eitaa logo
مهدوی زادگان
345 دنبال‌کننده
242 عکس
67 ویدیو
20 فایل
*رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ*
مشاهده در ایتا
دانلود
حقایق پنهان مانده ویژگی بارز فجایع ضد انسانی که این روز ها توسط صهیونیست های غاصب علیه مردم مظلوم غزه اتفاق می افتد، ابعاد روشنگرانه در مقیاس بین المللی آن است. این واقعه دردناک خیلی از حقایق پنهان مانده از چشم مردمان جهان بویژه مسلمانان جهان را آشکار ساخته است. فاجعه غزه باطن پوچ و میان تهی روایت رسانه های نظام سرمایه داری را بر ملا کرده است. اکنون بسیار آشکارتر از گذشته می توان فهمید که تمدن جدید غربی چگونه و با چه ساز و کارهایی این جهان را به قفَس آهنین تبدیل کرده است. در اینجا به چند مورد از این چالش های جهانی که همه مان بویژه جوامع مسلمان با آنها درگیر هستیم اشاره می شود. ۱. استیلای ظالمانه غرب فجایع ضد انسانی غزه خود بسندگی و خود برتر بینی چندش آور غربی ها و نفی سبعانه دیگری های غیر غربی را معلوم کرده است. دولت های غربی به کمک پیشرفت شان در علم و تکنولوژی و با به راه انداختن دو جنگ جهانی اول و دوم در نیمه اول قرن بیستم توانستند بر ملل جهان استیلا پیدا کنند. آنها با بر پا کردن نهاد های بین المللی مانند سازمان ملل توانستند پایه اقتدار و سلطه جهانی خود را تثبیت کنند. شکل گیری این سازمان‌ها با طرح شعارهای بشردوستانه و صلح پایدار برای همه ملل جهان بود. اما هیچیک از این سازمان های بین المللی حتی اگر هم بخواهند قادر به حمایت و دفاع از حقوق ملت های مظلوم و محاصره شده نیستند. آن قدر که قدرت های استکباری می توانند در این سازمان‌ها به نفع خود قطع نامه تصویب کنند، ملت های مظلوم قادر به دفاع از خود نیستند. اکنون سازمان های بین المللی دستان خونین دولت های سلطه جوی غربی به سرکردگی دولت تروریست آمریکا و رژيم اشغالگر صهيونيستي را باز گذاشته تا هرگونه جنایت و ستم نه فقط بر مردم فلسطین بلکه بر سایر مردمان بی پناه غیر غربی روا دارند. امروزه ظلم و بی عدالتی بواسطه تمدن غربی در کره خاکی فراگیر شده است. نظام سلطه جهانی بر آمده از این تمدن، بهره برداری از مواهب خدا دادی و خوب زیستن را حق انحصاری خود می داند. دولت های استعماری غربی با راه اندازی جنایت های جنگی در گوشه و کنار جهان بویژه در جهان اسلام، پنجه های مرگبار خود را بر ملت های آزاده نشان می دهد تا آهنگ رهایی از این قفس پولادین به ذهن شان خطور نکند. ۲. نقش روشنفکری وابسته بدون شک استیلای همه جانبه نظام سرمایه داری بدون کنش‌گری غربزده های وطنی در کشورهای پیرامون به سادگی اتفاق نمی افتاد و تداوم پیدا نمی کند. زیرا مهم ترین مساله سلطه جهانی غرب تن دادن و پذیرش آن از سوی مردمان است. روشنفکران غرب باور و غربزده بواسطه مرجعیت و منزلت کاذبی که در میان قشر های مختلف جامعه پیدا کرده اند افکار عمومی را به پذیرش نظام سلطه غربی عادت می دهند. غربزده ها با بزرگ جلوه دادن قدرت های غربی و القای نا توانی مردم برابر آنها و نیز توجيهات مغالطه آمیز و غلط، هر گونه روحیه آزاد منشی و امید به رهایی را در نطفه خفه می کنند. آنان از آزادی، استقلال و رهایی سخن ها سر می دهند ولی استواری این سخنان در وقت مواجهه با نظام سلطه غربی فرو می ریزد و پوچی آن آشکار می شود. برای همین است که هیچگاه ملت های مظلوم در مصاف با قدرت های غربی این جماعت خود شیفته غربزده را در کنار خود احساس نمی کند. وسط بازی های روشنفکری غربزده غالباً در جهت استیلای بیشتر قدرت های غربی بوده است. شدت این خدمت گذاری به قدری بالاست که باید از آنان با عنوان روشنفکری وابسته یاد. گمان درست بر این است که مرحوم سید جلال آل احمد با عنوان و محتوای کتاب " در خدمت و خیانت روشنفکران" قصد فهماندن ماهیت و کارکرد روشنفکری وابسته را داشته است. ۳. تجهیز قدرت اینکه امروز فلسطینی های ساکن در غزه وارد فاز تجهیز قدرت شده اند، امر اتفاقی نیست بلکه مبتنی بر تجربه راه های شکست خورده در دفع دشمن صهیونیستی است. آنان دست به انتخاب تاریخی بزرگی زده اند که یقیناً اسباب سرافرازی شان خواهد بود. طبیعی است که وقتی از سویی قدرت های غربی علیه ملتی همدست شده اند و از رژیم اشغالگر حمایت می کنند، و از سوی دیگر، سازمان ها و نهاد های بین مللی ملت مظلوم را تنها می گذارند؛ یا باید به غربت و مظلومیت تن دهند و دچار مرگ و نابودی تدریجی شوند و یا آنکه برای دفع ظلم ظالمان غاصب و احقاق حقوق از دست رفته شان قیام کنند و در راه تجهیز قدرت گام بردارند. توصیه به تجهیز قدرت از آموزه های معجزه آسای قرآن کریم است: " وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ " ( اﻷنفال : 60 ). این آموزه کانونی ترین گفتار اسلام سیاسی است که بواسطه انقلاب اسلامی توانسته روحیه مقاومت را در منطقه نهادینه کند. ✍ داود مهدوی زادگان @mahdavizadegan
🖌 کابوس ایران انقلابی و رویای محو آن صهیونیست های غاصب از همان آغازین روزهای برپایی انقلاب اسلامی در ايران این احساس خطر را کردند که در آینده نزدیک با حریفی جدی و مصمم و جنگاور روبرو و درگیر خواهند شد. به همین خاطر، آنها از همان زمان برای جلو گیری از شکل گیری چنین حریف مقتدر و مقاومی تلاش کرده است ولی تا کنون تمام این تلاش‌ها بی ثمر و نافرجام مانده است. انقلاب اسلامی و گفتمان اسلام سیاسی جبهه ای به بزرگی غرب آسیا علیه اسرائیل نامشروع باز کند. ایران انقلابی به هر اندازه که اقتدار پیدا می کند، رژيم اشغالگر قدس به همان اندازه هیمنه و چیرگی خود بر مردم منطقه را از دست داده است. بطوری که امروز ایران انقلابی برای رژيم غاصب و جنایتکار جنگی به کابوسی ویرانگر تبدیل شده است. این احساس خطر با شروع طوفان الاقصی بیش از پیش بر ذهن و روان اشغالگران مستولی شده است. صهیونیست ها مفاد آیه شریفه " تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ " را درک کرده اند. از این رو، دشمن صهیونیستی بیش از گذشته رویای محو و نابودی ایران انقلابی را در سر می پروراند. امروز اشغالگران صهیونیست امید زیادی به موفقیت جریان برانداز و ضد انقلاب دارد تا آنها را از این کابوس کشنده برهاند. در این میان، امید رژیم نامشروع اسرائیل به کنشگران فکری/ رسانه ای سکولار اندیش وطنی بیشتر است. چون آنها هستند که به لحاظ نظری و کار رسانه ای با ایدئولوژی انقلابی اسلام سیاسی درگیرند و پی گیر کنار زدن حکمرانی دینی و بر پایی حکومت عرفی و دنیوی هستند. امیدواری اشغالگران قدس به موفقیت عرفی گرایان ایرانی فراگیر است و شامل تمام جریانات فکری مدرن و سنتی می شود. برای آنان نتیجه فعالیت رسانه ای متحجرین حوزوی که با اساس بر پایی حکومت اسلامی مخالفند، به همان اندازه فعالیت دانشگاهی سکولار مهم است. و البته برای آنها اهمیت تاثیر گذاری متحجرین دیندار و خوارجی مسلکان حوزوی به مراتب بیشتر است. بنابر این، دستاورد فکری سکولارهای وطنی اعم از حوزوی و دانشگاهی یا دینی و غیر دینی؛ چه مایل باشند یا نباشند، عملاً به سود صهیونیست ها مصادره به مطلوب خواهد شد. بی جهت نیست که پروپاگاندای رسانه ای نظام سلطه افکار و آثار قلمی آنان را در مقیاس گسترده پوشش می دهد. البته چنین مصادره ای هم دور از انتظار و سرنوشت نامحتومی نیست. چنانکه پیش تر این اتفاق بدنبال وقوع نهضت مشروطه و برآمدن دیکتاتوری پهلوی واقع گشت. در آن زمان حکومت سکولار پهلوی با استیلای صهیونیست ها بر میهن عزیزمان ایران ملازمه وثیقی پیدا کرده بود. بنابراين، عرفی گرایان وطنی اعم از دانشگاهی و حوزوی این روزها که صهیونیست های غاصب دیوانه وار و ضد انسانی مردم مظلوم غزه را به خاک و خون می کشند و خانه و کاشانه شان را ویران می کنند، می بایست نیک بيانديشند آنچه می نویسند و بر بالای منبر سر می دهند بی هیچ کم و کاستی به سود جنایتکاران اشغالگر تمام خواهد شد. بدترین سرنوشت کنشگر فکری- رسانه ای سکولار وطنی آن است که یادش را در کنار جنایتکاران جنگی به بدنامی خواهند برد. نظیر بدنامی سید ضیاء طباطبایی که کارش در فلسطین آزاد آن زمان دلالی فروش اراضی به یهودیان صهیونیست شده بود. ✍ داود مهدوی زادگان @mahdavizadegan
کابوس ایران انقلابی و رویای محو آن | خبرگزاری فارس دشمن صهیونیستی بیش از گذشته رویای محو و نابودی ایران انقلابی را در سر می پروراند. امروز اشغالگران صهیونیست امید زیادی به موفقیت جریان برانداز و ضد انقلاب دارد تا آنها را از این کابوس کشنده برهاند. https://www.farsnews.ir/news/14020808000097/%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B3-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%88-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%88-%D8%A2%D9%86
مجلۀ علوم انسانی فکرآورد با طرح جلدی متفاوت منتشر شد. طرح جلد این شمارۀ فکرآورد، اختصاص دارد به چهرۀ دو متفکر برجستۀ ایرانی؛ سید احمد فردید و سید فخرالدین شادمان. در یادداشت اول بخش نقدنامۀ مجله، دکتر داود مهدوی‌زادگان، رئیس سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سازمان سمت) به نقد دیدگاه‌های مقصود فراستخواه نویسندۀ کتاب «کنشگران مرزی» پرداخته است. یادداشت دکتر مهدوی‌زادگان، شبه‌نظریۀ کنشگران مرزی را با سؤالات زیادی مواجه می‌کند. دانشوران ارجمند و مخاطبان گرانقدر، برای تهیۀ این شمارۀ مجله می‌توانند با شمارۀ 021-88730942 تماس حاصل فرمایند.
🔰 مرجعیت دینی سکولار شدنی نیست برخی از معممین حوزوی و غیر حوزوی عرفی گرا سالهاست که آگاهانه و نا آگاهانه تلاش می کنند دو گانه مرجعیت دینی و حکومت اسلامی را در افکار عمومی القا کنند. به زعم آنان مرجعیت دینی راه جدایی دین از سیاست و عدم دخالت دین در سیاست را می پیماید ولی حکمرانی دینی راه عدم جدایی و لزوم دخالت دین در سیاست را طی می کند. وقتی این دسته از حوزویان عرفی گرا بی هیچ سند و مدرکی چنین نسبت های ناروایی را به مراجع دینی حیّ و حاضر می دهند، طبیعی است که به خود اجازه دهند گذشتگان از علما و مراجع را همداستان با گرایش سیاسی سکولار تفسیر کنند و بگویند بزرگانی چون آیات عظام بروجردی، خویی، شعراني، نائینی و آخوند خراسانی بر همین نهج و عقیده بوده‌اند. البته که دستاورد القای چنین شبهه ای نهادینه شدن ذهنیت جدایی دین از سیاست در افکار عمومی و دورسازی مردم دیندار از اسلام سیاسی و تضعیف پایه های مردمی حکمرانی دینی است. دقيقاً چنین تضعیف ایدئولوژیکی همان چیزی است که دشمنان ملت و نظام اسلامی بدان محتاجند. بویژه در این روزها که با فشار افکار عمومی علیه نسل کشی که در غزه به راه انداخته اند روبرو شده اند. البته اینکه ذهنیت های عرفی شده برخی از حوزویان به هر دلیلی حکومت دینی را بر نمی تابند و سلطه غیر دینی را بر حکمرانی دینی ترجیح می دهند از عجایب روزگار دینداری است. اینان از سویی دعوی دینداری می کنند و از سوی دیگر تمنای سیادت های غیر دینی را دارند!! در اینجا فعلاً به چنین پارادوکسی نمی پردازیم. لکن سخن در این است که چرا این دسته از عرفی گرایان حوزوی تمنیات سیاسی سکولار شان را به مرجعیت دینی نسبت می دهند. چرا سعی می کنند که در پشت مرجعیت دینی سنگر بگیرند. در حالی که هیچ مرجع دینی شرعاً و عقلاً به امری که موجب تضعیف اقتدار مسلمین شود، فتوا نداده و نمی دهد. ممکن است که نزد عالم و مرجع دینی ادله حکومت دینی در عصر غیبت تا کافی به نظر آید، ولی اگر حکومت اسلامی بر پا شود، هرگز فتوا به تضعیف آن نمی دهد. اگر فقیهی تضعیف شاه شیعی را جایز نمی شمارد، تضعيف ولی فقیه را به طریق اولی نباید جایز بداند. از این رو، مرجعیت دینی سنگری نیست که حوزویان سکولار زده بتوانند پشت آن سنگر بگیرند. مرجعیت دینی سکولار شدنی نیست. ✍ داود مهدوی زادگان 👉 @mahdavizadegan
🖌 نگرانی های مرجعیت دینی ( ۱ ) جماعت سکولار زده حوزوی به منظور القای دوگانه کاذب مرجعیت دینی و حکومت اسلامی دلایل میان تهی مختلفی را پیش کشیده اند. از جمله اینکه حکمرانی دینی موجب دین گریزی بیشتر مردم بویژه در میان جوانان شده است. دین همراه با حکومت از محبوبیت مرجعیت دینی می کاهد. این جماعت بر اساس چنین نسبت ناروایی بر این باورند که مرجعیت دینی نجف با پیش گرفتن سیاست دین منهای حکومت در صدد حفظ اقتدار تشیع هستند. در حالی که جمهوری اسلامی اقتدار شیعیان را در آینده نزدیک مخدوش می کند و شاهد غربت شیعیان و تفکر شیعی خواهیم بود. این گفته ها دیدگاه طرفداران تفکر اسلام منهای سیاست و حکومت است. تفکری که آبشخور آن گرایشات متحجرانه و خوارجی مسلک و متجدد آنه سکولار است. زیرا بنیاد هر سه گرایش بر اعتقاد به جدایی دین از سیاست استوار است. و چون هیچیک از این سه گرایش ریشه اسلامی ندارد می توان بر بنیاد غیر دینی بودن آنها صحه گذاشت. ( ۲ ) پیش تر گفته شد که ساحت مرجعیت دینی، سکولار شدنی نیست و هر تلاشی در این جهت، عبث و عقیم است. لذا نقد ما معطوف بر دیدگاه حوزویان سکولار زده است و نه کس دیگر. ( ۳ ) اسلام عزیز؛ اسلام ناب محمدی صلوات الله علیه و آله هیچ نسبتی با تفکر فسیل شده و منجمد تحجرگرا و خوارجی مسلکان و متجددان این جهانی ندارد. گزاره های وحیانی و سیره حکمرانی نبوی و علوی با هر گونه بنیاد فکری مبتنی بر دین منهای حکومت بیگانه است. برای همین است که استدلال آنان در دفاع از دین منهای سیاست، برون دینی و عرفی گرایانه است. ( ۴ ) اما ایراد اساسی بر جماعت عرفی گرای حوزوی آن است که اگر به زعم آنان سیاست مرجعیت دینی اسلام منهای سیاست است؛ چگونه است که این جماعت در سیاست دخالت می کنند و به کنش‌گری سیاسی مشغول هستند؟! چرا در راه ترویج چنین برداشتی از خود شروع نمی کنند و از سیاست کناره گیری نمی کنند. چرا در جزئیات سیاست وارد می شوند و موضع گیری سیاسی می کنند. علاوه بر این، اگر دین گریزی جوانان نتیجه حکمرانی دینی است؛ برای دین گریزی جوانان در جوامع سکولار چه پاسخی دارند. بر این جوامع که حکومت دینی مسلط نیست. ( ۵ ) عقل سلیم و متشرع نمی پذیرد که بدون حضور در متن سیاست، اقتدار مسلمانان جهان، بویژه در دنیای سیاست امروز بیشتر می شود. نظریه اسلام منهای سیاست و حکومت نهایتاً اقتدار بازدارنده متزلزل و محدود به بار می آورد. در حالی که جهان اسلام در دنیای سراسر دنیوی شده نا برابر به اقتدار ثابت و گسترده نیاز دارد. خارج از گود سیاست نمی توان اهداف اسلام ستیزانه نظام استکبار جهانی را نا کام گذاشت. هیچ اثر بازدارنده ای از اقتدار موهوم ناشی از مشی اسلام منهای سیاست در تاریخ سیاسی معاصر کشورهای اسلامی دیده نمی شود. بلکه این نگاه در بیشتر مواقع اقتدار مراجع دینی را به محاق برده است. ( ۶ ) به هر روی، نگرانی واقعی مراجع دینی بر خلاف برداشت جماعت سکولار زده حوزوی در این است که امروز مسلمانان بعد از قرن ها محرومیت و مظلومیت توانسته اند بر پایه گفتمان اسلام سیاسی و شکل گیری انقلاب و نظام اسلامی اقتدار بی سابقه ای را در سطح جهان بدست آورند ولی این اقتدار از ناحیه متحجرین و خوارجی مسلکان و متجدد مآبان خزیده در کنج حوزه ها در معرض تهدید و تضعیف است. آری، نگرانی امروز مرجعیت دینی از ترویج تفکر اسلام منهای سیاست است و نه عکس آن. ✍داود مهدوی زادگان 👉 @mahdavizadegan
🖌 شروعی روشنگرانه سید حسن نصرالله حفظه‌الله در سخنرانی امروزشان که جهان منتظر شنیدن آن بود، از نقطه بسیار درست و حکیمانه ای آغاز کردند. رسانه های آمریکایی - صهیونیستی همزمان با حملات وحشیانه صهیونیست ها علیه مردم مظلوم غزه و در توجیه جنایات جنگی آنها سعی می کنند افکار عمومی را به آغاز گر جنگ بودن حماس متقاعد کنند. متأسفانه قلم بدستان حامی اغتشاشات سال گذشته بر همین خط رسانه های صهیونیستی حرکت می کنند. بدیهی است که اگر این شبهه ی ناجوانمردانه با پاسخی قاطع و منطقی کنار زده نشود، بر کل سخنرانی سایه می افکند. لذا سید حسن نصرالله به درستی تشخیص دادند که باید ابتدا افکار عمومی جهان را نسبت به این شبهه روشن سازد. بیان کلی سید مقاومت این است که گویی مصائب مردم فلسطین به فراموشی سپرده شده است و نهاد های بین المللی و منطقه ای جهان عرب تمایلی به باز کردن پرونده فلسطین ندارند. ایشان چهار مساله اساسی در این پرونده را بیان می کند: " پرونده‌هایی که فشار شدیدی بر فلسطینی‌ها وارد می‌کند، پرونده‌های اسرا، بیت‌المقدس، محاصره غزه و پروژه‌های شهرک‌سازی جدید در کرانه باختری است". هر یک از این دلایل به تنهایی حمله نیروهای مردمی غزه علیه اشغالگران صهیونیست را مشروعیت می بخشد. وقتی خیلی از دولت های عربی موضوع قدس و اشغال سرزمین فلسطین را کنار گذاشته اند، طبیعی است که باید خود فلسطينيان برای احقاق حقوق از دست رفته شان وارد عمل جدی شوند. بنابر این، قلم به دستان حامی اغتشاش‌گران خوب است که این بخش از سخنرانی سید حسن نصرالله را به دقت بخوانند تا از همداستانی با رسانه‌های صهیونیستی فاصله بگیرند. ✍ داود مهدوی زادگان 👉 @mahdavizadegan
شروعی روشنگرانه بیان کلی سید مقاومت این است که گویی مصائب مردم فلسطین به فراموشی سپرده شده است و نهاد های بین المللی و منطقه ای جهان عرب تمایلی به باز کردن پرونده فلسطین ندارند. https://www.farsnews.ir/news/14020813000222/%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87
🔰 چرا جبهه معارض حاضر به دفاع از مردم مظلوم غزه نیست چند هفته است که حمله وحشیانه اسرائیل غاصب علیه مردم مظلوم غزه می گذرد. تا کنون در این جنگ نابرابر بیش از ۹۰۰۰ نفر انسان بی گناه که نیمی از آنها زنان و کودکان هستند به شهادت رسیده اند. بیمارستان ها و مراکز درمانی و مدارس و مساجد غزه در اثر بمباران صهیونیست ها تخریب شده است. مردم سراسر جهان علیه ددمنشی صهیونیست ها و آمریکا و حامیان غربی شان به پا خاسته اعتراضات خیابانی به راه انداخته اند. مردم ایران هم علیه جنایات رژيم اشغالگر قدس به خروش آمده هر یک به نحوی خشم و نفرت خود را ابراز کرده برای نجات مردم مظلوم غزه دست به دعا برداشته از دولت انقلابی خواهان امداد رسانی به این مردم محاصره شده هستند. اما در این میان، جبهه معارض، همان ها که سال گذشته به بهانه مرگ طبیعی یک بانوی ایرانی بلوا به پا کردند و دنبال به آتش‌ کشیدن قیصریه بودند و فریاد زن و زندگی شان بلند شده بود، این روزها یا روزه سکوت گرفته اند و یا از روی اجبار دو پهلو بیانیه صادر کرده هر دو طرف ظالم و مظلوم را محکوم می کنند. برخی از آنان نا باورانه گویی خود را به جهالت زده مدافعین مسلح مردم غزه را به آغاز گر جنگ متهم و محکوم کرده اند. در حالی که کیست که نداند صهیونیست ها ده ها سال است که این جنگ و تجاوز را آغاز کرده است و هر سال حلقه محاصره را تنگ تر و سخت تر می کند. سوال اساسی این است که چرا جبهه معارض حاضر نیست همراه با مردم ایران و دیگر کشورها، صریح و شفاف جنایات رژیم اشغالگر قدس را محکوم کند؟ چرا به بهانه های واهی از ابراز انزجار علیه نسل کشی صهیونیست ها طفره می رود و صف خود را از ملت جدا کرده است؟ آیا حمایت از ملت مظلوم تا این اندازه سخت و دشوار است؟ دست کم دو پاسخ برای این پرسش مهم وجود دارد. نخست اینکه حمایت و دفاع از ملت مظلوم فلسطین به معنای حمایت از خط مقاومت است. و جبهه مقاومت با محوریت ایران انقلابی شکل گرفته است. دشمنی اینان با حماس و حزب الله لبنان و انصار الله یمن هم بدین خاطر است که آنها دوست ایران انقلابی هستند. اما دلیل دوم سکوت و عدم شفافیت در محکوم کردن شان ادای دین به صهیونیست ها است. به هر حال، سال گذشته در جریان اغتشاشات خونینی که جبهه مخالف و معارض و معاند علیه ملت و نظام اسلامی به راه انداخته بود، صهیونیست ها و قدرت های غربی تمام توان رسانه ای و مادی خود را جهت حمایت از آنان وارد صحنه کردند. از این رو، متقابلا جبهه معارض وظیفه شان می دانند که در کنار رژیم اشغالگر قدس قرار گیرند و دفاع ملی فلسطینیان را محکوم کنند. هیچ بدنامی برای جریانات و کنشگران سیاسی بالاتر از این نیست که آنان خود را مدیون دولتی جعلی و غاصب و جنایتکار بدانند و برای ادای دین، مظلومیت ملت ستم دیده را نبینند. در داخل، فریاد وا مظلوما سر می دهند و در سطح منطقه از ظالم حمایت می کنند. نفرت شان از اسلام سیاسی آنان را تا به این درجه از همروی با نظام سلطه جهانی و صهیونیست ها سوق داده است. اکنون بیش از هر زمان دیگری معلوم می گردد که جانم فدای ایران گفتن شان تا چه اندازه تهی و پوشالی است. هرگز، فدایی ملت در کنار دشمن ملت نمی ایستد. ✍ داود مهدوی زادگان 👉 @mahdavizadegan