🖌 نگرانی های مرجعیت دینی
( ۱ )
جماعت سکولار زده حوزوی به منظور القای دوگانه کاذب مرجعیت دینی و حکومت اسلامی دلایل میان تهی مختلفی را پیش کشیده اند. از جمله اینکه حکمرانی دینی موجب دین گریزی بیشتر مردم بویژه در میان جوانان شده است. دین همراه با حکومت از محبوبیت مرجعیت دینی می کاهد.
این جماعت بر اساس چنین نسبت ناروایی بر این باورند که مرجعیت دینی نجف با پیش گرفتن سیاست دین منهای حکومت در صدد حفظ اقتدار تشیع هستند. در حالی که جمهوری اسلامی اقتدار شیعیان را در آینده نزدیک مخدوش می کند و شاهد غربت شیعیان و تفکر شیعی خواهیم بود.
این گفته ها دیدگاه طرفداران تفکر اسلام منهای سیاست و حکومت است. تفکری که آبشخور آن گرایشات متحجرانه و خوارجی مسلک و متجدد آنه سکولار است. زیرا بنیاد هر سه گرایش بر اعتقاد به جدایی دین از سیاست استوار است. و چون هیچیک از این سه گرایش ریشه اسلامی ندارد می توان بر بنیاد غیر دینی بودن آنها صحه گذاشت.
( ۲ )
پیش تر گفته شد که ساحت مرجعیت دینی، سکولار شدنی نیست و هر تلاشی در این جهت، عبث و عقیم است. لذا نقد ما معطوف بر دیدگاه حوزویان سکولار زده است و نه کس دیگر.
( ۳ )
اسلام عزیز؛ اسلام ناب محمدی صلوات الله علیه و آله هیچ نسبتی با تفکر فسیل شده و منجمد تحجرگرا و خوارجی مسلکان و متجددان این جهانی ندارد. گزاره های وحیانی و سیره حکمرانی نبوی و علوی با هر گونه بنیاد فکری مبتنی بر دین منهای حکومت بیگانه است. برای همین است که استدلال آنان در دفاع از دین منهای سیاست، برون دینی و عرفی گرایانه است.
( ۴ )
اما ایراد اساسی بر جماعت عرفی گرای حوزوی آن است که اگر به زعم آنان سیاست مرجعیت دینی اسلام منهای سیاست است؛ چگونه است که این جماعت در سیاست دخالت می کنند و به کنشگری سیاسی مشغول هستند؟! چرا در راه ترویج چنین برداشتی از خود شروع نمی کنند و از سیاست کناره گیری نمی کنند. چرا در جزئیات سیاست وارد می شوند و موضع گیری سیاسی می کنند.
علاوه بر این، اگر دین گریزی جوانان نتیجه حکمرانی دینی است؛ برای دین گریزی جوانان در جوامع سکولار چه پاسخی دارند. بر این جوامع که حکومت دینی مسلط نیست.
( ۵ )
عقل سلیم و متشرع نمی پذیرد که بدون حضور در متن سیاست، اقتدار مسلمانان جهان، بویژه در دنیای سیاست امروز بیشتر می شود. نظریه اسلام منهای سیاست و حکومت نهایتاً اقتدار بازدارنده متزلزل و محدود به بار می آورد. در حالی که جهان اسلام در دنیای سراسر دنیوی شده نا برابر به اقتدار ثابت و گسترده نیاز دارد. خارج از گود سیاست نمی توان اهداف اسلام ستیزانه نظام استکبار جهانی را نا کام گذاشت.
هیچ اثر بازدارنده ای از اقتدار موهوم ناشی از مشی اسلام منهای سیاست در تاریخ سیاسی معاصر کشورهای اسلامی دیده نمی شود. بلکه این نگاه در بیشتر مواقع اقتدار مراجع دینی را به محاق برده است.
( ۶ )
به هر روی، نگرانی واقعی مراجع دینی بر خلاف برداشت جماعت سکولار زده حوزوی در این است که امروز مسلمانان بعد از قرن ها محرومیت و مظلومیت توانسته اند بر پایه گفتمان اسلام سیاسی و شکل گیری انقلاب و نظام اسلامی اقتدار بی سابقه ای را در سطح جهان بدست آورند ولی این اقتدار از ناحیه متحجرین و خوارجی مسلکان و متجدد مآبان خزیده در کنج حوزه ها در معرض تهدید و تضعیف است.
آری، نگرانی امروز مرجعیت دینی از ترویج تفکر اسلام منهای سیاست است و نه عکس آن.
✍داود مهدوی زادگان
👉 @mahdavizadegan
🖌 شروعی روشنگرانه
سید حسن نصرالله حفظهالله در سخنرانی امروزشان که جهان منتظر شنیدن آن بود، از نقطه بسیار درست و حکیمانه ای آغاز کردند.
رسانه های آمریکایی - صهیونیستی همزمان با حملات وحشیانه صهیونیست ها علیه مردم مظلوم غزه و در توجیه جنایات جنگی آنها سعی می کنند افکار عمومی را به آغاز گر جنگ بودن حماس متقاعد کنند. متأسفانه قلم بدستان حامی اغتشاشات سال گذشته بر همین خط رسانه های صهیونیستی حرکت می کنند.
بدیهی است که اگر این شبهه ی ناجوانمردانه با پاسخی قاطع و منطقی کنار زده نشود، بر کل سخنرانی سایه می افکند. لذا سید حسن نصرالله به درستی تشخیص دادند که باید ابتدا افکار عمومی جهان را نسبت به این شبهه روشن سازد.
بیان کلی سید مقاومت این است که گویی مصائب مردم فلسطین به فراموشی سپرده شده است و نهاد های بین المللی و منطقه ای جهان عرب تمایلی به باز کردن پرونده فلسطین ندارند.
ایشان چهار مساله اساسی در این پرونده را بیان می کند: " پروندههایی که فشار شدیدی بر فلسطینیها وارد میکند، پروندههای اسرا، بیتالمقدس، محاصره غزه و پروژههای شهرکسازی جدید در کرانه باختری است".
هر یک از این دلایل به تنهایی حمله نیروهای مردمی غزه علیه اشغالگران صهیونیست را مشروعیت می بخشد. وقتی خیلی از دولت های عربی موضوع قدس و اشغال سرزمین فلسطین را کنار گذاشته اند، طبیعی است که باید خود فلسطينيان برای احقاق حقوق از دست رفته شان وارد عمل جدی شوند.
بنابر این، قلم به دستان حامی اغتشاشگران خوب است که این بخش از سخنرانی سید حسن نصرالله را به دقت بخوانند تا از همداستانی با رسانههای صهیونیستی فاصله بگیرند.
✍ داود مهدوی زادگان
👉 @mahdavizadegan
شروعی روشنگرانه
بیان کلی سید مقاومت این است که گویی مصائب مردم فلسطین به فراموشی سپرده شده است و نهاد های بین المللی و منطقه ای جهان عرب تمایلی به باز کردن پرونده فلسطین ندارند.
https://www.farsnews.ir/news/14020813000222/%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87
🔰 چرا جبهه معارض حاضر به دفاع از مردم مظلوم غزه نیست
چند هفته است که حمله وحشیانه اسرائیل غاصب علیه مردم مظلوم غزه می گذرد. تا کنون در این جنگ نابرابر بیش از ۹۰۰۰ نفر انسان بی گناه که نیمی از آنها زنان و کودکان هستند به شهادت رسیده اند. بیمارستان ها و مراکز درمانی و مدارس و مساجد غزه در اثر بمباران صهیونیست ها تخریب شده است. مردم سراسر جهان علیه ددمنشی صهیونیست ها و آمریکا و حامیان غربی شان به پا خاسته اعتراضات خیابانی به راه انداخته اند.
مردم ایران هم علیه جنایات رژيم اشغالگر قدس به خروش آمده هر یک به نحوی خشم و نفرت خود را ابراز کرده برای نجات مردم مظلوم غزه دست به دعا برداشته از دولت انقلابی خواهان امداد رسانی به این مردم محاصره شده هستند.
اما در این میان، جبهه معارض، همان ها که سال گذشته به بهانه مرگ طبیعی یک بانوی ایرانی بلوا به پا کردند و دنبال به آتش کشیدن قیصریه بودند و فریاد زن و زندگی شان بلند شده بود، این روزها یا روزه سکوت گرفته اند و یا از روی اجبار دو پهلو بیانیه صادر کرده هر دو طرف ظالم و مظلوم را محکوم می کنند.
برخی از آنان نا باورانه گویی خود را به جهالت زده مدافعین مسلح مردم غزه را به آغاز گر جنگ متهم و محکوم کرده اند. در حالی که کیست که نداند صهیونیست ها ده ها سال است که این جنگ و تجاوز را آغاز کرده است و هر سال حلقه محاصره را تنگ تر و سخت تر می کند.
سوال اساسی این است که چرا جبهه معارض حاضر نیست همراه با مردم ایران و دیگر کشورها، صریح و شفاف جنایات رژیم اشغالگر قدس را محکوم کند؟ چرا به بهانه های واهی از ابراز انزجار علیه نسل کشی صهیونیست ها طفره می رود و صف خود را از ملت جدا کرده است؟ آیا حمایت از ملت مظلوم تا این اندازه سخت و دشوار است؟
دست کم دو پاسخ برای این پرسش مهم وجود دارد. نخست اینکه حمایت و دفاع از ملت مظلوم فلسطین به معنای حمایت از خط مقاومت است. و جبهه مقاومت با محوریت ایران انقلابی شکل گرفته است. دشمنی اینان با حماس و حزب الله لبنان و انصار الله یمن هم بدین خاطر است که آنها دوست ایران انقلابی هستند.
اما دلیل دوم سکوت و عدم شفافیت در محکوم کردن شان ادای دین به صهیونیست ها است. به هر حال، سال گذشته در جریان اغتشاشات خونینی که جبهه مخالف و معارض و معاند علیه ملت و نظام اسلامی به راه انداخته بود، صهیونیست ها و قدرت های غربی تمام توان رسانه ای و مادی خود را جهت حمایت از آنان وارد صحنه کردند. از این رو، متقابلا جبهه معارض وظیفه شان می دانند که در کنار رژیم اشغالگر قدس قرار گیرند و دفاع ملی فلسطینیان را محکوم کنند.
هیچ بدنامی برای جریانات و کنشگران سیاسی بالاتر از این نیست که آنان خود را مدیون دولتی جعلی و غاصب و جنایتکار بدانند و برای ادای دین، مظلومیت ملت ستم دیده را نبینند. در داخل، فریاد وا مظلوما سر می دهند و در سطح منطقه از ظالم حمایت می کنند. نفرت شان از اسلام سیاسی آنان را تا به این درجه از همروی با نظام سلطه جهانی و صهیونیست ها سوق داده است.
اکنون بیش از هر زمان دیگری معلوم می گردد که جانم فدای ایران گفتن شان تا چه اندازه تهی و پوشالی است. هرگز، فدایی ملت در کنار دشمن ملت نمی ایستد.
✍ داود مهدوی زادگان
👉 @mahdavizadegan
چرا جبهه معارض حاضر به دفاع از مردم مظلوم غزه نیست
جبهه معارض، همان ها که سال گذشته به بهانه مرگ طبیعی یک بانوی ایرانی بلوا به پا کردند و دنبال به آتش کشیدن قیصریه بودند و فریاد زن و زندگی شان بلند شده بود، این روزها روزه سکوت گرفته اند.
https://www.farsnews.ir/news/14020814000391/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AC%D8%A8%D9%87%D9%87-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D8%B6-%D8%AD%D8%A7%D8%B6%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D9%85%D8%B8%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%BA%D8%B2%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA
🖌 سکوت و واقع گرایی خفت بار
این روزها که صهیونیست ها به پشتیبانی آمریکا و دیگر دولت های استکباری وحشیانه ترین جنایات جنگی را علیه مردم غزه اعمال می کنند، سکوت روشنفکران غربزده چه معنایی دارد؟
قطعا این سکوت به معنای بی تفاوتی و بی احساسی نیست. اصلاً مگر ممکن است کسانی که از درد و رنج انسان های گوشت و استخوان دار و از انسانیت و کرامت انسانی و معنویت دم می زنند نسبت به این فاجعه غیر انسانی بی تفاوت بمانند. پس، اگر محکوم نمی کنند لاجرم ذهن و دل شان با آنان است.
روشنفکر غربزده بواسطه جنایات رژیم اشغالگر قدس دستانش را برای متقاعد کردن ملت سرکش به پذیرش استیلای قدرت استکباری غرب پُر می پندارد. او از هزینه بالای سرکشی و عصیان سخن می گوید. هراس عمیقی به جان ملت خود می اندازد و از آنان می خواهد که به همین وضعیت راضی باشند و هیچ اراده ای بر تغییر آن نداشته باشند و در غیر این صورت، با هزینه بالای تجاوز، ویرانی، خشونت و محرومیت مواجه می شوند.
غربزدگان از شهروندان خود می خواهند که واقع گرا باشند و آرمان گرایی و استقلال خواهی را کنار بگذارند. واقع گرایی هزینه ها را پایین می آورد. چون دشمن متجاوز مجبور نمی شود چنگ و دندان نشان دهد و خون بریزد. مطیع باشید تا هزینه تان بالا نرود. مطیع باشید تا به زندگی روزمره تان ادامه دهید.
اگر می بینید که روشنفکر غربزده بعد مدتی سکوت، به زبان می آید و از واقع گرایی و هزینههای بالای مقاومت و عصیان سخن میگوید و ذهن و جان مردم را با ترس از خشم دشمن پر می کند، برای همین است که می بیند صهیونیست ها جنایتکار تر از گذشته وارد صحنه شدهاند. این خشونت زبان آنان را درازتر می کند.
اما این چه بد گفتاری است که بجای قدرت ملت به قدرت دشمن تکیه کند. طبیعی است که نفع چنين انذاری برای دشمن ملت خواهد بود و ملت خوارتر و حقیر تر خواهد شد. چون می پذیرد که باید همواره برابر دشمن غدار، سر بزیر و مطیع بود. لذا واقع گرایی غربزدگان برای ملت خفت بار است.
✍ داود مهدوی زادگان
@mahdavizadegan
🔰 رویکرد مطلوب در تایید صلاحیت داوطلب خبرگان رهبری
ثبتنام ششمین دوره انتخابات خبرگان رهبری پایان یافت و جمعی از اهل فضل و علم ثبت نام کردند. در این میان جماعتی که خود را فقه دان و خبره می دانند علیرغم میل باطنی شان ثبت نام نکردند و برای این کارشان هم مساله انحصارگرایی و محدودیت های نظام را پیش کشیده اند.
همین مساله پرسش بنیادی در باب مشارکت داوطلبان خبرگان رهبری را پیش رو می گذارد. اصولا داوطلبان با چه رویکردی شایستگی شرکت در انتخابات خبرگان رهبری را پیدا می کنند؟
این پرسش اساساً آن دسته از فقها و فقه خوانده هایی که باور به جدایی دین از سیاست و عدم مداخله دین در سیاست را دارند شامل نمی شود. چون هم مفروض آنان اجازه ثبت نام را نمی دهد و هم بنیاد سیاسی نظام اسلامی که مبتنی بر عدم جدایی دین از سیاست است نمی تواند پذیرای داوطلبی باشد که مخالف این بنیاد سیاسی است.
اما قطع نظر از رویکرد سکولار و عرفی، دو رویکرد کلی دیگر نیز وجود دارد که از اهل فضل و علم متکی به یکی از آن دو نگاه، داوطلب مشارکت در انتخابات خبرگان می شوند. در اینجا از آن دو رویکرد با عنوان رویکرد " مؤید پایه " و رویکرد " منتقد پایه " یاد می کنیم.
آیا داوطلبان مستند به هر دو رویکرد یاد شده شایستگی و صلاحیت نامزدی در انتخابات خبرگان رهبری را دارند یا خیر؟
برخی از داوطلبان با این نگاه که وظیفه عضو خبرگان معاضدت و پشتیبانی از نهاد رهبری است، ثبت نام می کنند. این نگاه موید پایه است و موافق با فلسفه وجودی مجلس خبرگان رهبری است. چون اصولاً مبنای وظیفه نظارت بر ولی فقیه، حراست و پشتیبانی از اصل ولایت فقیه است. اعضای خبرگان رهبری نظارت می کنند تا ولی فقیه بتواند به درستی ولایت کند.
اما رویکرد دوم که از آن با عنوان منتقد پایه یاد کردیم نگاهی است که به انگیزه نقد و اعتراض بر حکمرانی ولی فقیه، داوطلب عضویت در خبرگان رهبری می شود. مبنای اولیه این دیدگاه بر نقد و اعتراض است و نه معاضدت و پشتیبانی ولی فقیه در امر حکمرانی.
توجیه داوطلب نشدن برخی ها همین رویکرد دوم است. آنان می گویند چون می دانیم به دلیل منتقد رهبری بودن رد صلاحیت می شویم، داوطلب نشدیم.
تردیدی نیست که داوطلب عضویت در خبرگان رهبری با رویکرد موید محور صلاحیت داوطلبی را دارد. چون شأن نزول خبرگان بر حفظ و حراست از نهاد رهبری است. و او وظیفه خود دانسته ولی فقیه را با ارائه نظرات سازنده در امر حکمرانی پشتیبانی کند نه آنکه در جهت تضعیف وی گام بر دارد. نظام اسلامی هم به موید حکمرانی ولایی نیاز دارد و نه مخرب آن.
اما داوطلبی که با رویکرد دوم ثبت نام می کند نمی تواند صلاحیت لازم برای داوطلبی را داشته باشد. چون او از همان ابتدا با نگاه اعتراضی و انتقادی وارد کار شده است. در حالی که گفته شد وظیفه تعریف شده برای عضو خبرگان رهبری معاضدت و پشتیبانی ولی فقیه است. اگر چه این معاضدت می تواند همراه با نقد باشد.
یکی از دلایل مخالفت امام علی علیه السلام با حکمیت ابو موسی اشعری مخالف بودن وی با آن حضرت بود. لذا آن اتفاقی که نباید می افتاد، پیش آمد. چنین اتفاقی در حکمیت نتیجه قهری مخالف خوانی است.
حتی اگر استدلال فوق محل تردید قرار گیرد و دلیلی برای طرد نگاه دوم در میان نباشد، باید به اصل عملی رجوع کرد. اصل عملی بر معاضدت و پشتیبانی ولی فقیه است و نه تضعیف و تخریب وی از طریق انتقاد و اعتراض.
چنانکه اصل برائت - همان اصلی که داوطلبان رد صلاحیت شده به آن استناد می کنند - هم موید این اصل است. ولی فقیه منزه از خطا نیست ولی منزه از اتهام است، مگر خلاف آن ثابت شود. چون او با احراز شرط عدالت برای این مقام انتخاب شده است. مجلس نظارتی که از همان ابتدا محکوم آن مشخص باشد، مجلس نظارت نیست.
بنابر این، باید اعضای خبرگان رهبری از میان داوطلبانی انتخاب شوند که با هدف و انگیزه معاضدت و پشتیبانی ولی فقیه در امر حکمرانی وارد صحنه شده اند. حضور داوطلبی که چنین دیدگاهی را ندارد، نقض غرض در تشریع خبرگان رهبری است
✍ داود مهدوی زادگان
👉 @mahdavizadegan
🖌 پروژه ناتمام مدرنیته با حمایت از اسرائیل غاصب تمام شدنی نیست
❗️ این روزها که رژیم غاصب صهیونیستی علیه مردم مظلوم فلسطین در غزه مشغول جنایات جنگی و نسل کشی سبعانه است، موج گسترده اعتراض و انزجار و محکومیت در سراسر جهان به راه افتاده است. افکار عمومی جهان از دولتمردان و قدرت های غربی به سرکردگی آمریکا می خواهند که جنایات رژیم صهیونیستی را متوقف کنند و نگذارند کارنامه ضد بشری این رژیم متجاوز بیش از این سیاه تر و ننگین تر و نفرت آلودتر شود.
❗️در این میان، افکار عمومی جهان از فیلسوفان و آموزگاران اصول تجدد خواهی و مدافعین حقوق بشر و کرامت انسانی و آزادی و زیست جهان برابر می خواهند که با آنان همراه شده به سکوت تاسف بارشان برابر جنایات غاصبان صهیونیستی پایان دهند و به رسالتی که بر دوش گرفتهاند عمل کنند و با قلم و بیان خود رژیم نامشروع یهودی نما را محکوم کنند.
❗️لکن متأسفانه با گذشت یک ماه از ادامه نسل کشی صهیونیست ها نه فقط موج اعتراضی روشنفکری در جهان علیه جنایات صهیونیست ها به راه نیافتاد بلکه بعضاً شاهد حمایت های آشکار و پنهانی از اعمال اسرائیل غاصب هستیم. چنانکه هابرماس به همراه دو کارشناس سرشناس علوم سیاسی و حقوقدان آلمانی در حمایت از صهیونیست ها بیانیه داده اند.
❗️هابرماس فیلسوف و روشنفکر چپ گرای آلمانی است که به جهت نظریه پردازی های جامعه شناختی اش شهرت جهانی دارد. او عملیات مدافعان ملت فلسطین برای پایان دادن به محاصره چهارده ساله صهیونیست ها و آزاد سازی اسرای فلسطینی را تروریستی و قتل عام حماس با نیت محو زندگی یهودیان خوانده است و بر این اساس گفته است که: " عملیات ارتش اسرائیل علیه این اقدامات تروریستی به لحاظ اصولی موجه است" ( نقل از دویچهوله فارسی ).
❗ در این بیانیه گفته شده که "با وجود تمام نگرانیها نسبت به سرنوشت فلسطینیان در درگیریهای جاری، نسبت دادن نسلکشی به عملیات اسرائیل معیارهای قضاوت را به نابودی میکشد".
❗️روشنفکران چپ گرا در جهان با عنوان روشنفکر معترض شناخته می شوند. آنان اصولاً با تنظیمات سیاسی و اجتماعی موجود دنیای مدرن که نتیجه نظریه پردازی های جامعه شناسان لیبرال و دولت های نظام سرمایه داری است، معترض و مخالفند. اما امروز چه شده است که روشنفکر چپ گرا در کنار روشنفکر راست گرا با دولت های استکباری همراه شده از اسرائیل غاصب حمایت می کند و قتل عام ارتش صهیونیستی را موجه می داند.
❗️اکنون جهان با وضعیت اسفبار روشنفکری مواجه است. جریان فکری که روزگاری رهبری اعتراض علیه نا بسامان ها و بی عدالتی های موجود نظام سرمایهداری را بر عهده داشت، امروز حامی بانیان وضعیت ناعادلانه و غیر انسانی موجود شده است.
❗️البته دعوت روشنفکران به محکوم کردن جنایات صهیونیست ها از سوی افکار عمومی جهان بیانگر آن است که روشنفکری در قرن بیست و یکم مرجعیت سیاسی و اجتماعی خود را از دست داده است بلکه به ابزار توجیه قدرت های استکباری تبدیل شده است.
❗️چگونه است که هابرماس هفتاد و پنج سال جنایت و وحشی گری صهیونیست ها را نمی بیند ولی حمله مدافعان فلسطینی به پایگاه های نظامی اسرائیلی ها را قتل عام یهودیان می خواند؟! این چه اصولی است که کشتار ملت مظلوم فلسطین توسط ارتش صهیونیستی را موجه می خواند و حمله نیروهای محاصره شده را قتل عام یهودیان می نامد؟!
❗️باری، اگر هابرماس گمان کرده راه اتمام پروژه ناتمام مدرنیته در حمایت از ارتش کودک کش اسرائیل است، سخت در اشتباه است.
❗️ امروز صهیونیست ها پاشنه آشیل مدرنیته هستند. حمایت روشنفکری از آنها مدرنیته را به محاق می برد. جنایات جنگی اسرائیلی ها نه فقط معیارهای قضاوت عادلانه را نابود ساخته بلکه اصول تجدد خواهی را از معنا و محتوا تهی خواهد کرد.
⛔️ به هر روی، انتظار افکار عمومی جهان از جریان عمومی روشنفکری این بود که سکوتش را بشکند و در بسیج توده ها علیه جنایات ارتش صهیونیست ها مشارکت کند. اما با مشاهده حمایت شخصیتی چون هابرماس از ارتش جنایتکار اسرائیل، این ذهنیت را قوت بخشیده که اساساً از این جریان خواسته شود که به همان سکوت شان ادامه دهند. شما سکوت کنید بهتر است تا اینکه نا باورانه به نفع نظام سرمایه داری بیانیه ناعادلانه و غیر انسانی صادر کنید.
✍ داود مهدوی زادگان
@mahdavizadegan