eitaa logo
🇮🇷 مجله تحلیلی گذرگاه
581 دنبال‌کننده
69 عکس
30 ویدیو
10 فایل
🌍 گذرگاه | مرجع خبر، تحلیل و بررسی تحولات حوزه بین‌الملل 📲 ارتباط با ما: @gozargaah_admin 🔗 هسته مرکزی بین‌الملل بسیج دانشجویی @iccbso
مشاهده در ایتا
دانلود
38.37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ آیا میتوان با مذاکره، خطر جنگ را برطرف کرد؟ ▪️ پاسخ این سوال از سمت دانشگاه، علم روابط بین‌الملل و تاریخ روابط بین‌الملل یه "نه" بزرگ است. ▪️ آن چیزی که می‌تواند سایه جنگ را دور کند، دیپلماسی به پشتوانه آمادگی برای جنگ است. 👤 مهدی خانعلی‌زاده 🌏 گذرگاهی برای رسیدن به یک وضع جدید 🆔 @gozargaah_ir
🔺اسرائیل بدون اطلاع ترامپ حمله می‌کند؟! 🖋 صابر گل عنبری در روزهای اخیر گزارش‌های متعددی درباره احتمال حمله اسرائیل به تاسیسات هسته‌ای ایران بدون هماهنگی با دولت ترامپ منتشر شده است و در همین حال هم چند رسانه اسرائیلی از توقف همکاری امریکا با اسرائیل درباره طرح حمله مشترک به این تاسیسات گفته‌اند. ترامپ هم گفته که از نتانیاهو خواسته است اقدامی انجام ندهد تا مذاکرات هسته‌ای با ایران را بر هم بزند. اما آیا اسرائیل به تاسیسات هسته‌ای ایران بدون اطلاع آمریکا حمله خواهد کرد؟ می‌توان گفت که چنین اتفاقی بستگی به سطح حمله دارد. حمله گسترده و بزرگ که بسیار بعید است که اسرائیل بدون هماهنگی آمریکا و حتی مشارکت علنی یا غیر علنی آن اقدامی انجام دهد. اما احتمال «حمله محدود» اسرائیل در دو حالت وجود دارد؛ نخست بدون اطلاع دادن و هماهنگی با آمریکا و حالت دوم نیز حمله‌ای با اطلاع و هماهنگی دو طرف. حالت نخست با توجه به تبعات آن برای روابط ترامپ و نتانیاهو زمانی می‌تواند رخ دهد که بی‌بی کاملا نسبت به امکان دستیابی ایران و آمریکا به توافقی «نامطلوب» از دید اسرائیل مطمئن شود و با هدف بر هم زدن این وضعیت و پس از نومیدی از دیگر روش‌ها دست به چنین حمله‌ای بزند. ناگفته هم نماند که احتمال این حمله حتی بعد از رسیدن به توافقی «موقت و جزئی» نیز وجود دارد. البته نتانیاهو آدمی نیست که ریسک‌های حساب نشده انجام دهد و با توجه به نگرانی او از رفتار و انتقام ترامپ، هر گونه حمله بدون اطلاع به آمریکا با جنگ غزه گره خورده است و در کل آینده سیاسی نتانیاهو بستگی به سرنوشت این جنگ دارد. شکی در این نیست که میان ترامپ و نتانیاهو درباره نوع مواجهه با ایران و مسائلی دیگر اختلاف نظر و «تنش جزئی» وجود دارد که البته نباید درباره آن و پیامدهایش اغراق کرد. چنین تنشی هنوز برگردان عملی قابل توجهی پیدا نکرده است. اما فعلا به نظر می‌رسد که در شرایط کنونی وضعیت غزه به نوعی وجه‌المصالحه و محمل چانه‌زنی میان نتانیاهو و ترامپ قرار گرفته است؛ به گونه‌ای که اسرائیل در مقابل اجابت درخواست ترامپ برای عدم دست زدن به اقدامی برای برهم زدن مذاکرات با ایران در معرض فشار اعمالی و عملی برای توقف جنگ غزه قرار نگیرد و نمونه عینی آن را می‌توان در طرح پیشنهادی دیروز ویتکاف برای آتش‌بس دید که کاملا برآورنده خواسته‌های اسرائیل است و همین هم باعث شد که نتانیاهو سریعا موافقت خود را با آن اعلام کند. این در حالی است که ویتکاف چند روز قبل به توافقی با حماس از طریق بشار بحبح رسیده بود که کاملا با طرح پیشنهادی دیروز او متفاوت است. این امر نشان می‌دهد که آمریکا در نهایت -چه با ایران و چه با دیگر بازیگران- توافقی بدون در نظر گرفتن «منافع کلان» اسرائیل انجام نمی‌دهد. البته ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که ویتکاف ظاهرا در مذاکرات با طرف ایرانی هم متاثر از سیاست مذاکراتی ترامپ چنین رویه و رفتار گیج کننده و متناقضی در پیش گرفته است. اما بده بستان نتانیاهو و ترامپ در مورد غزه ممکن است با هر گونه حمله محدود بدون اطلاع آمریکا به تاسیسات هسته‌ای ایران و متعاقب آن واکنش انتقامی رئیس جمهور خودشیفته آمریکا به هم بخورد. بنابراین چنان هم محتمل نیست که اسرائیل دست به چنین حمله‌ محدودی به تاسیسات هسته‌ای ایران بدون هماهنگی پیشینی با دولت ترامپ بزند. در کل، احتمال این که چنین حمله‌ای با چراغ سبز آمریکا انجام شود بیشتر از آن است که بدون اطلاع آن صورت گیرد. به فرض صحت چنین فرضیه‌ای می‌توان حمله احتمالی محدود را نوعی اهرم فشار برای پیشبرد مذاکرات پنداشت. کما این که می‌توان گفت که برخی گزارش‌ها و اظهارنظرها در روزهای‌ اخیر درباره پایان هماهنگی میان واشنگتن و تل آویو برای حمله مشترک به ایران و ... را اقدامی هدفمند برای کنترل واکنش احتمالی تهران به حمله محدود اسرائیل و دور نگه‌داشتن منافع آمریکا در منطقه از هر گونه درگیری نظامی احتمالی دانست که ترامپ تمایلی برای ورود به آن ندارد. 🌏 گذرگاهی برای رسیدن به یک وضع جدید 🆔 @gozargaah_ir
⭕️ تأثیر راهبردی مناسبات ایران، پاکستان، افغانستان و چین در تحولات آسیای جنوب‌غربی 🖋 بهرام زاهدی ▪️ معادلات پیچیده ژئوپولیتیکی در منطقه آسیای غربی، جنوبی و مرکزی، متاثر از رقابت‌های بین‌المللی و تغییر قدرت‌های هژمون جهانی است. با این وجود، سیاست‌های سه‌گانه جمهوری اسلامی ایران در سال‌های اخیر یعنی «اخراج اشغالگران آمریکایی»، «نگاه به شرق» و «سیاست همسایگی»، مسیر تحول مثبت و راهبردی در مناسبات منطقه‌ای را رقم زده است. 🔗 این یادداشت را به صورت کامل از لینک زیر بخوانید: https://vrgl.ir/TcUfR 🌏 گذرگاهی برای رسیدن به یک وضع جدید 🆔 @gozargaah_ir
⭕️ مجله آمریکایی نیولاینز مدعی شد: یک اپلیکیشن باعث فروپاشی ارتش سوریه شد. 🔺مجله آمریکایی نیو لاینز(New Lines) در گزارشی تحقیقی فاش کرد که چگونه یک نفوذ سایبری در تابستان گذشته در سوریه توانست بخش مهمی از سیستم امنیتی و نظامی نظام وقت سوریه را متلاشی کند. 🔺در این گزارش آمده که چند ماه قبل از فروپاشی نظام اسد، یک اپلیکیشن با نام "STFD-686" در سطح گسترده‌ای از طریق کانال‌های فیک تلگرامی در بین نظامیان ترویج شد. وانمود شد که این اپلیکیشن، از سوی «دبیرخانه توسعه سوریه» تحت مدیریت خانم أسماء الأسد(همسر رئیس جمهور وقت) راه‌اندازی شده تا حواله‌های نقدی به صورت ماهانه برای حمایت از «قهرمانان ارتش سوریه» اعطا گردد. حواله‌هایی واقعا ارائه شد که معادل ۴۰ دلار یعنی بیش از دو برابر حقوق ماهانه نظامی‌ها بود. 🔺طبق یکی از پیام‌ها که در کانال تلگرامی این اپلیکیشن منتشر شده، در اواسط ماه جولای ۲۰۲۴ حدود ۱۵۰۰ حواله مالی فقط طی یکماه صادر شده بود. 🔺این اپلیکیشن از کاربران می‌خواست اطلاعات شخصی و نظامی حساس از جمله نام کامل، درجه نظامی و موقعیت جغرافیایی محل خدمت خود را ثبت کنند. 🔺این اطلاعات بعداً برای تنظیم نقشه های دقیقی به کار گرفته شد که اماکن تجمع نیروهای ارتش را به روشنی مشخص میکرد. 🔺همچنین یک برنامه جاسوسی پیشرفته از نوع "SpyMax" در این اپلیکیشن گنجانده شده بود که امکان نفوذ و شنود مکالمات محرمانه و کپی پیست کردن تصاویر و فایلها و تجسس از تأسیسات نظامی از طریق میکروفن و دوربین موبایل را فراهم می‌کرد. 🔺مجله نیولاینز اشاره می‌کند که ممکن است نیروهای معارضه(تحریرالشام) یا یک دستگاه اطلاعاتی و امنیتی منطقه‌ای یا بین‌المللی در پشت این اپلیکیشن قرار داشته‌اند. 📌 منبع 🌏 گذرگاهی برای رسیدن به یک وضع جدید 🆔 @gozargaah_ir
⭕️ رهبری در تراز جهانی 🖋 علی دادور ▫️در تاریخ معاصر، کمتر می‌توان شخصیتی را یافت که نه‌تنها سرنوشت ملت خود را دگرگون کرده باشد، بلکه در سطح جهانی نیز مسیر اندیشه، سیاست و مقاومت را متحول ساخته باشد. امام خمینی بی‌تردید یکی از این چهره‌های استثنایی است؛ رهبری که تنها به بنیان‌گذاری یک نظام سیاسی نوین بسنده نکرد، بلکه اندیشه‌ای زنده، پوینده و روح‌افزا به جهان عرضه کرد؛ اندیشه‌ای که ملت‌ها را بیدار کرد، نظام سلطه را به چالش کشید و افق‌هایی نو در فهم رابطه‌ی دین، انسان، قدرت و آزادی گشود. ▪️برخلاف بسیاری از رهبران قرن بیستم که در چارچوب‌های جغرافیایی و ملی محدود ماندند، امام خمینی با تکیه بر عقلانیت دینی و روح بلند عرفانی خود، حرکتی را آغاز کرد که از مرزهای ایران فراتر رفت و به مکتبی فکری و تمدنی بدل شد. او با بازتعریف جایگاه دین در جامعه‌ی معاصر و ارائه‌ی الگویی از مردم‌سالاری دینی، نشان داد که دین نه‌تنها می‌تواند در عرصه‌ی سیاست نقش‌آفرین باشد، بلکه قادر است روحی تازه در کالبد عدالت‌خواهی، آزادی‌طلبی و کرامت انسانی بدمد. ▫️انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی، آغازگر موجی بود که ملت‌ها را از درون به حرکت واداشت و حرکتی نو بر پایه‌ی ارزش‌های معنوی بنا نهاد. او نشان داد که دین، نه «افیون توده‌ها»، بلکه بیدارگر وجدان‌های انسانی است؛ و چنانچه با اندیشه‌ای ناب و اراده‌ای آگاهانه همراه شود، می‌تواند بزرگ‌ترین قدرت‌های سلطه‌گر را به چالش بکشد. ▪️امام خمینی تنها یک رهبر دینی نبود؛ بلکه احیاگر نوعی از رهبری بود که در دوران مدرن به فراموشی سپرده شده بود: رهبری معنوی، متکی بر اخلاص، آزاد از خودپرستی، و سرشار از بصیرت. او ثابت کرد که هم می‌توان بر نهادهای سیاسی حکومت کرد و هم بر دل‌ها سلطه یافت. راز نفوذش در سازوکارهای تبلیغاتی نبود، بلکه در صداقت، ایمان، و فطرت‌محوری او نهفته بود. ▫️از جمله عمیق‌ترین ابعاد شخصیت امام، بُعد فراملی و بیدارگرانه‌ی اوست. پیام امام، مرزهای جغرافیایی را به‌سرعت درنوردید. از فلسطین تا آفریقا، از آمریکای لاتین تا جنوب آسیا، صداهایی برخاست که خود را وارث نگاه امام به کرامت انسان می‌دانستند. حتی امروز نیز، جنبش‌هایی که با عنوان مقاومت و بیداری اسلامی شناخته می‌شوند خواسته یا ناخواسته از مکتب فکری امام خمینی تأثیر پذیرفته‌اند. ▪️امام خمینی، امام ملت ایران بود، اما فراتر از آن، امام دل‌های بیدار، وجدان‌های آگاه عصر ماست. او به ما آموخت که پیروزی واقعی، نه در قدرت و حکومت، بلکه در تسخیر دل‌هاست؛ و این، رمز ماندگاری انقلاب اوست. رهبری در تراز جهانی، آن‌گونه که در وجود امام متجلی شد، نه حاصل هیاهو و تبلیغات، بلکه برخاسته از عمق باور معنوی، شکیبایی در برابر سختی‌ها و صداقت در گفتار بود. ▫️در پایان باید گفت: امام خمینی نه‌تنها یک رهبر انقلابی بزرگ در قرن بیستم بود، بلکه جریان‌سازی جهانی، معمار هویتی نو برای جهان اسلام، و بیدارگری در دل تاریخ بود. تأثیر او همچنان زنده است؛ چراکه او نه یک حادثه، بلکه حقیقتی جاری در بطن تاریخ معاصر ماست. 🌏 گذرگاهی برای رسیدن به یک وضع جدید 🆔 @gozargaah_ir
⭕️ از «خود» گذشته برای ملت 🖋 محمدجواد اخوان ماه‌های پایانی سال ۱۹۷۸، بسیاری از نگاه‌ها به دهکده کوچکی در حومه پاریس دوخته شده بود که مردی از شرق را پذیرا بود. آن روز‌ها خبرنگاران و نمایندگان رسانه‌های مختلف دنیا خود را به «نوفل‌لوشاتو» می‌رساندند تا با چهره جدید دنیای سیاست که رژیم متحد غرب در خاورمیانه را به چالش کشیده است، آشنا شوند. فقدان شناخت کافی از امام خمینی (ره)، برای اهالی سیاست دنیا تا حدی بود که در میان پرسش‌های متعدد و هرروزه خبرنگاران، سؤالاتی به چشم می‌خورد که به‌منظور کسب اطلاع از سوابق و ویژگی‌های شخصی این رهبر مبارزاتی طرح می‌شد. پاسخ‌ها، اما برای خبرنگاران اعجاب‌آور بود. معمولاً چهره‌های سیاسی خصوصاً آنها که به دنبال رهبری یک جنبش اجتماعی و سیاسی هستند، بخشی از توان خود را مصروف معرفی و برجسته‌سازی شخص خود می‌کنند، اما امام مسیر دیگری را می‌رفت. خبرنگاری فرانسوی از ایشان خواست زندگی خصوصی خود را در طول ۱۵ سال مبارزه در تبعید تشریح کنند. امام پاسخ داد: «زندگی خصوصی من مثل زندگی خصوصی همه مردم عادی است. من طلبه‌ای هستم مثل سایر طلبه‌ها.» (صحیفه امام، ج ۵، ص ۳۰۰) این تلاش را یک‌بار دیگر خبرنگار روزنامه انگلیسی تایمز به خرج داد و به امام گفت: «مایلم که قدری درباره دوران کودکی شما و شغل شما در آن زمان بدانم و شاید هم مختصری از دوران طفولیت شما و طریقی که از آن طریق به اعتقاد کنونی راه یافتید.» پاسخ امام، اما مشابه قبلی بود: «زندگی شخصی من هم مانند همه افراد، حادثه‌ای است جزئی از تمام حوادثی که در جهان می‌گذرد، که نیازی به شرح و توضیح آن نمی‌بینم.» و در ادامه امام اعتقادات اسلامی را تبیین کرد. (همان، ص ۳۸۷) این روحیه عبور از «خود» و «منیت» البته ریشه در مکتبی داشت که امام را در ۶۰ سالگی (سنی که بسیاری فعالیت سیاسی را کلاً کنار می‌گذارند) وارد میدان مبارزه کرد و ناشی از تربیتی اسلامی بود که شجاعت را در «غلبه بر هوای نفس» می‌داند. همین توصیه عرفانی را نیز پس از انقلاب به مسئولان و انقلابیون داشت که «این‌قدر خودنمایی نکنید. این اشتباه است.... هی نگویید من، بگویید: مکتب من. هر وقت می‌گویید، «مکتب من» بگویید.... از اولیای خدا تعلیم بگیرید که همیشه دنبال مکتب بوده‌اند، نه دنبال خودشان؛ نه خودشان زرق‌وبرق دنیایی داشته‌اند و نه این‌قدر توجه به نفس داشتند که من چه کردم و من چه کردم. خیر، این حرف‌ها نبوده. از آنها باید تعلیم بگیریم و آدم بشویم. آدم، وقتی [ساخته]می‌شود که خودش را هیچ نبیند و هرچه می‌بیند خدا ببیند و هرچه هم هست اوست.» (همان، ج ۱۳، صفحه ۸۱) جوانان و نوجوانان امروز ادراک مستقیمی از شخصیت امام خمینی نداشته و ندارند و جز معدود افرادی که با مطالعه آثار امام، تا حدی با این شخصیت کم‌نظیر آشنا شده‌اند، عمدتاً از امام شناخت کافی ندارند. در دورانی که «خودنمایی» به وجه بارز عصر ارتباطات بدل شده و فناوری‌ها و تکنیک‌های رسانه‌ای به کمک برجسته‌سازی «خود» آمده‌اند، رهبری بزرگ که از خود گذشت تا ملتی را از چنگال سلطه‌گران نجات دهد، کیمیای بی‌بدیل و گمشده بشر است. جالب اینجاست که خبرنگاران غربی حتی سعی می‌کردند برای جهاد خستگی‌ناپذیر امام، جنبه‌ها و اغراض شخصی بسازند. همان خبرنگار تایمز از امام پرسید: «شما شخصاً به‌واسطه رژیم شاه رنج‌های بسیار برده‌اید، تبعید شده‌اید، زندانی دیده‌اید، پسرتان [شهید سید مصطفی خمینی]به نحو اسرارآمیزی کشته‌شده است. آیا با تمام اینها شما هیچ خصومت شخصی‌ای در مورد شاه احساس می‌کنید؟» امام، اما با قاطعیت پاسخ داد که «ابداً! من به‌هیچ‌وجه احساس خصومت شخصی با شاه ندارم. برای مبارزه نه شخص خودم مطرح است و نه پسرم؛ و من هیچ‌گاه احساس ناراحتی شخصی از او نکرده‌ام. من برای خیانت‌هایی که شاه در این پنجاه سال کرده، جنایاتی که به ملت من وارد کرده مخالفم.» (همان، ج ۵، ص ۳۹۳) البته احتمالاً خبرنگار تایمز نمی‌دانست که کسی حتی اشک‌های این انسان خودساخته را در فراق فرزندش حاج‌آقامصطفی ندید. همین نفس خودساخته و مغلوب ایمان است که در سنین کهولت، بار سنگین مبارزه برای یک ملت را بر دوش کشید و شجاعتی را به تصویر کشید که مورد اعجاب خبرنگاران غربی هم بود، چنانکه خبرنگار NBC پرسید: «آیا حضرت آیت‌الله هیچ‌گونه نگرانی یا ترسی از امنیت شخصی خود دارند؟» و پاسخ شنید که «این‌ها مهم نیست و اشکالی ندارد. اصولاً اگر با کشتن من انقلاب به نتیجه کامل خود برسد، چرا به چنین امری راضی نباشم؟ خون من از خون سایر ایرانیان رنگین‌تر نیست. درهرصورت خداوند، عالِم و حافظ است.» (همان، ج ۴، ص ۴۳۹) شجاعتی که تنها در مکتب اسلام ناب محمدی (ص) قابل یافتن است. 🌏 گذرگاهی برای رسیدن به یک وضع جدید 🆔 @gozargaah_ir
💢 روح‌الله؛ امام احیاگر 📝 جستاری در رثای خمینی عظیم آن حکیم الهی عبا بر دوش که پایه‌های نظام سلطه‌ی جهانی را لرزاند و مکتب مقاومت را بنیانی تازه نهاد 🖋 زهره صابر 🔸 پیش از طلوع آن مرد در افق تاریخ هزارساله، سرزمینی بودیم با تمدنی کهن و آینده‌ای مصادره شده. بر کرسی حاکمیت ایران، طاغوت نشسته بود: تاج طلای شاهنشاهی بر سر گذاشته و زنجیر نامرئی بر گردن مردمان افکنده. و ما در دل این خفّت پنهان شده در زر و زور داشتیم فراموش می‌کردیم که حیات ملت‌ها با استقلال، آزادی و کرامت ملی ممکن است، که عزت سرمایه‌ است و کالای فروشی نیست و وطن خاک نیست که در عهدنامه‌های ننگین بخشیده شود. در همین واپسین نفس‌های غفلت، مردی برخاست از سلاله پیامبران تا سلطه سلطنت‌طلبان را در هم بشکند و بیاموزد چگونه ایستادن و ساختن را. امام روح‌الله تاریخ ایران را از باتلاق تحقیرها و تقلیدها بیرون کشید و آن را دوباره بر شانه‌ی هویت ملی ایرانیان نشاند. 🔹 ما پیش از روح‌الله(ره) زنده نبودیم. تن داشتیم اما وطن نه. جان داشتیم اما رمق ایستادن نه. او آمد چونان صیحه صور در سحرگاه بعثت. جامه به خود پیچیده چون پیامبری، ندای توحید سر داد. ما حقیقتا مرده بودیم. او مانند روحی که به کالبد دمیده می‌شود و اجزاء آن را زنده می‌سازد ما را زنده و نمایان کرد و به حرکت درآورد. به سان هدایتگری دست ما را گرفت و تشجیع کرد. در زمانه‌ای که ما هیچ سرنوشتی برای خود متصور نبودیم او به آیه‌ی تغییر باور داشت. لباس فاخر آزادی و عزت را بر تن هر ایرانی پوشاند؛ بی‌آنکه به قدرت‌های پوشالی اهمیت بدهد. آموخت – نه شرقی نه غربی – فقط راه خدا است و ما را که نمی‌دانستیم چگونه قامت راست کنیم در برابر غارت غارتگران و چپاول استبدادگران، ایستادن آموخت. 🔸 نه حزب داشت، نه سلاح و نه لشکر؛ سربازانش خفته در گهواره مادران بودند. سلاحش ایمان بود و سنگرش قلبی آکنده از اطمینان و یقین. گفت: «من به‌واسطه‌ی این ملت، سیلی خواهم زد بر دهان قدرت‌ها»؛ و زد. گفت: «ما برای تکلیف قیام می‌کنیم، نه نتیجه»؛ و قیام کرد. چه کسی باور می‌کرد آن یتیم نظر کرده یارای ایستادن در برابر یک جهان مغرور را داشته باشد و آن حکیم جهان‌دیده‌‌ی عبا بر دوش ساکن محله‌ی جماران پایه‌های امپراتوری‌های سلطه‌گر مدرن را بلرزاند و ملت‌های همیشه خفته‌ در طول اعصار را بیدار کند؟ عظمت او را نه در شکوه کاخ‌هایش که در فروتنی نگاه‌ و قاطعیت ایمانش باید جستجو کرد. 🔹 سید روح‌الله خمینی(ره) تنها یک رهبر سیاسی نبود. او معمار هسته‌های مقاومت جهانی بود. فقیهی بود که از متن حوزه به متن خیابان آمد. فیلسوفی بود که معنای زندگی و ضرورت حرکت را خوب فهمیده بود. او مفهوم ولایت را از قفس تعاریف ذهنی رهانید و در عرصه اجتماع و سیاست معنا کرد. برای او دین مجموعه‌ای از معارف خاک‌خورده در سطور کتاب‌های کهن نبود. نقشه‌ی راهی بود برای ساختن جهانی نو عاری از خشونت و ستم‌گری و این فقط یکی از وجوه احیاگری‌اش شناخته می‌شود: احیای دین در بطن جامعه نه در حاشیه و انزوا. تا آنجا که عالمان دین درباره‌اش گفتند: «امام خمینی (ره) رویای پیامبران و امامان را تحقق بخشید.» 🔸 علاوه بر این‌ها او احیاگر انسان بود، اما نه انسانی خسته و منفعل، بلکه انسانی عاشق، کنشگر و مقاوم. احیاگر وطن بود، نه وطنی محدود به خاک، بلکه ورای مرزها، از جنس آرمان، از جنس سرزمین‌ صالحان که وارثان زمین‌اند. او ملتش را به «کتاب» بازگرداند. نه فقط به قرآن که به نهج‌البلاغه، به صحیفه، به میراث ناب علوی، به تاریخ کهن و ظلم‌ستیز شاهنامه و آن هنگام قلم به دست ایرانیان سپرد برای نگارش یک تمدن نوین مبتنی بر پایه‌های حیات‌بخش و آزادی‌خواهانه اسلام. 🔹 در جهانی که قدرت‌های مستکبر مادی سعی داشتند ما را به حاشیه برانند، امام ایران را به مرکز بازگرداند؛ نه مرکز توهم، بلکه مرکز تأثیر. گفت: «ما می‌توانیم»، و این جمله نه فقط شعار نسل‌های انقلاب، بلکه فصل مشترک تمام خیزش‌های جهانی عدالت‌خواهانه پس از آن شد؛ از یمن تا لبنان، از عراق تا فلسطین. امام روح‌الله (ره) جهانی می‌اندیشید. در باور او همه ملت‌ها شایسته زیستنی آزاد و مستقل بودند. صلح برای همگان تعریف می‌شد و مقاومت تکلیف روشن همه‌ی ملت‌هایی بود که در پی هویت و سرافرازی بودند. اکنون این ماییم و راهی که او به وسعت کرانه‌ها در پیش رویمان گشوده است. 🌏 گذرگاهی برای رسیدن به یک وضع جدید 🆔 @gozargaah_ir
⭕️ اخراج شیطان بزرگ 🖋 رسول نمازی 🔹رهبر معظم انقلاب در سخرانی اخیر خود در مراسم ارتحال امام خمینی (ره)، صراحتا به نقش کلیدی آمریکا در جنایات اسرائیل اشاره کردند. مواضع و رفتار آشکار و پنهان آمریکا در یک‌ونیم سال اخیر پس از طوفان الاقصی نیز، گواه زمینه‌سازی سیاسی و نظامی برای جنایات رژیم منحوس صهیونیستی است. در چنین شرایطی باید به فکر تحقق مطالبهٔ راهبردی رهبر انقلاب پس از شهادت حاج قاسم، یعنی «اخراج آمریکا از منطقه» بود. 🔸نکتهٔ مهم اینجاست که متاسفانه اکثریت مردم و بعضا حتی نخبگان و فعالان فرهنگی‌اجتماعی، این مطالبه را منحصر در لایه نظامی و امنیتی می‌بینند؛ حال آنکه ابعاد حضور آمریکا در منطقه، عرصه‌های فرهنگی، رسانه‌ای، اجتماعی و اقتصادی را نیز شامل می‌شود که باعث شده است همچنان نفوذ گسترده و ریشه‌دار شیطان بزرگ را در عمدهٔ کشورهای منطقه شاهد باشیم. 1⃣ برای مثال در عرصهٔ فرهنگی و آموزشی کشور پاکستان، نهاد آمریکایی «USAID» از سال ۲۰۱۳ برای ۴۲هزار نفر از اساتید و مدیران مدارس دوره‌های آموزشی و تربیتی برگزار کرده و بیش‌ از ۱۸هزار نفر از دانشجویان نخبهٔ پاکستانی را بوسیهٔ تحصیلی کرده است. 2⃣ در کشور عراق، آژانس توسعهٔ بین‌المللی آمریکا با هدف تربیت نسل نخبه جوان این کشور، پروژه «آیلپ» پسران و دختران پانزده تا هجده سالهٔ عراقی را با هزینهٔ دولت آمریکا در قالب دوره‌های آموزشی، گردشگری به آمریکا برده و آنان را با محیط فرهنگی و سبک زندگی غربی آشنا می‌کند. 3⃣ دورهٔ حضور بیست‌سالهٔ آمریکا در کشور افغانستان، فقط در یک پروژه تحت عنوان «فولبرایت» آمریکا بیش از هزار دانشجوی نخبه را با هدف ترویج فکر و اندیشهٔ غربی در پوشش آموزش عالی، بورسیهٔ تحصیلی کرده است. 🔸آمریکا هم اکنون در حال اجرای صدها پروژهٔ فرهنگی، آموزشی و علمی در منطقه غرب آسیا است و این یعنی تضمین ادامهٔ حضور شیطان بزرگ در همسایگی ما! 🔹سوال اینجاست که وقتی ایالات متحدهٔ آمریکا اینگونه در حال تعمیق نفوذ فرهنگی در نسل جوان کشورهای اسلامی منطقه است، چگونه می‌توان به اخراج آمریکا از منطقه فکر کرد؟! نسل جوانی که آمریکا را مدینهٔ فاضله و منجی خود می‌بیند و برای رسیدن به آن تلاش می‌کند، چگونه می‌خواهد با حضور مستقیم و غیرمستقیم آمریکا در کشورش مقابله کند؟! 🔸در زمینهٔ اقتصادی که کشورهای منطقه عمدتا دچار اقتصاد تک‌محصولی و متکی به دلارهای نفتی هستند و کوچکترین تلاطم یا تحریم اقتصادی آنان را دچار فروپاشی می‌کند، آیا می‌توانند اراده‌‌ای موثر برای اخراج آمریکا از منطقه داشته باشند؟! 🔹حتما یکی از الزامات این مهم، شکل‌گیری استقلال اقتصادی کشورهای منطقه از طریق شکل‌گیری پیمان‌های اقتصادی منطقه‌ای، حذف دلار از مبادلات ارزی، راه اندازی کریدورهای اقتصادی و... است. اما اجمالا یکی از مهم‌ترین راهکارهای مقابله با این شرایط، نکتهٔ مهمی است که رهبر انقلاب‌ در دیدار ۱۲ آبان ماه امسال با دانش‌آموزان و دانشجویان مطرح فرمودند: «شما جوانان و دانش‌آموزان و دانشجویان باید با ارتباط و تماس با جوانان کشورهای اسلامی و منطقه و فراتر از منطقه، حقایق را برای آنها روشن و یادآوری کنید که باید حرکت عمومی و عظیمی علیه استکبار ایجاد شود» 🔸تشکیل و تقویت تشکل‌های مردمی و جوان برای ارتباط‌گیری عالمانه و مستمر با عامه مردم این کشورها و تبیین الگوی عزتمندانه انقلاب اسلامی یکی از حیاتی‌ترین اقدامات برای هدف گذاری اخراج آمریکا از منطقه است. تا ملت‌های مسلمان منطقه به فهم درستی از ابعاد دشمنی آمریکا نرسند، نمی‌توانند انگیزه و ارادهٔ لازم را برای مطالبهٔ حرکت به سوی استقلال اقتصادی، فرهنگی و سیاسی از رهبران خویش و مبارزه با آمریکا پیدا کنند. 🌏 گذرگاهی برای رسیدن به یک وضع جدید 🆔 @gozargaah_ir
⭕️ چرا غنی‌سازی؟ 🖋 مهدی خانعلی‌زاده، پژوهشگر روابط بین‌الملل 🔴 ایران در سال‌های اخیر و با اتخاذ یک راهبرد واقع‌گرایانه، بازدارندگی اتمی خود را بدون تولید سلاح اتمی محقق کرده است. تهران تنها واحد سیاسی جهان است که بدون ساخت سلاح اتمی، بازدارندگی اتمی دارد. در واقع رویکرد «خردگرایانه» ایران در موضوع صنعت هسته‌ای باعث شده ضمن عدم تمرکز فشارها بر کشورمان، خدشه‌ای بر بازدارندگی ایران در قبال رژیم صهیونیستی نیز وارد نشود. 🔴 آمریکایی‌ها برای ممانعت از تثبیت بازدارندگی مجازی اتمی ایران، در پیشنهاد نهایی خود که به‌صورت مکتوب به‌طرف عمانی ارائه شده و در اختیار تیم مذاکره‌کننده‌ کشورمان قرار گرفته، مسئله‌ای تحت‌عنوان «کنسرسیوم هسته‌ای» با مشارکت برخی کشورهای منطقه و همچنین نظارت واشنگتن و بروکسل را مطرح کرده‌اند. طبق این پیشنهاد، فرایندهای مختلف چرخه‌ سوخت ازجمله غنی‌سازی در خاک ایران- با محوریت جزایر سه‌گانه در خلیج‌فارس- تنها زمانی از سوی واشنگتن قابل‌پذیرش است که به‌صورت مشترک و با نظارت مستقیم بازرسان آمریکایی انجام شود؛ مسئله‌ای که به معنای کنار رفتن عاملیتِ بازدارندگی از مسئله غنی‌سازی است. 🔴 این مسئله از سوی مقامات کشورمان مورد پذیرش قرار نگرفته و صراحتاً رد شده است؛ چراکه بنیان و اساس مسئله «غنی‌سازی»، تثبیت بازدارندگی و حفاظت از منافع ملی است. هر ایده‌ای که اختیار و مدیریت ایران در این فرایند را محدود کند- حتی اگر در خاک کشورمان باشد- اقدام علیه امنیت ملی است و بر همین اساس، خبرسازی درباره «کنسرسیوم در جزایر سه‌گانه» ارتباطی با واقعیت ندارد. 🔴 تقلیل مسئله غنی‌سازی در خاک ایران به زیرسؤال‌بردن مدیریت کاملاً ایرانی در فرایند طراحی چرخه‌ سوخت هسته‌ای، اقدامی در مسیر زیرسؤال‌بردن بازدارندگی تهران است که در دستورکار طرف اسرائیلی قرار دارد. 🔴 تاکید رهبر انقلاب مبنی بر عدم نیاز ایران به مجوز طرف آمریکایی برای انجام غنی‌سازی نیز دقیقاً منطبق بر همین مسیر است؛ جایی که آمریکایی‌ها به دنبال ایجاد خدشه در فرایند بازدارندگی ایران در منطقه‌ غرب آسیا هستند و به همین دلیل در پیشنهاد نهایی خود، بر حضور بازرسان آمریکایی در یک کنسرسیوم غنی‌سازی در خاک ایران تاکید کرده‌اند. 🔴 دستورکار (Mandate) مشخص تهران در شرایط کنونی مذاکرات که تیم‌ها، «خواسته‌ها» و «فهرست مطالبات» خود را بیان کرده‌اند و منتظر تصمیم‌گیری‌اند، باید مبتنی بر تحقق راستی‌آزمایی مطالبات- و نه تلاش برای جلب رضایت طرف آمریکایی درباره مسئله غنی‌سازی- باشد. 🔴 به‌صورت شفاف، فهرست مطالبات طرف آمریکایی به‌محض امضای توافق، قابلیت اجرایی دارد؛ ولی برای فهرست مطالبات طرف ایرانی، جدول زمان‌بندی به‌صورت میان‌مدت و بلندمدت در نظر گرفته شده، به‌عنوان‌مثال مطالبات طرف آمریکایی که مرتبط با مسائل فنی نظیر مواد غنی‌شده و مسئله «محل نگهداری» و «مدل نگهداری» هستند، به‌صورت فوری و در لحظه امکان اجرایی شدن دارند؛ اما مطالبات طرف ایرانی که مرتبط با مسائل لغو تحریم مانند انتقال پول‌های بلوکه شده در کشورهای خارجی و همچنین زمینه‌ صدور نفت کشورمان است، نیاز به زمان برای راستی‌آزمایی دارد. 🔗 این یادداشت را به صورت کامل از لینک زیر بخوانید: https://vrgl.ir/ScZPk 🌏 گذرگاهی برای رسیدن به یک وضع جدید 🆔 @gozargaah_ir
⭕️ پیشنهاد آمریکا به ایران چه بود و تهران چه پاسخ داد؟ 🔺در چند هفته اخیر مذاکرات گسترده ای بین تهران و واشنگتن در مسقط و رم صورت گرفت. بعضاً مذاکرات به بن بست رسید و در برخی اوقات دیگر با برخی راه حل ها روند رو به جلو بود. مهم ترین نقطه اختلافی که در این مذاکرات وجود دارد بحث «غنی سازی» است. آمریکا می داند با گرفتن این حق ایران را در بحث هسته ای عقیم می کند و تهران هم به خوبی می داند اگر کارت غنی سازی را از دست بدهد برای همیشه باخت می دهد. 🔺اما پیشنهاد اصلی آمریکا به ایران چه بود؟ 🔺واشنگتن پیشنهادی به ایران داده که موقتاً اورانیوم را در سطوحی کمتر از آنچه در توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ تصریح شده است، غنی‌سازی کند و پس از آن، تهران به طور دائم از غنی‌سازی منع شود! 🔺واشنگتن پیشنهاد داده بود که تهران اورانیوم را تا ۲٪ غنی‌سازی کند. توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ ایران به ایران اجازه غنی‌سازی اورانیوم تا ۳.۶۷٪ را می‌داد 🔺 دوره غنی‌سازی اورانیوم با سطح پایین موقت خواهد بود و برای یک یا دو سال تمدید می‌شود 🔺در این مدت، نیروگاه‌های هسته‌ای جدیدی برای ایران ساخته خواهد شد و یک کنسرسیوم مشترک(امارات، عربستان و عمان) برای غنی‌سازی اورانیوم در خارج از خاک ایران ایجاد خواهد شد، تا زمانی که تهران تحت نظارت بین‌المللی به سوخت هسته‌ای دست یابد 🔺واشنگتن می‌خواهد نیروگاه‌های هسته‌ای جدیدی برای ایران بسازد و در عین حال مهم‌ترین تأسیسات آن (نطنز و فردو) را تعطیل کند 💥برچیدن تمام سانتریفیوژهای مدرن مورد استفاده در غنی‌سازی اورانیوم 🎆پاسخ تهران چه بود؟ ایران در پاسخ به ایالات متحده، بر حق خود برای غنی‌سازی اورانیوم، حتی اگر به میزان کم، اصرار دارد. همچنین با ایده ایجاد یک اتحاد منطقه‌ای غنی‌سازی اورانیوم موافقت کرده و اصرار دارد که این اتحاد در خاک ایران، در یکی از جزایر ایرانی نزدیک کشورهای خلیج فارس، مستقر شود. ایران همچنین خواستار رفع تحریم های اقتصادی از سوی آمریکا و تضمین این موضوع است. 🌏 گذرگاهی برای رسیدن به یک وضع جدید 🆔 @gozargaah_ir
⭕️ ایران با اسنادی که از اسرائیل به دست آورده چه خواهد کرد؟ 🖋 مهدی جهان‌تیغی مهم‌ترین سؤالی که همه به دنبال آن هستند جزئیات جدید و بیشتر درباره نفوذ اطلاعاتی بزرگ ایران به اسرائیل و نوع انتقال حجم بسیار بالای از اسناد به تهران و اینکه ایران با این اسناد چه خواهد کرد، می‌باشد. 1️⃣ شکی نیست که ایران در سال‌های اخیر ضربات اطلاعاتی متعددی به رژیم وارد کرده که به دلیل ملاحظات متعدد امنیتی و سیاسی نخواسته آن را علنی کند؛ بنابراین مهم‌ترین پرسش درباره چرایی آشکارسازی این اقدام اطلاعاتی بسیار مهم هست. پاسخ اجمالی این است که بزرگی و برجسته بودن اقدام اطلاعاتی، حجم و میزان ارزش اسناد به دست آمده می‌تواند انگیزه‌ای مضاعفی برای انتشار این خبر باشد ولی از دید نگارنده به‌روزرسانی محاسبات رژیم و آمریکا درباره ایران هدف کلی است که یک هدف جانبی مهم نیز مکمل آن خواهد بود. درباره هدف جانبی مکمل این‌گونه می‌توان گفت که ایران دور جدیدی از رسواسازی رژیم صهیونیستی را در منطقه و جهان آغاز کرده است. رسواسازی که چهره شفاف‌تری از نیات پلید هسته‌ای و خطرات مقامات رژیم صهیونیستی را برای منطقه نشان خواهد داد. در فرایند این رسواسازی، تناقضات و ماهیت حامیان غربی رژیم و همکاری‌های خاص برخی نهادهای بین‌المللی نیز بیشتر نمایان خواهد شد. اگر یکی از مهم‌ترین آثار عملیات طوفان الاقصی و حوادث بعد از آن را نمایان کردن جهانی ماهیت رژیم صهیونیستی بدانیم، روند افشاگری اسناد به دست آمده، مکمل بسیار مهمی برای تکمیل این روند خواهد بود. 2️⃣ اما ایران چه سطحی از اطلاعات رژیم را به دست آورده هست؟ ایران فراتر از اسنادی که از طریق هک و حمله سایبری می‌توان دست‌یافت را به دست آورده که نشانه سطح بالابودن میزان سری بودن این اطلاعات هست. اسنادی که میزان سری بودن آن مانع از بارگزاری در فضای مجازی بوده است. سؤال مهم دیگر این است که سابقه آرشیو این اسناد چند ساله هست و تا چه میزان به‌روز هست؟ پاسخ دقیق به این سؤال در ساعات پیش‌رو داده خواهد شد ولی از میان سخنان مقامات کشور می‌توان این نکته را برداشت کرد که گنجینه اطلاعاتی به دست آمده ترکیبی از اسناد قدیم و جدیدترین اطلاعات روز مراکز حیاتی رژیم صهیونیستی است. 3️⃣ نکته مهم دیگر این است که سطح اقدام اطلاعاتی اخیر ایران با عمده اقدامات اطلاعاتی اسرائیل علیه ایران قابل‌قیاس نیست. ایران از یک محیط و جغرافیای به‌شدت کوچک‌تر، قلعه مانند، مجهزتر به فناوری‌های روز و با پشتیبانی اطلاعاتی قدرت‌های غربی، موفق به چنین اقدامی شده است. از سوی دیگر ایران با افشای این اسناد به دنبال این است که بازدارندگی خود را در مقابل رژیم صهیونیستی ارتقا کم‌سابقه‌ای بدهد. بخشی از این ارتقا همان هست که در میان پیام تبریک فرمانده کل سپاه به مجموعه وزارت اطلاعات دیده شد و از دقیق‌تر شدن نقطه اصابت موشک‌های ایران خبر داد. با این تفاوت که مراکزی که پیش‌ازاین کمتر در معرض دید و اشراف ایران بوده نیز به جامعه اهداف ایران افزوده شده است. دسترسی به حجم بالایی از اطلاعات و اسناد راهبردی و حساس رژیم در حوزه‌های نظامی، امنیتی، هسته‌ای، زیرساخت‌ها و...که سردار سلامی از آن به‌مثابه "طوفان الاقصی 2" در عرصه اطلاعاتی یاد کردند، می‌توان مورد جدیدی نامید که برای رژیم صهیونیستی این بار در حوزه اطلاعاتی «غیرقابل‌ترمیم» محسوب شود. 4️⃣ تمرکز برای دستیابی و افشای اطلاعات تأسیسات و برنامه‌های هسته ایران به‌منظور آسیب رساندن و سوءاستفاده از آنها در بزنگاه‌های مذاکرات و دیپلماسی ایران با کشورهای غربی، سال‌هاست که موردتوجه دستگاه‌های اطلاعاتی همچون اسرائیل بوده است، این بار ایران با این اقدام بزرگ اطلاعاتی این موازنه را به شکل آشکاری بهم زده است. اما باید تأکید کرد که مجدداً «میدان» به کمک دیپلماسی و سیاست خارجه آمده و دیپلمات‌ها فرصت مجددی یافته‌اند که از این کارت بازی جدید نیروهای «میدان» در مواجهه با آمریکا و سازمان انرژی اتمی نهایت استفاده را ببرند. 🌏 گذرگاهی برای رسیدن به یک وضع جدید 🆔 @gozargaah_ir
⭕️ موریانه‌ها و شکست اطلاعاتی در قلب تل‌آویو 🖋 محمدجواد اخوان انتقال محرمانه‌ترین اسناد امنیتی رژیم صهیونیستی به ایران، تل‌آویو را در بحرانی بی‌سابقه فرو برده است. این عملیات که از طریق نفوذ انسانی انجام شده، دستگاه امنیتی رژیم را با شوکی عمیق مواجه ساخته است. این عملیات، آسیب‌پذیری ساختار‌های امنیتی رژیم را آشکار کرد. دولت راست‌گرای نتانیاهو که پیش‌تر نیز با اعتراضات گسترده مواجه بود، اکنون با چالشی وجودی روبه‌رو شده است. برخی رسانه‌های عبری‌زبان با اشاره به گستردگی نفوذ ایران، از «ورزش ملی همکاری با تهران» سخن می‌گویند. برخی تحلیلگران امنیتی معتقد‌ند که بزرگ‌ترین تهدید برای اسرائیل نه موشک‌های مقاومت، که ساختار معیوب و ناهمگون خود این رژیم است. جامعه‌ای که بر پایه تبعیض سیستماتیک بنا شده، امروز در حال بلعیدن خود است. جامعه چندپاره صهیونی ریشه بنیان‌های لرزان امنیت ملی این رژیم است. شهروندان عرب که همچون شهروندان درجه ۲ با آنها رفتار می‌شود، جنگ قدرت میان یهودیان ارتدوکس و سکولار و شکاف عمیق بین یهودیان اشکنازی و سفاردی، تنها گوشه‌ای از زیربنای حفره‌های امنیتی است. در حالی که مقامات تل‌آویو مدعی برتری اطلاعاتی و امنیتی خود بوده‌اند، زنجیره‌ای از افشاگری‌ها، نفوذ‌ها و ناکامی‌های امنیتی در سال‌های اخیر چهره‌ای متفاوت از آنچه اسرائیل می‌کوشد نمایش دهد، آشکار ساخته است. رژیمی که ادعای نفوذناپذیری دارد، امروز بیش از همیشه در برابر نفوذ‌های خارجی، آن هم از دل اختلافات داخلی، آسیب‌پذیر شده است. افشای اطلاعات هسته‌ای از نیروگاه دیمونا در سال ۲۰۲۲ توسط یکی از کارکنان ناراضی، تنها آغازگر سلسله‌ای از شکست‌های پرهزینه بود. دستگیری این فرد که از تبعیض علیه یهودیان شرقی شکایت داشت، پرده از چالشی عمیق‌تر برداشت: شکاف‌های قومی و طبقاتی در دل ساختار امنیتی اسرائیل. سال بعد، نفوذ یک گروه سایبری وابسته به ایران به واحد ۸۲۰۰، یکی از حساس‌ترین یگان‌های نظامی اسرائیل، نیز ناشی از نارضایتی یک افسر مذهبی بود. رسوایی جاسوسی در موساد و فروش اطلاعات پروژه‌های دفاعی به بازیگران خارجی، تنها تأییدی است بر این واقعیت که تهدیدات بزرگ اسرائیل، نه از مرزها، بلکه از درون برمی‌خیزند. در یک مورد تکان‌دهنده در اوایل ۲۰۲۴، یک تحلیلگر ارشد موساد به اتهام همکاری با حزب‌الله لبنان دستگیر شد. تحقیقات نشان داد این فرد که از سیاست‌های اسرائیل در قبال لبنان ناراضی بود، برای سال‌ها اطلاعات عملیاتی را در اختیار این گروه گذاشته بود. در ۲۰۲۱، طرح‌های پیشرفته‌ترین پهپاد نظامی اسرائیل (پروژه «فرشته مرگ») به صورت مرموزی به بیرون درز کرد. نهایتاً صهیونیست‌ها پی بردند که یک مهندس شرکت رافائل که به دلیل گرایش‌های چپ‌گرایانه تحت نظر بود، این اطلاعات را به یک گروه مرتبط با روسیه فروخته است. در پی حملات غافلگیرانه مقاومت فلسطین در ۷ اکتبر ۲۰۲۴، اسرائیل با بحرانی مواجه شد که ساختار امنیتی‌اش را از بنیاد زیر سؤال برد. منابع مستقل گزارش می‌دهند که بسیاری از نیرو‌های مرزی در نقاط نفوذشده، از اقلیت‌های ناراضی بودند و سیستم هشدار سریع در مناطق پرخطر به دلیل کمبود بودجه تعطیل شده بود. این فاجعه، ناقوس پایان اعتماد به ساختار اطلاعاتی اسرائیل را به صدا درآورد. در جریان تهاجم رژیم به غزه نیز، عدم هماهنگی بین شاباک و ارتش منجر به یک اشتباه استراتژیک شد. اطلاعات نادرست درباره موقعیت گروگان‌ها باعث حمله هوایی به یک تونل اشتباه شد. این اطلاعات غلط عمداً توسط عناصر ناراضی درون ارتش ارائه شده بود. این شکاف‌ها دیگر صرفاً موضوعات اجتماعی نیستند؛ امروز به ابزار‌های مؤثر در دست سرویس‌های اطلاعاتی متخاصم با رژیم صهیونیستی تبدیل شده‌اند. افزایش چشمگیر مهاجرت معکوس نخبگان، کاهش داوطلبان نظامی، و رشد بی‌سابقه نارضایتی عمومی، همه نشان از بحرانی ساختاری دارد. تحلیلگران مقایسه اسرائیل با آفریقای جنوبی دوران آپارتاید را دیگر یک تشبیه ساده نمی‌دانند. شکاف‌هایی که روزگاری پنهان نگاه داشته می‌شدند، اکنون به ترک‌هایی در دیوار آهنین این رژیم بدل شده است. جالب اینجاست که برخی از عناصری که در سال‌های اخیر اطلاعات حساس و حیاتی صهیونیست‌ها را به بیرون درز داده‌اند، هیچ‌گونه انگیزه مادی نداشته و خود در اثر نارضایتی‌های متعدد با سرویس‌های اطلاعاتی محور مقاومت و دوستان مقاومت همکاری کرده‌اند. ضربات اطلاعاتی چند سال اخیر به رژیم صهیونی ترکیبی از دو واقعیت را نمایان ساخت؛ نخست قدرت و برتری جامعه اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران در تهاجم اطلاعاتی به رژیم و دوم ماهیت سست و پوشالی امنیت در جامعه موزاییکی و چندپاره صهیونی. چه بسا پیش از آنکه مقاومت بساط این رژیم جعلی را برچیند، موریانه‌های درونی آن را بپوسانند. 🌏 گذرگاهی برای رسیدن به یک وضع جدید 🆔 @gozargaah_ir