eitaa logo
مهدوی زادگان
344 دنبال‌کننده
242 عکس
67 ویدیو
20 فایل
*رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ*
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰 هتاکی های سیستمی غربی ها ریشه در مبانی تمدنی آن دارد داود مهدوی زادگان ✔️ فرانسه از پیشگامان اندیشه مدرن است. به همین خاطر است که باید این کشور بیش از دیگر کشورهای متمدن غربی مبادی به آداب و احترام گزاری به فرهنگ و تمدن ملل غیر غربی باشد. ولی نا باورانه واقعیت امر چنین نیست. لا اقل از چنین کشوری انتظار حرمت شکنی و بی ادبی به آیین و فرهنگ و مقدسات مردم جهان را نمی رود. در حالی که شاهد پیشگامی نشریه ای فرانسوی در این بی ادبی و بی فرهنگی هستیم. ✔️ حمایت سیستمی دولت های غربی از این نشریه هتاک و گستاخ نشانه آن است که چنین رفتاری ریشه در مبانی تمدنی غرب دارد. امروزه در جهان غربی اصل آزادی مبنایی برای هر گونه هتاکی و حرمت شکنی و بی ادبی شده است. حقیقتاً تمدن غربی و فرهنگ مدرن در میان تمدن ها و فرهنگ های ملل مختلف در بی ادبی و بی فرهنگی کم نظیر است. هیچ تمدنی به مثل تمدن غربی حرمت شکن و بی ادب نیست. مدرنیته از دیر باز آموزگار شر بوده است. ولی هیچگاه آموزگار خیر و نیکی نبوده است. چنانکه خیلی ها مانند اشتراوس، ماکیاوللی را بخاطر نگارش کتاب شهریار، آموزگار شر نامیده اند. ✔️ وقتی رئیس جمهور کشوری که خود را نماد دنیای مدرن می داند، مردم 140 کشور جهان را به لکه روی شلوار جین جوان آمریکایی تشبیه می کند، نباید این گفته او را اظهارات شخصی پنداشت. اصلاً او اجازه ندارد که در چنین مقامی پندارهای شخصی خود را ابراز کند بلکه این گفته وی از فرهنگ مدرن ناشی شده است. ✔️ وقتی ژورنالیست وطنی فیلسوف و متفکر مسلمان را که افتخار جهان اسلام است، عاری از اندیشه و تفکر می خواند، این بی ادبی او از فرهنگ مدرن نشأت می گیرد. ✔️ وقتی روشنفکران وطنی برابر هتاکی نشریه فرانسوی علیه مقدسات مردم کشورشان سکوت می کنند، به دلیل آن است که اندیشه مدرن به آنان نیاموخته که بایستی حرمت گذار فرهنگ ناب مردم کشورشان باشند. اساساً اندیشه مدرن شرط روشنفکری را در قداست زدایی تعریف کرده است. انسان سکولار با همین وصف قداست زدایی شناخته می شود. به همین خاطر، ترویج فرهنگ بی ادبی و حرمت شکنی از دستاورد های سکولاریزاسیون است. لذا اینگونه بی ادبی ها در اندیشه مدرن، امری عادی و روزمره تلقی می شود. ✔️ به راستی، تمدنی که با نشریه هتاک و حرمت شکن خود همدلی و حمایت می کند، چگونه می تواند از احترام به انسان ها و حقوق بشر سخن به میان آورد؟! این چه حقوق بشر خواهی است که نمی تواند از کرامت مردم و احترام به فرهنگ و مقدسات آنها دفاع کند؟! این چه تمدن پوشالی است که نمی تواند اصول اولیه مبادی به آداب بودن را به نشریه خود تعلیم دهد؟! 👇👇👇 @mahdavizadegan
🔰 درس هایی از آموزگار انقلاب ✍ داود مهدوی زادگان 🔹امامین انقلاب اسلامی نه فقط رهبر انقلاب بلکه آموزگار انقلاب نیز هستند. دانش رهبری انقلاب، آن التفات و خودآگاهی است که در هنگامه هدایت نهضت مردمی شکل می گیرد. اما آموزگاری انقلاب آن دانش مشرفانه ای است که از تاملات نظری روی پدیده انقلاب بدست می آید. به همین خاطر، هر آموزگار انقلاب لزوماً رهبر انقلاب نیست. اما عکس آن درست است؛ یعنی رهبران انقلاب، آموزگار انقلاب نیز هستند. زیرا آنان از تجربه زیسته جمعی سخن به میان می آورند که خود در پدید آمدن آن تجربه نقش بالایی دارند. از این رو، اگر نیک بیاندیشیم، هر کنشگر انقلابی حتی آن شورشی ضد انقلابی که گمان می کند در صدد برپایی انقلاب است، به آموختن درسهایی از آموزگار انقلاب که رهبر انقلاب هم هست نیاز پیدا می کند. 🔸 امام خمینی ره و رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت های مختلف درباره انقلاب اسلامی بیانات بسیار ارزشمندی داشته اند. بطوری که از میان مباحث ایشان فصول 1زیادی از شرح و تبیین ماهیت انقلاب و چگونگی و چرایی رویداد انقلاب را می توان استخراج کرد. از جمله این مباحث دلایل پیروزی یا شکست انقلاب ها است. چنانکه ولی فقیه در اجتماع اخیرشان با مردم شهر مقدس قم که همه ساله به مناسبت سالروز قیام مردمی 19 دی برگزار شده بود، به سه دلیل از ده ها دلیل وقوع انقلاب اسلامی اشاره فرمودند؛ یعنی سه عامل سرعت عمل، احساس تکلیف و خطر را به جان پذیرا شدن. ایشان این سه عامل را از دلایل عمده موفقیت مردم ایران در وقوع انقلاب اسلامی دانسته اند. به عقیده معظم له این سه عامل علاوه بر علت محدثه بودن علت مبقیه انقلاب اسلامی هم هست. مردم ایران تا به امروز بر این سه اصل پایداری انقلاب وفادار مانده اند. چنانکه این سه عامل را در مقابله مردم با فتنه 401 که منجر به شکست آن شد می توان مشاهده کرد. 🔹 شورشیان فتنه 401 می کوشند دیگران حرکت سیاسی آنان را جنبش انقلابی بپندارند. حتی اگر این انگاره را درست فرض کنیم که به دلایل مختلف درست نیست، بر پایه دلایل یاد شده بالا از فرمایشات ولی فقیه می توان علت شکست جریان برانداز در فتنه اخیر را تبیین کرد. به عبارت دیگر، این سه دلیل توأمان تبیین کننده علت پیروزی مقاومت مردم و شکست فتنه گران است. لذا در اینجا به عامل دوم ( احساس تکلیف ) توجهی خواهیم کرد. 🔸 بر مبنای تبیین ولی فقیه از چرایی پیروزی قیام مردم قم، یکی از دلایل شکست فتنه 401 فقدان انگاره احساس تکلیف در ذهنيت معترضان است. باید انقلابیون در بدوش کشیدن بار انقلاب خود را مکلف بدانند تا به پیروزی نائل شوند. چنانکه ملت ایران در انقلاب 57 با روحیه تکلیف مداری وارد میدان شدند و پیروز گشتند. برخلاف جماعت معترضان که عاری از فرهنگ تکلیف مداری بودند. آنان بر پایه انگاره حق مداری انتظار داشتند، دیگرانی وارد میدان شده برای آنها انقلاب را به ارمغان آورند. در حالی که با اجیر شدگان در کف خیابان نمی توان انقلاب مردمی به راه انداخت. 🔹 اما ریشه فقدان احساس تکلیف در ذهنيت جماعت معترضان به تلاش روشنفکران بویژه روشنفکری دینی باز می گردد. آنان در طی سه دهه کوشیدند ذهنیت جامعه دیندار ایرانی از انگاره تکلیف مداری زدوده شود. جریان روشنفکری با این استدلال نا معقول که گذشتگان تکلیفی می اندیشیدند اما امروزیان حقی می اندیشند، روحیه احساس تکلیف را از مردمان معترض سکولار شده دور کردند. بدین خاطر، جماعت معترض در تمام حرکت های اعتراضی/ اغتشاشی همواره از فقدان احساس تکلیف رنج می بردند. در نتیجه آنان سعی کردند با استخدام مزدوران این نقصان را رفع کنند. 🔸لکن همانطور که گفته شد با اجیر کردن نمی توان انقلاب مردمی به راه انداخت. مضافاً اینکه اگر هم جماعت معترض پذیرای انگاره تکلیف شود، به این نتیجه قهری می رسند که باید داعیه های ضديت و براندازی انقلاب اسلامی را کنار گذاشت و به جمع مدافعین پر شور انقلاب بپیوندند. انشالله 22 دی 1401 👇👇👇 @mahdavizadegan
5.98M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 | چند نمونه از محاسبات غلط دشمن در اغتشاشات اخیر به روایت رهبر انقلاب 🔺 بیانات امروز رهبر انقلاب در 📲 هم اکنون؛ پخش اینترنتی👇 Farsi.Khamenei.ir/live
مهدوی زادگان
🎬 #برش_دیدار | چند نمونه از محاسبات غلط دشمن در اغتشاشات اخیر به روایت رهبر انقلاب 🔺 بیانات امروز ر
وجه آموزگاری انقلاب در بیانات ولی فقیه را در این برش از دیدار با مداحان می توان مشاهده کرد. ایشان چند نمونه از دلایل شکست فتنه اغتشاشگران را شرح و تبیین می فرمایند.
🔰 تحسین مهندسی دشمن داود مهدوی زادگان ✔️ اگرچه ولی فقیه همواره رفتارهای نادرست و اشتباهات دشمن را یاد کرده است. لکن در مواردی هم کارشان را علیرغم باطل بودن، تحسین کرده است. چنانکه ایشان در دیدار اخیر با مداحان درباره مهندسی دشمن در تدارک فتنه 401 فرمودند: " بنده به عنوان یک آدمی که این مسائل را نگاه میکنم و زیر نظر دارم و میفهمم، در دلم به مهندسی خوب دشمن آفرین گفتم! خوب مهندسی کرده بود؛ همه چیز را در جای خود، به اندازه‌ی خود، آماده کرده بود. چرا موفّق نشد؟" ( بیانات: 22/10 / 1401 ). ✔️ به یقین، هیچ حاکمی حاضر نمی شود که اینگونه آشکارا کار خاص دشمن خود را تحسین کند مگر اهل انصاف باشد. چنانکه حضرت وصی امام علی علیه السلام سپاه معاویه را از چند جهت برتر از کوفیان شمرده است و چیره شدن آنها را حتمی می دانست. از جمله اینکه آنان بر باطلشان اتحاد دارند ولی کوفیان در حق تفرقه می کنند؛ " وَ اِنِّى وَ اللّهِ لاََظُنُّ اَنَّ هؤُلاءِ الْقَوْمَ سَيُدالُونَ مِنْكُمْ بِاجْتِماعِهِمْ عَلى باطِلِهِمْ، وَ تَفَرُّقِكُمْ عَنْ حَقِّكُمْ " ( نهج البلاغه: خ 25 ). ✔️ قرآن کریم نیز از تعجب رسول خدا ص به هنگام مشاهده هیکل های درشت اندام منافقین یاد کرده است: " وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ " ( المنافقون : 4 ). و یا تعجبی که آن حضرت از شنیدن سخن دنیوی اهل کفر می کند: " وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا" ( البقرة : 204 ). ✔️ بنابر این، ولی فقیه بر اساس مستندات شرعی هیچ پرهیزی ندارد که برخی از کارهای دشمن دین و ملت را علیرغم بطلانشان تحسین کند. اما چنین خصلتی در میان دشمنان ولی خدا دیده نمی شود. آنان حاضر نیستند در مواردی خاص آشکارا از مخالفین خود به بزرگی یاد کنند. البته شدت خشم و کینه شان مانع چنین کاری می شود. با وصف این، آنان عظمت و بزرگی کار ولی خدا و جامعه ایمانی را در دلهای شان یاد می کنند. آنها وقتی می بینند که علیرغم تدارک حجم بزرگی از عِدّه و عُدّه و برنامه ریزی ها و مهندسی های گسترده همچنان در کارشان لنگ می مانند و نافرجام و مأیوسانه شکست را پذیرا می شوند، آشفته و مبهوت می شوند که چرا مهندسی شان نافرجام ماند. آنگاه است که آنان در دلهای شان ولی خدا و جامعه ایمانی را به بزرگی یاد می کنند. ✔️ قرآن کریم این توجه را داده است که وقتی اهل کفر در فیروزی ناکام می شوند به هنگام بازگشت از میدان خشمگین و غضبناک هستند: " وَرَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنَالُوا خَيْرًا ۚ وَكَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ ۚ وَكَانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزًا " ( اﻷحزاب : 25 ). بدیهی است که در دل های خشمگین و عصبانیت آنها، تحسینی از بزرگی تدبیر ولی خدا و مقاومت پیروزمندانه ملت انقلابی نهفته است. آنان بر زبان نمی آورند ولی در دل بر این رهبری و ملت مقاوم هزاران آفرین می فرستند. 👇👇👇 @mahdavizadegan
🔰 بگذارید خشونت طلبان متاع شرّ شان را خود به دوش کشند داود مهدوی زادگان اغتشاشات خیابانی اخیر فجایع غیر انسانی و خسارات مادی و معنوی زیادی را به بار آورد. بخشی از این فجایع؛ یعنی شهادت مدافعین امنیت و بسیجیان مخلص خدا جبران ناپذیر است و بخش های دیگر آن نیز معلوم نیست که جبران آنها چقدر طول خواهد کشید تا التیامی برای جامعه دردمند باشد. خشم و کینه و سبعیتی که مردم از اغتشاشگران در کف خیابان مشاهده کردند فراموش شدنی نیست. آنان بیش از این نتوانستند در شهر جولان دهند و الّا همه مان می دانیم که اگر آنان مجال موسّعی می داشتند، حمام خون برپا می کردند. اساساً اگر خواهان تکرار چنین فجایع خونباری نیستیم، نباید گذاشت این قطعه از تاریخ معاصر فراموش شود. شدت این رفتار خشونت بار به قدری بود که برخی از معترضان، لا اقل در سخن، از آن اعلام برائت می کردند. منطقی و اخلاقی هم نیست که معترضان خشونت پرهیز با اینگونه آشوب طلبان خیابانی نسبت همدلانه ای بر قرار کنند. با وصف این، برخی از رسانه های غربگرای وطنی نه تنها هیچ إبایی از تبدیل شدن به بلندگوی اغتشاشگران را ندارند بلکه سعی در مدرن جلوه دادن فتنه 401 را دارند. به همین خاطر آنها می کوشند از زوایای مختلف ایدئولوژیکی و هویتی و جامعه شناختی آن را پدیده ای مدرن و جدید و ستودنی جلوه دهند ( برای نمونه بنگرید به شماره جدید آگاهی نو/ 09، مرداد وشهریور 1401 ). مسلماً آنچه در فتنه 401 اتفاق افتاد ریشه در دین و فرهنگ و منش ایرانی نداشت و به شدت با آن بیگانه بود. بلکه ضدیت اغتشاشگران با مذهب و فرهنگ اصیل ایرانی کاملاً آشکار بود. این مطلب را از همان آتش زدن قرآن و مسجد و کشیدن چادر و روسری از زنان عفیفه و مخالفت با فرهنگ ناموس مداری به وضوح می توان درک کرد. این فاجعه را حتی نمی توان به زن ایرانی و جوان ایرانی نسبت داد. از وقار زن ایرانی و آداب دانی جوان ایرانی خیلی به دور است که چنین خشونت غیر انسانی به آنها نسبت داده شود. اگرچه با مبانی و اصول مدرنیته سر ناسازگاری داشته و داریم؛ لکن مایل نیستیم فجایع اغتشاش 401 به آن نسبت داده شود و بگویند این رفتار غیر انسانی ریشه در مبانی مدرن دارد. اما حالا که نویسندگان و رسانه های غربگرای وطنی اصرار بر این دارند که چنین حرکت آشوب طلبانه ی غیر انسانی را مدرن بدانند و بخوانند، باید پای لوازم آن هم بایستند و بدانند که خواسته یا نا خواسته چه اعمال شنیع و غیر انسانی و ضد حقوق بشری را به مدرنیته نسبت داده اند. آنگاه هیچ مدرن خواهی حق ندارد در نبشته ها و گفتار های خود مدرنیته را تطهیر کند و غسل تعمید دهد. کشاندن پیکر پاک و بی جان شهید بسیجی در کف خیابان و شکنجه دسته جمعی طلبه مظلوم و بی دفاع را با هیچ منطق و قاعده اخلاقی نمی توان توجیه و تطهیر کرد. قرن بیست و یکم، قرن ارزیابی و داوری دستاوردهای مادی و معنوی اندیشه مدرن است. پس بهتر است پرونده نا ملایماتی های مدرن را بیش از این سنگین نکنیم. بگذارید خشونت طلبان متاع شرّ شان را خود به دوش کشند و خود توجیه گر آن باشند- البته اگر بتوانند – و با خود به جای دیگری و برای کسانی که لایق آن هستند عرضه کنند. 👇👇👇 @mahdavizadegan
مهدوی زادگان
جریان معارض دچار آنارشیسم معرفتی شده است عباس بنشاسته، دبیر گروه اندیشه:با فاصله گرفتن از رویدادهای پس از مرگ مهسا امینی شاید بتوان تصویر روشن‌تری از آنچه در چند ماه اخیر رخ داد، ارائه کرد. اگرچه تحلیل‌های حین واقعه می‌تواند در جهت‌دهی به حوادث یا فهم حوادث کمک‌کننده باشد اما با قدری فاصله از متن اتفاقات می‌توان ارزیابی دقیق‌تری از ماجرا ارائه داد. در صفحه اندیشه روزنامه «فرهیختگان» مانند گذشته در فرصت‌های مقتضی به بازخوانی حوادث اخیر خواهیم پرداخت. داود مهدوی‌زادگان، عضو پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی میهمان این دفعه گفت‌وگوی «فرهیختگان» است. وی در گفت‌وگوی پیش‌رو حوادث اخیر را نوعی تهاجم خشونت‌آمیز، منفعلانه و از سر عجز تحلیل کرد که هدف اصلی این تهاجم نیز اسلام سیاسی است. وی واقعه اخیر را واجد زبانی استعاری می‌داند که گویی بسیاری از این مفاهیم و اصطلاحات به کار رفته، پیش از این استعاره‌هایی سیاسی بود. مهدوی‌زادگان می‌گوید: «جامعه مدنی که در ادبیات اینها مفهومی استعاره‌ای است. آنچه از جامعه مدنی بیان می‌کردند حق جامعه مدنی نبود و از این مفهوم برای رسیدن به مقصود دیگری استفاده می‌کردند. مقصود دیگر، به دست آوردن قدرت و نفوذ در نظام اسلامی و پیدا کردن جایگاه و قدرت تا براندازی است.» مهدوی‌زادگان مطالعات صورت‌گرفته درباره وقایع اخیر را در سه سطح رسانه‌ای، تحلیلی و تئوریک صورت‌بندی کرده و تاکید دارد مطالعات صورت‌گرفته از سطح رسانه‌ای فراتر نرفته و در حوزه‌های تحلیلی و تئوریک چه از سوی جریان انقلاب و چه از سوی جریان معاند اقدامی صورت نگرفته است. وی ضمن نقد ژیژک و برخی اندیشمندان که در رابطه با این واقعه اظهارنظر کرده بودند تاکید می‌کند که «آنها مایل نیستند در ساحت نظری وارد گفت‌وگو با شما شوند. به‌ندرت کسانی را دیده‌ام که خواسته‌اند وارد شوند و پیدا است که خودشان هم متوجه هستند که اگر بخواهند این موضوع را ادامه بدهند باید در مقابل این اغتشاش بایستند». این عضو هیات‌علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ضمن تاکید بر اینکه با نظریات سکولار نیز نمی‌توان این وقایع را توضیح و تبیین کرد، می‌گوید: «اتفاقی که در این جریان اغتشاشات اتفاق افتاده است این است که نوعی نهیلیسم و نوعی آنارشیسم معرفتی را می‌توان در کلام‌شان مشاهده کرد. در قضایای پیش از این یعنی در آبان 98 و در فتنه 88 این مسائل برجسته نبود ولی در فتنه 401 دیده می‌شود. به‌خصوص که زمانش سه ماه طول کشید از این جهت خودش را خوب آشکار کرد. امروز با نوعی آنارشیسم معرفتی مواجه هستید و از ناحیه آنها هیچ اصل معرفتی را مشاهده نمی‌کنید که بگوییم بیایید براساس این اصل معرفتی گفت‌وگو کنیم.» مهدی‌زادگان با نقد برخی کاستی‌ها و کج‌روی‌ها در نظام حکمرانی می‌گوید: «مسائلی و حفره‌هایی در حکمرانی وجود داشته که این فتنه توانسته از این فرصت‌ها استفاده کند و این حوادث را به راه بیندازد. اصلاح در روش‌ها و سیاست‌ها باید انجام شود ولی صرف اصلاح مطرح نیست. این حفره‌ها به معنی بد عمل کردن‌ها نیست بلکه به معنی ترک فعل‌ها و عمل نکردن‌هاست. باید در این ترک فعل‌ها تجدیدنظر کنیم.» وی درباره آینده این جریانات تاکید می‌کند که جریان معارض به سمت خشونت بیشتر حرکت خواهد کرد: «به نظر من حرکت به سمت خشونت بیشتر پیش خواهد رفت و اقدامات خشونت‌آمیز‌تر خواهد شد. من در یادداشتی به این نکته اشاره کرده‌ام که وقتی وزیر خارجه سابق آمریکا از منافقین حمایت می‌کند حکایت از سناریوی جدید است. یعنی استکبار جهانی به این نتیجه رسیده است که ما باید به سمت تشدید خشونت برویم و باید کار را با خشونت پیش برد. لذا وقتی یک گروهک خشونت‌طلب را به‌عنوان گروه معیار معرفی می‌کنند، باید پیام را گرفت.» مهدوی‌زادگان در پایان این گفت‌وگو در مورد ماهیت این وقایع می‌گوید: «به نظر می‌رسد این اغتشاشات اگر چه ماهیتی ضدانقلابی و براندازانه دارد ولی اساسا ضداجتماعی است و ضدجامعه است و صرفا علیه نظام نیست بلکه حرکتی علیه جامعه است. اگر تحلیل گفتمانی از شعار‌ها و خواسته‌ها داشته باشید این اساسا عصیانی بر فرهنگ اجتماعی و فرهنگ عمومی و نظام اجتماعی است و ماهیتی آنارشیستی دارد. می‌توانیم آنارشیسم عقلانی را فهم کنیم ولی آنچه ما داریم نوعی آنارشیسم غیرعقلانی است و دقیقا جامعه را نشانه گرفته است و به دنبال از هم پاشیدن جامعه است.» مشروح این گفت‌وگو را در ادامه از نظر می‌گذرانید. https://farhikhtegandaily.com/news/77248/ 👇👇👇 @mahdavizadegan
مهدوی زادگان
🔰 نا پژوهشی در تحلیل جنبش های اجتماعی؛ مطالعه موردی دیدگاه آصف بیات داود مهدوی زادگان روزنامه ایران/ دوم بهمن 1401 برش متن 👇👇👇 7. آصف بیات درگفتاری انتقادی خطاب به عباس عبدی جریان اصلاح طلبی را به زیر تیغ نقد برده است. به عقیده وی قرار نیست تا آخر عمر از استراتژی اصلاحات پیروی کرد: « بله صحبت از هزینه و مخاطرات احتمالی تغییرات رادیکال بسیار مهم است و باید بدان‌ها توجه کرد. ولی گاهی آنچنان از ریسک و مخاطرات تغییرات انقلابی صحبت می‌شود که گویی «وضع موجود» بهشت برین است. چرا ما مخاطرات و هزینه‌های «وضع موجود» را فراموش می‌کنیم؟ ». آصف بیات با این پنداشت که حاکمیت، اصلاحات را بعد اعتراضات سال 88  از قدرت بیرون انداخته است، سعی در متقاعد کردن این جریان به ائتلاف با جنبش اعتراض خیابانی دارد. لکن مشکله آصف بیات در این است که می خواهد امثال عباس عبدی و هم مسلکان او را در چارچوب مفهوم اندیشه اصلاحی و جریان اصلاحات ادراک و تحلیل کند. در حالی که این کار بزرگترین خطای ادراکی وی محسوب می شود. چون اساساً این جماعت در چارچوب گفتمان اصلاحات فهم پذیر نیستند. بلکه باید آنان را در چار چوب گفتمان اقتدار گرایی فهمید.تمام تلاش جریان موسوم به اصلاحات معطوف به تصاحب و تثبیت و حفظ قدرت بوده است. این جریان با نگاه ابزاری با جنبش اعتراضی برخورد می کند. آن سیاست امیدی که آصف بیات به عنوان شرط تغییر وضع موجود طرح کرده است، در جریان اصلاحات مفقود و غایب است. این جریان هیچگاه درباره بدیل نیاندیشیده اند. اما از دیگر اشتباهات ادراکی آصف بیات درباره اصلاحات این است که گمان کرده است که آنان مخالف وضع موجودند. حال آنکه این جریان در پدید آمدن درد و رنج های موجود مردم نقش اصلی و اساسی داشته و دارند. در واقع، بیات می خواهد برای بر هم زدن وضع موجود به جریانی رو آورد که خود آن جریان از بانیان آن وضع هستند. نتیجه چنین خطای ادراکی بازی خوردن سیاسی است. اشتباه دیگر بیات این است که گمان کرده حاکمیت بعد فتنه سال 88 اصلاحات را بیرون کرده است. در حالی که این جریان در سال 92 به قدرت بازگشت. در واقع، اعتماد حاکمیت به جریان اصلاحات در سال 1400  به پایین ترین حد خود رسید ولی این مردم بودند که آنان را از قدرت کنار گذاشتند. جمع بندی البته درباره گفته ها و تحلیل های آصف بیات نقدهای بیشتری را می توان طرح کرد ولی به همین اندازه بسنده می کنیم. عمده نتیجه ای که از بیان نمونه های یاد شده می توان گرفت آن است که علیرغم اینکه آصف بیات به جامعه شناسی نام آشنا و متخصص در شناخت جنبش های اجتماعی و سیاسی شهرت یافته است؛ لکن به نظر می رسد که دیدگاه های وی در این باره چندان دقیق نیست. شاید بیات اطلاعات وسیعی درباره بهار عربی یا بیداری اسلامی و نیز جنبش های سیاسی ایران قبل و بعد انقلاب به دست آورده باشد، اما این دانش وی عمیق و متقن نیست. تحقیقات وی درباره جنبش ها بیشتر صبغه نا پژوهشی دارد تا پژوهش علمی. شاید این امر، به دلیل غلبه نگاه ایدئولوژیکی وی باشد. 👇👇👇 @mahdavizadegan