#روضه_ی_ام_المؤمنین_حضرت_خدیجه_کبری_سلام_الله_علیها
کیست بانویم خدیجه، آنکه از حق بیم داشت
بندگیِ حضرت محبوب را تعلیم داشت
او کنیز حضرت حق بود و در عمرِ گِران
کرد ثابت، دودهای چون نسلِ ابراهیم داشت
اولین شخصِ مسلمان، از بزرگانِ قریش
اولین بانو که خود را بر خدا تسلیم داشت
او که روز غربتم، تنها طرفدارِ من است
هستیِ خود را برای یاری اَم، تقدیم داشت
با تمامِ ثروتش، اسلامیان را بیمه کرد
با فقیران، کلِ داراییِ خود تقسیم داشت
جبهههای حق، ز پشتیبانی اَش پر بهره بود
ثروتِ او همچو شمشیر علی، تحکیم داشت
همدل و همپای من، دنیای من عقبای من
مادر زهرای من، نزد خدا تکریم داشت
گاه جبریلِ امین، او را سلام از حق رساند
گاه شَانَش را به آیاتی، خدا تعظیم داشت
خود محبتهای او شد، بابِ محنتهای او
در رهِ دینِ خدا، تا پای جان تصمیم داشت
دورهی شِعبِ اَبیطالب، جهادی سخت کرد
استقامت ها در آن تهدید و هم تحریم داشت
داغهای بعدِ خود را گفت با زهرای خود
مادری کرد و به گِریه، درد را تفهیم داشت
گفت بعد از ما، تو تنها یاورِ حیدر شوی
آنچه میدانست از غربت، بر او ترسیم داشت
سخت سیلی میخوری، پهلو شکسته میشوی
شرحِ بیتِ وحی و شرحِ آتشِ دژخیم داشت
از غمِ کوچه برایش گفت تا گودالِ خون
کز تمامِ داغها در سینهاَش تقویم داشت
بی کفن ماند و عبایم را برای خویش خواست
غربتِ او تا شهیدِ کربلا تعمیم داشت
با کفنهای بهشتی، کربلایی شد بپا
در عزای شاهِ عطشان، مجلسِ ترحیم داشت
اولین بنیانگزارِ روضه، اُمُ الفاطمه ست
آخرین ساعاتِ عمرش، هیئتی تنظیم داشت
گفت یازهرا، حسینت را پریشان میکشند
آب را مهریهی خود کن، که عطشان میکشند
#روضه_ی_ام_المؤمنین_حضرت_خدیجه_کبری_سلام_الله_علیها
@hajmahmoodzholideh
مناجات جاماندگان از قافلهی شهدا
#به_بهانه_بزرگداشت_روز_شهدا
ایکه خداوندِ شهیدان تویی
روحِ مناجات غریبان تویی
ایکه تویی، شاهدِ جا ماندگان
از صفِ اَبرار، جدا ماندگان
ای همه هستِ پدرانِ شهید
پشت و پناهِ پسرانِ شهید
سوزِ دلِ سوختهی مادران
نالهی افروختهی دختران
رخصتی از وصلِ شهیدان بده
مژدهی دیدارِ رفیقان بده
کاش که من، مَحرمِ رویت شوم
چون شهدا، راهیِ کویت شوم
کاش ز هر قید، رهایم کنی
ذِبحِ شهِ کرب و بلایم کنی
گر نَشوَم کشتهی راهِ حسین
وای بحالم، به صفِ نشأتین
گر نَشوَم، بیکفن و بیسرت
وایِ من از فاطمه، در محشرت
هر چه بمانم، بشَوم خارتر
زارتر و تیره تر و تارتر
نفسِ بدَم مانعِ راهم شود
بیش از این، کوهِ گناهم شود
گاه که نورانیَتم میرود
جِلوهی انسانیَتم میرود
از رهِ ارباب جدایم مکن
جانِ اباالفضل رهایم مکن
گر بخری، عبدِ کرَم میشوم
کشتهی سقای حرم میشوم
حیف که من لایق تو نیستم
مدعیاَم، عاشق تو نیستم
جانِ حسینَت، مدد آغاز کن
بابِ شهادت، به رویم باز کن
□ □ □
کیست که چون شعله بجانم شده؟
باز دوباره نگرانم شده؟
من نَشوم دربدرِ هر دری
مادریاَم، مادریاَم، مادری
راستی امشب، شب جمعه ست، وای
فاطمه بر سر بزند دست، وای
فاطمه هست و پسر فاطمه
فاطمه هست و پدر فاطمه
صف به صف آیند، همه انبیاء
گریه کنانند، همه اولیاء
خیلِ ملائک، همه مهمانِ او
جمعِ شهیدان، همه یارانِ او
نالهی او بر پسرِ بیسرش
پَردگیانند همه، مضطرش
میرسد آوای بُنَیَّ بگوش
شیون و غوغای بُنَیَّ بگوش
وای، حسینم ز چه رو کشته شد
با عطش از پُشتِ گلو، کشته شد
گریهکنان، یاریِ زهرا کنیم
سینهزنان، یاریِ مولا کنیم
اشک بباریم، برای حسین
تا که بگردیم، فدای حسین
ما که فدائیِ گُلِ حیدریم
جان به کفَش، تا به صفِ محشریم
#به_بهانه_بزرگداشت_روز_شهدا
@hajmahmoodzholideh
اسفند۱۴۰۳/ماه رمضان ۱۴۴۶
#ولادت_با_سعادت_حضرت_امام_حسن_مجتبی_علیه_السلام
تا که سرمایه حبّ نبوی دارم من
گِلِ آغشته به تینِ علوی دارم من
حسنی خاک و حسینی دل و کوثر نسبم
بر سرم، سایهی مِهرِ رضوی دارم من
دستبَردار، زِ دامانِ ولایت نشوم
چونكه مادر پدرِ مرتضوی دارم من
دشمنِ دشمنِ پیغمبرم و حیدریاَم
در رهِ فاطمه، ایمانِ قوی دارم من
از ازل، دشمنِ سرسختِ بَنیِ العباسم
تا ابد، کینهی آل اُموی دارم من
هرچه دارم، زِ کرَمخانهی آقا حسن است
این عطا را، زِ دعای اَبوی دارم من
تا چنین، سفرهی احسانِ کریمان پهن است
سرِ این سفره، هزاران اَخوی دارم من
با همه اهل و عیالم، حسنیاَم حسنی
نوکرِ حیدر و آلم، حسنیاَم حسنی
مجتبی آینهی مصطفوی سرتا پاست
حسنِبنِعلیِ مرتضوی سرتا پاست
اَشبَهُ الناس، به پیغمبرِ اکرم حسن است
در رهِ عترت و قرآن، فَدَوی سرتا پاست
جانشینیِ علی را، که توان کسب کند؟
جز حسن جان، که امامی علوی سرتا پاست
دیگران در صفِ صفّین، گریزان و فقط
مجتبی فاتحِ آن، پیشروی سرتا پاست
فتحِ ایران، که به دستانِ امامِ حسن است
او، ولی نعمتِ ایرانِ قوی سرتا پاست
تا حسن هست امامم،، پسرِ زهرایم
دینِ من، آینهی مجتبوی سرتا پاست
با حسن باش، که در دایرهی نوکریاَش
با تو همراه، چو خالص بشوی سرتا پاست
با همه اهل و عیالم، حسنیاَم حسنی
نوکر حیدر و آلم حسنیاَم حسنی
حسنبنعلی آن، آیتِ رَب، از ازل است
مَثَلِ وَجهِ خدا هست و خودش بیمثل است
همه اَسماءِ خداوند، مجسم در اوست
حسن اَندر حسن آن، واسطهی لَم یَزَل است
گرچه دارد زِ تواضع، به خودش ذَرّه خطاب
از بزرگی به خداوند قسم، بیبدل است
آنکه هنگامِ عبادت، بدنش میلرزد
با خدا وقت مناجات، بغل در بغل است
تا سکوت است، سکوتش همه مجذوبِ خداست
وقتِ ایرادِ سخن، طعمِ کلامش عسل است
لشکرِ صلح، از او صلح و صفا میگیرید
وسطِ معرکهی جنگ، امیرِ جمل است
پِی کند ناقهی سرخِ جمل، از یک ضربت
سیزده ساله نخوانش، که جوانمردِ یَل است
با همه اهل و عیالم، حسنیاَم حسنی
نوکر حیدر و آلم، حسنیاَم حسنی
تا همه قدرتِ اسلام، بدستِ حسن است
هستی و جان و جهان، هدیهی هستِ حسن است
هر که مجنون شده با یک نظرِ لیلیِ حُسن
علّتش، غمزهای از صبحِ اَلَستِ حسن است
کوه میایستد از، شیوهی قَد قامتِ او
دامَنه داریاَش از، طرزِ نشستِ حسن است
هر دلی پای حسینِبنِعلی میماند
از ازل، جان و سرش، سلسله بستِ حسن است
مِهر و ماه از اثرِ گردشِ چشمَش، گَردان
کهکشان، دانهی تسبیح، به دستِ حسن است
اقیانوس، ز آرامیِ او آرام است
موج و طوفان همهدم، واله و مستِ حسن است
نورِ روی حسن اَفشاند، شب نیمهی ماه
سحرِ نیمهی مَه، ماه پرستِ حسن است
با همه اهل و عیالم، حسنیاَم حسنی
نوکر حیدر و آلم، حسنیاَم حسنی
در امامت، همه اوصافِ پیمبر دارد
در ولایت، همه والائیِ حیدر دارد
در شجاعت، به نبی بُرده و هیبت، به علی
یعنی اسلام از او، فتحِ مکرر دارد
کیست این رونقِ بازارِ حرم، خیرِ کثیر
جلوهی نورُ علی نور، زِ کوثر دارد
دَه اِمامند همه، تحتِ تَولّای حسن
که ولایت، به امامانِ مطهر دارد
سبزپوشِ حرمِ عترتِ اَطهار، حسن
پرچمِ سبزِ بَقیع نیز، خودش بردارد
صحنها در حرمِ پاکِ بقیع، میسازیم
صحنهایی که همه، هیئت و منبر دارد
بابِ قاسم، به شبستانِ حسینش برسد
صحنِ عبداللهِ او جلوهی دیگر دارد
دیدنی میشود آن، صحنهی سقاخانه
جگرِ سوختهاَش، ساقیِ لشکر دارد
از همان کوچه که شد آینهی کرب و بلا
نینوا سرخیِ خود، از جگرش بَردارد
نَه فقط، زخمِ کبِد، خونِ جگر، دیدهی تر
اثرِ زهر جفا نیز، به پیکر دارد
پرچمِ سرخِ حسین، از دلِ خونِ حسن است
تا ابد، داغِ غریبیِ برادر دارد
با همه اهل و عیالم، حسنیاَم حسنی
نوکر حیدر و آلم حسنیاَم حسنی
#ولادت_با_سعادت_حضرت_امام_حسن_مجتبی_علیه_السلام
@hajmahmoodzholideh
#یا_رب_ادرکنی
"زمزمه ی شب جمعه ی جا ماندگان شب قدر"
یاالهی یاالهی ایکه بر حالم گواهی
میهمانان رفته و من مانده ام با روسیاهی
میزبانان را خبر کن یک نظر بر بی پناهی
یاالهی یاالهی یاالهی یاالهی
دربِ رحمت را گشودی خوش پذیرایی نمودی
هر که با هر نیت آمد راه میدادی بزودی
وای بر اَحوال من که مانده ام غرق تباهی
یاالهی یاالهی یاالهی یاالهی
از تو دارم انتظاری رحم کن بر بیقراری
سربزیرم پر امیدم آمده عبد فراری
کیست در این نیمه ی ره تا دهد بر من پناهی
یاالهی یاالهی یاالهی یاالهی
مهلتی جاماندگان را پشتِ درها ماندگان را
میرسد بعد از شبِ قدر این ندا واماندگان را:
فوج فوج آید گنهکار آی مردم هست راهی
یاالهی یاالهی یاالهی یاالهی
شهر را زیر و زبر کن ناامیدان را خبر کن
بارِ عامِ کربلا شد دیده را از روضه تر کن
گریه بر شاه شهیدان محو سازد هر گناهی
یاالهی یاالهی یاالهی یاالهی
اربعینی ها کجایند راهپیمایان بیایند
موکب ارباب اینجاست آبروداری نمایند
می نشیند در کنارِ سائلِ درمانده شاهی
یاالهی یاالهی یاالهی یاالهی
هر شبِ جمعه دلِ شب هودجی آید چو مرکب
میشوند از آن پیاده حضرت زهرا و زینب
میزنند بر سینه و سر در کنار قتلگاهی
یاالهی یاالهی یاالهی یاالهی
یکطرف فریادِ مادر یکطرف آوای دختر
انبیا و اولیایند تا سحر گریان و مضطر
"یابُنَیَّ یابُنَیَّ" آید از گودال گاهی
یاالهی یاالهی یاالهی یاالهی
صحبت از نیزه شکسته است صحبت از دستان بسته است
صحبت از یک چکمه پوش و سینه ای زخمی و خسته است
صحبت از جسمی است بی سر رد شود از او سپاهی
یاالهی یالهی یاالهی یاالهی
از هزار و نهصد و پنجاه زخمش من چه گویم
نیست جای یک نگینی بر تنِ او با که گویم
نیست از انگشت و انگشتر خبر در حربگاهی
یاالهی یاالهی یاالهی یاالهی
گوید آن مادر دمادم با دلِ خون قامتِ خم
کو حسینم کو حسینم کو حسینم کو حسینم
کِی رسد با انتقامش از حرم مهدی به آهی
یاالهی یاالهی یاالهی یاالهی
#یا_رب_ادرکنی
@hajmahmoodzholideh
#روضه_ضربت_خوردن_امیر_المومنین_علی_علیه_السلام
سفره شد پهن و پدر دستان زینب را گرفت
چون نمک بگذاشت، قرصِ نان زینب را گرفت
بانو از حالاتِ بابا، غرق در دلشوره شد
از همان اول، لبِ خندان زینب را گرفت
مثلِ روز آخرِ زهرا، علی بیتاب بود
برق چشمانِ پدر، چشمان زینب را گرفت
گفت: مهمانِ منی، یا میهمان فاطمه؟
گوئیا مادر زِ من، مهمان زینب را گرفت
آخرین دَم، نالهی مرغانِ خانه شد بلند
رفتنِ مولا، سر و سامان زینب را گرفت
تا که بابا از کنارِ خانهی دختر گذشت
فتنهای تیره، مهِ تابان زینب را گرفت
ناگهان محرابِ مسجد، گشت چون دریای خون
نالهای عرشی، دلِ لرزان زینب را گرفت
آنکه در میدان شِگِردش بود، یک ضربت به خصم
ضربتی جانِ علی و جان زینب را گرفت
عاقبت بغضِ خوارج، ریخت بر فرق علی
کینهی دیرینهای، جانان زینب را گرفت
زیرِ آغوشِ پدر، بغضِ برادرها شکست
اشکِ حسرت، دیدهی گریان زینب را گرفت
زیرِ لب میگفت: خود گردم پرستارش، ولی
عمقِ ضربت، فرصتِ درمان زینب را گرفت
میرسد روزیکه، روی حنجری مرهم نهد
بوسه بر پاره گلویی، جان زینب را گرفت
قدرت از حنجر گرفت و کوفه را بر هم که ریخت
راسِ روی نیزهای، طوفان زینب را گرفت
#روضه_ضربت_خوردن_امیر_المومنین_علی_علیه_السلام
@hajmahmoodzholideh
#روضه_جانسوز_شب_شهادت_امیر_المؤمنین_علی_علیه_السلام
شام هجرانم دگر سر شد، اَلا یافاطمه
خود، به استقبالِ مولایت بیا یافاطمه
خجلتِ روی کبودَت بود، عمری با علی
حال بنگر غرقِ خون، روی مرا یافاطمه
از غلافی که مکرر خورد، بر بازوی تو
تیغِ آن، فرقِ مرا کرده دوتا یافاطمه
آری ای یکتای من، همتائیاَم مشهود شد
قامتم شد پیشِ زینب، چون تو تا یافاطمه
خار از چشمم درآمد، استخوان هم از گلو
شد فرو تا ابرویم، تیغِ جفا یافاطمه
کوری چشمِ مغیره، همسرت لبخند زد
با نگاهی بر تو، ای خیرالنسا یافاطمه
زود از من دور شد رویت، ولی شکر خدا
باز از نزدیک میبینم ترا یافاطمه
□ □ □
غصهاَم گرچه، زِ غمهای حسین و زینب است
آه، از دورانِ سختِ مجتبا یافاطمه
از همان روزیکه، در جریانِ سیلی پیر شد
تا کنون، پنهان نموده گریه را یافاطمه
آشکارا اشک میریزد، ولی بهرِ حسین
دم به دم یادی کند از کربلا یافاطمه
روضههای کربلا برپاست، در بِیتَت هنوز
گاه از گودال، گه از نیزهها یافاطمه
تا برای من کفن آورد زینب، روضه شد
هست یادِ بیکفن همراه ما یافاطمه
#روضه_جانسوز_شب_شهادت_امیر_المؤمنین_علی_علیه_السلام
@hajmahmoodzholideh
#روضه_شام_شهادت_امیر_المؤمنین_علی_علیه_السلام
از داغ تو شد راحت، یافاطمه همتایت
عمری بخدا بودم، شرمندهی غمهایت
هجرانِ تو پایان شد، حیدر به تو مهمان شد
دیگر نکنی پنهان، رخسار ز مولایت
با اینکه نگفتی زان، سیلی سخنی با من
اشکِ حسنم میگفت، با من ز بلایایت
مانده به دلم حسرت، از غصهی دیدارت
شاید که کنم زین پس، من سیر تماشایت
از تیزیِ آن مسمار، عمری جگرم میسوخت
شد سینهی تو سوراخ. من سوخته اَم جایت
پهلوی تو تنها نَه، آنجا کمرم بشکست
با ضربۀ پشت در، با حملۀ اعدایت
قنفذ جلوی چشمم، بازوی ترا لِه کرد
در اصل گرفت از من، نیروی تولایت
با اینکه مرا دیدی، چون "شَملِ جنین" دَرهم
والله پناهم شد، آنروز شکیبایت
با خانه نشینی هم، بعدِ تو کنار آمد
این رهبر مظلومت، در سوگِ غم افزایت
اما جگرِ زینب، بدجور ز داغت سوخت
دیدم ز خدا میکرد، هر روز تمنایت
هم پهلوی تو دیده، هم فرقِ مرا، در خون
اما تَهِ گودال است، محتاجِ تسلایت
آنجا که روَد نیزه، در حلقِ حسینِ تو
آنجا که شود از درد، گودال مصلایت
یک لشکر و یک زینب، تا شام اسارت را
تنها نگذاریمَش، تا صحنهی فردایت
در بزمِ شراب ای وای، از تهمت بیدینان
انگشتِ اشاراتِ آن دشمنِ رسوایت
آخر برسد بر داد، در گوشهی ویرانه
آن طفلِ یتیمِ من، آن دختر زیبایت
ویرانه بسازد از، کاخِ ستمِ دشمن
با گریهی زهرایی، با ناله و آوایت
روز فرج مهدی است، روز من و روز تو
تا متقمت آید، برپاست دعاهایت
#روضه_شام_شهادت_امیر_المؤمنین_علی_علیه_السلام
@hajmahmoodzholideh
#نوحه_شهادت_امیر_المؤمنین_علی_علیه_السلام
ارکان دین درهم شکسته از غم
در سوگ مولایش نشسته عالم
کشته شد مرتضی وصیِ مصطفی
گریان زمین و آسمان است
صاحب عزا صاحب زمان است
مظلوم علی جان
مظلوم علی جان
یافاطمه شد موسم وصالت
مولای ما شد کشتهی عدالت
کوفه شد کربلا تسلیت مجتبا
گِریَد حسین با قلب خسته
بر فرق و پهلوی شکسته
مظلومه زهرا
مظلومه زهرا
آه از دلِ زینب در این مصیبت
باید که از کوفه کند عزیمت
میرود که شاید دوباره بیاید
آخر ندارد راه چاره
اسیری و معجرِ پاره
مظلومه زینب
مظلومه زینب
کی گفته در عالم خبر جز این است
خبر فقط امیر مؤمنین است
صاحب عالم است تالی خاتم است
وصی ختم المرسلین است
امام اهل عالمین است
لبیک حیدر
لبیک حیدر
ما شیعیان مکتب حیدریم
یارِ امام، فدائیِ رهبریم
لشکر هیئتیم پیرو همتیم
کی گفته در راهی که داریم
دیگر سلیمانی نداریم
یاثارالله
یاثارالله
#نوحه_شهادت_امیر_المؤمنین_علی_علیه_السلام
@hajmahmoodzholideh
#یا_مولا_ادرکنی
سال نو شد، ولی از یار نیامد خبری
همچنان ماند به سر، سایهی هر دردسری
گرچه، ای قافله هنگامِ فرج نزدیک است
باید از دستِ دعا، کم نگذارد نفری
"سالها میگذرد حادثهها میآید"
دارد این عمر، چسان میشود آخر سپری؟
یوسفِ فاطمه راضیست ز کارم، یا خیر؟
یا شود مادر او واسطه، با یک نظری؟
در شبِ قدر، گرفتیم رضایت از یار
تا همه داشته باشیم، به راهش اثری
قلبِ عالم همه، در دستِ عزیزِ زهراست
تا رسد صبحِ فرج، بعدِ دعای سحری
مادرش فاطمه، پیوسته دعاگویش هست
قلبِ او هست، به دستانِ ولای پدری
بر سرش دستِ خدا، دستِ خدا کیست؟ علی
میرسد، از نفَسِ شاهِ ولایت خبری
او ز کعبه، سوی ایوانِ نجف میآید
ذوالفقارِ علوی بندَد و سربندِ سری
ذکرِ آن منتقم این است به لب: یازهرا
که از این رمزگشایی، برسد هر ظفری
ما، در این راه قرار است؛ هزینه بدهیم
هست، عنوانِ شهادت به رکابش، هنری
همه بایست، که یارانِ ولایت باشیم
تا نمانیم از این قافله، در بیخبری
جانِ عالم، همه قربانِ ولیالله است
اُمَّتی نذرِ امام است، به وقتِ خطری
خطِّ اول، یمن و غزه و لبنان و عراق
همچو ایران، همه هستند به مهدی سپری
عهدِ خود را شهدا، خوب وفا کرده و ما...
منتظِر مانده به راهش، که رسد منتظَری
□ □ □
به اباالفضل قسم، دست ز عهدَش نکشیم
به علمدار که نه دست بِماندَش، نه سری
مَشک و چشم و دلِ عباس، که بر تیر نشست
دستِ او شد قلم و، دستِ دگر بر کمری
#یا_مولا_ادرکنی
@hajmahmoodzholideh
فروردین۱۴۰۴/ماه رمضان۱۴۴۶
#به_بهانهی_روز_جهانی_قدس
#روز_فلسطین
#روز_غزهی_مظلوم
#تکرار_حادثهی_کربلا
#نماز_در_مسجد_الاقصی
#ظهور_موعود
غزّه مَهدِ ایمان و خطِّ اولِ اسلام
در دفاع از قرآن، غزّه مشعلِ اسلام
غزّهی مقاوم شد، شِعبی از اَبیطالب
در کمالِ مظلومیست، خود به ظالمان غالب
کودک و زن و مَردَش، در زمانهی بیداد
میکِشند با هیبت، بر سرِ سِتم فریاد
کوچه کوچهی این شهر، پایتختِ ایثار است
کوچک و بزرگش یک، شهر را علمدار است
در سکوتِ آوارِ خانههای ویرانه
دادِ خویش بِستانند، از هجومِ بیگانه
هیچکس نمیدانست، غزه در فلسطین است؟
یا که دین و آئینِ مردمش کدامین است؟
آیههای قرآن را، ذکرِ کودکان دیدند
تازه مردمِ دنیا، رازِ غزه فهمیدند
این جنودِ اسلام و اقتداری از غزهست
شیرمَردِ مِیدان هر، شیرخواری از غزهست
صبرِ مردمِ غزه، از رسانهها برتر
خوب درنَوَردیدند، فاتحانه هر کشور
از مقاومت امروز، عالَمی خبردار است
دستِ بَرتَرِ ایمان، بر سِلاح، اِخطار است
نصرتِ شهیدان است، این مقاومت بیشک
میرسد به پیروزی، این مداومت بیشک
در کشاکشی از جنگ، رزمشان چو ابراهیم
بِینِ شهری از آتش، عزمشان چو ابراهیم
روحشان چنان پولاد، جانشان همه بر کف
بیهراس و بیوحشت، بسته تا شهادت صف
دستِ خالی اما پُر، قلبشان ز ایمان است
همچو کوه اِستاده، پُشتِشان به ایران است
انتفاضهی دیروز، شد شروع با یک سنگ
انتفاضهی امروز، کارِ موشک است و جنگ
بینظیر و بیهمتاست، انتفاضهی غزه
کربلایی از دلهاست، انتفاضهی غزه
از حماسههای خود، شد حماس چون شمشیر
پرچمِ فلسطین شد، با جهاد عالمگیر
بشنو از روایتها، لشکری جهانی را
وعدههای یارانِ آخرالزمانی را
این خبر بزودی از، هر رسانه میآید
در وطن فلسطینی، جاودانه میآید
قدس میشود آزاد، سرفَراز میمانیم
با امامتِ رهبر، ما نماز میخوانیم
روزِ قدس میآییم، با امیدِ دیدارش
کن دعا که میآید، روزِ رجعتِ یارش
فتحِ مسجدالاقصی، رمز و راز موعود است
وعدهی ظهورِ یار، عَن قریب مشهود است
این دیارِ رمزآلود، رازِ سر به مُهری بود
رمز فتحِ قدس این است؛ اَلدَّخیل یاموعود
#به_بهانهی_روز_جهانی_قدس
@hajmahmoodzholideh
#سالروز_تخریب_ظالمانه_قبور_مطهر_ائمه_ی_مظلوم_بقیع
ای زمین و آسمانت غرق ماتم ای بقیع
غصهی تخريب تو شد، روضهی غم ای بقیع
داغدار روضهی تو، قلب خاتم ای بقیع
سوگوارانِ تو، زهرا و علی هم ای بقیع
ای بهشت آرزو، ای قبله ی ویران شده
بانیِ حفظِ حریمت، ملت ایران شده
نوکران آمادهی احداثِ بنیانِ حرم
تا بسازیم از بقیع، صحن و شبستانِ حرم
کاروان آید، شود یک هفته مهمانِ حرم
جانِ هرچه عاشقِ زهراست، قربانِ حرم
گنبد و گلدسته میسازیم در ویرانهاَت
در برِ اُم البنین، سازیم سقاخانهاَت
چون شبستان و حرم تکمیل شد، پرچم به کف
راهپیمائی بپا سازیم با شور و شعف
کاروانِ عشق را راهی کنیم از هر طرف
از خراسان، کربلا، قم، سامرا، تهران، نجف
دشمنِ پَستِ تو کِی از ما بگیرد عشق را
هرچه را از ما گرفت، از دل نگیرد عشق را
ما سراپا عشق و شورِ اهلبیتِ عصمتیم
در تمامیِ حرمها پای کارِ خدمتیم
مَرد و زن، پیر و جوان، در سایهی این دولتیم
شاد، با شادی و با حزنِ شما در مِحنتیم
چون بخندد فاطمه. خندان چو زهرا میشویم
چون بگِرید فاطمه، گریان چو زهرا میشویم
آری این آب و گلِ ما را حسین آمیخته
طرحِ دینداریِ ما را، دستِ زینب ریخته
رایتِ ما را یَدُالعباس، بر انگیخته
قلب ما زیرِ قدمهای علی آویخته
پشتِ در، گودال، محراب، آستانِ بندگی ست
روضههای کربلای یار، سبکِ زندگی ست
در تَهِ گودال آری، نیزه بر دلها زدند
کعبِ نِی بر جان ما و زینب کبرا زدند
در دلِ محراب ضربت، اشقیا بر ما زدند
ضربتِ سیلی به ما و صورتِ زهرا زدند
چهرهی زهرا اگر نیلی است، ما شرمندهایم
مُزدِ پیغمبر اگر سیلی است، ما شرمندهایم
صاحب ما رشتهی تقدیر را خواهد گرفت
انتقامِ آیهی تطهیر را خواهد گرفت
در کفِ خود، قبضهی شمشیر را خواهد گرفت
از گلوی گُل، سهشعبه تیر را خواهد گرفت
حرمتِ آل عبا را میرساند او بهم
پیکر و رَاسِ جدا را میرساند او بهم
ساحتِ قرآن و دین، یابد ز غم دیگر نجات
یابد از بِینِ در و دیوار و خون، مادر نجات
همچنان خلخال، یابد چادر و معجر نجات
عمهاَش را از اسارت، میدهد آخر نجات
تهمتِ سختِ کنیزی را، دهد روزی جواب
میرساند جرعه آبی، بر لب طفلِ رباب
#سالروز_تخریب_ظالمانه_قبور_مطهر_ائمه_ی_مظلوم_بقیع
@hajmahmoodzholideh