✅ جدیدترین سروده علیمحمد مؤدب درباره حادثه «متروپل»/ تن به ویرانی نخواهد داد آبادان
«ماهیان خوابند، اما چشمه هشیار است
بر فراز قلهها مهتاب بیدار است
رودها خوابند، اما راهی دریا
تشنه آغوش دریا هر چه جوبار است
باد نجوا میکند در گوش باغ آرام
باغ از آوازهای خفته سرشار است
بر لب هر جادهای، صدها درخت سبز
یادگار بوسه و لبخند و دیدار است
محو گندمزارِ موجی، صخرهای غمگین
زخمدار روزهای سخت پیکار است
گرچه کنج خانه قلب داغدار من
مثل چشمان عزیزی زیر آوار است
تن به ویرانی نخواهد داد آبادان
شادباشای دل که دست عشق در کار است
از دعای مادران، هر شهر، نورانی
از دعای مادران، هر راه، هموار است
شب چه روشن، شب چه رویای دلانگیزی ست
دشت رویا، خُرّم از گلهای پندار است
حق ندارد غم بگیرد عشق را از ما
هر غمی امّید شادیهای بسیار است»
🆔 @hvasl_ir
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 شعرخوانی احمد بابایی از جشنواره کن تا آبادان
🆔 @hvasl_ir
✅ سند؛ یادی از شیر حماء
تیر۱۴۰۰. واتساپ زنگ زد.
پروفایل؛ عکس حمزه بود با یکی از رفقایش که نمیشناختم.
چه شده است یاد ما کرده شیر حماء.
*
سال ۹۶ در سوریه دیده بودیم هم را. من در سفر تفریحی ـ ژورنالیستی در آخرین روزهای جنگ و او که تازه برگشته بود از بوکمال.
چه شبی را صبح کردیم با سرداران جوان جبهه مقاومت حاج مهدی، کمیل، دکتر محمد و حمزه.
حفاظت اجازه نداد دوربین را روشن کنم.
بچههای آذربایجان و خراسان جنوبی و کرج و ... بزمی داشتند دیدنی. و حمزه «بچه تهرون»شان بود.
«میبینی آقا! ما بچه تهرون با این یال و کوپال شدیم سرباز این بچه داهاتیها» و خندهاش میرفت به آسمان.
چه برقی میزد چشمهایش وقتی اسم فرماندهاش ـ حاج مهدی ـ را میبرد؛ همان بچه داهاتی را. و تعریف کرد ماجرای به هم رسیدنشان را با داعش در شب عملیات.
«زدیم به هم. قاتی شدیم. اونام لامصبا همه تیپی داشتن مثل ما. فارس و ترک و عرب و... .حیرون شده بودیم همه، ما و اونا. یه دفعه دیدیم حاجی داره داعشیا رو فرماندهی میکنه با چه اعتماد به نفسی؛ و دوباره خندهاش به سقف رسید.»
آقا حمزه فیلم هالیوودی زیادی میبینی نه؟
میخواستم لجش را در بیاورم که شوق روایتش بیشتر بشکفد.
لبخند زد: «آره»
«راست میگی کی باور میکنه صحنههایی رو که ما دیدیم» و رفیقش آمد به کمک.
«یکی از داعشیا شک کرد. به حاجی گفت: تو کی هستی؟ دلم ریخت. گفت الانه که لو بره. حاجی یه فریادی سرش کشید که یارو مطمئن شد خود ابوبکر بغدادیه...»
و دوباره خنده شیربچههای خمینی؛ شاگردان حاج قاسم که آن روز هنوز شهید سلیمانی نبود.
*
قرار شد تهران هم را ببینیم.
آمده بود حسینیه هنر و من مشهد بودم.
و یکی دو ساعتی گپ زده بود با بچهها و خاطره گفته بود؛ نه فقط از سوریه که بیشتر ، از فتنه ۸۸. زندگیاش را روایت کرده بود تا فتنه.
و بعدش بچهها هرچه پیگیری کرده بودند جلسه بعدی سر نگرفته بود.
حفاظت گیر داده بود باز.
*
و حالا زنگ زده حمزه. بعد چند سال. پروفایلش را که میبینم شوق صدایش در دلم میجوشد.
سلام برادر. چه خبر یاد ما کردی
بخارایی هستم آقای جلیلی
اسم جهادیاش را میدانستم فقط. پس فامیلش بخارایی است
بله آقا حمزه؛ حماء رسیدیم خدمتتان
خبر ندارید پس شما؟
از چه؟
شهید شد حمزه.
سکوت میکنم.
ببخشید نمیدونستم خبر ندارین.
*
میشود سکوت کرد هفتهای و ماهی و سالی و بیشتر.
صداش انگار هست همه جا اما.
آن بچه تهرون اهوازی، مرد میدان؛ لات عارف.
شجاعتش به چشم میآمد اول از همه.
شکل شیر بود در نظرم. با آن صدای محکم مردانه.
آن شجاعت، ملاحظهای باقی نمیگذاشت که صفایش را مکدر کند. پروایی نداشت شیر حماء از کسی که مجیز بگوید یا حقیقتی را پنهان کند. مومن مستغنیِ رها. صفا را هم از شجاعتش داشت و بی پرواییش از غیر خدا.
*
بخارایی میگوید چهلمش نزدیک است؛ «مستند»ی اگر بشود بچههای عمار کار کنند ....
و یادم میافتد «سند» آن چوب محکمی را گویند که گیاه تکیه میکند به آن و بالا میرود.
انگار وصف حمزه است این شرح الاسم.
شهید حسن عبداللهزاده.
و رویشها به کدام سند تکیه کنند اولی از شهید.
*
شب آرشیوم را میگردم. ناامید. میدانم از حماء هیچ فیلمی ندارم. برخلاف حمص و حلب و دمشق و دیرالزور. به لطف وظیفهشناسی حفاظت. داغ و دریغ. آه از نهادم بلند است. انگار حسرتم را خبر شده باشد؛ دستم را میکشاند به «مطار»؛ باز میشود فولدر؛ اتفاقی. و چه گنجی.
روز برگشت در فرودگاه دوباره به هم خوردیم. این بار دور از چشم حفاظت.
و دوربین یک دل سیر تماشا کرد حمزه را. و نیوشید صدای با صفایش را.
با خانواده داشت برمیگشت با چند تا از رفقایش.
علی اکبر چه کیفی میکرد از حضور پدر.
و لحظات شیرین زبانی پدر و پسر ضبط شده است.
*
در تهران هم دنبالش میکند دوربینم. میشود مستندی ساخت؟!
پاسپورتش را میدهد که چک کنند و علی اکبر را بغل میکند.
این بار دوستان حراست فرودگاه سر میرسند و به اجبار جدا میشوم از حمزه به سمت بازجویی.
که چرا تصویر حمزه را قاب گرفتهای.
یکی از بچههای نیرو سر میرسد و کَلکلی راه میافتد و در نهایت رها میشوم.
میبینم اما حمزه دیگر نیست.
*
و حالا اوست که میبیند ما دیگر نیستیم.
میخندد اما همچنان
«فَرِحینَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِن فَضلِهِ وَیَستَبشِرونَ بِالَّذینَ لَم یَلحَقوا بِهِم مِن خَلفِهِم أَلّا خَوفٌ عَلَیهِم وَلا هُم یَحزَنونَ»
✍ وحید جلیلی
🆔 @hvasl_ir
✅ ویژه دختران 12 الی 18 سال یزدی؛
💢 برگزاری مسابقه ی «پناه پدر» همزمان با دهه کرامت
📌 مسابقه ی فرهنگی هنری «پناه پدر» به مناسبت دهه کرامت ویژه دختران 12 الی 18 سال یزدی برگزار و علاقه مندان تا 21 خردادماه فرصت دارند که در مسابقه شرکت کنند.
http://hvasl.ir/news/549481
🆔 @hvasl_ir
✅ در استان سمنان؛
💢 بازخوانی و تبیین قانون جوانی جمعیت/ فعالیت های کارگروه جمعیت جبهه فرهنگی تشریح شد
📌 کارگروه جمعیت جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی استان سمنان به منظور افزایش نرخ فرزندآوری و متعاقب آن جوانی جمعیت تشکیل شد و این کارگروهها در سطح استان ملزم به اجرای برنامههایی جهت ترویج فرهنگ فرزندآوری شده است.
http://hvasl.ir/news/549559
🆔 @hvasl_ir
دفتر نمایندگی حفظ و نشر آثار حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای (مدّظلّه العالی) در مشهد برگزار می نماید:
🔸رونمایی از کتب تفسیری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(مدّظلّه العالی)
(تفسیر سوره بقره ،حشر،حمد و جمعه)
📍باحضور: حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
▫️زمان: چهارشنبه ۱۸ خرداد ساعت ۱۰:۳۰ الی ۱۲:۳۰
🔶آدرس:مشهد ، حرم مطهر رضوی ، صحن امام حسن مجتبی (علیه السلام) ، دانشگاه علوم اسلامی رضوی ،ساختمان شماره یک ،سالن شهید سلیمانی
▪️ثبت نام به صورت حضوری با ارسال عدد ۲۵
▪️ثبت نام جهت دریافت لینک مجازی با ارسال عدد ۳۵
به سامانه ۱۰۰۰۴۰۰۲۰
🆔 @hvasl_ir
حلقه وصل
✅ #کرونا/ آخرین آمار کرونا در ایران 🔻مبتلایان جدید: ۵۳ نفر 🔻جانباختگان جدید: ۳ نفر 🔻مجموع واکسن تزر
✅ #کرونا/ واکسنهای تزریق شده از ۱۵۰ میلیون دُز گذشت
🔻مبتلایان جدید: ۵۹ نفر
🔻جانباختگان جدید: ۱ نفر
🔻مجموع واکسن تزریق شده: ۱۵۰۰۰۶۶۴۸ دُز
#آمار_روزانه
🆔 @hvasl_ir
10.82M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥همخوانی «سلام فرمانده» در استانبول
🔹همخوانی سرود حماسی «سلام فرمانده» توسط گروهی از کودکان و نوجوانان در مسجد امام زینالعابدین(ع) استانبول ترکیه اجرا شد.
🆔 @hvasl_ir
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 پاداش آمریکایی؛ توهینکننده به پرویز پرستویی شهروند رسمی آمریکا شد
احسان رجبی، معروف به سام رجبی، ورزشکار اهل ایران و عضو سابق تیم ملی جودو ایران است که سال ۱۳۸۸ در مسابقات جودوی قهرمانی آسیا به مدال برنز رسید؛ اما در سال ۱۳۸۹ به دلیل اثبات دوپینگ از تیم ملی جودو کنار گذاشته شد و در رسانهها اعلام شد که از آمریکا درخواست پناهندگی کرده است.
از او مدتها خبری نبود تا اینکه انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۴۰۰ در ایران برگزار شد و از طرف طیف موسوم به برانداز، برای ایرانیانی که میخواستند در خارج از کشور رأی بدهند، مزاحمتهایی ایجاد شد. بعضی از این مزاحمتها تا مرحله ضرب و جرح رأیدهندگان پیش رفت؛ اما یکی از معروفترین موارد، به احسان رجبی مربوط میشد که ویدئوی آن در فضای مجازی دست به دست شد و لقب «برنداز دهان مستطیلی» را برایش ایجاد کرد.
پس از آن، او چنین فعالیتهایی را ادامه داد و نمود اعلایش به اردیبهشت ۱۴۰۱ برمیگردد که در جریان سفر پرویز پرستویی به آمریکا برای اکران فیلم «قصههای هزار و یک روز»، برای این هنرپیشه و حتی تماشاگران فیلم مزاحمتهایی ایجاد کرد و یک جا حتی کارش به درگیری فیزیکی با پرستویی کشید.
حالا سام رجبی اعلام کرده است که پس از ۱۲ سال توانست مزد این رفتارها را بگیرد و بالاخره به عنوان شهروند رسمی آمریکا پذیرفته شد.
🆔 @hvasl_ir
💢️️سرقت از یک بانک در ایام تعطیلات
🔹از ساعاتی پیش برخی از کاربران فضای مجازی، مدعی شده اند که طی تعطیلات اخیر، سارقان با ورود به شعبه بانک ملی رو به روی دانشگاه تهران، حدود هزار صندوق امانت و بخشی از تجهیزات اتاق سرور و مرکز مانیتورینگ این شعبه را به سرقت برده اند.
🔹بانک ملی نیز طی اطلاعیهای اعلام کرد:
🔹حادثه شعبه دانشگاه این بانک که به بروز برخی خسارات محدود به صندوق امانات منجر شد، از سوی پلیس و مراجع ذیربط در حال پیگیری است.
🔹علل بروز این حادثه پس از بررسیهای نهایی به زودی اعلام خواهد شد و بانک ملی ایران در چارچوب مقررات قانونی در حال پیگیری خسارات وارده بوده و فعالیت شعبه دانشگاه نیز طبق روال سابق ادامه دارد.
🆔 @hvasl_ir