eitaa logo
اشعار حاج محمود ژولیده
1.4هزار دنبال‌کننده
3 عکس
0 ویدیو
39 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🎤باسمه تعالی ✍اطلاعیه شماره (۲۱) گروه جهادی محبان المرتضی(ع) گروه جهادی کریم اهلبیت(ع) حسینیه موج الحسن(ع) (ویژه شهریور ۱۴۰۰) 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 ✍ به لطف خدای متعال، توجهات حضرت ولیعصر ارواحنافداه و به برکت نفَس گرم رهبر عزیزمان و نیز به همت والای شما بانیان و حامیان بزرگوار، کمک های مومنانه این ماه در موارد زیر جمع آوری و هزینه خواهد شد: ان شاءالله🤲 👈جمع آوری صدقاتِ مستحب، هزینه های ذبحِ قربانی و نیز عقیقه های شما عزیزان، به نیت سلامت وجود مبارک و تعجیل در امر فرج امام زمان (عج) و توزیع بسته های گوشت، همراه با بسته های معیشتی، بسته های نان مُغذی و بسته های ماسک بهداشتی در بین نیازمندان واقعی 👈جمع آوری هزینه های نقدی، جهت مصرفِ پیش گیری و درمان بیماران کروناییِ نیازمند 👈جمع آوری هزینه های نقدی جهت کمک به نیازمندان و ایتام 👈جمع آوری هزینه های قربانی و طبخ غذا، ویژه ایام محرم حسینی و توزیع در هیآت مذهبی و نیز در بین نیازمندان و ایتامِ محله ها 👈جمع آوری برخی هزینه های فرهنگی در راستای ترویج فرهنگ اهلبیت (علیهم السلام) 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 💦هدیه کمک های مومنانه این ماه تقدیم به ارواح طیبه شهدای عزیز و مظلوم، رجایی و باهنر (ره)💦 ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡ ✅️بدیهی است هر مبلغی میتواند کمک زیادی به حرکت مقدسِ جهادی باشد ↩در صورت تمایل، کمک های نقدی خود را به شماره حساب بانک انصار بنام غلامعلی پارسائیان واریز نمایید (۶۲۷۳۸۱۱۰۶۹۵۷۱۴۹۲) ↩یادآوری: لطفاً موضوع کمک نقدیِ خود را به این شماره ارسال فرمایید (۰۹۱۲۳۸۵۵۴۱۴) محمود ژولیده ↩آدرس گروه جهادی: خیابان فلسطین پایین تر از ۴راه بزرگمهر کوچه شهیدان باقری پلاک ۲ درب دوم 🕌 حسینیه موج الحسن(ع) ❣نهضتِ جهاد❣مواسات❣همدلی❣و کمک های مومنانه❣ادامه دارد❣ 🤚لبیک یا خامنه ای🤚 🤚لبیک یاحسین است🤚 @hajmahmoodzholideh
(درد دلِ روز آخر ماه صفر) ز درد اندکِ خود، یاد غمهای تو می افتم ز شرمِ کوهِ غمهای تو بر پای تو می افتم غمِ ما و پریشانیِ تو! عیب از قیاسِ ماست چنین کاهی ز غم، گاهی به دریای تو می افتم نه آن مورم که از مُلکِ سلیمانی گریزانم من آن گَردم که بر گِردِ قدمهای تو می افتم ز هر کس خواستم امداد، خود نالان تر از من بود چه بهتر اینکه در دامانِ ماوای تو می افتم تو گفتی یادِ من باشید قدرِ جرعه ی آبی چقدر ای باوفا کم در تمنای تو می افتم ترا رنجانده ام از خویش، با انبوهِ عصیانم به هر غفلت، ز چشمانِ تماشای تو می افتم توقع کردی و من، بی توجه کارِ خود کردم اگر این است رفتارم، ز سودای تو می افتم بتو هر روز و شب، لبیک هایم را بدهکارم زبانم لال، اینسان از تولای تو می افتم ترا با اینهمه غم، باز تنها می گذارم من رَوَم گه، سوی خویش و از تسلای تو می افتم مرا تنهای بخود مگذار در تاریکیِ ایام ‌که من از طاعتِ امروز و فردای تو می افتم کنون ماهِ صفر را می گذارم پشتِ سر، اما چه دانم من، که دارم از قضایای تو می افتم □ □ □ میان کوچه های دردسر سازِ پریشانی بیاد کوچه ی پر دردِ غمهای تو می افتم صدای مادرت از کوچه می آید چرا، آقا در این ایام، یادِ لعنِ اعدای تو می افتم غمِ تو هیچ پایانی ندارد، هیچ شادی نیست مگر صبح فرج، روزی که در پای تو می افتم مرا هم با شهادت آشتی ده، یوسف زهرا خوش آنروزیکه، بی سر بر قدمهای تو می افتم @hajmahmoodzholideh
در آن روزیکه عالم تیره میشد غمِ عالم به زهرا چیره میشد پیمبر روحِ خود تسلیم میکرد به جانان جانِ خود تقدیم میکرد شیاطین زمزمه آغاز کردند ستم بر فاطمه آغاز کردند همانکه نقشه ی قتل نبی داشت به فکرش فتنه ی حذف علی داشت سقیفه ابتدای ماجرا نیست! سخن از فتنه ی زنها چرا نیست؟ یقیناً چند خانه آنطرف تر زنانی از زنانِ فتنه پرور پدرها را چنان تسخیر کردند که بغض و کینه را تکثیر کردند هر از گاهی پدرها را چو شیطان نهیبی میزدند آن کینه ورزان که از قدرت هر آنچه هست دارید! چرا پس دست روی دست دارید؟ نبی را ابتدا بُهتان بگوئید ز هذیان گوئی اَش چندان بگوئید نبوت را ز ریشه سست باید خلافت خوبخود در دست آید سران را از قبائل جمع سازید به اصلِ وحی بی وقفه بتازید کنید ایجاد، شورایی شبانه به چنگ آرید رایی مخفیانه پیمبر رفت ! حیران از چه هستید به حذفِ دین، پریشان از چه هستید علی مشغول کارِ غسل و کفن است یقیناً تا سحر مشغول دفن است خلافت را محک آرید تا صبح بهانه از فدک آرید تا صبح علی مامور بر صبر و سکوت است از او باشید خاطر جمع ، دربست اگر دیدید زهرا سر صدا کرد پس او را از علی باید جدا کرد اگر دیدید حالش روبراه است هراسی نیست ، زهرا پا به ماه است اگر هم کرد قدری بی قراری به سیلی بشکنید آن پایداری به بیت وحیِ او هیزم بیارید به همره، جمعی از مردم بیارید بنای شعله بر بیتش گذارید تنِ او را به ضربِ در سپارید نترسید اصلاً از سقط جنینی نلرزید از پیِ فضه خذینی در این فرصت به قصدِ حذف حیدر بگیرید انتقام بدر و خیبر ببندید از گلویش ریسمان را نپندارید عذابِ آسمان را بَرید او را به مسجد با اهانت بگیرید از علی چندین ضمانت جوابِ شیونِ زهرا و غیره غلافِ قنفذ و تیغِ مغیره پس از آن با خیال راحت از او علی میماند و یک بیعت از او سیادت مال گردد همیشه خلافت از شما گردد همیشه @hajmahmoodzholideh
تا که زهرا بخرد گریه ی با شیون را به حسن گریه کنم، تا بپذیرد من را با صدا گریه کنم، بهرِ کسی که همه عمر بی صدا داد نشان گریه ی بی شیون را به غریبیِ حسن، گریه کنَش هست حسین که ز حق می‌طلبد در ره او مردن را این حسن مادری و حضرت زهرا حسنی است پس به هر کس ندهد اذنِ حسن گفتن را هر محبی نتواند که کند صبرش، درک یادِ ما داد به تدریج فنا گشتن را جگرِ پاره فقط روضه ی او می‌فهمد بخدا ذوب کند ماتمِ او آهن را □ □ □ گر چه با سوده ی الماس، جگر بیرون ریخت میدهد زخمِ چهل ساله چنین کشتن را نیش خندِ دو نفر ، کشت حسن را همه عمر قنفذ استادِ مغیره شده، خندیدن را میخِ در، در همه‌ی عمر حسن را می‌کشت دیده در زیرِ درِ افتادن و جان کندن را نه فقط بافته از بهر حسینش جامه مادر از بهرِ حسن دوخته پیراهن را تن و تابوت بهم دوخته شد اما هیچ... فرصتِ غارتِ آن جامه نشد دشمن را دانی از چیست که فرمود حدیثِ "لا یَوم"؟ دانًد از زیرِ سمِ اسب، خبر دادن را چه بماند ز تنی زیرِ سمِ ده مرکب؟ وای از آنچه که دیده ست به مقتل زینب @hajmahmoodzholideh
در حجره دست و پا زد و یاد غریب کرد یاد حسین، کشته ی شیب الخضیب کرد رویش بخاکِ حجره که افتاد ناله زد یاد جمال خاکیِ خدالتریب ‌کرد زهرِ جفا که بر جگرش، بد اثر گذاشت یادِ غریبیِ حسنِ بی حبیب کرد افتاد بر زمین، ز غمِ مادرش گریست لعنت بسی، به دومیِ نانجیب کرد □ □ □ آقای ما، که سفره ی روضه بنام اوست با خونِ دل روایتِ اِبنُ الشبیب کرد فرمود: پِلکم از اثرِ گریه زخم شد داغِ حسین، قلب مرا غم نصیب کرد وقتی کشید پیکر خود را به گوشه ای بهر جواد، گریه و صبر و شکیب کرد آمد پسر ، کنار پدر ، دیده تر ، ولی خود را برای غربتِ بابا طبیب کرد □ □ □ این ماجرا به کرب و بلا جورِ دیگر است بابای پیر بهر جوانش نهیب کرد با ناله های یا ولدی، پیشِ پیکرش از سوزِ داغ، شور و نوایی عجیب کرد چون دید اشک خواهرِ مضطر در آن میان دستی بسر گذاشت و اَمَّن یُجیب کرد @hajmahmoodzholideh
"در حسرت شهادت" به بهانه شهادت فداکارانه (ره) یک نوجوان چو سروِ بلندی که قد کشید نامش شود مجاهدِ لندی، شود شهید شایسته است، اینهمه تجلیلِ رهبرم از یک نمادِ سبکِ فداکاریِ جدید یک لحظه است، فرصتِ محبوبِ او شدن تصمیم عاشقانه و پروازِ ناپدید شاید هنوز این دلِ در عشق مدعی در جانِ خود، شجاعت پروانه را ندید من مانده ام ز بعد چهل سال پشت در دارم به لطفِ شاه شهیدان ولی امید او قول داده بابِ شهادت نبندد و من قول داده ام که چو یاران شوم شهید مهر۱۴۰۰/ماه ربیع الاول @hajmahmoodzholideh
ن_علیهماسلام ای دل اگر ز مدحِ سکینه ست، گفتگو کن در تَرازِ مادرِ سادات، جستجو وقتی حسین می‌کند انشا مقامِ او سیده ی نساءِ قریش است نامِ او وقتی مقامِ قرب، کنارش دهد حسین او را وصیِ خویش، قرارش دهد حسین فرمود با سکینه: بگو یادمان کنند یادِ لبانِ تشنه ی من، شیعیان کنند فرمود: از برای من اصلاً مدینه است آن خانه ای که بیتِ رباب و سکینه است □ □ □ آن خواهری که با علی اصغر چو مادر است بانو سکینه ، خواهرِ شهزاده اصغر است گهواره دارِ کودکِ لب تشنه ی رباب چون سایبان، به طفلِ حرم، زیر آفتاب لالائی اَش برای علی، چشمه ی حیات آرامشِ رباب، در آن حسرتِ فرات همتای عمه اَش، جَبَلُ الصَّرِ خیمه گاه پیغمبرِ شهادت و روایِ قتلگاه نوحه گرِ مصائبِ جانسوزِ نینوا یارِ امام و محرمِ اَسرار کربلا آنچه که دیده، چشمِ ملک هم ندیده است قبل از حسین، اهلِ فلک هم ندیده است حلقومِ عشق دیده، که در خون شناور است فریادِ "یابُنَیَّ" به حلقومِ مادر است رگهای پاره پاره ی باباش دیده است در زیر سمّ اسب، سراپاش دیده است دیده شقاوتِ علَنی را، نه در نهان دیده چگونه نیزه فرو رفت در دهان دیده چگونه حرمت بابای او شکست دیده چگونه شمر روی سینه اَش نشست نورِ دو عین را ، که به هر سو کشیده اَند راس الحسین را ، که چگونه بریده اند دیده چگونه نیزه به پهلوی او زدند چون فاطمه، غلاف به بازوی او زدند دور از دو چشمِ غیرتیِ ماهِ علقمه دیده اسیریِ حرمِ آل فاطمه دور از نگاهِ نافذِ دشمن کُشِ عمو دیده چگونه نیزه به کِتفش زده عدو دیده در آن فرار، به خون گریه ی زنان دنبالِ دخترانِ حرم، خولی و سنان برخیز ای عمو که دگر حرمتی نماند بعد از تو از برای حرم عصمتی نماند عباس! سایه ی تو که بر سر نداشتم باور نمیکنی تو ، که معجر نداشتم @hajmahmoodzholideh
از غریبی می‌کشم پیوسته آه می‌برم بر مادرم زهرا پناه هست عمری خانه ام تبعیدگاه بیتِ من زندان و زندان قتلگاه گر چه در عالم ندارم یاوری مادری اَم، مادری اَم، مادری هر چه بر عالم امامت کرده ام در رهِ دین استقامت ‌کرده ام شیعیان را کِی ملامت کرده ام در وفاداری قیامت کرده ام خود نبودم غافل از احوالشان با خبر بودم همه از حالشان سالها در خلوتِ راز و نیاز با خدای خویش کردم عقده باز دوستانم جملگی در خوابِ ناز پرچم اسلام شد در اهتزاز همچو اَجدادم، به اوجِ اِبتلا من خریدم بر خودم، درد و بلا در جوانی، راهِ پیری رفته ام چون حسن، مشکل مسیری رفته ام سَروَم و با سربزیری رفته ام همچنان عمه، اسیری رفته ام یادِ زهرا، یادِ زینب، یادِ درد گاه در تبعید، گه زندان، نبرد دردهایی که بجانم ریخته داغ بر روح و روانم ریخته تاقت و صبر و امانم ریخته ذکرِ یارب از زبانم ریخته هر سحر، با خویش دارم زمزمه روضه های سختِ آلِ فاطمه درد دارم، دردِ مسمار و غلاف دردِ محراب و سرِ دیده شکاف دردِ مقتل، چکمه ی اهل خلاف دردِ کوفه، آل عصمت را طواف! هر یکی میخواست فریادِ بلند روضه ی ناموسی و دادِ بلند وای از دشنام و ننگ و عارها اهلبیت و کوچه و بازارها کاروان و بدترین رفتارها عمه ها و تهمتِ خَمّارها آلِ زهرا و کنیزی، آه آه عترتِ طاها و هیزی، آه آه آلِ عصمت در نظاره وای وای چشم سرخان و اشاره، وای وای پوشیه ها پاره پاره، وای وای گوشِ پاره، گوشواره، وای وای دست هایی بسته بود، از پشتِ سر راس هایی در میانِ طشتِ زر اینهمه درد و بلا بر سینه ام من شهیدِ غربتی دیرینه ام کشته ی دشنام و بغض و کینه ام روز و شب در حسرتِ آدینه ام آمد از رَه، چون امیدِ رفتنم شد شبیهِ جدّ من، جان دادنم باید از این گوشه ی تبعید رفت با دلِ پر خون و پر امید رفت دمبدم با ظالمان جنگید رفت گر چه قاتل بر غمم خندید رفت ناله های مُنسجم دارم به لب اِنتقم یا منتقم دارم به لب آری آری، میرسد صبح قیام عَن قریب آید ز ره، فجرِ سلام مهدی اَم آید برای انتقام ای مرا اَحباب! با هم انسجام هست واجب، بر تمامِ شیعیان یاریِ مهدی به پنهان و عیان @hajmahmoodzholideh
بر صاحبِ پرچم هدایت صلوات بر آنکه بما کند عنایت صلوات شد یوسفِ فاطمه امام دو جهان بر تاجِ امامت و ولایت صلوات شد ذکرِ زبان هر فرشته مهدی بر تارُک اسلام نوشته مهدی بر نور ولایتش دمادم صلوات ما را ز گِلِ علی سرشته مهدی ایکاش همیشه جمکرانی باشیم آماده برای جانفشانی باشیم خواهیم اگر زینتِ مهدی بشویم از یوسف فاطمه نشانی باشیم هر عاشق صادقی تولا دارد از دشمنِ فاطمه تبرا دارد قلبِ همه اهلبیت، با زمزمه ی "یا منتقم اِنتقم" تسلا دارد ما منتظر امامِ بر حق هستیم تا خاتمه با قیامِ بر حق هستیم تا سوختنِ ریشه ی جبت و طاغوت با صاحبِ انتقامِ بر حق هستیم ما منتظر امام عاشورائیم جان باخته ی قیام عاشورائیم تا حال اگر شهید نهضت نشدیم پس کشته ی انتقام عاشورائیم ما تکیه به کشتیِ حسینی داریم سربازیِ نهضت خمینی داریم با نایبِ صاحب الزمان، خامنه‌ای ما عزت و فخر عالمینی داریم @hajmahmoodzholideh
دیوانه ی نگاه توام یامحمدا گرد و غبار راه توام یامحمدا مشتاق روی ماه توام یامحمدا عمریست در پناه توام یامحمدا دستی اگر بروی سرم می‌شود بکش دستی دگر به چشمِ ترم می‌شود بکش خوش آمدی تو ای سرو سامان عصرها با مقدمت بخاک بیافتند قصرها مستضعفین به یُمنِ تو بینند نصرها مستکبران روند بدامانِ حصرها با مقدم تو بر دل ما غم نمانده است جایی برای غصه بعالم نمانده است نقش ترا خدا چو در این دیده قاب کرد ما را برای فخرِ بشر انتخاب کرد خورشید را ز نور رخَت آفتاب کرد نام تو در تمام جهان انقلاب کرد "عبدالمطلب" آمد و قنداقه اَت بدست فرمود: این نشان الهی "محمد" است قنداقه ی مبارک تو در شهود بود از آسمانِ مکه ملَک در فرود بود هر کس که دید روی ترا در سجود بود تنها به بغض و کینه قلوبِ یهود بود امت، امامِ رحمتِ خود را که خوب دید قومِ عنود هستیِ خود، در غروب دید تو آمدی و مَه سرِ جایش خجل نشست نام ترا که گفت خدایت، به دل نشست تخت شهنشهان ز طلوعت به گِل نشست آتشکده ز نور رخَت منفعل نشست تو آمدی که جلوه دهی اقتدار را آن سیزده ستاره ی دنباله دار را وقتی علی به گِردِ تو در اقتدار شد زهرا ز عطر و بوی تو کوثر مدار شد آری حسن به یُمنِ شما سفره دار شد پس تا ابد حسین، ترا اعتبار شد بعد از حسین، داده خدا لطفِ تام را از صُلبِ تو رسانده به او نُه امام را تو مقتدای صادق آل عبا شدی تو رهنمای مکتبِ شیعه بما شدی تو ابتدای دانش و علمِ خدا شدی تو انتهای جاده ی قالوا بلا شدی ما نورِ فقهِ جعفری از تو گرفته ایم آیاتِ راهِ رهبری از تو گرفته ایم شکرِ خدا که یکّه و تنها نیامدی بی نسل و بی دوام بدنیا نیامدی بی انتصابِ یوسف زهرا نیامدی بی نعمتِ شفاعتِ عقبا نیامدی یعنی خدا ز نسلِ تو منّت نهاده است تا آخرِ جهان بتو برنامه داده است تو آمدی و دینِ خدا با تو آمده هم مصحفِ مبینِ خدا با تو آمده هم ختمِ مرسلینِ خدا با تو آمده سلطانِ مومنینِ خدا با تو آمده وقتی علی امینِ خدا تا قیامت است یعنی که جانشینِ خدا تا قیامت است تو آمدی به اصلِ عدالت عمل کنی یعنی به آیه های رسالت عمل کنی فطرت نشان دهی، به اصالت عمل کنی بر ذاتِ عقل، ضدِ جهالت عمل کنی تو آمدی بشر به هدایت قدم زند یعنی که در صراطِ ولایت قدم زند هر چند امت تو تو غدیری نمانده اند بر محورِ امام پذیری نمانده اند تا انتها میانِ مسیری نمانده اند جز اندکی، بپای امیری نمانده اند اما قلیل، چون غلبه بر کثیر داشت همواره راه پاکِ تو اهلِ غدیر داشت □ □ □ دست از حمایتِ تو که امت نمی‌کشد این دست را ز دست ولایت نمی‌کشد بر موهِنانِ پَست که منّت نمی‌کشد این انتقام را به قیامت نمی‌کشد کوته کنیم، دستِ خیانت کنندگان ای ننگ بر تمام اهانت کنندگان فرموده ای: یهود و نصارا رفیق نیست هر مدعی که یار و رفیقِ شفیق نیست قرآن کتاب و مصحفِ عهدِ عتیق نیست آیاتِ آن، بجز کلماتی دقیق نیست باید ز دشمنانِ خدا ناامید بود باید هماره پیروِ راهِ شهید بود ما حمزه های دین "محمد" شویم باز پس همصدای یاری احمد شویم باز بر روی خصم، سیلیِ بی حد شویم باز با "بولهب" چو آیه ی سرمد شویم باز "تَبَّت یدی اَبی لَهَب" آیات سرمد است یعنی خودِ خداست که یار "محمد" است آن طایفه که مَردمِ قعر جهنمند تا روز حشر هیزم قعر جهنمند آن غاصبین سه چارمِ قعر جهنمند آتشفشانِ گندم قعر جهنمند شد انتقام از قَتَله، آرزوی ما "یا منتقم" بیا و بخر آبروی ما @hajmahmoodzholideh
ذکرِ خدای قادر است، اَینَ مُعِزّالاولیاء معنای هَل مِن ناصر است، اَینَ مُعِزُّالاولیاء ذکر نبی، ذکر علی. ذکر حسن، ذکر حسین با فاطمه، با باقر است، این معزالاولیاء هم چارده معصوم را، هم سیزده مظلوم را خود یاور و خود ناصر است، این معزالاولیاء حتی بدرگاه خدا، با التماس و التجا وِردِ امامِ حاضر است، این معزالاولیاء در هر غم و در هر بلا ، اوجِ بلا و اِبتلا نجوای عبدِ شاکر است، این معزالاولیاء در امتحان ها صبر کن، چشمِ دعا پر ابر کن حرفِ دلی که صابر است، این معزالاولیاء هر کس که بر حبلُ المتین، گوید مُذِلُّ المومنین! پس بر ولایت کافر است، این معزالاولیاء مانند ستارُالعیوب، آقاست چون غیب الغیوب او بر گناهان ساتر است، این معزالاولیاء بیننده ی اعمال ما، آگاه از احوال ما عَینُ الله است و ناظر است، این معزالاولیاء خواهی بدانی او کجاست، در خیمه یا در بینِ ماست او کربلا را زائر است، این معزالاولیاء گاهی مدینه، گاه طوس، گاهی نجف، گه مکه اوست کِی غائب است، او حاضر است، این معزالاولیاء ما را ندارد او نیاز، ما در نیاز و او به ناز مَحوِ خدای قادر است، این معزالاولیاء روضه فقط همرازِ اوست، منصور هم آوازِ اوست او را فرشته ذاکر است، این معزالاولیاء گِریَد برای عمه ها، سوزد ز داغ خیمه ها مادر به اشکش ناظر است، این معزالاولیاء یَابنَ الامام العسکری، تو انتقامِ کوثری نام تو هم یاجابر است، این معزالاولیاء زهرا بگوید پشتِ در ، زینب بگوید در سفر مهدی بیا غم ظاهر است، این معزالاولیاء @hajmahmoodzholideh
سوی قم از مدینه یار آمد با وجودیکه بی قرار آمد همۀ شهر غرق استقبال خواهر اینبار با وقار آمد همه اش احترام می کردند دسته دسته سلام می کردند همه جا مِهر بود و گلباران حقِّ او را تمام می کردند هیچکس ناسزا نگفت به او جز درود و ثنا نگفت به او هیچکس وقت آمدن غیر از آیۀ انّما نگفت به او قم عجب میهمان نوازی کرد تا ابد ماند و سر فرازی کرد قم عجب کرد آبروداری کوفه با آبرو چه بازی کرد خوب شد که سری به نیزه ندید خوب شد هیچ حرف بَد نشنید خوب شد وقت دست و پا زدنِ نیمه جانِ برادرش نرسید ای امان از غریبیِ زینب وای از غم نصیبی زینب هیچ چشمی به شام و کوفه ندید در بلا بی شکیبیِ زینب @hajmahmoodzholideh