⭕️ چشمانداز مبهم صلح اوکراین
🖋 شعیب بهمن
🔹 سیاست خارجی دولت ترامپ در قبال مناقشه روسیه و اوکراین، انحرافی قابلتوجه از رویکرد سنتی آمریکا محسوب میشود. در حالی که دولت بایدن با اتخاذ موضعی تهاجمی، از افزایش کمکهای مالی، نظامی و اطلاعاتی به کیف حمایت کرد، دولت ترامپ از ابتدا بر اولویتدهی به مذاکرات صلح با هدف خاتمه سریع درگیری تأکید داشته است. با این حال، این ادعا در عمل با چالشهای پیچیدهای مواجه شده است.
🔸 استراتژی دولت ترامپ را میتوان در چارچوبی چندبعدی مورد بررسی قرار داد که تمرکز آن کمتر بر حفظ تمامیت ارضی اوکراین یا بازدارندگی در برابر اقدام نظامی روسیه و بیشتر بر کاهش تعهدات آمریکا در اوکراین و امکان بازتعریف روابط با روسیه استوار است. این استراتژی از مدل «چماق و هویج» استفاده کرده است؛ به این صورت که کمکهای نظامی به اوکراین به صورت متناوب محدود شده تا کییف را به انعطافپذیری در مذاکرات ترغیب کند، در حالی که به روسیه مشوقهای اقتصادی مانند کاهش تحریمها پیشنهاد شده است.
🔸 اگرچه کییف به آتشبس موقت تمایل نشان داده، اما هرگونه پیشنهاد مبتنی بر واگذاری سرزمینی را رد کرده و زلنسکی بر حفظ حاکمیت اوکراین بر تمام قلمروهای آن تأکید دارد. از سوی دیگر مسکو نسبت به پیشنهادات آمریکا واکنش مثبتتری نشان داده، اما به نظر میرسد با تأخیر در فرآیند مذاکره، در پی کسب امتیازات بیشتر است. در این بین کشورهای اروپایی بهعنوان ذینفعان کلیدی، توسعهطلبی ارضی روسیه را تهدیدی برای امنیت قاره اروپا میدانند.
🔸 بر این اساس، در خصوص مذاکرات باید به چند مولفه کلیدی توجه کرد:
1️⃣ جنگ اوکراین به دلیل تحرکات دولت زلنسکی و غرب علیه روسیه آغاز شد و مسکو این نبرد را اقدامی در راستای تأمین امنیت ملی و تقویت استحکامات ژئوپلیتیکی خود تلقی میکند. بنابراین، برای پایان یافتن جنگ باید ارزیابی کرد که روسیه چه اندازه به خواستههای خود دست یافته است.
2️⃣ اگرچه آمریکا نقش مهمی در شعلهور شدن آتش جنگ داشت اما به تنهایی نمیتواند آن را خاموش کند. زیرا کشورهای اروپایی به عنوان بازیگران مهم توسعهطلبی ارضی روسیه را بر خلاف منافع امنیتی و ژئوپلیتیکی خود تلقی میکنند. در نتیجه اگر منافع آنها محقق نشود یا از روند مذاکرات کنار گذاشته شوند، ممکن است نقشی مخرب اتخاذ کنند.
3️⃣ هرگونه توافق صلح باید یا با کنار گذاشتن یا کنارهگیری شخص زلنسکی و دولت وی همراه باشد. زیرا عدم رضایت از او هم در میان روسها، هم در میان دولت ترامپ و هم در بخشی از جامعه اوکراین به وضوح دیده میشود. برخی از کشورهای اروپایی نیز رضایت چندانی از عملکرد او، بهویژه بروز فسادهای گسترده در استفاده از کمکهای مالی و تسلیحاتی ندارند.
4️⃣ هدف نهایی ترامپ از پایان بخشیدن به جنگ نه خیرخواهی و صلحطلبی و نه در راستای منافع روسیه و اوکراین قابل تفسیر است. ترامپ معتقد است این جنگ باعث هدر رفتن منابع مالی و نظامی آمریکا بدون اخذ تضمینهای قابل قبول برای جبران آنها شده است. از این رو، او خواهان این بود که ضمن جبران کمکهای آمریکا، سهم خود را از کیک اوکراین بردارد؛ پیش از آنکه دیگران هیچ سهمی برای آمریکا باقی نگذارند. به همین دلیل، طرح واگذاری معادن اوکراین به آمریکا مطرح شد و ترامپ پس از جلسه تحقیرآمیز با زلنسکی به او فهماند که برای بقا راهی جز در اختیار گذاشتن منابع و معادن کمیاب کشورش ندارد. اکنون که طرفین در این خصوص به توافق رسیدهاند، موضع دولت ترامپ در مورد پایان بخشیدن به جنگ نیز تلطیف شده است.
🔸 در مجموع، چالشها و تردیدهای قابلتوجهی درباره توانایی دولت ترامپ در ایجاد توافقی پایدار وجود دارد. انتقادها به رویکرد آمریکا به ویژه به دلیل عدم بیطرفی و فشار بر اوکراین در حالی که امتیازات پیشاپیش به روسیه داده شده، افزایش یافته است. همچنین، نادیده گرفتن منافع اوکراین و کنار گذاشتن متحدان اروپایی از مذاکرات، مشروعیت و پایداری هر توافق احتمالی را زیر سؤال میبرد.
✅ از این رو سناریوهای محتمل بیشتر شامل آتشبسهایی است که وضعیت موجود را تثبیت میکند یا توافقاتی که به تمامیت ارضی اوکراین آسیب میزند. در این بین حتی در صورت آتشبس، خطر از سرگیری درگیریها وجود دارد؛ زیرا مانند توافقات قبلی در چارچوب توافق ۱ و ۲ مینسک، این بار نیز امکان تحقق صلح پایدار دشوار خواهد بود. به خصوص که روسیه هنوز به تمام منافع خود در اوکراین دست نیافته و کییف نیز شاید نتواند جدایی بخشهایی از سرزمین خود را هضم کند.
🌏 گذرگاهی برای رسیدن به یک وضع جدید
🆔 @gozargaah_ir
⭕️ راز دو لحن ترامپ درباره ایران!
🖋 صابر گل عنبری
موضوع ایران به بخش ثابتی در سخنان ترامپ در سفر به منطقه تبدیل شده است؛ اما به اشکال متفاوت و تقریبا با دو لحن مختلف.
در عربستان لحن ترامپ آمیزهای از طعنه، سرزنش و تحقیر بود. با جزئیات به بحرانها و معضلات داخلی برای ایرانیها همچون برق و آب و....اشاره و وضعیت را با عربستان مقایسه کرد. البته در کنار این مسائل گریزی هم به تمایل خود برای توافق با ایران زد، ولی طعنه و تمسخر خميرمايه كلامش بود.
با این حال، ترامپ در سفرش به قطر از یک سو به شکل قابل تاملی بیشتر از سفرش به ریاض بر روی مساله ایران تمرکز کرد و از دیگر سو نیز لحن او با وجود برخی تهدیدهای ضمنی، متفاوت و بسیار نرم و چاشنی گفتگو و توافق به وضوح بر آن چیره بود.
رویکرد ترامپ در قبال ایران فعلا مذاکره برای توافق است، اما این که این روند به کجا ختم خواهد شد، شاید خود ترامپ هم پاسخ دقیق و روشنی برای آن نداشته باشد. اما چنان که قبلا نیز نگارنده بیان داشته است، احتمال منتهی شدن این روند در نهایت پس از فراز و فرودهای فراوان به توافق بیشتر از عدم توافق است.
اما سرّ دو لحن تقریبا متفاوت ترامپ در ریاض و دوحه چیست؟ به نظر میرسد که به شکل و ماهیت گفتگوهای دو میزبان با او بر میگردد. این که برای نخستین بار در ریاض با آن ادبیات طعنه و تحقیر به مسائلی جزئی و در عین حال مهم درباره ایران پرداخت، احتمالا بروندادی از مسائل مطرح شده در دیدار با بن سلمان و مقایسههای صورت گرفته باشد.
به قول دوستی اظهارنظرهای متناقض ترامپ درباره یک مساله بیشتر به این بر میگردد که با چه کسی قبل از بیان این سخنان دیدار و یا گفتگو کرده و به عبارتی مخ او را زده است.
حالا اگر هم سخنان ترامپ در ریاض تحت تاثیر مسائل مطرح شده در دیدارها در عربستان نبوده باشد، اما اظهارات او در دوحه به احتمال زیاد خروجی گفتگویش با شیخ تمیم بوده است؛ خود ترامپ هم بر این مساله صحه میگذارد و به تکاپوی او برای توافق میان ایران و آمریکا و جلوگیری از وقوع درگیری نظامی در منطقه اشاره میکند.
روشن است که موضوع غزه و ایران دو دستور کار مهم قطریها در دیدار با ترامپ بوده است. در مورد غزه که نتانیاهو طرف مستقیم آن است، «تا این لحظه» در نتیجه سرسختی و لجاجت او گشایشی در کار نیست و ترامپ هم به دلایلی از جمله پیشبرد سیاست خود در دیگر پروندههای منطقه تمایلی به فشار جدی بر نتانیاهو و اسرائیل ندارد. تا ببینیم در این پرونده گفتگوهای کنونی دوحه به کجا ختم میشود.
اما درباره ایران از سخنان دیروز و امروز ترامپ پیداست که امیر قطر به شکل ویژه و جدی این موضوع را با او مطرح و در خصوص آن گفتگو کرده است؛ تا آنجا که رئیس جمهور آمریکا از تهران خواست که قدردان امیر قطر باشد که به گفته او برخلاف دیگران با حمله نظامی به ایران مخالف است.
ترامپ در عین حال بیان داشت که میخواهد مذاکرات با ایران موفقیت آمیز باشد و از نزدیک بودن توافق گفت. البته در این باره چندان نمیشود، به این سخنان اتکا کرد. یک ماه پیش هم که مذاکرات شروع شده بود، تقریبا با همین مضمون از نزدیک شدن به توافق سخن گفت، اما اتفاق خاصی تاکنون نیفتاده و مواضع آمریکا هم اخیرا سختتر شده است.
در این میان، اما روابط نزدیک شیخ تمیم و ترامپ و سیاست دوحه در قبال تهران چه بسا قطر را در جایگاه گزینهای مناسبتر برای میانجیگری میان ایران و آمریکا در مذاکرات قرار دهد. از دو فاکتور بالا عمان بیشتر حائز دومی است؛ یعنی روابط حسنه و سیاست خوب در قبال تهران، اما درباره نوع روابط آن با آمریکا میتوان گفت که بیشتر با سیستم سنتی و شناخته شده این کشور است تا ترامپ و دولتش که تقریبا تافتهای جدا بافته هستند و سلطان هیثم هم بر خلاف ولیعهد عربستان و امیر قطر روابط نزدیکی با ترامپ و تیم کاری نزدیک به او ندارد.
این مساله را میتوان در شرکت نکردن سلطان هیثم در نشست دیروز چهارشنبه سران شورای همکاری خلیج فارس با رئیس جمهور آمریکا دید. ناگفته هم نماند که سلطان عمان خیلی کم در چنین نشستهایی شرکت میکند، ولی اگر روابط نزدیکی با ترامپ داشت، احتمالا مسقط هم ایستگاهی در سفر منطقهای او میشد و یا خود هیثم بن طارق در نشست ریاض شرکت میکرد.
با این حال به نظر میرسد که ایران در مقایسه با دیگر بازیگران عرب در خلیج فارس بیشترین اعتماد را به عمان دارد و حالا هم که مسقط را به عنوان میانجی انتخاب کرده، تغییر آن بسیار بعید است؛ ولی احتمالا در آینده دوحه نیز در کنار مسقط نقش تسهیلگر و پررنگی در مذاکرات ایفا کند.
🌏 گذرگاهی برای رسیدن به یک وضع جدید
🆔 @gozargaah_ir
🔻سوریه سر تعظیم فرود نخواهد آورد!
🔹به قلم: حسین پاک
🌏 گذرگاهی برای رسیدن به یک وضع جدید
🆔 @gozargaah_ir
🔇🇵🇸 با سکوت، شریک جنایتایم!
💯 کمپین رسانهای ارتباط با دانشجویان آزادیخواه کشورهای جهان
▪️بخش نهم
🇩🇪 لیست صفحات اینستاگرام گروههای دانشجویی حامی فلسطین در آلمان/ قسمت دوم
▪️ دانشگاه مارتین لوتر هاله
▪️ دانشگاه فنی و حرفهای فولدا
▪️ دانشگاه گوتینگن
▪️ دانشگاه برمن
▪️ دانشگاهیان مونیخ
▪️ دانشگاه هانوفر
▪️ دانشگاه بن
▪️ دانشگاه دارمشتات
▪️ دانشگاه کارلسروهه
▪️ دانشجویان آلمان
▪️ دانشگاه ماربورگ
▪️ کادر درمان برلین
▪️ دانشگاه هاینریش هاینه دوسلدورف
▪️ دانشگاه بن
▪️ دانشگاه کیل
▪️ دانشگاه هیلدسهایم
▪️ گروه مردمی کلن
▪️ دانشگاه آزاد برلین
▪️ دانشگاه اوسنابرک
▪️ اردوگاه دانشجویی فرایبورگ
🔗 لینک ورود به صفحات:
https://gozargaahgermany2.carrd.co/
‼️ از فیلترشکن استفاده کنید.
📨 #ارتباط_با_دانشجویان
🌏 #گذرگاهی_برای_رسیدن_به_وضع_جدید
🆔 @gozargaah_ir
🔻 ابو محمد جولانی در مصاحبه قدیمی و پیش از ریبرندینگ خود، ادعا داشت:
🔸 حاکمان کشورهای عربی، برای بقای بیشتر روی کُرسی پادشاهی خود، به آمریکا جزیه میدهند!
🌏 گذرگاهی برای رسیدن به یک وضع جدید
🆔 @gozargaah_ir
8.05M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ جولانی که بود!؟ از داعشی تا سیاستمداری
🌏 گذرگاهی برای رسیدن به یک وضع جدید
🆔 @gozargaah_ir
⭕️ قبلەی عالم در ممالک محروسەی عالم!
🖋 صلاحالدین خدیو
نخستین سفر خارجی ترامپ به ساحل جنوبی خلیج فارس فراتر از یک تور منطقەای معمول است.
جدا از استقبال فوق تشریفات در نخستین مقصد سفر؛ عربستان، مقدمات و موشرات آن هم جالب و واجد دلالت های فراوان است.
گویی نه رئیس جمهور آمریکا، بلکه امپراتور رم یا شاهنشاه ایران باستان و خاقان چین به دیدن خارج نزدیک و مستغمرات و مستملکات خویش آمده است.
در توصیفی کمیک به ناصرالدین شاه قاجار هم شباهت می برد! البته نسخەی قدرتمند و ثروتمند شاه شهید و کسی که به مدد بخت و امداد از غیب از چند سوء قصد مرگبار جان بدر برده است!
تمام رووسا به صف ایستادەاند. در دادن قربانی و پیشکش از یکدیگر سبقت می گیرند و تخم چشمان را آشیانش کردەاند.
پبشکشی قطر؛ کاخی پرنده به ارزش چهارصد میلیون دلار، از همه چشمگیرتر است. اما عربستان با وعدەی صد میلیارد دلار خرید از " رئیس" گوی سبقت را از دیگران ربوده است.
نداران پایشان را به اندازەی گلیمشان دراز می کنند. جولانی مستدعی است که برجش را در دمشق بسازد و حماس با عطیەی ویژەی آزادی گروگانی دو تابعیتی می کوشد قابش را از نتانیاهو بدزدد!
اسرائیل که از لطف ویژەی او غره و غمزەهایش را به ثمن بخس سیاست داخلی فروخته، این بار مغضوب و از مقاصد سفرش حذف شده است.
آنچه گفته شد، واقعیت دنیای امروز و نظام جهانی است. دهکدەای بزرگ با اربابی قلدر و کدخداهایی در گوشه و اکناف که عاملیتشان ربطی مستقیم به تدبیر و کاردانی خویش و خلق و خوی متغیر ارباب دارد.
بی گمان این نمایش دراماتیک با آمدن رئیس جمهوری خودشیفته و تشنەی دیدن و نگران هبوط آمریکا از جایگاه نخسن جهان، تماشایی تر از هر زمانی است.
ایران پیشامدرن را ممالک محروسه می نامیدند. اصطلاحی برازندەی ایالات و ولایات پراکندەی نامتحد و دور از چشم و گوش و دست و پای مرکز که هنوز به ابزارها و فن آوری های ارتباطی و کنترلی مدرن مجهز نشده بود.
استبدادی نامتمرکز که خودمختاری طلبان و فدرالیست های امروز دوست دارند از رهگذر قسمی تحریف و مصادره به مطلوب به آن رنگ فدرالیسم و تمرکززدایی بزنند.
جهان امروز مثل ایران دیروز است. در غیاب یک حکومت واحد جهانی و ساز و کارهای مشروع و معین حکمرانی، نوعی استبداد نامتمرکز حکمرواست.
شاهنشاه به معنی شاه شاهان در کاخ سفید نزول اجلال کرده و شاهان و امرا با درجاتی متفاوت از استقلال و عاملیت، لابد به نسبت دوری و نزدیکی از مرکز، زمام امور را بدست دارند.
طبعا نه حکومت استبدادی مطلوب است و نه عدم تمرکزی که هر لحظه می تواند به هرج و مرج بینجامد. امری که همگان دربارەی آن متفق القولند.
اما جهت رسیدگی به آن و گذار به وضعیتی بهتر اختلاف نظرهایی اساسی وجود دارد که عمدتا حول دو رهیافت مشخص تجمیع شده اند.
آمریکا و حلقەی اصلی متحدان آن در جهان اول که از وضعیت سلسله مراتبی موجود در نظام جهانی به طور کلی آسوده خاطرند، خواهان استقرار دمکراسی درون ملت ها هستند.
به عبارت دیگر سود خود را در گسترش دمکراسی لیبرال می بینند. تا جهان از لحاظ هنجاری همگن و جایی برای رقابت غیر سازنده و حسادت و چشم و هم چشمی نماند.
در مقابل کشورهایی چون چین، روسیه و ایران که از جایگاه کنونی خود ناراضی و چشم به رتبه های برتر دوخته اند: فرمولی دیگر دارند:
باشد! دمکراسی قبول! اما نه درون ملت ها بلکه بیرون آنها و در جهان بین المللی.
به عبارت دیگر در داخل عیسی و موسی به دین خود، اما در صحنەی بین المللی همە از برابری راستین برخوردار و دخالت در امور داخلی موقوف شود.
جنگ سرد کنونی بیشتر ناظر به این شکاف است. قبلەی عالم هم آمده که از خاورمیانه آن را مغلوبه کند.
🌏 گذرگاهی برای رسیدن به یک وضع جدید
🆔 @gozargaah_ir