eitaa logo
اشعار حاج محمود ژولیده
1.4هزار دنبال‌کننده
3 عکس
0 ویدیو
39 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از محمود ژولیده
soorood_1.mp3
زمان: حجم: 2.84M
سبک سرود ازدواج حضرت زهرا و امیرالمومنین سلام الله علیهما
منکه هستم پیشوای عالمین باقرُالعِلمم، شفیعِ نَشاتِین یادگار کربلا، سبطُ الحسین سیلِ اشکم، هست جاری از دو عین کربلا را چون قیامت دیده‌ام من خودم، ذِبحِ امامت دیده‌ام بس‌که سنگین است، غم‌های دلم سوختم چون شمع، در پای دلم مانده از من ارث، غوغای دلم روضه‌ی جدم، مسیحای دلم من وصیت کرده‌ام تا در منا سالهای سال شد، روضه بپا من تمام ماجرا را دیده‌ام جاریِ خونِ خدا را دیده‌ام بر فرازِ سینه، پا را دیده‌ام خود ذَبیحاًبِالقفا را دیده‌ام دیده‌ام مظلوم، می‌زد دست و پا سَروَرم، مغموم، می‌زد دست و پا چونکه از دریای خون کردم عبور جسمِ عریان دیدم و سمِّ ستور دیدم آنجا، صحنه‌ی شامِ نشور اشکِ من جاری‌ست، تا صبحِ ظهور دیده‌ام آن دیده‌های خسته را دنده‌های از لگد بشکسته را دیده‌ام در دستِ قاتل، ریش و مو خطِّ خنجر را، به پهنای گلو نیزه‌های در دهان، رفته فرو ذبح می‌کردند، اما با وضو عمه‌هایم شاهدانِ ماجرا بعدِ قتلِ صبرِ او، غارت چرا آه از، گُلگونیِ شَیبُ الخَضیب وای از، مظلومیِ خَدُّالتَّریب گفت مادر: ای غریب اِبنُ الغریب غارتِ پیراهنَت، داغی عجیب خیمه را زین غم، خجالت داده‌اند خواهرت را هم، خجالت داده‌اند بعد از آن، بابِ اسارت باز شد دست‌ها هم بر جسارت باز شد پای دژخیمان، به غارت باز شد مَسحِ قرآن، بی طهارت باز شد دست‌ها، تا چادرِ عصمت رسید چند معجر، دستِ بی غیرت رسید بعد از آن شامِ غریبانِ غمین کربلا، کرب و بلا شد اینچنین: ماند آن اجسادِ عریان بر زمین بی‌کفن، بی‌سر، همه اهلِ یقین تا چهل منزل نهان شد، آهِ ما راسها بر نیزه‌ها، همراهِ ما گریه‌ها را گاه، پنهان دیده‌ام عمه‌هایم را، به زندان دیده‌ام خنده بر اشکِ یتیمان دیده‌ام درد را، در شامِ ویران دیده‌ام درد ما، از تیرِ هیزی بود و بس بدترین تهمت کنیزی بود و بس انقلابِ اشک، اینجا شد شروع خطبه‌های ناب، از ما شد شروع راهِ ما، هر روز، هرجا شد شروع کربلا را، کربلاها شد شروع روضه و روشن‌گری، تا انتقام همچو زینب، کارِ خوبان، والسلام @hajmahmoodzholideh
بر سرِ بام، جان دهم، تا به همه نشان شوم پرچمِ راهِ کربلا، با تنِ خون‌فشان شوم کشیده می‌شود تنِ بی‌سرِ من، روی زمین تا که بجای تو در این، شهر کشان کشان شوم تشنه شهید می‌شوم، تا نشوی تو تشنه‌لب مسلمِ پیشمرگم و بهر تو جاودان شوم مِهر تو در دلم عیان، مُهر تو بر سرم نشان پیشقراولِ حسینیانِ هر زمان شوم آتشِ عشق می‌خرم، زیر شکنجه‌ی ستم تا که خبر رسانِ بغض‌های کوفیان شوم تیزتَر از سنانِ کوفیان، ندیده دیده‌ای قبلِ سَنان چشیدنَت، طعمه‌ی صد سَنان شوم پخش شده که می‌زنند، نیزه بر دهان تو پس تو مخور غمِ مرا، که نیزه در دهان شوم آن‌چه که دیده‌ام در این، دیارِ دین فروش‌ها بِه که، فدای دینِ تو، به دستِ دشمنان شوم روضه‌ی تو، غریبی و یتیمی و اسیری است غصه‌ی من همین‌که، طعمه‌ی حرامیان شوم کوفه میا که اهل‌بیتِ تو، اسیر می‌شوند میا که، من فقط اسیرِ دستِ شامیان شوم صحبتِ غارت است و حرفِ حمله بر خیامِ تو کاش که قبل از این پیام‌ها، خبر رسان شوم به خانه‌های خویش، قولِ نقره و طلا دهند چگونه بر مخدَرات، بعد از این، امان شوم عجیب دست‌هایشان، پر از هجومِ سیلی است به گِریه‌، دست بر دعا، برای دختران شوم به قاسم و به اکبرت، به پاسبان لشکرت غمین برای طفلِ شیرخوارِ بی‌زبان شوم از آن بِترسم ای دریغ، دختر سه‌ساله‌اَت شود شهیده مثل مادرت، که در فغان شوم شنیده‌ام که خاتَمت، به غارتِ کسی رود و من ز دردِ غربتَت، به لعنِ ساربان شوم @hajmahmoodzholideh
یابنَ الحسن ای مهدیِ موعود، خدا را سوگند که داریم به دل، مِیلِ شما را عصر عرفه، با تو سِزد دستِ دعا را تا اذن دهی باز، رفیقِ شهدا را یک پِلک زدن، رؤیتِ آن روی دل آرا حیف است که من، نوکرِ خوب تو نباشیم همرازِ شب و صبح و غروب تو نباشیم تا روز فرج یکسره، رو به تو نباشیم محوِ تو و جذبِ تو و ذوب تو نباشیم کِی دل بِسپارم، رخِ دلدارِ منا را تو یوسف زهرایی و ما میلِ تو داریم جز آرزوی یاریِ تو، هیچ نداریم دنیای دَنی را به خودش، وابگذاریم شاید که سرِ راهِ شما، جان بسپاریم تا در تو بِبینیم، امیرالاُمرا را آن‌روز که ما را ز گِلِ نور نوشتند از باغِ نجف، تشنه‌ی انگور نوشتند در سینه ز عنوانِ علی، شور نوشتند با طینت تان، هستیِ ما، جور نوشتند ذکرِ علی و باده‌ی زهراست گوارا ایکاش فِتَد گوشه‌ی این میکده مِیلت بر چهره‌ی مستانِ پریشان شده میلت کو بر دلِ بریانِ بجان آمده میلت کِی می‌کِشد ای یار، بر این غمزده میلت مگذار که مَستی بِرود، اهلِ خطا را ای وای از آن‌روز که ما، با تو نباشیم تو باشی و ما هیچ کجا، با تو نباشیم در رجعتِ خیلِ شهدا، با تو نباشیم هنگامه‌ی یاریِ شما، با تو نباشیم یادم نرود بر سرِ عهد تو، وفا را تا در دلِ ما عهد و وفائیست، نظر کن از کعبه دگر وقتِ رهائیست، نظر کن یک قافله در حال جدائیست، نظر کن این قافله‌ی خون خدائیست، نظر کن بازآ و بخوان، روضه‌ای از خونِ خدا را صاحب حرم از خانه برون شد، به دلِ شب راهی شده از کعبه، همه هستیِ زینب انگار شده کوفه، ز اَغیار لبالب زیرا خبر از مسلم و هانی‌ست، مرتب برگرد، میا کوفه که دیدند جفا را برگرد، که هر کوچه و بازار شلوغ است بَد عهد شده، کوفه و بازار شلوغ است یک شهر، شد آلوده و بازار شلوغ است زینب شده مظلومه و بازار شلوغ است گویی صدقه، باب شده آل عبا را این است، تمامِ خبرِ منتشر تو مسلم سرِ بازار شده منتظر تو افتاد علَم از دستِ یلِ مقتدر تو گودال شد از جور و جفا، منحصر تو بی‌حربه زنَد پیر و جوان، مُشت و عصا را @hajmahmoodzholideh
نی_و_شهدای_پانزده_خرداد_سلام_الله_علیهم_اجمعین ای رهبرا؛ راهی که داریم از تو داریم روح خدا؛ ما هر چه داریم از تو داریم والله، روح‌الله یعنی مُحیییِ دین پیر جماران است، الحق منجیِ دین بعد از هزار و چهارصد سال از رسالت احیا شد از فریاد تو، قرآن و عترت روح ولایت شد دمیده در دلیران اصلِ امام و امت، افشا شد در ایران از برکتِ آیاتِ مَثنی وَ فُرادا یک مملکت شد، هم‌صدا با تو منادا آری، تو با تکیه به درگاه الهی یک ملتی را ساختی تا عرش راهی روزیکه شد فریادِ تو "ما می‌توانیم" اثبات شد حرفَت به دنیا، می‌توانیم ای کهکشانِ دین، بنازم بر قیامت با سرعتِ نوری خطر کردی، ز نامت بی‌نامِ تو، این انقلاب، اصلاً نمی‌شد این راه و این مکتب مجاب، اصلاً نمی‌شد هان! ای علمدار همیشه زنده‌ی ما با تو بپا شد، ملت رزمنده‌ی ما از زیرِ یوغِ چکمه‌ی فرعونِ دوران آزاد شد این ملت، از چنگال گرگان ایرانِ ما، ایرانِ اسلامی شد آن‌روز شیعه در عالم صاحب نامی شد آن‌روز تنها نخواندی شیعه‌ی اثنی عشر را همراه کردی با خود اَبناءِ بشر را از بس اَدا شد، حقِ مطلب، حقِ مکتب پیوست در عالم ترا، هر قوم و مذهب تنها نه با تو، اهل ایران هم‌صدا شد بیدار از تو یک جهان، با آن ندا شد بیداریِ اسلامی از آن‌جا شد آغاز که حمله‌اَت، بر کاخِ آمریکا شد آغاز سال چِل و دو، جلوه‌ای از نینوا شد پاسخ به سال شصت و یک شد، کربلا شد خورشیدِ حق تابید، تاسوعای دیگر در خاک و خون غلتید، عاشورای دیگر سینه‌زنان خواندند در خون، نامه‌ی سرخ پیراهنِ مشکی شد آنجا، جامه‌ی سرخ اینگونه امت، کشته‌ی راهِ امام است تبعیدِ تو، تازه سرآغاز قیام است آزادگانِ عالم از تو، زنده گشتند صد لشگر از دلدادگان، رزمنده گشتند وقتی شدی از حوزه‌ی علمیه رهدار اسلام را دادی نجات از زیرِ آوار این چارده قرنِ گذشته، امتحان بود دینِ خدا، زندانیِ مستکبران بود از گوشه‌ی زندان، چو سردادی تو فریاد دینِ نبی را کردی از زندان تو آزاد کِی داشتی ابزار جنگی، جز پیامی؟ لبیک بشنیدی ز ملت، هر سلامی اینجا پیامِ عشق، بی‌پاسخ نمانده آری سلامِ عشق، بی‌پاسخ نمانده اینجا هزار و چهارصد سال عقده بشکفت یک خطبه‌ خواندی، صدهزاران غنچه بشکفت اینجا به پایت بوستانی، غنچه واکرد ملت برایت روز رجعت، کوچه واکرد روزیکه برگشتی، به گلزار بهشتت شد بهمنِ پنجاوهفت، اردیبهشتت روزیکه در خاکت، تنَت، ای بت شکن رفت چندین کفن از تو، به یادِ بی‌کفن رفت اینجا سه‌روز از جسم تو تکریم کردند چه دسته‌گلهایی به تو تقدیم کردند اینجا تنت شد با قیامی خاص، تشییع شد پیکرت با احترامی خاص، تشییع خون جای اشک از دیده افشاندند، مردم چندین نمازِ میلیونی خواندند، مردم اینجا برایت خِیل امت، جان و تن داد ایران به پایت صدهزاران، بی‌کفن داد هر مادری اینجا به پایت، گل پسر ریخت در جنگِ تحمیلی به عشقت، جان و سر ریخت اینجا کسی، در حفرِ گودالت نینداخت تیغ و سنان، بر قامتِ دالت نینداخت اینجا تنت، زیر سم مرکب نرفته بعد از تو در بازارها، زینب نرفته اینجا کسی خلخال از پایی نبرده سجاده از پایت، به رسوایی نبرده از خانواده معجری، غارت نکردند انگشت با انگشتری، غارت نکردند امروز هم، بر پای رهبر، گل بریزیم از طفل تا سردارِ لشکر، گل بریزیم امروز ایران، در رهِ والای خدمت کرده رئیس جمهور تقدیمِ ولایت امروز یکدل، یکصدا، با شور و وحدت هستیم با این استقامت، تا شهادت امروز راه قدس، نزدیک است نزدیک فریاد ما از قدس، تبریک است تبریک امروز پای هر ابَر قدرت، شکستیم در انتظار یوسف زهرا نشستیم نی_و_شهدای_پانزده_خرداد_سلام_الله_علیهم_اجمعین @hajmahmoodzholideh
روزیکه به نورِ عالم آرا دادند جوازِ وصلِ ما را اَلحمد، که در اَلَست گفتیم لبیک، منادیِ خدا را چون سَر به سجودِ شکر بردیم دادند عطای مصطفا را گفتند که با مِیِ ولایت خواندیم ز خَصَّنا شما را دادیم ز باده‌ی طهورا سرشار، محبِ مرتضا را در پرتوِ نورِ کوثر آنروز دیدیم چهارده، ولا را یک یک، به دل و زبان نمودیم اِقرار، ولای هَل اَتا را در آینه‌ی حضور دیدیم تا حشر، تمام ماجرا را از حادثه‌ی قیام کوچه... تا نهضتِ سرخِ کربلا را در پرتوِ این هدایتِ خاص دیدیم سعادت و بقا را دیدیم به جذبه‌ی ولایت هادی است حقیقت هدایت آنروز که روزِ خَصَّنا بود هنگامه‌ی انتخابِ ما بود آغازِ شناختِ ولایت میثاقِ ولای اِنَّما بود اینها همه با هدایتی خاص از جانبِ هادیِ وفا بود آنکه علَمُ الهُدی به دستش محبوبِ اَئمةُ الهدا بود صدشکر که هادیُ المُضِلّین هادیِ دل و زبانِ ما بود مقصودِ تمامِ اولیا و... معشوقِ تمامِ انبیا بود فرزندِ جوادُالعالمین و... دلبندِ همیشه‌ی رضا بود او چار محمد و علی را چون آینه‌ی جهان‌نما بود یک‌جا همه‌ی چهارده نور یک‌جا همه هستیِ خدا بود از صادق و کاظم و حسن تا زهرا و حسین و مجتبا بود دیدیم به جذبه‌ی ولایت هادی است حقیقت هدایت سرمایه‌ی اوصیاست هادی هستیِ ذَوِالنُّهاست هادی در جمعِ سُلالةُ النَّبییّن دُردانه‌ی هَل اَتاست هادی آرامِ دلِ نبیِ اَعظم ذرّیه‌ی لافتاست هادی هم حافظِ سِرّ دین و قرآن هم معدنِ وحی‌هاست هادی در بندگیِ خداست مخلص در ذاتِ خدا فناست هادی نسلِ دهمِ پیمبرِ حق از سیدةُ النساست هادی او زمره‌ی سادةُ العباد است صاحب علَمِ خداست هادی با جمله‌ی مردمِ زمانه خوش صحبت و با صفاست هادی ناگفته کلیدِ بابِ حاجات در غصه، گِره‌گشاست هادی شوینده‌ی هر گناهِ مؤمن بخشنده‌ی هر خطاست هادی دیدیم به جذبه‌ی ولایت هادی است حقیقت هدایت ای شیعه به خونِ دل وضو کن از هادیِ دین، به لب سبو کن در خلوتِ آن امامِ معصوم زخمِ دلِ خویش را رفو کن گاهی لبِ خود به شِکوِه بگشا رازِ دلِ خسته را به او کن هر جا قدَمَت براه گم شد با هادیِ راه، گفتگو کن در فتنه‌ی آخرالزمان نیز حق را به امام جستجو کن خواهی چو از او جدا نگردی با جامعه‌ی کبیره خو کن با خمّ غدیر آشنا شو بیعت کن و کسب آبرو کن با دردِ دلِ علی، از آنروز چون فاطمه، لعن بر عدو کن هرجا غمِ نینواست، بنشین هرجا گُلِ کربلاست، بو کن خواهی مددِ حسین باشی خون گریه، به نیزه در گلو کن رَه جوی، به کاروانِ زینب خود را به سه‌ساله روبرو کن با اشکِ رئوسِ روی نیزه جان و دلِ خویش، شستشو کن در غصه‌ی شام و کوفه، یا مرگ یا که طلبِ دفاع از او کن این است سفارشات هادی ای شیعه ز خونِ دل وضو کن برخیز که وقت انتقام است بیدار شو، موسمِ قیام است @hajmahmoodzholideh
از محب تا منزلِ محبوب، چندان راه نیست مقصدی چون گفتنِ یک یاعلی، کوتاه نیست در معیَّت با علی، هرگز کسی گمراه نیست لااِلهَ بی علی، ناظر به اِلّاالله نیست حسنِ نیت با ولایت داشتن، در طاعت است با امیرالمؤمنین دستورِ احمد، بیعت است حیدر کرار بر دلها امامت می‌کند زین امامت در همه عالم قیامت می‌کند پیشِ دشمن، با درایت استقامت می‌کند در میانِ دوستان، والا زعامت می‌کند دست، سوی بیعتِ مولا کند، عاشق دراز آرزوی رؤیت او را کند، عاشق دراز دَم زدن از حیدر کرار، عزت آورد چون صراطِ مستقیمَش، فتح و نصرت آورد با علی بودن، جوانمردانه غیرت آورد دوری از مولا، به هر ترتیب ذلت آورد گولِ بَخِّ بَخِّنِ فرعونِ امت را مخور هم فریبِ دَم زدن، از رأیِ ملت را مخور رأیِ ما را از ازل، قالوا بلا معلوم کرد آنکه در آب و گِلِ ما، حبِّ خود مرقوم کرد دشمنی با ظالم و همراهیِ مظلوم کرد گرچه او را دشمنَش، از حقِ خود محروم کرد تیغِ مظلومیتَش بُرّان، به اوج اقتدار لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار عهد و پیمان با علی بستن، به فرمان خداست تا علی با پای دل رفتن، به فرمان خداست دست از غیر از علی شُستن، به‌ فرمان خداست یاعلی را در عمل گفتن، به فرمان خداست پای، جایِ پایِ او بنهادن، از ایمانِ ماست با علی بودن دمادم، شیوه‌ی سلمانِ ماست هرچه گوئیم از علی، کوهِ فضائل باقی است هرچه حُسنِ خُلقِ از او گوئی، خصائل باقی است کم مخواه از او، که انبوهِ مسائل باقی است لطفِ او باقی است، تا حاجاتِ سائل باقی است آن مقام و منزلت، اِحصا نمی‌گردد، بلی تا خداوند و نبی، باشند مداحِ علی اُنس با نهج‌البلاغه، اُنس با راه علی است خطبه‌های دردمندانه، بِزنگاه علی است قاصِعه تا شِقشِقیه، شاهدِ آه علی است آه، از آن دردهایی که، تَهِ چاه علی است از غدیر خُم نگیرد فاصله، درد آشنا تا بِگردَد با علی هم قافله، درد آشنا در غدیر خم چرا، امرِ ولایت می‌شود؟ ترکِ این ابلاغ، توبیخِ رسالت می‌شود؟ حکمرانی چون، به دستانِ امامت می‌شود با امامت نیز، ایجادِ عدالت می‌شود در حقیقت، او که با جرمِ عدالت، کشته شد در مسیرِ حکمرانیِ ولایت، کشته شد با فساد و ظلم و استکبار، در افتاد علی سخت با شرک و نفاق و نار، در افتاد علی با خوارج، همچنان کفار، در افتاد علی گه مهاجر، گاه با انصار، در افتاد علی قاسطین و ناکثین مارقین را دور کرد در حقیقت خوب، چشمِ فتنه را، او کور کرد هيچکس در کارزار، از واهمه باقی نماند ناجوانمردی دگر، زان دَمدَمه، باقی نماند تا به غیر از چند یار از آن‌همه، باقی نماند روز تنهایی به غیر از فاطمه، باقی نماند خوشترین روزش، سرِ دستِ پیمبر بود و بس بدترین روزش، تهاجم سوی کوثر بود و بس دوره‌ی خانه‌نشینی نیز او، راحت نبود خار در چشم، استخوانی در گلو، راحت نبود نیمه‌شب با قبرِ مخفی گفتگو، راحت نبود با در و دیوار می‌شد روبرو، راحت نبود بیتِ او، چون قلبِ او می‌سوخت، در این ماجرا شعله‌هایش، رفت سوی خیمه‌های کربلا @hajmahmoodzholideh
بسم الله قاصم الجبارین در طلیعه عید امامت فاتح خیبر، امیرالمؤمنین علی (ع)، رهروان راستین ولایت، فرماندهان رشید اسلام، پس از عمری مبارزه و جهاد، توسط صهیونیست‌های خونخوار به شهادت رسیدند. پر واضح است که برای حرکتی عظیم و سرنوشت‌ساز علیه کفر، باید به غیر از آمادگی تجهیزات مادی، نیروی قدرتمند معنوی، یعنی خون شهید، به مدد آید. هر چه شهید والا مقام تر، خون او اثربخش تر خواهد بود. فرماندهان شهید ما، مردان والا مقامی بودند که همه عمر در مبارزه با کفر بودند و برای خود سرنوشتی جز شهادت طلب نمی‌کردند. در سال ۱۳۶۰ درخت نوپای جمهوری اسلامی می‌رفت که با تعدد توطئه‌ها از جمله جنگ، ترور، بمب‌گذاری، اقدامات براندازانه و … کمر خم کند، اما خون بزرگان والا مقام مثل شهیدان بهشتی، رجایی، باهنر و شهدای حزب جمهوری اسلامی، این درخت نوپا را استحکام بخشید و نظام مقدس اسلامی را تثبیت کرد. امروز هم همین است. برای نابودی جبهه کفر و محو رژیم خونخوار و کودک‌کش صهیونیستی، خون شهیدان والا مقام به مدد می‌آید. باند جنایتکار صهیونیست به دست و پا زدن افتاده و برای نجات خود به هر خباثتی متوسل می‌شود. ایام پیش از ظهور منجی عالم؛ حضرت مهدی (عج)، ایام امتحان‌های سخت و ایام آمادگی‌های همه جانبه است. گوش به فرمان امام جامعه، نائب امام زمان (عج)، حضرت امام خامنه‌ایِ عزیز بودن، ما را در مسیر مستقیم الهی قرار می‌دهد و امتحانات بر ما آسان خواهد بود. امام خمینی عزیز فرمودند: هر پرچمی از دست سرداری بیفتد، سردار دیگری آن را برداشته و به میدان خواهد آمد. ما به قدرت بی‌کران خداوند متعال تکیه داریم که همه‌ی قدرت‌ها از قدرت اوست. اللهم عجل لولیک الفرج یاعلی (ع) مدد عصر جمعه ۱۴۰۴/۰۳/۲۳ روضه‌خوان آل‌الله ؛ عبدالحسین سازور ☑️ @hajhoseinsazvar
جشن عیدِ ولایت است در دل نورِ هدایت است این عطر و بوی عید غدیر است بر کل عالم علی امیر است بر کل عالم علی امیر است در جان و جهان وِرد زبان علی ولی‌الله در سِر و نهان ذکرِ اذان علی ولی‌الله یا علی مدد علی مدد علی ولی‌الله یا علی مدد علی مدد علی ولی‌الله از دل از جان صَلا بزن دَم از حق با وِلا بزن ببین علی را بر دست احمد بیعت نما با ولیِّ سرمد بیعت نما با ولیِّ سرمد با صوت جلی ندا بده مَن کُنتُ مولا را با ذکر علی صَلا بده ولای زهرا را یا علی مدد علی مدد علی ولی‌الله یا علی مدد علی مدد علی ولی‌الله ای تاجِ سر حیدر مدد حقِّ کوثر حیدر مدد خود بار دیگر کن فتح خیبر فتحی گشا با یاریِ رهبر فتحی گشا با یاریِ رهبر با یک یاحسین خبر بده از محو اسرائیل تا صهیون شود محو از زمین با موشکِ سجّیل یا علی مدد علی مدد علی ولی‌الله یا علی مدد علی مدد علی ولی‌الله اینسان فرمود روح خدا راهِ قدس است از کربلا این است شعار نسلِ حسینی شد خامنه‌ای یارِ خمینی شد خامنه‌ای یارِ خمینی با اقامه‌ی نمازی از سپاهِ ایرانی با لشکری از باقری و قاسم سلیمانی یا علی مدد علی مدد علی ولی‌الله یا علی مدد علی مدد علی ولی‌الله @hajmahmoodzholideh
هدایت شده از صفحه اشعار
زمان: حجم: 293K
سرود عید سعید غدیر خم
آن منذرِ اُمّت، که بوَد حجت داور شد از سرِ احسان و عطا، ساقیِ کوثر تا ساقیِ کوثر به کفَش، جام طهوراست ترسِ دگری نیست، زِ خوفِ صفِ محشر سرمایه‌ی اهل دل و تقوا و یقین است میزانِ صراط و عرصات و صف محشر او کیست که در یک‌شبه حاضر به چهل جاست هم در شب معراج، دو صد اوست به منبر هر کس نتواند بکند درک، علی را هر کس نتواند بشود، شیعه‌ چو قنبر کو جوهرِ دریای ادب، تا بنویسد... از نیروی بازوی علی، در صف لشکر هرگز نزند، بیش ز یک ضربه به، دشمن هرگز نکند رویِ علی، پُشت به عسکر حرفی ز شجاعانِ قوی‌پنجه نگوئید! مَرحب شده بی‌سر، به هماوَردیِ حیدر چه جای سخن، از پسر عَبدَوُد اینجاست؟ پشت همه بر خاک شد از، حیدرِ صفدر لا حولَ وَ لا قُوّةَ اِلاّ بِعَلیِِ رمزیست مگو؛ بینِ خداوند و پیمبر در معنیِ لاسَیف، بخوان سِرّ مگو را کس نیست جوانمرد، چنان آن شَهِ اَطهر محکومِ فرار از صفِ میدانِ نبرد است... هر کس که، منافق شد و مستوجبِ کیفر □ □ □ امروز هم از نامِ علی، واهمه دارد... صهیونِ زنازاده‌ی کودک‌کُشِ کافر دستانِ علی باز، شده یاورِ مظلوم در غزه‌ی ویرانه، و خان یونسِ مضطر در قدسِ شریف، آینه‌ی فتحِ قریب است پیروزیِ قطعی است، بر این جبهه مقرّر با نام علی‌بن ابیطالب، عجب نیست در هم شِکنَد، هیمنه‌ی خیبرِ دیگر ای قبله‌ی اول، بسویت باز بیاییم از کرب و بلا راه، به مقصد رسد آخر کافی‌ست که با نام علی، اُنس بگیری رمز عملیات، مدد حضرت حیدر! جان نذرِ علی، نذر حسن، نذر حسین است هر قبله و هر جبهه و هر جاست، مقدّر ای جان بفدای تو که چون، جان به لب آید بینند همه روی ترا مؤمن و کافر چون بوی حسین از دلِ احباب برآید... شرمنده‌ی شوند، آن دو فرستاده داور یک روضه‌ در آن لحظه، گوارای وجود است آندم که شده، نوبتِ قنداقه‌ی اصغر قربانِ گلویی، که ز یک تیرِ سه‌شعبه صد چاک شد، ای وای از آن خشکیِ حنجر ای شیعه بخوان، منتقمِ آل علی را یک روز امید است، ببینیم ولی را @hajmahmoodzholideh
هرچند که یاران، به‌روی خاک فتادند خیلِ رفقای شهدا، اهل جهادند آنانکه علمدارِ شهیدند زیادند پرچم نَه زمین است، که دست همه دادند این حربه، از این دست بدست دگر افتاد با آل علی هر که در افتاد ور افتاد ای دشمن مغضوب، وطن جان و تنِ ماست پیراهنِ خونینِ زیارت، کفنِ ماست ایران، حرمِ آل حسین و حسنِ ماست هر گوشه قدمگاهِ شهِ بی کفنِ ماست این شورِ حسینی است، که اینجا به سر افتاد با آل علی هر که در افتاد ور افتاد تا یاورِ ما، لایَتَناهی‌ست بدانید ایران حرمِ امنِ الهی‌ست بدانید این مملکتِ شیعه گواهی‌ست بدانید ارتش، چو بسیجی و سپاهی‌ست بدانید این خاک مپندار، که در دامِ شر افتاد با آل علی هر که در افتاد ور افتاد اینجا همه نسلِ پسرِ فاطمه هستند این نسل، سپاهِ قدَرِ فاطمه هستند واللهِ جوانان، سپرِ فاطمه هستند خوبان و شهیدان، ثمرِ فاطمه هستند خصمِ علی و فاطمه در درد سر افتاد با آل علی هر که در افتاد ور افتاد ما سینه زنانِ حرمِ خونِ خدائیم دلسوخته ی تشنه لبِ کرب و بلائیم جان بر کفِ آن بی کفنِ راس جدائیم همناله ی زهرا و علی، چون شهدائیم آهِ دلِ زهرا، به گلوی سحر افتاد با آل علی هر که در افتاد ور افتاد ور افتاد عالَم، ز نوای سحرِ فاطمه گِریید هر کشته، ز داغِ پسرِ فاطمه گِریید هر دیده، ز سوزِ جگرِ فاطمه گِریید مهدی، شبِ جمعه به برِ فاطمه گِریید هنگامه ی تعجیلِ فرج زودتر افتاد با آل علی هر که در افتاد ور افتاد @hajmahmoodzholideh