eitaa logo
مهدوی زادگان
345 دنبال‌کننده
242 عکس
67 ویدیو
20 فایل
*رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ*
مشاهده در ایتا
دانلود
🏴 با رمز یا حسین(ع) پیروز شدیم... ✏️حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: اگر حادثه کربلا و اسوه‌گیری از آن نبود، انقلاب اسلامی ایران پیروز نمیشد. 💻 Farsi.Khamenei.ir
روز تجدید عهد با شهداء تا آخرین نفس راهت ادامه دارد ای شهید @mahdavizadegan
⁉️ چرا دگر اندیشان غرب زده حاضر به محکوم کردن جنگ تحمیلی علیه ایران نشدند؟ آن زمان که رژیم جنایتکار صهیونی مردم مظلوم غزه و لبنان را به خاک و خون کشید، همواره این سوال مطرح بود که چرا سکولار اندیشان وطنی که از حقوق بشر و دردمندی انسان گوشت و استخوان دار دم می زنند برابر جنایت دشمن صهیونی سکوت اختیار کرده اند و حاضر به محکوم کردن نسل کشی صهیونیست ها نشدند. اگرچه این توجیه انسانی و اخلاقی نیست با این حال خود را اینطور قانع کردیم که لابد انسان خواهی و حق طلبی این جماعت نوگرا محدود به مرزهای جغرافیایی و وطن است تا اینکه جنگ دوازده روزه صهیونی آمریکایی بر میهن عزیزمان تحمیل شد. در این چند روز، جمعی از فرماندهان خداجوی مخلص و دانشمندان گران مایه و مردم اخلاق مدار در این تجاوز به شهادت رسیدند. به دنبال آن، فریاد محکوم کردن این تجاوز و تقاضای مقابله به مثل و انتقام در سراسر کشور به گوش رسید. اما از آن جماعت دلداده به غرب و غربزدگی به غیر معدودی وطن خواه با شرف و نجیب صدایی و فریادی به گوش نرسید. با خود گفتیم اینجا که وطن خودشان است و غزه و یمن و لبنان نیست، پس چرا تجاوز را محکوم نکردند. با این سکوت معلوم شد که شعار برائت شان تنها شامل غزه و لبنان نیست بلکه ایران را هم در بر می گیرد؛ نه غزه نه لبنان و نه ایران. اما مساله مهم چرایی این سکوت خفت بار و شرم آور است؟ چرا روشنفکری بیمار این سکوت را به قیمت هر ننگ و عاری خریدار شده است؟! دو پاسخ اساسی برای این مساله می توان ذکر کرد: پاسخ اول: چون پای اسرائیل در میان است. اگر متجاوز دولت دیگری غیر آمریکا و اسرائیل غاصب بود احتمالا آن را محکوم می کردند. اما از آنجا که اسرائیل باطن و گوهر مدرنیته است، طبیعی است که روشنفکری به قلب تجدد حمله نکند. روشنفکر سکولار نگهبان مدرنیته است. سکوت روشنفکر مآبان کمترین کاری است که در نگهبانی از گوهر مدرنیته یعنی اسرائیل غاصب قصاب انتظار می رود. پاسخ دوم: شدت در پندار ایدئولوژیک روشنفکری ایران است. سالیان درازی است که جماعت روشنفکری پیروان اسلام سیاسی را به دگم اندیشی و تفکر ایدئولوژیک متهم می کنند. لکن در این مدت فرصت مناسبی پیش نیامده بود که حجاب های معرفتی کنار رود و عیار ایدئولوژیک بودن طرفین معلوم گردد تا اینکه جنگ تحمیلی دوازده روزه اتفاق افتاد. حصار ایدئولوژیک سکولارهای وطنی بقدری ضخامت دارد که بخاطر آن حاضرند حتی از وطن خود عبور کنند. در حالی که دیدیم اندیشه سیاسی اسلام در مساله دفاع از وطن تسامح و تساهل ورزید. اکنون معلوم شده است که کدام گفتمان در حصار ایدئولوژیک گرفتار آمده است و راه علاجی هم برای آن متصور نیست. https://farsnews.ir/MahdaviZadegan/1751169632717511670 ✍ داود مهدوی زادگان ✅ @mahdavizadegan
🔸 شرط خیرخواهی برای ملت با فروکشی موقت آتش جنگ تحمیلی زبان های خیرخواهانه برای ملت متکثر می شود. ولی دوباره غبار الفاظ آلوده آسمان آبی شهر را فرا می گیرد و حرف حق و باطل به هم آمیخته می شود و قدرت تشخیص کم می شود. آسمان شهر در روزهای جنگی آبی آبی است. چون فقط وطن خواه واقعی در میدان رزم و دفاع ملی حضور دارد. در روزگار آتش بس کم کم شاهد باز شدن قوه نطق خیل کسانی که عنوان روشنفکری و اندیشمند علوم انسانی را نمایندگی می کنند هستیم. این جماعت به یکباره خود را در وسط میدان انداخته بی آنکه تجاوز آمریکا و رژیم جعلی اسرائیل را محکوم کنند از صلح ایرانی می گویند. جنگ تحمیلی دوازده روزه را طوری داخل پرانتز گذاشته تو گویی هیچ اتفاقی نیافتاده است. بلکه آنان این جنگ را توجیهی برای دعوی صلح خواهی گذشته خود می گیرند. از نظر اینان هر چقدر دشمن ملت شر برساند و خصومت بورزد و مردم بی گناه را به خاک و خون بکشاند و جمعی از جامعه دانشگاهی و پاسداران امنیت و وطن را ترور کند، با این حال، حرف جامعه ایرانی یک چیز بیشتر نیست و آن صلح است. پاسخ ملت ایران به جنگ افروزی دشمن فقط صلح ایرانی( ! ) است. اینان اگر می توانستند وصف بی قید و شرط را هم بر عنوان صلح ضمیمه می کردند تا کار محکم تر پیش رود. اکنون در مقام نقد نظریه صلح ایرانی که سکولارهای وطنی از آن سخن می گویند نیستیم. عجالتاً این نظریه ریشه در اندیشه ایرانی ندارد و در تاریخ سلحشوری ملت ایران نمی توان از آن سراغ گرفت بلکه این ایده، ریشه در اندیشه استعماری و شرق شناسی دارد. این جماعت سالیان درازی است که با بودجه های دولتی در خانه های فرهنگی اشغال شده صلح ایرانی غربزده را به خورد مخاطبان و جوانان حقیقت خواه می دهند ولی دیدیم که صلح ادعایی شان ذره ای مانع تجاوز دشمنان ملت نشد، اگر نگوییم زمینه ذهنی تجاوز را مهیا کرده بود. فی الحال سخن این است که امروز هر اندیشمند ایرانی وطن خواهی اگر قصد اظهار نظر و گفتگو درباره جنگ تحمیلی دوازده روزه را دارد و می خواهد برای آینده ایران ایده و راهکاری را نسخه پیچی کند باید قبل از هر سخنی جنگ تحمیلی آمریکایی صهیونی را محکوم کند. شرط گفتگو و طرح بحث محکوم کردن تجاوز دشمن است. روشنفکر و متحجر وطنی نمی تواند بدون محکوم کردن تجاوز از صلح و دوستی سخن بگوید. چون در شفافیت تحمیلی بودن این جنگ جای هیچ شک و شبهه ای نیست که انسان وطن خواهی بتواند در آن تردید کند. مردم خوب می دانند که اگر هموطنی بدون محکوم کردن تجاوز دشمن از صلح سخن بگوید چنین کسی قابل اعتماد نیست. او خیر خواه و داغدار ملت نیست. شرط گفتگوی خیر خواهانه برای ملت محکوم کردن دشمن متجاوز است. https://farsnews.ir/MahdaviZadegan/1751288515437159692 ✍ داود مهدوی زادگان ✅ @mahdavizadegan
🖌 دشمن متجاوز در چه شرایطی جنگ را تحمیل می کند؟ همواره آتش جنگ و غارتگری علیه کشورهای آرام و صلح طلب در جان دشمن تجاوز پیشه شعله ور است. لکن چنین نیست که هر گاه بخواهد اقدام به آتش افروزی کند بلکه در شرایطی خاص جنگ را بر قوم و ملتی مظلوم تحمیل می کند. بنابر این، به منظور آمادگی و دفع تهاجم دشمن متجاوز باید شرایط احتمالی تحمیل جنگ را حدس زد. بطور مشخص سوال این است که آیا کشور متجاوز در شرایط ضعف حمله می کند یا در شرایط قدرت؟ از آنجا که شرایط ضعف و قدرت طرفینی است چهار احتمال برای این پرسش متصور است: ١. وضعیت قدرت برابر ٢. وضعیت ضعف یکسان ٣. وضعیت ضعف متجاوز و قدرت طرف مقابل ۴. وضعیت قدرت متجاوز و ضعف طرف مقابل تجاوز دشمن متجاوز در سه فرض اول خیلی غیر محتمل است. باید خصلت خطر پذیری دشمن بالا باشد که در یکی از سه فرض اول دست به تجاوز نظامی بزند. اما فرض چهارم بسیار محتمل است. متجاوزین در شرایطی آتش جنگ علیه یک ملت را به راه می اندازند که خود در وضعیت قدرت باشد ولی ملت هدف ضعیف باشد یا ضعیفش بپندارند. بعد انقلاب اسلامی دو جنگ از سوی متجاوزین بر ملت ایران تحمیل شده است. نخست، جنگ هشت ساله در دهه شصت است که صدام حسین معدوم با حمایت دولت های غربی و مرتجع عربی بر ایران تحمیل کرد و دیگری جنگ تحمیلی دوازده روزه آمریکایی اسرائیلی است. دشمنان ملت در هر دو جنگ تحمیلی پنداشته بودند که ایران و نظام حاکم بر آن در شرایط ضعف و سستی به سر می برد. از این رو، فرصت را برای تحمیل جنگ و آتش افروزی بسیار مناسب دانستند. تمامی تجاوزات آمریکا و اسرائیل غاصب در سراسر جهان با فرض ضعیف دانستن دولت-ملت ها بوده است. چنانکه هر دو جنگ تحمیلی نتیجه توهم ضعیف بودن ایران بوده است. و این نکته مهمی است که ولی فقیه به بدان اشاره فرموده است: « آن متوهّمِ خیال‌باف اعلام کرد که ایران ضعیف شده؛‌ آینده نشان خواهد داد چه کسی ضعیف شده. صدّام هم به خیال اینکه ایران ضعیف شده حمله را شروع کرد. ریگان هم به خیال اینکه ایران ضعیف شده آن کمکهای آن‌چنانی را به رژیم صدّام انجام داد؛ آنها و ده‌ها متوهّم دیگر به ‌درک واصل شدند و رژیم [جمهوری] اسلامی روزبه‌روز رشد پیدا کرد؛ من به شما عرض میکنم به فضل الهی این تجربه این بار هم تکرار خواهد شد.( بیانات ولی فقیه: ۱۴۰۳/۱۱/۰۳ ) آیت الله خامنه ای حفظه‌الله به پیروی از امام خمینی ره و تجربه حکمرانی همواره در صدد تقویت بنیان های قدرت دفاعی و امنیتی ملت بوده است و از دولت مردان جمهوری اسلامی و نخبگان و تحلیل گران سیاسی و اجتماعی خواسته اند که ایران اسلامی را ضعیف و تلخ جلوه ندهید تا دشمن به هوس تحمیل جنگ نیافتد. لذا اگر دشمن مشت یکپارچه و آهنین ملت را ببیند هرگز تخیل ادامه جنگ تحمیلی بر ایران در ذهن ابلیسی دسمن خطور نخواهد کرد. انشاالله https://farsnews.ir/MahdaviZadegan/1751571722231160239 ✍ داود مهدوی زادگان ✅ @mahdavizadegan
اَلسلامُ عَلیکَ یا قَمرَالعَشیره، اَلسلامُ عَلَیکَ یا ساقی عَطاشى کربلا، اَلسلامُ عَلیکَ یا اَباالفَضل‌العَباس ای اهل حرم میر و علمدار نیامد @mahdavizadegan
🏴🏴🏴🏴 یا كاشِفَ الْكَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْنِ اِكْشِفْ كَرْبى بِحَقِ اَخْیكَ الْحُسَیْنِ یادم ز وفای اشجع الناس آید وز چشم ترم سوده الماس آید آید به جهان اگر حسین دگری هیهات برادری چو عباس آید @mahdavizadegan
🏴 الگوی ولایت مداری ملت بالاترین نگرانی برای هر فرمانده ای وفاداری و پایمردی یاران و لشکریانش است. آنها تا کجا با فرمانده همراه و هم رزم خواهند ماند. اما چنین مساله ای برای ابا عبدالله الحسین علیه السلام مطرح نبود. چون ایشان به ولایت مداری اصحابش ایمان داشت و کسی را وفادارتر از آنان نمی شناخت‌. با وصف این، امام حسین علیه السلام همه یارانش را برای ماندن یا رفتن آزاد گذاشت. چون دشمن فقط پیکر بی جان او را می خواستند: «أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّی لَا أَعْلَمُ أَصْحَاباً أَوْفَى‏ وَ لَا خَیْراً مِنْ أَصْحَابِی وَ لَا اهل بَیْتٍ أَبَرَّ وَ لَا أَوْصَلَ مِنْ اهل بَیْتِی فَجَزَاکُمُ الله عَنِّی خَیْراً أَلَا وَ إِنِّی لَأَظُنُّ أَنَّهُ آخِرُ یَوْمٍ لَنَا مِنْ هَؤُلَاءِ أَلَا وَ إِنِّی قَدْ أَذِنْتُ لَکُمْ فَانْطَلِقُوا جَمِیعاً فِی حِلٍّ لَیْسَ عَلَیْکُمْ مِنِّی ذِمَامٌ هَذَا اللَّیْلُ قَدْ غَشِیَکُمْ فَاتَّخِذُوهُ جَمَلا» من یارانی باوفاتر و بهتر از یاران خود سراغ ندارم و اهل‌بیتی نیکوتر و به حقیقت نزدیک‌تر از اهل‌بیت (ع) خود نمی‌شناسم. خداوند به همه شما جزای خیر دهد. آگاه باشید! گمان می‌کنم فردا آخرین روز ما با این دشمنان است؛ بنابراین، من عهد خود را از شما برداشتم و همه شما را آزاد گذاشتم، از تاریکی شب استفاده کنید و آن را مرکب خود قرار دهید و بروید، این گروه با کشتن من، دیگران را رها خواهند کرد. (طبری، ۱۳۸۷: ۵ / ۴۱۸-۴۱۹؛ ابن اعثم، ۱۴۱۱: ۵ / ۹۵؛ اصفهانی، ۱۴۱۹: ۱۱۲-۱۱۳؛ صدوق، ۱۳۷۶: ۱۵۶؛ مفید، ۱۴۱۳: ۲ / ۹۱ ) این سخنان ابا عبدالله الحسین علیه السلام آنچنان آتشی به جان یاران انداخت که می خواستند همان شب به لشکر عمر ابن سعد حمله کنند تا وفاداری شان را نشان دهند. یا حسین! ذلتی بالاتر از این نیست که ما بمانیم تو نباشی هیهات هیهات منّا الذلّه پس، اول عباس بن علی عرض ارادت و پایمردی تا سر حد جان نثاری کرد و بعد یکان یکان مردان و جوانان اهل بیت و اصحاب ابی عبدالله الحسین ارادت شان را بار دیگر در شب عاشورا ابراز کردند. شب عاشورا، الگوی ولایت مداری اصحاب ابا عبدالله الحسین علیه السلام در قلب تاریخ جاودانه شد و همه قدسیان عالم در حفظ آن کوشا بودند تا که امروز، ملت ایران و امت اسلامی بدان افتخار کنند و با تمسک بدان برابر جبهه آمریکایی صهیونی و جاهلیت عرب بایستند. بی شک، ولی فقیه به وفاداری و پایمردی این ملت ایمان راسخ دارد که می تواند به پشتوانه نصرت الهی دشمن صهیونی را بیچاره کند. https://farsnews.ir/MahdaviZadegan/1751734641312069795 ✍ داود مهدوی زادگان ✅ @mahdavizadegan
خدایا! علمدار حسینت را به حق حسین و علمدار کربلا نگه دار @mahdavizadegan
🏴 پیوندهای فطری با نهضت عاشورا ابا عبدالله الحسین علیه السلام در روز عاشورا برابر لشکر ابن زیاد خطبه های روشنگرانه درباره قیامش خواند و حقایق زیادی در باب آنچه هست و آنچه باید باشد بیان کرد. امام علیه السلام خطاب به آنها فرمود دعی بن دعی؛ یعنی ابن زیاد ملعون من را بین جنگ و کشته شدن و بیعت با یزید که ذلّت و خواری است مختار کرده است و حال آنکه قبول ذلّت از خاندان پیامبر دور است؛ « هیهات منّا الذلّه ». امام حسین علیه السلام در استدلال برای دور بودن پذیرش ذلّت و خواری از اهل بیت نبوت علیهم السلام نه فقط به إبا و پرهیز خدا و رسول بلکه به خواست مؤمنین و انسان های شریف و غیور پاک سرشت اشاره کرده است. فطرت پاک هرگز نمی پذیرد که انسان عادی زیر بار ذلّت و خواری زورگویان مفسد برود تا چه رسد به خاندان پاک منسوب به رسول الله باشند. یعنی اگر امام حسین علیه السلام راهی غیر از واقعه کربلا را طی می کرد از ناحیه دلاور مردان و مؤمنان پاک سرشت نکوهش می شد تا چه رسد به ملامت خدا و رسول: ألا و إنَّ الدَّعِيَّ ابنَ الدَّعِيِّ قد تَرَكَني بينَ السِّلّةِ و الذَّلّةِ ، و هَيهاتَ لَهُ ذلكَ مِنّي ، هَيهاتَ مِنّا الذلّةُ ، أبَى اللّه ُ ذلكَ لَنا و رسولُهُ و المؤمنونَ و حُجورٌ طَهُرَت و جُدودٌ طابَت ، أن نُؤثِرَ طاعَةَ اللِّئامِ على مَصارِعِ الكِرامِ . این فرومایه(عبیدالله بن زیاد)، فرزند فرومایه‌ای دیگر(زیاد بن ابیه)، مرا بین دو راهی کشته‌شدن با شمشیر و یا قبول خواری قرار داده است؛ هیهات که ما زیر بار ذلّت و خواری برویم؛ زیرا خداوند و پیامبرش و مؤمنان از ذلّت‏‌پذیری ما، ناخرسندند و دامن‏های پاک مادران و دلاور مردان غیرتمند و انسان‌های والاتبار روا نمی‏دانند که ما اطاعت فرومایگان پست را بر شهادت در صحنه‌ی کارزار ترجیح دهیم. بهوش باشید! من اکنون، با تعداد یاران اندک برای مبارزه با دشمنان فراوان به پیش خواهم رفت». ( طبرسی، احمد بن علی، ١۴٠٣ ق، الاحتجاج علی أهل اللجاج: ٢/ ٣٠٠) بنابر این، وقتی سیره انقلابی امام حسین علیه السلام موافق با فطرت آدمی است، جای پرسش ندارد که چرا آن حضرت چنین کرد. پرسش در جایی است که خلاف فطرت پاک عمل شود. باید از آن کس که راه حسین را نمی پذیرد سوال شود که چرا راه دیگری را برگزیده ای و تبلیغ آن را می کنی. پیوند قلبی همه انسان های آزاده بویژه ملت ایران با ابا عبدالله الحسین علیه السلام از همین معبر شناختی فطرت است. مردم در روز عاشورا با رجوع به فطرت پاک شان عزادار امام حسین علیه السلام می شوند. بی جهت نیست که می گویند حسین در قلب های دل سوخته جای دارد. باید محبت حسین را در دل های آدمیان جستجو کرد، نه در ظواهر زندگی شان. https://farsnews.ir/MahdaviZadegan/1751816832811440777 ✍ داود مهدوی زادگان ✅ @mahdavizadegan
🔸 تفسیر واقعه عاشورا از جدایی تا اتحاد شور و شعور حسینی درباره واقعه عاشورا دو دیدگاه جدی مطرح است. یک دیدگاه بر این عقیده است که قیام و شهادت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اختصاصی خود ایشان است. آن حضرت مکلف به جنگ و عدم صلح با دستگاه یزید و ابن زیاد بود. اما این تکلیف مختص ایشان بوده است و ما نمی توانیم از این قیام الگو گرفته انقلاب به راه اندازیم. قیام امام حسین علیه السلام برای ما حجت شرعی نیست و کلفت نمی آورد. عمده دلیلی که برای این قول می آورند یکی عدم تکرار عاشورا در سیره معصومین بعدی علیهم السلام است و دیگری نفی هر گونه قیام دینی قبل از ظهور حضرت حجت عج است. این دیدگاه نتایج خاص خود را در میان شیعیان دارد. فقدان تکلیف برابر سلاطین ظلم و جور، پذیرش تقدیر سازش و تسلیم، نفی معرفت زایی واقعه عاشورا و تاکید صرف بر شور حسینی از جمله پیامدهای سیاسی و اجتماعی این دیدگاه است. رویکرد های متحجرانه، عافیت طلب و سلطنت طلب و عرفی گرا ( سکولار ) با این دیدگاه سنخیت و هم زبانی زیادی دارند و مروج آن هستند. اما دیدگاه دوم بر این عقیده است که نهضت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اختصاصی آن حضرت نیست بلکه حجت شرعی برای همه شیعیان است و تکلیف آور است. عاشورا فقط شور حسینی نیست بلکه شعور حسینی هم هست. بنابر این، قیام امام حسین علیه السلام ناب ترین منبع فرهنگ سیاسی اسلام است. سخنان ابا عبد الله از مدینه تا کربلا سرشار از فرهنگ حماسی و سیاسی است. از این رو، عاشورا الگوی نهضت های رهایی بخش است. اسلام سیاسی معاصر با الهام از فرهنگ سیاسی عاشورا پدید آمده است بلکه عاشورا خود اسلام سیاسی است. اما پاسخ دیدگاه دوم به استدلال تنزّه طلبانه دیدگاه اول آن است که اگر هر یک از معصومین علیهم السلام با شرایطی مانند امام حسین علیه السلام مواجه می شدند آنها نیز همین کار را می کردند. شعار « هیهات منّا الذلّه » اختصاص به ابا عبدالله الحسین علیه السلام ندارد. آن حضرت در روز عاشورا پذیرش ذلّت را از خاندان پیامبر نفی کرد و نه فقط از خود شان. « هیهات منّا الذلّه » شعار همه انبیأ و اولیاء و صلحا است. از این منظر، چون هیچیک از خلفای بعد یزید ائمه اطهار علیهم السلام را ملزم به بیعت نکردند آن حضرات هم دست به شمشیر نبردند. اتفاقاً درسی که خلفا از واقعه کربلا گرفتند همین بود که خاندان پیامبر علیهم السلام خط قرمز دارند و لاجرم باید ظواهر اسلامی را حفظ کنند. اما مسأله نفی و تحریم قیام قبل از ظهور حضرت حجت عج الله تعالی فرجه الشریف اختصاص به قیام های ضالّه و ولایت غیر مأذون دارد. قیام ولی فقیه مأذون علیه سلاطین جور به هر اندازه ای که به اجتهاد شرعی رسیده باشد، مشروع و واجب الاتباع است. عمومات نصوص در ظلم ستیزی و مبارزه با طاغوت هم موید این نظر است. بلکه از این دیدگاه علت تاخیر فرج حضرت حجت علیه السلام رواج دیدگاه قاعدین و عافیت طلبی است. انتظار فرج به معنای سکوت و قعود برابر ظلم نیست بلکه به معنای آمادگی و آماده سازی شرایط ظهور است. مضافاً اینکه دیدگاه اول ریشه در فرهنگ استعماری دارد و در گذشته سابقه نداشته است. امام خمینی ره و به دنبال ایشان حضرت آیت الله خامنه ای حفظه‌الله و بزرگان دیگر در عصر حاضر از برجسته ترین مدافعین و پیروان دیدگاه دوم هستند. بار دیگر، یکپارچگی شور و شعور حسینی با نهضت اسلامی امام خمینی ره و برآمدن نظام جمهوری اسلامی و تداوم آن به دست با کفایت امام خامنه ای احیا شد و قوت روز افزونی یافته است. اگرچه خوارجی مسلکان و متحجرین حوزوی و عرفی گرایان دینی و غیر دینی در تلاش هستند که دوباره وضع فرهنگی و عقیدتی به دوران طاغوت بازگردد و مردم به همان شور حسینی بسنده کنند و شعور حسینی را فراموش کنند. غافل از اینکه ملت امام حسین راه مترقیانه و تعالی بخش خود را پیدا کرده است و دیگر به طاغوت باز نمی گردد. پیروزی ملت در دو جنگ تحمیلی آمریکایی صهیونی گواه بزرگی بر این اراده قدسی مردم ایران است. انشاالله https://farsnews.ir/MahdaviZadegan/1751912864832569684 ✍ داود مهدوی زادگان ✅ @mahdavizadegan