیجه نگرانی و از نتیجه میترسی؟ https://eitaa.com/mezmar_nojavan/2358 🔹چجوری بفهمیم که ترس به دلمون اومده و مانع شده که کارهای بزرگ و شجاعانه انجام بدیم؟ 🤔 https://eitaa.com/mezmar_nojavan/2362 🔹ترس نمیذاره ما با مسائلی که نمیشناسیم مواجه بشیم چه تو کارای جمعی چه کارای فردی! درمانش چیه؟ https://eitaa.com/mezmar_nojavan/2363 🔹قسمتهای قبلیِ شجاعت رو‌خوندی؟ تجربه وقتهایی که از خودت شجاعت نشون دادی رو با ما به اشتراک بگذار😎 @nasli_no https://eitaa.com/mezmar_nojavan/2367 مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━ @mezmar_nojavan
همه ی ما دوست داریم عزیز باشیم و ازطرد شدن و تحقیر شدن فراری ایم، تا حالا به این فکر کردید این حس از کجا میاد؟ مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━ @mezmar_nojavan
عزت نفس چی هست اصلا؟ مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━ @mezmar_nojavan
یکی از سلاح ما برای قوی بودن چیه؟ مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━ @mezmar_nojavan
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وطن آن‌جاست برایم که پر از خویشتن است یعنی آن‌جا که در آن خانه محبوب من است... مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━ @mezmar_nojavan
°°° امیر با خبری که امروز به دستم رسید کلی حال کردم و میخواستم از ته دل فریاد بکشم! اما نه جاش بود و نه زمانش درست بود. ☹️ ماشین اروم اروم به در نزدیک می شد و قلب من هر لحظه محکم تر به سینه می کوبید. با ایستادن ماشین و پیاده شدن حاجی همه صلوات فرستادن. حاجی که با کمک پسرش ایستاده بود ، به همه سلام و به خاطر اومدن شون تشکر کرد. بعد هم وارد خونه شد و رفت تا استراحت کنه. دست بچه ها رو گرفته بودم و اجازه دادم یه کمی خلوت بشه. بعدش دست بچه ها رو گرفتم و تک تک شونو رسوندم خونه. سعی کردیم تا حد امکان سرو صدا نباشه تو محل تا حاجی راحت استراحت کنه. ماهان اما برنامه داشت.😎کلا خیلی خوب بلد بود از هر شرایطی استفاده کنه و کارشو پیش ببره. موقع رفتن بچه ها به هر کدوم شون سی دی داد و ازشون خواست اونو خوب نگاه کنن و هر وقت خسته شدن ، اروم با اسباب بازی شون بازی کنن. برای تنوع هم بهشون بیسکوییت داد. 🍪 _:(( ماهان این س دی چی بود؟)) 🤔 ماهان:(( از مسعود تدارکاتچی بپرس. اون خرید.)) 😎 مسعود:(( ایده ی میلاد بود. عضو ساده پاسخگو باش!)) 😏 _:(( مگه فوتباله که پاس میدین به هم؟! یه اسم که این حرفا رو نداره!)) 😑 ماهان:(( ایییییی! بچه ها گروه سخنگو نداره! حالا کی بگه!؟)) 😦 پیمان:(( من حاضرم اینبار سخنرانی رو قبول کنم!)) میلاد دستش رو به حالت میکروفون جلوی پیمان گرفت. پیمان کنی سرفه کرد. پیمان:(( به نام خدا در جایگاه فرمانده عرض کنم خدمت شریف تون که ان سی دی ها محتوی کلام الله مجید از جز سی ام بودن که با طراحی کودکانه و فانتزی طراحی شد که هم قران خوندن رو یاد بگیرن و هم در کنارش داستان اون سوره رو با نقاشی و انیمیشن یاد بگیرن. بلی!))😊 _:(( چه با حال! گفتین ایده ی کدوم تون بود؟! اقا میلاد؟ بابا داداش ایوالله! اجرت با امام علی (ع) ! حالا چجوی کار میکنه؟!))🙃 مسعود:(( من در بخش مسعود فیلترینگ بررسیش کردم. ببین اول قاری با صوت یک ایه یا قسمتی از اونو میخونه. بعد میگه خوب گوش کنین و دوباره می خونه. بعد میگه زمزمه کنین و میخونه. اخرش میگه با من بلند بخونید.))😎✌️ ماهان:(( خوشحالم این مسئولیت رو بهت دادم. رو سفیدم کردی پسر!))😍✌️ پیمان:(( این مسعود فیلترینگ اپشن جدیدته؟! تازگیا داری قابلیت های زیادی از خودت نشون میدی!))😏 میلاد:(( نه بابا! این از اولش هم رو همه چی زوم می کرد. تا ته تو شو در نمیاورد ولش نمی کرد. الانم داره کار سابق رو ادامه میده منتها با القاب رسمی!)) 😆 مسعود:(( داداش پیمان این تنظیمات کارخونمه! نگو نمی دونستی؟!))😅 _:(( حالا فکر می کنین خوششون میاد؟! جذبش میشن!؟))🧐🤔 پیمان:(( هر چی خدا بخواد.)) ماهان:(( اینا قلب هاشون پاکه. توی وجودشون سراسر نور خداست! حداقل یه تاثیر کوچیکی داره! نگران نباش امیر. الانم بگو شیرینی چی میدی؟!))😏😅 _:(( شیرینی چرا؟!))🤔 میلاد:(( ای بابا! نکنه یادت رفته که متولی مسجد تون از بیمارستان برگشته؟! نکنه خوشحال نیستی؟! راستشو بگو کلک؟!))😅😉 خندیدم:(( اقایون داداشام! فردا بستنی سنتی مهمون من خوبه؟!)) 😋 🇮🇷 بزرگترین رویداد رهبران اجتماعی نوجوان مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━ @mezmar_nojavan
گزارش ماموریتهای نسل نویی ها با کلی حال خوب رو در استوری های پیج مضمار نوجوان دنبال کنید😉✌️ روی لینک زیر بزنید و 👇 https://www.instagram.com/p/CSXKk1Rom8y/?utm_medium=copy_link
بنظر شما کسی که عزت نفس نداره چجوریه رفتاراش؟ 🤔 مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━ @mezmar_nojavan
°°° تو اتاقم قدم میزدم که یاد اون روز افتادم. مدام فکر می کردم که چی کار کنیم و چی مناسب تره.🙃 راستش اولش یه کمی گیج بودم که دقیقا باید چی کار کرد؟ اصلا از کجا باید شروع میشد و به کجا ختم میشد؟! 🧐☹️اما هیچ وقت ماهان اینطور نبود. خوشحال و پر قدرت پیش میرفت انگار اینا تو خونشه و میدونه باید چیکار کنه!😎 ازشم که می پرسیدی فقط می گفت:(( برو در موردش فکر و مشورت اگه بازم سوالی بود برات بیا پیش خودم. فقط قبلش با منشیم هماهنگ کن!))😆✌️ هر چی تو سرم بود نوشتم. از نوع وسایل و روش تهیه و... . اخرین چیزی که از این یاد داشت ها میشد فهمید این بود که باید تو گروه تقسیم کار میشد. از 5 نفری که بودیم. دو نفر شدن مسئول خرید 🛍️و دونفر هم مسئول بسته بندی و تحویل📦. یک نفر باقی مونده هم شد مسئول ثبت عکس 📸و طراحی پوستر و تهیه کلیپ.📽️ قرار شد بعد از طراحی پوستر همگی برای پول جمع کردن اطلاع رسانی کنیم.📢 البته خودمونم پول و وسیله گذاشتیم وسط. فقط مشکل این بود که نیازمند واقعی نمی شناختیم! تو دور و بر مون هم کسی نبود. 😕 دست به دامن المیرا شدم اما اونم کسیو سراغ نداشت.☹️ اخرین راه این بود که زنگ بزنیم کمیته امداد. همون لحظه که داشتم شماره ی کمیته امداد رو از 118 می گرفتم ، ماهان با قیافه ایی شبیه علامت سوال 🤔😶بالای سرم ایستاد. صبر کرد تا کارم تموم شه. ماهان:(( چی شده که شماره ی اونجا رو میخوای؟!))🤔 _:(( به دنبال نیازمند واقعی برای لوازم تحریر میگردیم. ماموریت دوم رویداد! یادت هست دیگه؟!))😟😕 ماهان:(( اره ولی واقعا که!))😑 _:(( چرا؟!))😳 ماهان:(( تو محل خودمون هستن. چرا رفتی اونجا؟! نمیگم نرو ولی اول همسایه های خودمون بعد بقیه!))🙄 چشمام گرد شد:(( مگه داریم تو محل؟!))😳😳 ماهان کنارم رو تخت نشست و اروم گفت:(( بعله! ته کوچه ی فرزانه خانوم هستن یه خانواده که پدر ندارن. سه تا بچه ی محصل داره خانومه.😞 منو گروهم تو رویداد به اونا میدیم البته من نمیدم دستشون چون میشناسه بعدا ممکنه تو محل سختش باشه.))😊 _:(( میفهمم. سختش میشه. اره))😢😞 ماهان:(( ولی واقعا که... !))😑 _:(( باز چرا؟!))🙄 ماهان از جاش بلند شد:(( باید بدونی اطرافت چی می گذره. بقیه رو کار ندارم. تو باید بدونی ، باید بدونی! شایدم حرفای امام یادت رفته!))😬 اینجوری تلنگر میزد. از اون روز زمان زیادی نمیگذره ، شاید چهار یا پنج روز اما همچنان حرفش تو سرم میپیچه. باید یه موقع هایی برگشت و دوره کرد تا یادمون بمونه باید چی کار کنیم.🙃 دلم نمیخواست نیازمندی وجود داشته باشه. در واقع از رنج بقیه خیلی ناراحت میشدم ، اما اینکه بودن اینجور ادما و من از همه چی غافل ... بیشتر اذیتم میکرد. 🥺😢 صدای گوشیم حواسمو پرت کرد. بیتا بود یکی از هم گروهیام. ظاهرا موقع تحویل رسیده بود و من از قبل برای اینکار داوطلب شده بودم.✌️ با کمک امیر تو محل شون دو نفر رو پیدا کردیم. پیام دادم:(( نزدیک خونه ی خالمه. من می برم و میدم بهشون.))🛍️📦 🇮🇷 بزرگترین رویداد رهبران اجتماعی نوجوان مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━ @mezmar_nojavan
کسی که عزت نفسش پایینه این علائمو داره ... مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━ @mezmar_nojavan
🌐🔊 جاموندی؟ 🥀 دلت برای کربلا و اربعین تنگ شده؟ با ماهمراه باش با یه برنامه و اتفاق ویژه ی اربعینی مخصوص و ۱۴۰۰ مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━ @mezmar_nojavan
حرکت خودجوش جوانان و نوجوانان ایرانی ... هر چند کربلا نمیتونیم بریم اما ایران رو میتونیم کربلایی کنیم ...✌️ 📌 توضیح ماموریت ها مخصوص و ۱۴۰۰ مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━ @mezmar_nojavan