#روضه_ورود_به_کربلا
کاروانِ نور همچون ماهتاب
آمد از شبهای تارِ التهاب
تا کند در شامِ ظلمت انقلاب
با عزیزانی ز نسل بوتراب
"آفتاب آمد دلیل آفتاب"
آمد از نزد حرم، صاحب حرم
شاه مظلومان و سلطان کرم
با زنان و دخترانی محترم
گفت یارب این من و این لشکرم
این لبانِ تشنه، این سقای آب
ای علمدارم، وفا را ساز کن
در همینجا بار خود را باز کن
مِهرِ خود، بر قافله اِبراز کن
کودکان را با محبت ناز کن
یک به یک با احترامِ بیحساب
با جوانانِ غیورِ کاروان
خیمهها برپا کن اینجا همزمان
خیمهی طفلان، خیام بانوان
دور از چشمِ سپاهِ دشمنان
تا بخوابد در حرم طفل رباب
خواهر اما در هَراس از جانِ یار
با برادر گفت: ای والا تبار
این بیابان چیست نامش ای نگار؟
کرده این صحرا دلم را بیقرار
پس برادر داد خواهر را جواب:
این بیابانِ پر از غم کربلاست
آری این صحرا دیاری پر بلاست
هر که با ما هست اینجا مبتلاست
خاکِ این صحرا سراسر اِبتلاست
میشود اینجا محاسنها خضاب
گفت زینب، دل ندایی میدهد
این زمین بوی جدایی میدهد
هم خبر از کشتههایی میدهد
هم خبر از ماجرایی میدهد
من از این اخبار دارم اضطراب
کوفیان ما را اسیری میبرند
کوه را با سربزیری میبرند
گاه با قصدِ حقیری میبرند
گاه مانند اَجیری میبرند
یادِ کوفه میکند قلبم مذاب
در دلِ من شور و غوغایی بپاست
با خدای خویش نجوا کارِ ماست
نیزه ها پیداست، نخلستان کجاست
این بیابان قتلگاه اولیاست
گفت با خود، جز صبوری برمتاب
بانوان همدردیِ زینب کنند
دختران نجوای زیر لب کنند
کودکان هم درکِ این مطلب کنند
مَحرمان تکریمِ آن کوکب کنند
زانوی عباس و اکبر شد رکاب
یاد آن روزیکه یک مَحرم نماند
با دلِ زینب کسی همدم نماند
گِردِ او جز داغ و درد و غم نماند
پورِ خاتم را دگر خاتم نماند
غارتِ انگشت و انگشتر ثواب
معجر اینجا پاره پاره میشود
حمله بر هر گوشواره میشود
دست گَردان گاهواره میشود
عصمتِ زهرا نظاره میشود
ای دریغ از کوفه و شامِ خراب
#روضه_ورود_به_کربلا
@hajmahmoodzholideh
#نوحه_حضرت_مسلم_علیه_السلام
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
عشقِ تو یا ابا عبدالله
هم آشیانِ دارم کرده
روح اطاعت از تو مولا
خوب آشنای دارم کرده
میمیرم از غریبی ات اما
امر تو را رسانم به دنیا /۲
( یابن الزهرا یا ثارالله / ۳ )۲
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
کوفه به تو وفا ندارد
درد و غم تو را ندارد
در کشتن و اسیری بردن
از زینبت حیا ندارد
بازار کوفه از فتنه غوغاست
شمشیرشان علیه تو مولاست/۲
( یابن الزهرا یا ثارالله / ۳ )۲
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
وقتی سرم جدا شد از تن
گریه به یاد تو میکردم
دور از توام ولی ای مظلوم
مردانه دور تو میگردم
مولا قسم به جانِ سکینه
برگرد دوباره سوی مدینه /۲
( یابن الزهرا یا ثارالله / ۳ )۲
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
#نوحه_حضرت_مسلم_علیه_السلام
@hajmahmoodzholideh
#نوحه_ورودیه
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
آرامِ جان زینب حسین
جانم رسیده بر لب حسین
آتش به دل مزن جان زهرا
خیمه مزن در این دشت و صحرا /۲
( یابن الزهرا یا ثارالله / ۳ )۲
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
این سرزمین غریب است آقا
درد و غمش عجیب است آقا
بنگر به اشک چشم سکینه
جان رقیه برگرد مدینه/۲
( یابن الزهرا یا ثارالله / ۳ )۲
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
خواهر برای تو بمیرد
اشک غریبی ات نبیند
گویا رسیده وقت جدایی
ذبح عظیم و خونِ خدایی /۲
( یابن الزهرا یا ثارالله / ۳ )۲
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
#نوحه_ورودیه
@hajmahmoodzholideh
#یا_حسین_ادرکنی
"رجزخوانی در محرم حسینی"
بنویسید که فتحِ دگری، در راه است
فتح اینبار، بدستِ قدَری در راه است
بنویسید که شیطان بزرگ است به رَجم
که فروپاشیِ فرعون تری در راه است
بعدِ نابودیِ صهیون، همه آمادهی رزم
که به اربابِ سَخیفَش، سقَری در راه است
گذر از فتنهی دجّال، جگر میخواهد
با علمدارِ محرم، جگری در راه است
مُتمَسِّک، چو بنامِ اَبی عَبدِاللّهیم
از اَباالفضل، یقیناً نظری در راه است
شک نداریم که در، روضهی ارباب حسین
بعد از این سینهزنیها، خبری در راه است
عاشقانش، نَه تنی و نَه سری میخواهند
مرگِ مردانِ خدا را، هنری در راه است
پای دل میطلبد، تا که نبینی خود را
گذر از جان و جهان را سفری در راه است
راه نزدیک کن از، پرچمِ لبَّیک حسین
آری از راهِ میانبُر، گذری در راه است
پرچمِ مِشکیِ ما، طبق روایات همان...
پرچمی هست، که با آن ظفری در راه است
سِپرِ ماست اِمامی، که خودش بیسِپر است
بعدِ یافاطمه، دفعِ خطری در راه است
یاعلی گویان، در جبهه، به خط باید زد
که ز سلطان نجف، دفعِ شری در راه است
به ولینعمتِ خود،،، تا به رضا مینازیم
ز خراسان، مددِ بیشتری در راه است
وسطِ معرکه هم، تیغِ بیان میخواهد
رجزِ زینبیون را، اثری در راه است
گوشِ دل، باز کن و صوتِ حجازی بشِنو
یا لِثاراتِ لبِ دادگری در راه است
□ □ □
رو به سجاده و تسبیح و مناجات بیار
شبِ تاریکِ شما را، سحری در راه است
با تَضرُّع دلِ شب. ناله و زاری بایست
که اجابت، ز پیِ چشم تری در راه است
روضهی مَشک بخوان و مدد از اَشک بگیر
که به رهبر، مدد راهبری در راه است
رفت کفِّین ز کف، مَشک به دندان بگرفت
گفت بیدست بجنگم، که سری در راه است
یااَخا گفت و به صورت، به زمین خورد، که دید
قد کمان مادری از دردسری در راه است
#یا_حسین_ادرکنی
تیر۱۴۰۴/محرم۱۴۴۷
#روضه_حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
نیمه شب غمدیده ماندم، مادرم آمد به یاد
دست و پا پیچیده ماندم، مادرم آمد به یاد
نه عمو بود و نه بابا، نه مرا یک آشنا
ساعتی رنجیده ماندم، مادرم آمد به یاد
گیسویم در دست زجر و زجر میدیدم ز درد
از عدو ترسیده ماندم، مادرم آمد به یاد
با لباس پاره پاره، گوشِ پاره، چشمِ زخم
با کبودِ دیده ماندم، مادرم آمد به یاد
حنجرم دیگر توانِ آه گفتن هم نداشت
در گلو نالیده ماندم، مادرم آمد به یاد
جای سیلی هست روی چهرهی زهرائی اَم
زهرهای نادیده ماندم، مادرم آمد به یاد
زیر دست و پای سَختش، استخوانهایم شکست
بر زمین غلتیده ماندم، مادرم آمد به یاد
بوی عطر یاس آمد، سایهای دیدم کمان
قامتی تابیده ماندم، مادرم آمد به یاد
تا تو با سر آمدی و صورتِ پاشیده ات
من ز هم پاشیده ماندم، مادرم آمد به یاد
نیمه شب صوتِ رسایم، کاخ را ویرانه کرد
ظلم را برچیده، ماندم، مادرم آمد به یاد
تازیانه خوردم اما، تا ابد رزمندهام
بر عدو تازیده ماندم، مادرم آمد به یاد
نایبِ زینب شدم با خطبهی فریادِ خویش
قهرمان نامیده ماندم، مادرم آمد به یاد
تک درختی در خرابه، از تبارِ حیدرم
شاخساری چیده ماندم، مادرم آمد به یاد
کوثرِ بابایم و زهرای بعد از کربلا
پرتوی تابیده ماندم، مادرم آمد به یاد
رهبر شامِ قیامم، دختری فجر آفرین
تا قیامت ایده ماندم، مادرم آمد به یاد
#روضه_حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
@hajmahmoodzholideh
#یا_مولا_ادرکنی
تا که بر لب روز و شب، ذکر ترا دارم بیا
تا به دیدارِ تو میآیم، به دیدارم بیا
ای عزادار حسین، بهر تسلا آمدم
با همه آلودگی، منهم عزادارم بیا
دانم از کوهِ گناهم، چشم پوشی میکنی
باز اذنم میدهی، تا که ترا یارم بیا
مور هم، چون دیگران نزد سليمان آمده
کن قبولِ درگهت کم را چو بسیارم بیا
من خریدارِ توام؟ یا تو خریدارِ منی؟
هیچکس چون تو، نشد اینسان خریدارم بیا
تا صدایم میکنی، منهم صدایت میکنم
زیرِ هر فریاد، لبیکِ ترا دارم بیا
من نمیدانم تو دلتنگِ منی، یابن الحسن؟
یا که من دلتنگِ تو هستم؟ کس و کارم بیا
من سرِ راهِ توام؟ یا تو سرِ راهِ منی؟
کاش این سر را، سرِ راهِ تو بگذارم بیا
باز در ماهِ عزا، آمد غلامت با امید
تا شوم منهم، مددکارِ علمدارم بیا
نالهام را میخری آیا از این دلسوخته؟
نالهی ناقابلی، دارم به بازارم بیا
گریه کن، بر غربتِ جدِّ غریبت، گریه کن
آمدم با اشک باشم، یارِ دلدارم بیا
□ □ □
من شنیدم، نیزه باران شد تنِ پاکِ حسین
تشنه جان داد، آن شهِ بی یار و غمخوارم بیا
پیکرش را پیشِ اهل خیمه عریان کردهاند
آبرو بردند، از آن آبرو دارم بیا
نیزهای زد بر دهانش، نیزهای زد بر گلو
گفت پا، با چکمهام بر سینه بگذارم بیا
از جفا خنجر کشید و از قفا سر را برید
از دلِ گودال ناگه، نالهی زهرا رسید
#یا_مولا_ادرکنی
@hajmahmoodzholideh
#روضه_ابناءالزینب_علیهم_السلام
رجزخوان میزنیم از خیمه بیرون
بِاِذنِ الله میغلتیم در خون
که یک قطره نریزد خونِ مولا
نیاسائیم از این ترکِ اولا
که ما نسلِ پیمبر زادگانیم
گُلِ زهرا و حیدر زادگانیم
دوتا رزمندهی یکتای زینب
حماسه آفرین، اَبنای زینب
قسم بر حیدر و آل پیمبر
که ما شاگرد عباسیم و اکبر
اَلا مولا به ما بگذار منّت
به خواهرزادههای خویش رخصت
اگر رخصت دهی، حق میشناسیم
ز خیلِ دشمنان، کِی میهراسیم
هماوردی نمیبینیم اینجا
کنون مردی نمیبینیم اینجا
ستمکارانِ بی ایمان حقیرند
به دست نفس، چون شیطان اسیرند
ولی مولای ما، شاهِ غدیر است
امیرالمؤمنین، ما را امیر است
فضائل در علی، جمعند والله
خدا با او شود، خرسند والله
علی دُل دُل سوارِ آسمانهاست
علی اَنوار بخشِ کهکشانهاست
علی فرماندهی بدر و حنین است
علی باب حسن باب حسین است
علی کفو و قرینِ کوثرِ ما
علی بابای خوبِ مادرِ ما
چه مادر، شیرزن، بر شیرزنهاست
که در فضل و شرف، تنهای تنهاست
اطاعت از امامت سیرهی اوست
حمایت از ولایت، شیوهی اوست
اگر عالم، براهِ حق نماند
به تنهایی، بپای حق بماند
به میدانِ عمل، غوغاست زینب
به یکتاییِ حق، یکتاست زینب
شریعت، مادرِ ما را کفاف است
که زینب، مظهرِ حجب و عفاف است
سپاه کوفیان جرات ندارند
که پا در خیمهی زینب گذارند
مگر عباس و اکبرها نباشند
چو ما، سبط پیمبرها نباشن
دلِ ما و دعا، بر روسریها
نباشد طاقتِ بی معجریها
همان بِه که نباشیم از جسارت
ببینیم عصمت و شامِ اسارت
بده رخصت، که جا بر نِی گزینیم
به نیزه رفتنِ رَاسَت نبینیم
امان از دیدنِ روز حقیری
غریبی و یتیمی و اسیری
چسان بینیم، دستانِ رقیه
میانِ ریسمان، جانِ رقیه!
اگر فیضِ شهادت را نبینیم
یقین باید اسارت را ببینیم
بجانِ مادرت زهرای اطهر
قبولِ هدیه کن، از سوی خواهر
مکن شرمنده زینب را ز هدیه
بقربانِ منایت، این دو فدیه
#روضه_ابناءالزینب_علیهم_السلام
@hajmahmoodzholideh
#نوحه_حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
مهمان مهربانم بابا
راس تو همزبانم بابا
ای دخترت رقیه فدایت
کشته شدی بمیرم برایت/۲
( بابای مظلومم حسین /۳ ) ۲
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
شیرین زبانیم گل کرده
دشمن چه بر سرم آورده
بس پنجه خورده بر گیسوی من
بین دسته دسته ریزد موی من /۲
( بابای مظلومم حسین /۳ ) ۲
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
بنشین کمی روی زانویم
بنگر شبیه زهرا رویم
هرجا که نام تو میبردم
سیلی و کعب نی میخوردم/۲
( بابای مظلومم حسین /۳ ) ۲
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
#نوحه_حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
@hajmahmoodzholideh
#نوحه_ابناء_الزینب_سلام_الله_علیها
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
ای یادگارِ مادر حسین
نورِ نگاه خواهر حسین
تا هستی ام بریزم به پایت
گلهای باغ زینب فدایت /۲
( یابن الزهرا یا ثارالله / ۳ )۲
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
در راه تو عزیزِ زهرا
هدیه کنم گُلان خود را
عمری که آرزوی من این است
دار و ندارِ زینب همین است /۲
( یابن الزهرا یا ثارالله / ۳ )۲
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
ما سبط جعفر طیاریم
ابناء حیدر کراریم
یا سیدی به زهرای اطهر
جان میدهیم به راه تو رهبر /۲
( یابن الزهرا یا ثارالله / ۳ )۲
┈••✾• 🌿🌺🌿•✾••┈
#نوحه_ابناء_الزینب_سلام_الله_علیها
@hajmahmoodzholideh
#دفاع_از_حرم_جمهوری_اسلامی_ایران
هرچند که یاران، بهروی خاک فتادند
خیلِ رفقای شهدا، اهل جهادند
آنانکه علمدارِ شهیدند زیادند
پرچم نَه زمین است، که دست همه دادند
این حربه، از این دست بدست دگر افتاد
با آل علی هر که در افتاد ور افتاد
حکمیست ز رهبر، پیِ ارسال پیامی
هرگز نهراسیم ز دشمن به کلامی
ما را ز علی تا به ظهور است دوامی
مائیم همه باقری و فخر و سلامی
اینجاست که صهیونِ شقی در خطر افتاد
با آل علی هر که در افتاد ور افتاد
تا پیرو و همپای امام و شهداییم
همسنگر طهرانی و حاجیزادهاییم
مانند سلیمانی علمدار ولاییم
ای مسجدالاقصی به صف کرب و بلاییم
تا مژده رسد، کار به فتح و ظفر افتاد
با آل علی هر که در افتاد ور افتاد
ای دشمن مغضوب، وطن جان و تنِ ماست
پیراهنِ خونینِ زیارت، کفنِ ماست
ایران، حرمِ آل حسین و حسنِ ماست
هر گوشه قدمگاهِ شهِ بی کفنِ ماست
این شورِ حسینی است، که اینجا به سر افتاد
با آل علی هر که در افتاد ور افتاد
تا یاورِ ما، لایَتَناهیست بدانید
ایران حرمِ امنِ الهیست بدانید
این مملکتِ شیعه گواهیست بدانید
ارتش، چو بسیجی و سپاهیست بدانید
این خاک مپندار، که در دامِ شر افتاد
با آل علی هر که در افتاد ور افتاد
اینجا همه نسلِ پسرِ فاطمه هستند
این نسل، سپاهِ قدَرِ فاطمه هستند
واللهِ جوانان، سپرِ فاطمه هستند
خوبان و شهیدان، ثمرِ فاطمه هستند
خصمِ علی و فاطمه در درد سر افتاد
با آل علی هر که در افتاد ور افتاد
ما سینه زنانِ حرمِ خونِ خدائیم
دلسوخته ی تشنه لبِ کرب و بلائیم
جان بر کفِ آن بی کفنِ راس جدائیم
همناله ی زهرا و علی، چون شهدائیم
آهِ دلِ زهرا، به گلوی سحر افتاد
با آل علی هر که در افتاد ور افتاد ور افتاد
عالَم، ز نوای سحرِ فاطمه گِریید
هر کشته، ز داغِ پسرِ فاطمه گِریید
هر دیده، ز سوزِ جگرِ فاطمه گِریید
مهدی، شبِ جمعه به برِ فاطمه گِریید
هنگامه ی تعجیلِ فرج زودتر افتاد
با آل علی هر که در افتاد ور افتاد
#دفاع_از_حرم_جمهوری_اسلامی_ایران
@hajmahmoodzholideh
#روضه_حضرت_عبدالله_بن_الحسن_علیه_السلام
قطعاً امروز عدو را به عدم میریزم
با شِگِردم، سپهِ کفر بهم میریزم
آنچنان از کفِشان، تیغ و علَم میریزم
که فلَک را به سرِ اهل ستم میریزم
لحظاتی ز عمو، دفعِ بلا خواهم کرد
تا ابد قامتِ خود، قدِّ رسا خواهم کرد
منکه آزادهای از نسلِ امیرِ جمَلَم
نه فقط دودهای از شاهِ غدیرِ جمَلَم
در صفِ کرب و بلا نیز سفیر جمَلَم
سربلندم که پسربچهی شیرِ جمَلَم
اینک از حملهی جنگی که به کف میآرم
ذکرِ تحسین، به لبِ شاهِ نجف میآرم
سرِ تعظیم فرود آورم، ای عمه ببخش
عجله دارم اگر، مضطرم، ای عمه ببخش
مانده تنها بخدا رهبرم، ای عمه ببخش
فکرِ یاریست فقط در سرم، ای عمه ببخش
آسمان را به زمین دوزم از این طوفانم
بر عمویم سپری سازم از این دستانم
آی شیطان صفتان، تیر به سویم بزنید
به عمویم نه، که نیزه به گلویم بزنید
هرچه تیغ است و سنان، بر سر و رویم بزنید
این لگدها، به لبِ فاطمه گویم بزنید
ای زنازاده مزن پنجه به گیسوی عمو
دست بردار، ز سیلی زدنِ روی عمو
ای یهودی صفت، این نیزه به پهلوش نزن
دشنه و چوب و عصا را به سر و روش نزن
خنجرِ تیز به پیشانی و ابروش نزن
با سنانت به سر و سینه و بازوش نزن
بارِشِ اینهمه شمشیر، خدا رحم کند
همه جا نیزه شد و تیر، خدا رحم کند
من یتیم حسنم، دست مرا قطع کنید
سر نخواهم، رگِ پیوست مرا قطع کنید
نعرهی این جگرِ مستِ مرا قطع کنید
تا من هستم، همهی هستِ مرا قطع کنید
عمویم از نفس افتاد، رهایش سازید
پسر فاطمه جان داد، رهایش سازید
آرزویم همه این بود، که بابا برسد
پدر آمد به برم، کاش که زهرا برسد
خونم ایکاش به امضای تو مولا برسد
ای جوانان، بخدا منتقمِ ما برسد
این شهادت طلبی شیوهی جنگیِ من است
آری این دست و سرم میوهی رنگیِ من است
#روضه_حضرت_عبدالله_بن_الحسن_علیه_السلام
@hajmahmoodzholideh
#روضه_حضرت_قاسم_علیه_السلام
ای قاسمم چه زود عمو! قد کشیده ای
بر خاک، با هجای تنت مَد کشیده ای
شیرینتر از عسل شده لعل لبان تو
گردد هنوز دور دهانت زبان تو
جان میدهی مقابل چشم عدوی من
سخت است دست و پا زدنت پیش روی من
این سینه بسکه ضربهی ناکار خورده است
حالا شبیهِ سینهی مسمار خورده است
پا میکشی به روی زمین، مردِ آسمان
پیش عمو بخاطر اهل حرم بمان
اینگونه رفتنِ علی اکبر مرا نکشت
آتشفشانِ داغِ برادر مرا نکشت
از بسکه تیر بر بدنت کارگر شده
شکلِ شهادتِ تو شبیهِ پدر شده
بابا تمامِ عمر، جگر پاره بود و حال
پاره جگر شدی و بنام تو خورده فال
از لابلای سینه شکسته، دلِ تو ریخت
از زخمهای تو، همه آب و گلِ تو ریخت
راحت نمیتوان، بدنت را به خیمه برد
باید کشان کشان، بدنت را به خیمه برد
سینه به سینه، میکِشَمَت پشت مرکبم
بر روی شانه، میبَرمَت پیش زینبم
ماندند کودکانِ گُلَم بیقرار تو
چشمانِ خیسِ اهلِ حرم انتظار تو
رفتی ولی توان مرا با خودت مبر
نیروی زانوانِ مرا با خودت مبر
این کوفیان که رحم ندارند بر حرم
بعد از شما دگر که نمانند محترم
بعد از تو و علی، فقط عباس مانده است
در خیمه چند، دسته گلِ یاس مانده است
قاسم، به اهلِ خیمه دعا کن که بعدِ ما
تا شام و کوفه هیچ ندارند آشنا
وقتی در انتظار جوانان شهادت است
در انتظار اهل خیامم اسارت است
#روضه_حضرت_قاسم_علیه_السلام
@hajmahmoodzholideh