553K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهادت یا رحلت ؟
بنا به روایت صحیح و متقن از امام صادق علیه السلام، پیامبر به شهادت رسیده اند و لفظ رحلت برای ایشان درست نیست .
#شهادت_حضرت_رسول(ص) تسلیت 🏴
مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━
@mezmar_nojavan
667.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
|الگوها از کجا شروع کردند؟ |
اگه شما هم بدنبال راه اندازی جمعی برای هدف حق هستید پست های بعدی رو دنبال کنید 👌
#شهادت_حضرت_رسول(ص)
#فتح_قلب_عقل
مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━
@mezmar_nojavan
711.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پیامبر(ص) برای جمع کردن و جمع شدن آدمها دور هدف حق از کجا شروع کردند؟
قدم اول ؟ ...(در استوری)
#شهادت_حضرت_رسول(ص)
#فتح_قلب_عقل
مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━
@mezmar_nojavan
633.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قدم دوم بعد از شفاف شدن هدف چیه؟
جای تربیت انسان و انسان سازی ، در کدوم مرحله از کار پیامبر بوده؟
#شهادت_حضرت_رسول(ص)
#فتح_قلب_عقل
مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━
@mezmar_nojavan
25.74M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا حالا به این فکر کردی ، اگه هیچ چیزی سر جای خودش نباشه چه اتفاقی میوفته؟ 🧐
به این فکر کردی خودت رو بهتر بشناسی؟
#نظم ، #خودشناسی
#پادکست_جذاب_شنیدنی 💥
مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━
@mezmar_nojavan
2.52M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نگاه من به ضریح تو یک جهان حرف است ... 🍂
#امام_غریب #تشکیلاتی_ترین_امام
مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━
@mezmar_nojavan
#مهم #خیلی_مهم
#این_گره_فقط_بدست_شما_حل_میشه ❗️
تا حالا به مسائل و مشکلات دوستای دانش آموزو همکلاسی هات توجه کردی؟
یا شما معلم و مربیها شما جوونها، شما چطور شما از حال ونیاز و مشکل بچه های اطرافتون چقدر مطلعید؟ ❗️❕
⬅️تا حالا با وضعیت کودکان کار و خیابانی ، یا دانش اموزای بی سرپرست و بد سرپرست ، مواجه شدی؟ ❗️
⬅️به این فکر کردی که #صدای اونها بشی برای روایت مشکلات و دردهاشون؟ به این فکر کردی ، رفاقتی سری به محله و کوچه و مدرسه شون بزنی و مشکلاتشون رو روایت کنی تا گره ای از کارشون حل بشه؟ ❓
🔥رفیق، منتظر یه اقدام جهادی ویژه و خاص باش که فقط از دست خودت بر میاد ، از دست شما نسل نویی ها، شما دهه هشتادی ها، کافیه میکروفون آوینی رو بگیری رو بری برای تهبه یه گزارش ویژه !!!
کدوم گزارش؟ خبرش رو تو پوستر بعدی ببین و با ما همراه شو😊
#مخاطب_خاص #صدای_نوجوان
#مرد_میدان ، #مهر_ظهور
مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━
@mezmar_nojavan
صدای نوجوان 🌐🔊
این کار فقط بدست شما انجام میشه!
تواین مسابقه ویژه کافیه 👇
🔹به مناطق ، محلات ، و مدارس آسیب پذیر و محروم برید
🔸 ازدیدگاه خودتون مشکلات و مسائل و نیازهای دانش آموزان #محروم و #مستعد رو
🔹 بشکل #گزارش_خبری روایت کنید و برامون بفرستید
دریافت فرم گزارش و آیدی ثبت نام⬇️
@medadrangi_mz
#کانون_فرهنگی_مهرظهور
#کانون_نیکوکاری_مدادرنگی_مهرظهور
مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━
@mezmar_nojavan
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
|پناهِ جمع ها و دلهای مضطر ...|
جمع ها و گروهها و تشکیلات ها ، وقتی در کوران حوادث و ابتلائات قرار میگیرند آبدیده تر میشن و برای هدف حق آماده تر ، واین بین غربالهایی هم اتفاق میوفته، پناه و دژ محکمِ برای ماندگاری در این راه برای ما ایرانی ها ، غریب الغربا امام رضا (ع) هست ...🍃
شهادت امام رضا علیه السلام بمحضر امام عصر(عج) و شماهمراهان عزیز تسلیت 🏴
#تشکیلاتی_ترین_امام
#استوری_حرم_تو_تنها_تکیه_گاه_منه
مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━
@mezmar_nojavan
23.01M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹هدفت رو بشناس✌️
🔹بهترین راه رسیدن به هدفت رو دربیار👌
🔹هدف رو دقیق و شفاف و جزیی کن💪
و....
به روایت امام علی علیه السلام ،کارکوچک و کمی که با برنامه پیش بره بهتر از چندتا کار پراکنده ای هست که بی نظم پیش میره...
(ادامه در صوت)
#خودشناسی #نظم #پادکست
مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━
@mezmar_nojavan
#قسمت_سی_و_هفتم°°°
مهسا
نزدیک ساعت هفت اومد خونه. خستگی از وجودش می بارید اما چیز عجیبی که وجود داشت کلافگی بود که سعی داشت پشت لبخند ساختگیش قایمش کنه. بعد از سلام و حوالپرسی اروم و مختصری رفت تو حمام و منم به پروین اعتصامی خوندنم ادامه دادم. وقتی صدای در حموم اومد مامان بهم اشاره زد:(( مهسا مادر بیا این سینی چایی رو براش ببر خستگیش در بره. الهی بمیرم! بچم خیلی خسته میشه در روز!))
_:(( خوب به اقا پسرت میرسی مهدیه خانوم!))
مامان:(( از دست زبون تو دختر! ندیدی قیافشو مگه؟! ))
_:(( شوخی کردم! منم بودم براش چایی می بردم! به به! دستم درد نکنه چه چایی خوش رنگی.))
مامان:(( چند روز دیگه دانشگاه ها شروع میشه. امیدوارم این کار به درسش لطمه نزنه!))
_:(( باید برنامه ریزی خوبی برای خودش بکنه! اما بیشتر از خستگی انگار فکرش درگیر بود.))
مامان:(( نمیدونم والا!))
ماهان داشت موهاشو با حوله خشک میکرد اومد و روی مبل ولو شد و زل زد به چایی.
ماهان اروم گفت:((دستت درد نکنه.))
_:(( همینقدر ممنونی؟!))
ماهان:(( میخوای زانو بزنم تشکر کنم؟!))
_:((نه بابا شرمنده نکنین ماهی خان!))
روی مبل نشستم و دوباره لای کتاب پروین رو باز کردم. ماهان همونطور که چایی شو فوت میکرد ، خیره به نقطه ایی نا معلوم ، تو افکارش غرق شده بود. صورت بی حال و فکر درگیرش به این حسو میداد که اتفاقی افتاده. نمیدونم! شاید هم چون زیاد خسته بود اینجوری بود!
_:(( راستی خسته نباشی دلاور خداهم قوتت پهلوان. دوست داری برات بخونم؟!))
ماهان:(( هر جور که دوست داری.))
_:(( جز دانش و حکمت نبود میوه ی انسان/ ای میوه فروش هنر این دکه و بازار
کز گفته ی ناکرده و بیهوده چه حاصل/ کردار نکو کن که نه سودیست ز گفتار ...))
ماهان خیلی اروم زیر لب گفت:(( هی خدا!))
_:(( چیزی شده؟! به قول عمه یه ککی به جونته!))
ماهان:(( چطور؟!))
_:((صدا و سیمات کمی آشفته است چخبره؟! کار و بار ردیفه اوستا؟!))
ماهان:((یه کمی سرم شلوغه. طوری نیس.))
_:((امروز همه چیز مرتب بود؟ همه ی ادما سر کار مشکل نداشتن؟!))
ماهان:(( امروز یکی از دوستای امیر رفته بود واکسن کرونا بزنه، تا دو روز نمی تونه بیاد. پیمان محدودیت زمانی داره و همیشه کم می مونه چون پشت کنکور مونده امسالو. به غیر از این همه چیز خوبه. بقیه هم رفتن پول جمع کنن اما هر چی زنگ میزنم خبری ازشون نیس!))
_:(( خب خدا رو شکر. بد به دلت راه نده!))
ماهان:(( من میرم دراز بکشم. برای شام صدام کن.))
ماهان رفت و با سوالی که برای منو مامان ایجاد کرده بود، ما رو تنها گذاشت. داشتیم به ماهان فکر میکردیم که تلفن خونه مون زنگ خورد.
مامان:(( کیه؟))
((! نمیدونم! ناشناسه):( _
مامان تلفن رو جواب داد. صدای جیغ جیغ یه خانومی از پشت تلفن کماکان به گوش میرسید.
مامان:(( خودمم بله.... چی شده خانوم؟!.... یه کمی آروم تر بگو منم بفهمم... ماهان چیکار کرده؟!.... یا فاطمه ی زهرا!...))
#رمان_نسل_نو 🇮🇷
#قرن_نو_نسل_نو
بزرگترین رویداد رهبران اجتماعی نوجوان
مضمار_نوجوان🇮🇷🍃⊱━═━
@mezmar_nojavan