اشعار حاج محمود ژولیدهسبک نوحه محرم 1404.mp3
زمان:
حجم:
1M
🔈 با صدای ذاکر اهل بیت علیهم السلام
آقای مهدی معروفی
#مرگ_بر_آمریکا #ای ایران #روح خدا #سيد خراسانی #انتقام شهیدان #سپاه و ارتش #امام عصر #بسیج حزبالله #ندای لثارات
صلابت تو عجب باصفاست ای ایران
شکوه دیدنی اَت کیمیاست ای ایران
ز یک هجومِ دلیرانه ی سپاهِ غیور
به قعر، هیمنه ی آمریکاست ای ایران
دوباره مهد دلیران سفیر مهدی شد
سپاهِ روح خدا با خداست ای ایران
سلامِ ماست به دریا دلان مان تقدیم
درود ما همه حمد و ثناست ای ایران
امامِ امتِ ما سید خراسانی است
کسی که هدیه به ما از رضاست ای ایران
برای ملتِ تو ارمغانِ پیروزی
عمل به دغدغه ی مقتداست ای ایران
اگر علیِ زمان، مردِ جنگ احزاب است
دعای حضرتِ خیرالنساست ای ایران
تمام کفر، به جنگ تمام حق آمد
و دید یاور ما هل اتاست ای ایران
قرینِ خفتِ پی در پی است استکبار
وقار پرچمِ تو کبریاست ای ایران
رود ز صفحه ی این روزگار اسرائیل
که انتقامِ شهیدان ماست ای ایران
قسم به خونِ سلیمانی و ابومهدی
عزیز فاطمه نزدیکِ ماست ای ایران
بُتِ فساد شود ریشه کن اگر ز جهان...
از این دیار به عالم، سزاست ای ایران
طلایه دار سپاهِ امامِ عصر و زمان
سپاه و ارتشِ خون خداست ای ایران
شده سراسرِ عالم، بسیجِ حزب الله
ندای صبحِ فرج آشناست ای ایران
اگر ندای لِثارات سر دهد مهدی
امامِ کعبه در آغوشِ ماست ای ایران
#مرگ_بر_آمریکا #ای ایران #روح خدا #سيد خراسانی #انتقام شهیدان #سپاه و ارتش #امام عصر #بسیج حزبالله #ندای لثارات
@hajmahmoodzholideh
#یا_مولا_ادرکنی
#غزل_امام_زمان_ارواحنا_فداه
#با_گریز_روضهی_بین_راه
ای غمِ وصلِ روی تو، مایهی سرفرازیاَم
گر زِ تو دور ماندهاَم، نیست زِ بی نیازیاَم
طفلِ گریزپایم و دستِ مرا گرفتهای
چون پدری مُراقبی، گرچه به فکر بازیاَم
تو نگرانِ نوکری، من بِزنَم به هر دری
اینهمه غصه میخوری، من به غمِ مجازیاَم
سوز و گدازِ رایگان، دادهای از کرَم مرا
تا بدهی تو صِیقلَم، اینهمه میگدازیاَم
صبح به صبح میشوم، طالبِ نورِ روی تو
شام به شام تیرهاَم، باز تو مینوازیاَم
قدرِ محبتِ ترا، کاش که میشناختم
تا نشوند خیر و شر، یک عملِ موازیاَم
گر همه عاشقان ترا، نالهی همزمان کنند
گم نشود به محضرت، نغمهی عشقبازیاَم
خود غرض از مزاحمت، دردِ دلی به یار بود
نیست ز گفتگوی خود، قصدِ زبان درازیاَم
کِی شَوم از عنایتت، چون شهدا خوش عاقبت
تا که بگویی از تو ای، کشتهی عشق راضیاَم
کاش که چون مدافعان، دفعِ خطر کنم زِ دین
تا به مسیرِ کربلا، همرهِ خویش سازیاَم
□ □ □
قافلهای میانِ رَه، راهیِ کوی قتلگه
باز به گوشِ دل رسد، زمزمهی حجازیاَم
منزلِ آخری عجب، صوتِ اذانِ نافذی
تازه جوانِ کاروان، کرده چه دلنوازیاَم
بانگِ جَرس تَنیده با، گریهی طفلِ شیرخوار
نغمهی طفل گویَدَم، تشنهی دستِ نازیاَم
آنکه به شانهی عمو، رفته به خوابِ ناز کیست؟
دخترکی که میدهد، درسِ یتیم نوازیاَم
خواهری از نظارهی، روی برادرش گریست
تا به قیامت از همین نگاه، مادرش گریست
#یا_مولا_ادرکنی
#غزل_امام_زمان_ارواحنا_فداه
#با_گریز_روضهی_بین_راه
#روضه_قافله_بین_راه
خدایا خود تو شاهد باش، بس غم میرسد از راه
به هر منزل غمی تازه، به قلبم میرسد از راه
منم صاحب حرم اما، شدم دور از حرم حالا...
که بیرون رانده اند، اَنبوهِ ماتم میرسد از راه
شدم منزل به منزل، دور از بیتِ تو آواره
به سویم از اَجل پیکی، دمادم میرسد از راه
به هر منزل فرود آیم، نظر بر آسمان دارم
چو بابایم علی، اَخبارِ مرگم میرسد از راه
ز طفلِ شیرخواره، تا جوانِ هیجده ساله
غمِ جان دادنِ آنان، به یادم میرسد از راه
بساطِ فتنه برپا هست و من راهیِ گودالم
رضای توست که، تنها به دادم میرسد از راه
منم آماده ی غربت، حرم آماده ی محنت
ولی هیهات از ذلت، به گوشم میرسد از راه
عطش ریزد اگر بر لب، اَسیری گر روَد زینب
یقین دارم که از سویت، اَمانم میرسد از راه
به هر منزل که میاُفتد نگاهم در نگاهِ او
نوای غربتِ خواهر، به جانم میرسد از راه
سه ساله دخترم، بر دوشِ سقایم چه غم دارد
پس از این است که، آهِ یتیمم میرسد از راه
صدای مادرم زهرا، به گوشم گاه می پیچد
که قرآن خواندنَت، از نیزه هردم میرسد از راه
من و این جمعِ یارانم، تو و این اشک بارانم
به دیدارِ تو آیا وصلِ جانم میرسد از راه؟
سَرم را روی نِی بنگر، تنم را زیر سُم، دانم...
که قطعه قطعه جسمم، قتلگاهم میرسد از راه
تمامِ هستی اَم گردد، فدایت روز عاشورا
که خونخواهِ شهیدانِ محرم میرسد از راه
به کعبه ظلم شد اما، به صاحب کعبه اَفزونتر
یقین دارم، که روز انتقامم میرسد از راه
#روضه_قافله_بین_راه
@hajmahmoodzholideh
#یا_حسین_علیه_السلام_ادرکنی
شکر خدا که توبهی نوکر قبول شد
اشک و دعا و ناله مکرر، قبول شد
فطرس، سلامِ قلبِ مرا تا حسین بُرد
پاسخ رسید، سائلِ مضطر قبول شد
گفتم: بحقِّ مادرِ مظلومهات ببخش
فرمود: با سفارشِ مادر قبول شد
نزد همه، تحمّل رسوائیاَم نکرد
تا آمدم، به پا نَه که با سر، قبول شد
حُرِّ نیستم، ولی به شمار آمدم، چنان...
کلبی که در حفاظت از این در قبول شد
ناباورانه سینهزنِ کربلا شدم
سائل از آنچه خواست، فراتر قبول
بی التماس، شاهِ شهیدان مرا خرید
بی امتحان، غلامیِ نوکر قبول شد
یک قطره اشک، شعلهی آتش خموش کرد
لبیکِ من به کشتهی بیسر قبول شد
گر از غدیر آمدهام تا محرمش
والله، با دعای پیمبر قبول شد
ارباب، سوزِ نالهی دلخسته را که دید
گفتا: به سوزِ نالهی خواهر قبول شد
نعره زدم، به زخم گلوی بریدهاش
مخلوط شد به نعرهی کوثر، قبول شد
نَه مثل ساربانِ جفاکار، بلکه من...
نامم به اسمِ سائل حیدر قبول شد
والله با عفاف و حجابِ زنانمان
گریه برای غارتِ معجر قبول شد
□ □ □
یک روز با دعای شهیدان، خبر دهند
جامانده هم، فدائیِ رهبر قبول شد
#یا_حسین_علیه_السلام_ادرکنی
@hajmahmoodzholideh
#یا_مولا_ادرکنی
سلام صاحب عزا، بانیِ غمِ دل من
مُحرمِ تو کجا و مُحرمِ دل من
زبانحالِ ترا، با چه حال وصف کنم
مگر که از تو رسد، شورِ ماتم دل من
کنار تو که نباشم، غمی نمیفهمم
تو خود بگو که، تو هم باش همدم دل من
سیاهیِ دل خود را دوباره آوردم
که روشنا رسد از نوحه و دمِ دل من
دلم به غیرِ مسیحا نفَس نمیخواهد
که زنده میشود از عشق، هر دَم دل من
تمامِ عمر اگر ناله سر دهم، هیهات
که همنوای تو باشد، غمِ کمِ دل من
ز دور ماندنَم از تو، دلی نمیسوزد
بگو بسوز، به خطِّ مقدم دل من
شبیهِ چشمِ خودت، چشمه چشمه اشکم ده
که حاصلی نشد از اشکِ نم نم دل من
به گریهای که، هزار و چهارصد ساله است
بخواه مثلِ تو باشد، دمادم دل من
برای جدِّ غریبت، چگونه میگِریی؟
که با تو صبح و مسا نیست، عالَم دل من
به هر نوای "بُنَیَّ" سزاست جان دادن
فنای نالهی زهراست، مَحرم دل من
#یا_مولا_ادرکنی
@hajmahmoodzholideh
#روضه_حضرت_مسلم_بن_عقیل_علیه_السلام
بر سرِ بام، جان دهم، تا به همه نشان شوم
پرچمِ راهِ کربلا، با تنِ خونفشان شوم
کشیده میشود تنِ بیسرِ من، روی زمین
تا که بجای تو در این، شهر کشان کشان شوم
تشنه شهید میشوم، تا نشوی تو تشنهلب
مسلمِ پیشمرگم و بهر تو جاودان شوم
مِهر تو در دلم عیان، مُهر تو بر سرم نشان
پیشقراولِ حسینیانِ هر زمان شوم
آتشِ عشق میخرم، زیر شکنجهی ستم
تا که خبر رسانِ بغضهای کوفیان شوم
تیزتَر از سنانِ کوفیان، ندیده دیدهای
قبلِ سَنان چشیدنَت، طعمهی صد سَنان شوم
پخش شده که میزنند، نیزه بر دهان تو
پس تو مخور غمِ مرا، که نیزه در دهان شوم
آنچه که دیدهام در این، دیارِ دین فروشها
بِه که، فدای دینِ تو، به دستِ دشمنان شوم
روضهی تو، غریبی و یتیمی و اسیری است
غصهی من همینکه، طعمهی حرامیان شوم
کوفه میا که اهلبیتِ تو، اسیر میشوند
میا که، من فقط اسیرِ دستِ شامیان شوم
صحبتِ غارت است و حرفِ حمله بر خیامِ تو
کاش که قبل از این پیامها، خبر رسان شوم
به خانههای خویش، قولِ نقره و طلا دهند
چگونه بر مخدَرات، بعد از این، امان شوم
عجیب دستهایشان، پر از هجومِ سیلی است
به گِریه، دست بر دعا، برای دختران شوم
به قاسم و به اکبرت، به پاسبان لشکرت
غمین برای طفلِ شیرخوارِ بیزبان شوم
از آن بِترسم ای دریغ، دختر سهسالهاَت
شود شهیده مثل مادرت، که در فغان شوم
شنیدهام که خاتَمت، به غارتِ کسی رود
و من ز دردِ غربتَت، به لعنِ ساربان شوم
#روضه_حضرت_مسلم_بن_عقیل_علیه_السلام
@hajmahmoodzholideh