با کلیک روی لینک های زیر به پست های شجاعت میرسید و میتونید با خوندنش حسابی لذت ببرید ، با ما همراه باش تا خودتو بهتر بشناسی😉
🔹من کی ام ؟ تو کی ای؟
https://eitaa.com/mezmar_nojavan/2347
🔹دلِ شیر داری؟
https://eitaa.com/mezmar_nojavan/2349
🔹چرا میگیم شجاع باشید؟
https://eitaa.com/mezmar_nojavan/2350
🔹شجاعت رو که به خونت تزریق کنی باهات چیکار میکنه؟
https://eitaa.com/mezmar_nojavan/2351
🔹بنظرت اونیکه شجاعت خونش افت کرده چه علائمی داره؟
https://eitaa.com/mezmar_nojavan/2352
🔹نشونه های فردی که شجاع نیست چیه؟
https://eitaa.com/mezmar_nojavan/2355
🔹کجای کار میلنگه که ترس مهمون اجباری دلامون میشه؟
https://eitaa.com/mezmar_nojavan/2357
🔹ببین چقدر برای رسیدن به نتیجه نگرانی و از نتیجه میترسی؟
https://eitaa.com/mezmar_nojavan/2358
🔹چجوری بفهمیم که ترس به دلمون اومده و مانع شده که کارهای بزرگ و شجاعانه انجام بدیم؟ 🤔
https://eitaa.com/mezmar_nojavan/2362
🔹ترس نمیذاره ما با مسائلی که نمیشناسیم مواجه بشیم چه تو کارای جمعی چه کارای فردی! درمانش چیه؟
https://eitaa.com/mezmar_nojavan/2363
🔹قسمتهای قبلیِ شجاعت روخوندی؟
تجربه وقتهایی که از خودت شجاعت نشون دادی رو با ما به اشتراک بگذار😎
@nasli_no
https://eitaa.com/mezmar_nojavan/2367
#شجاعت #خودشناسی
مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━
@mezmar_nojavan
همه ی ما دوست داریم عزیز باشیم و ازطرد شدن و تحقیر شدن فراری ایم، تا حالا به این فکر کردید این حس از کجا میاد؟
#عزت_نفس #خودشناسی
مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━
@mezmar_nojavan
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وطن آنجاست برایم که پر از خویشتن است
یعنی آنجا که در آن خانه محبوب من است...
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━
@mezmar_nojavan
#قسمت_بیست_و_سوم°°°
امیر
با خبری که امروز به دستم رسید کلی حال کردم و میخواستم از ته دل فریاد بکشم! اما نه جاش بود و نه زمانش درست بود. ☹️ ماشین اروم اروم به در نزدیک می شد و قلب من هر لحظه محکم تر به سینه می کوبید. با ایستادن ماشین و پیاده شدن حاجی همه صلوات فرستادن. حاجی که با کمک پسرش ایستاده بود ، به همه سلام و به خاطر اومدن شون تشکر کرد. بعد هم وارد خونه شد و رفت تا استراحت کنه. دست بچه ها رو گرفته بودم و اجازه دادم یه کمی خلوت بشه. بعدش دست بچه ها رو گرفتم و تک تک شونو رسوندم خونه. سعی کردیم تا حد امکان سرو صدا نباشه تو محل تا حاجی راحت استراحت کنه. ماهان اما برنامه داشت.😎کلا خیلی خوب بلد بود از هر شرایطی استفاده کنه و کارشو پیش ببره. موقع رفتن بچه ها به هر کدوم شون سی دی داد و ازشون خواست اونو خوب نگاه کنن و هر وقت خسته شدن ، اروم با اسباب بازی شون بازی کنن. برای تنوع هم بهشون بیسکوییت داد. 🍪
_:(( ماهان این س دی چی بود؟)) 🤔
ماهان:(( از مسعود تدارکاتچی بپرس. اون خرید.)) 😎
مسعود:(( ایده ی میلاد بود. عضو ساده پاسخگو باش!)) 😏
_:(( مگه فوتباله که پاس میدین به هم؟! یه اسم که این حرفا رو نداره!)) 😑
ماهان:(( ایییییی! بچه ها گروه سخنگو نداره! حالا کی بگه!؟)) 😦
پیمان:(( من حاضرم اینبار سخنرانی رو قبول کنم!))
میلاد دستش رو به حالت میکروفون جلوی پیمان گرفت. پیمان کنی سرفه کرد.
پیمان:(( به نام خدا در جایگاه فرمانده عرض کنم خدمت شریف تون که ان سی دی ها محتوی کلام الله مجید از جز سی ام بودن که با طراحی کودکانه و فانتزی طراحی شد که هم قران خوندن رو یاد بگیرن و هم در کنارش داستان اون سوره رو با نقاشی و انیمیشن یاد بگیرن. بلی!))😊
_:(( چه با حال! گفتین ایده ی کدوم تون بود؟! اقا میلاد؟ بابا داداش ایوالله! اجرت با امام علی (ع) ! حالا چجوی کار میکنه؟!))🙃
مسعود:(( من در بخش مسعود فیلترینگ بررسیش کردم. ببین اول قاری با صوت یک ایه یا قسمتی از اونو میخونه. بعد میگه خوب گوش کنین و دوباره می خونه. بعد میگه زمزمه کنین و میخونه. اخرش میگه با من بلند بخونید.))😎✌️
ماهان:(( خوشحالم این مسئولیت رو بهت دادم. رو سفیدم کردی پسر!))😍✌️
پیمان:(( این مسعود فیلترینگ اپشن جدیدته؟! تازگیا داری قابلیت های زیادی از خودت نشون میدی!))😏
میلاد:(( نه بابا! این از اولش هم رو همه چی زوم می کرد. تا ته تو شو در نمیاورد ولش نمی کرد. الانم داره کار سابق رو ادامه میده منتها با القاب رسمی!)) 😆
مسعود:(( داداش پیمان این تنظیمات کارخونمه! نگو نمی دونستی؟!))😅
_:(( حالا فکر می کنین خوششون میاد؟! جذبش میشن!؟))🧐🤔
پیمان:(( هر چی خدا بخواد.))
ماهان:(( اینا قلب هاشون پاکه. توی وجودشون سراسر نور خداست! حداقل یه تاثیر کوچیکی داره! نگران نباش امیر. الانم بگو شیرینی چی میدی؟!))😏😅
_:(( شیرینی چرا؟!))🤔
میلاد:(( ای بابا! نکنه یادت رفته که متولی مسجد تون از بیمارستان برگشته؟! نکنه خوشحال نیستی؟! راستشو بگو کلک؟!))😅😉
خندیدم:(( اقایون داداشام! فردا بستنی سنتی مهمون من خوبه؟!)) 😋
#رمان_نسل_نو 🇮🇷
#قرن_نو_نسل_نو
بزرگترین رویداد رهبران اجتماعی نوجوان
مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━
@mezmar_nojavan
گزارش ماموریتهای نسل نویی ها با کلی حال خوب رو در استوری های پیج مضمار نوجوان دنبال کنید😉✌️
روی لینک زیر بزنید و #به_پیج_وارد_شید👇
https://www.instagram.com/p/CSXKk1Rom8y/?utm_medium=copy_link
بنظر شما کسی که عزت نفس نداره چجوریه رفتاراش؟ 🤔
#عزت_نفس #خودشناسی
مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━
@mezmar_nojavan
#قسمت_بیست_و_چهارم°°°
#مهسا
تو اتاقم قدم میزدم که یاد اون روز افتادم. مدام فکر می کردم که چی کار کنیم و چی مناسب تره.🙃 راستش اولش یه کمی گیج بودم که دقیقا باید چی کار کرد؟ اصلا از کجا باید شروع میشد و به کجا ختم میشد؟! 🧐☹️اما هیچ وقت ماهان اینطور نبود. خوشحال و پر قدرت پیش میرفت انگار اینا تو خونشه و میدونه باید چیکار کنه!😎 ازشم که می پرسیدی فقط می گفت:(( برو در موردش فکر و مشورت اگه بازم سوالی بود برات بیا پیش خودم. فقط قبلش با منشیم هماهنگ کن!))😆✌️
هر چی تو سرم بود نوشتم. از نوع وسایل و روش تهیه و... . اخرین چیزی که از این یاد داشت ها میشد فهمید این بود که باید تو گروه تقسیم کار میشد. از 5 نفری که بودیم. دو نفر شدن مسئول خرید 🛍️و دونفر هم مسئول بسته بندی و تحویل📦. یک نفر باقی مونده هم شد مسئول ثبت عکس 📸و طراحی پوستر و تهیه کلیپ.📽️ قرار شد بعد از طراحی پوستر همگی برای پول جمع کردن اطلاع رسانی کنیم.📢 البته خودمونم پول و وسیله گذاشتیم وسط. فقط مشکل این بود که نیازمند واقعی نمی شناختیم! تو دور و بر مون هم کسی نبود. 😕 دست به دامن المیرا شدم اما اونم کسیو سراغ نداشت.☹️ اخرین راه این بود که زنگ بزنیم کمیته امداد. همون لحظه که داشتم شماره ی کمیته امداد رو از 118 می گرفتم ، ماهان با قیافه ایی شبیه علامت سوال 🤔😶بالای سرم ایستاد. صبر کرد تا کارم تموم شه.
ماهان:(( چی شده که شماره ی اونجا رو میخوای؟!))🤔
_:(( به دنبال نیازمند واقعی برای لوازم تحریر میگردیم. ماموریت دوم رویداد! یادت هست دیگه؟!))😟😕
ماهان:(( اره ولی واقعا که!))😑
_:(( چرا؟!))😳
ماهان:(( تو محل خودمون هستن. چرا رفتی اونجا؟! نمیگم نرو ولی اول همسایه های خودمون بعد بقیه!))🙄
چشمام گرد شد:(( مگه داریم تو محل؟!))😳😳
ماهان کنارم رو تخت نشست و اروم گفت:(( بعله! ته کوچه ی فرزانه خانوم هستن یه خانواده که پدر ندارن. سه تا بچه ی محصل داره خانومه.😞 منو گروهم تو رویداد به اونا میدیم البته من نمیدم دستشون چون میشناسه بعدا ممکنه تو محل سختش باشه.))😊
_:(( میفهمم. سختش میشه. اره))😢😞
ماهان:(( ولی واقعا که... !))😑
_:(( باز چرا؟!))🙄
ماهان از جاش بلند شد:(( باید بدونی اطرافت چی می گذره. بقیه رو کار ندارم. تو باید بدونی ، باید بدونی! شایدم حرفای امام یادت رفته!))😬
اینجوری تلنگر میزد. از اون روز زمان زیادی نمیگذره ، شاید چهار یا پنج روز اما همچنان حرفش تو سرم میپیچه. باید یه موقع هایی برگشت و دوره کرد تا یادمون بمونه باید چی کار کنیم.🙃 دلم نمیخواست نیازمندی وجود داشته باشه. در واقع از رنج بقیه خیلی ناراحت میشدم ، اما اینکه بودن اینجور ادما و من از همه چی غافل ... بیشتر اذیتم میکرد. 🥺😢
صدای گوشیم حواسمو پرت کرد. بیتا بود یکی از هم گروهیام. ظاهرا موقع تحویل رسیده بود و من از قبل برای اینکار داوطلب شده بودم.✌️ با کمک امیر تو محل شون دو نفر رو پیدا کردیم.
پیام دادم:(( نزدیک خونه ی خالمه. من می برم و میدم بهشون.))🛍️📦
#رمان_نسل_نو 🇮🇷
#قرن_نو_نسل_نو
بزرگترین رویداد رهبران اجتماعی نوجوان
مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━
@mezmar_nojavan
#خبر_مهم_ویژه 🌐🔊
جاموندی؟ 🥀
دلت برای کربلا و اربعین تنگ شده؟
با ماهمراه باش با یه برنامه و اتفاق ویژه ی اربعینی
مخصوص #جوانان و #نوجوانان
#اربعین ۱۴۰۰
مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━
@mezmar_nojavan
#اربعین_دلتنگی
حرکت خودجوش جوانان و نوجوانان ایرانی ...
هر چند کربلا نمیتونیم بریم اما ایران رو میتونیم کربلایی کنیم ...✌️
📌 #پستهای_بعدی توضیح ماموریت ها
مخصوص #جوانان و #نوجوانان
#اربعین ۱۴۰۰
مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━
@mezmar_nojavan